English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (13 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
permeable ground U تراوا زمین
pervious ground U تراوا زمین
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
permeable ground U زمین تراوا
pervious ground U زمین تراوا زمین نفوذپذیر
Other Matches
permeable U تراوا
gel permeation chromatography U کروماتوگرافی ژل تراوا
gel filtration U کروماتوگرافی ژل تراوا
permeable membrane U غشای تراوا
permeable materials U مصالح تراوا
permeable membrance U غشای تراوا
semipermeable U نیمه تراوا
semipermeable U نیم تراوا
perforated cutoff U دیواره نیمه تراوا
semipermeable materials U مصالح نیمه تراوا
g.p.c U premeationchromatography gelکروماتوگرافی ژل تراوا
semipervious materials U مصالح نیمه تراوا
clowned U دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowning U دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
ground return U انعکاسات سطح زمین روی صفحه رادار امواج انعکاسی زمین
clowns U دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
touch judge U هریک از داوران مامورمراقبت در طرفین زمین برای تماس توپ با زمین
clown U دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
inductive earthing U زمین پیچکی زمین کردن نقطه ستاره بایک بوبین
hercules U نوعی موشک زمین به زمین با بردزیاد هواپیمای باری هرکولس
pancakes U در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
geotaxis U گرایشی که نیروی جاذبه زمین انراهدایت میکند زمین گرایی
pancake U در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
center field U قسمت دوردست زمین پایگاه 2و چپ و راست زمین بیس بال
regulus U نوعی موشک اتمی هدایت شونده زمین به زمین که بانیروی جت حرکت میکند
frost heave U برامدگی زمین یا سنگفرش که دراثر یخ زدن ایجاد میگردد یخ زدگی وبادکردگی زمین
honest john U نوعی موشک برد کوتاه زمین به زمین توپخانه
nap of the earth U از نزدیک زمین در سطح زمین پرواز سینه مال
off side U سمت راست زمین کریکت مقابل زمین توپزن
tellurian U ساکن زمین دستگاه سنجش حرکات زمین
geognosy U زمین شناسی از لحاظ ساختمان و ترکیب زمین
to break up U از هم جدا شدن [پوسته زمین] [زمین شناسی]
perelotok U زمین یا قشر یخ زده زمین قشر زمستانی زمین
sergeant U گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
styx U نوعی موشک زمین به زمین دریایی
sergeants U گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
rolling terrain U زمین با پستی و بلندی کم زمین هموار
covenant runing with land U شرط منضم به مالکیت زمین تعهد یا شرطی است مربوط به زمین که جزء لازم ولایتجزای ان محسوب میشودو بنابراین به تنهائی قابل انتقال نیست
no man's land U زمین بلاصاحب و غیر مسکون باریکه زمین حد فاصل بین نیروی متخاصم و نیروی خودی
contour flying U پرواز از روی عوارض زمین پرواز به طور مماس باعوارض زمین یا سینه مال
lacrosse U نوعی موشک زمین به زمین
redstone U موشک زمین به زمین رداستون
pershing U موشک زمین به زمین پرشینگ
biosphere U قسمت قابل زندگی کره زمین که عبارتست از جوو اب و خاک کره زمین
contour flight U پرواز سینه مال از روی عوارض زمین پرواز در مسیرعوارض زمین
little john U موشک هانست جان کوچک نوعی موشک زمین به زمین توپخانه
talik U زمین غیر یخ زده در مناطق یخ زده یا در روی لایه منجمد زمین
drops U گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropped U گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropping U گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
drop U گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
compass rose U دایره بزرگی روی کره زمین که در جهت گردش عقربه ساعت از صفر تا 063 درجه بندی شده و بعنوان مبداسنجش و تنظیم قطبنماهای هواپیما روی زمین بکارمیرود
critical point U نقطه مهم و برجسته زمین نقاط حیاتی و مهم زمین
permafrost U لایه یخ زده دایمی زمین پوسته یا لایه منجمد زمین
geomagnetism U نیروی اهن ربایی زمین نیروی جاذبه زمین
topography U نگارش عوارض زمین نشان دادن عوارض زمین
hydrographer U نقشه کش ابهای روی زمین کسیکه عالم به تشریح ابهای روی زمین است
surface to surface missile U موشک زمین به زمین
ground resolution U قدرت نشان دادن قسمتهای کوچک زمین نشان دادن جزئیات زمین
He had a nast fall. U بد جوری خورد زمین ( زمین بدی خورد )
everglade U قطعه زمین باتلاقی علفزار زمین باتلاقی
earth's attraction U جاذبه زمین قوه جاذبه زمین
surface-to-surface U موشک زمین به زمین یا سطح به سطح
surface to surface U موشک زمین به زمین یا سطح به سطح
surface missile U موشک زمین به زمین موشک سطح به سطح موشک سطحی
grazed U زمین
grazes U زمین
real estate U زمین
aerospace U جو زمین
graze U زمین
grass roots U کف زمین
norland U زمین
earthing U زمین
acres U زمین
earths U زمین
earth U زمین
tellus U زمین
globe U زمین
land U زمین
rooter U زمین کن
this earthly round U زمین
globes U زمین
soils U زمین
ground [British] [floor] U کف زمین
floor U کف زمین
floored U کف زمین
floors U کف زمین
floor U کف زمین
land n U زمین
geodetically U زمین
soiling U زمین
field U زمین
ground line U خط زمین
fielded U زمین
soil U زمین
terrain U زمین
fields U زمین
domain U زمین
domains U زمین
ground surface U کف زمین
lackland U بی زمین
cinder tracks U زمین دو
ground U کف زمین
cinder track U زمین دو
ground U زمین
ground U : زمین
acre U زمین
extra terrestrial U زمین
soccer field U زمین فوتبال
ground detector U تستر زمین
ground conection U اتصال زمین
earthward U بسوی زمین
flat ground U زمین تخت
ground cushion U بالشتک زمین
feature line U خط عوارض زمین
flat ground U زمین مسطح
earth terminal U ترمینال زمین
emblements U محصول زمین
landed U زمین دار
ground detector U اشکارساز زمین
earth's attraction U ربایش زمین
elevated ground U زمین بلند
earthwards U بطرف زمین
field of play U زمین بازی
emblements U حاصل زمین
earthwards U سوی زمین
earthward U بطرف زمین
earthmoving U حرکت زمین
earthling U اهل زمین
geosphere U زمین سپهر
geolatry U زمین پرستی
isogeotherm U همدمای زمین
geotherm U همدمای زمین
geoisotherm U همدمای زمین
geoid U زمین دیسه
earth's axis U محور زمین
geoid U زمین وار
geochemistry U زمین شیمی
geodesy U زمین سنجی
geostrategy U زمین شناسی
earth's crust U پوسته زمین
geotropism U زمین گرایی
foreland U زمین جلوامده
gridition U زمین فوتبال
gridiron U زمین فوتبال
greenside U در مجاورت زمین
geotaxis U زمین گرایی
graben U فرو زمین
earthing strap U تسمه زمین
glebe U زمین خاک
earthing U اتصال زمین
glebe U زمین وقف
fault U شکست زمین
palsy U زمین گیری
landfalls U ریزش زمین
landfall U ریزش زمین
field hockey U زمین هاکی
geological U زمین شناختی
geological U زمین شناسی
geology U زمین شناسی
faulted U شکست زمین
faults U شکست زمین
grass U زمین چمن
earthquakes U زمین لرزه
earthquake U زمین لرزه
surveyors U زمین پیما
surveyor U زمین پیما
playgrounds U زمین بازی
playground U زمین بازی
boggy U زمین باطلاقی
grasses U زمین چمن
ends U زمین حریف
ended U زمین حریف
uplands U زمین کوهستانی
uplands U زمین بلند
upland U زمین کوهستانی
upland U زمین بلند
basements U زیر زمین
basement U زیر زمین
terrain U زمین عملیات
terrain U نوع زمین
terrain U زمین ناحیه
borderland U زمین سرحدی
borderlands U زمین سرحدی
laird U صاحب زمین
end U زمین حریف
crusts U پوسته زمین
crust U پوسته زمین
floors U محدوده زمین
floored U محدوده زمین
floor U محدوده زمین
paralysis U زمین گیری
speculation U زمین خواری
bogs U زمین باطلاقی
bog U زمین باطلاقی
lairds U صاحب زمین
terrain U عوارض زمین
above the earth U بالای زمین
earth socket پریز زمین
cricket field U زمین کریکت
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com