Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
intermediate power transistor
U
ترانزیستور با قدرت متوسط
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
low power transistor
U
ترانزیستور با قدرت کم ترانزیستور کم قدرت
high power transistor
U
ترانزیستور قدرت
brake mean effective pressure
U
مقدار محاسبه شده متوسط فشار در سیلندر در مرحله قدرت
bain index
U
شاخصی که بااستفاده از اختلاف بین قیمت و هزینه کل متوسط قدرت انحصار را اندازه گیری میکند
integrate circuit transistor
U
ترانزیستور در مدار مجتمع ترانزیستور مجتمع
empower
U
صاحب اختیار و قدرت کردن قدرت دادن
empowered
U
صاحب اختیار و قدرت کردن قدرت دادن
empowers
U
صاحب اختیار و قدرت کردن قدرت دادن
empowering
U
صاحب اختیار و قدرت کردن قدرت دادن
creativeness
U
قدرت خلاقه قدرت ابداع
transistors
U
ترانزیستور
transistor
U
ترانزیستور
field effect transistor
U
ترانزیستور اف ای تی
npn transistor
U
ترانزیستور ان پی ان
transfer resistor
U
ترانزیستور
pnp transistor
U
ترانزیستور پی ان پی
tranisitor
U
ترانزیستور
planar transistor
U
ترانزیستور مستوی
cut off transistor
U
ترانزیستور قطع
most transistor
U
ترانزیستور ماس
dictatorship of proletariat
U
اصطلاحی است که بوسیله کارل مارکس برای توصیف مرحلهای از سوسیالیسم بکار برده شد .در این مرحله طبقه بورژوا یا سرمایه داران قدرت را از دست می دهند و کارگران قدرت را دراختیار می گیرند .
field effect transistor
U
اف ای تی ترانزیستور با اثر میدان
field effect transistor
U
ترانزیستور اثر میدان
high frequency transistor
U
ترانزیستور فرکانس بالا
saturated transistor
U
ترانزیستور اشباع شده
insulated gate field effect transistor
U
ترانزیستور اف ای تی باگیت عایق
countervailing power
U
قدرت یک گروه که در واکنش به قدرت گروه دیگر بوجود می اید
pnp transistor
U
طرح ترانزیستور دوقط بی که collector
high frequency alloy juction transistor
U
ترانزیستور الیاژی فرکانس بالا
authoritarainism
U
نقطه مقابل اندیویدوالیسم و عبارت ازحکومتی است که در ان ازادی فردی به طور کامل تحت الشعاع قدرت دولت قرار گیرد. قدرت دولت معمولا در گروه کوچکی از پیشوایان متمرکز ومتجلی میشود
drain
U
یکی از سه ترمینال متصل ترانزیستور نوع FET
transistor
U
ترانزیستور سه لایهای از انواع مختلف نیمه هادی
draining
U
یکی از سه ترمینال متصل ترانزیستور نوع FET
generations
U
کامپیوترهایی که از مدارهای مجتمع و نه ترانزیستور استفاده می کنند
generation
U
کامپیوترهایی که از مدارهای مجتمع و نه ترانزیستور استفاده می کنند
double base diode
U
دیود- بیس دوبل ترانزیستور یونی- جانکشن
transistors
U
ترانزیستور سه لایهای از انواع مختلف نیمه هادی
drained
U
یکی از سه ترمینال متصل ترانزیستور نوع FET
drains
U
یکی از سه ترمینال متصل ترانزیستور نوع FET
generations
U
کامپیوتری که به جای دریچه نوری از ترانزیستور استفاده میکند
generation
U
کامپیوتری که به جای دریچه نوری از ترانزیستور استفاده میکند
thirds
U
محدوده کامپیوترها که مدررهای مجتمع به جای ترانزیستور به کار می رفتند
third
U
محدوده کامپیوترها که مدررهای مجتمع به جای ترانزیستور به کار می رفتند
mosfet
U
ترانزیستور میدانی سریع و قوی ساخته شده با روش MOS
radar discrimination
U
قدرت تجزیه و تحلیل هدفهای مختلف از روی صفحه رادار قدرت قرائت هدف از روی صفحه رادار
gradient circuit
U
مدار حساس به تغییر میزان قدرت مکانیسم عامل انفجار مدار حساس به تغییر قدرت چاشنی مین
dtl
U
Logic Transistor Diod منطق میکروالکترونیکی که براتصالات میان دیودهای نیمه هادی و ترانزیستور استواراست
ttl
U
خانواده معروف دروازههای منط قی و طرح موارد ترانزیستوری سریع که ترانزیستور دو قط بی آن مستقیماگ وصل شده اند.
emitter coupled logic
U
طرح مدار منط قی با سرعت بالا با استفاده از انتشار کنندههای ترانزیستور به عنوان خروجی به سایر مراحل
mean sea level
U
ارتفاع متوسط از سطح دریا ارتفاع متوسط اب دریا
transphasor
U
ترانزیستور نوری که از کریستال ساخته شده است که قادر به تنظیم اشعه اصلی نور طبق سیگنال ورودی کوچکتر است
phototransistor
U
نیمه هادی حالت جامد که باجذب نور حفره هایی در ان ایجاد میشود و این جریان توسط عمل ترانزیستور تاچندین برابر تشدید میشود
pmos
U
ترانزیستور نیمه هادی اکسید آهن که از طریق ناحیه کوچکی از نیمه هادی P هدایت میشود
npn transistor
U
طرح ترانزیستور و قط بی با نیمه هادی نوع P برای پایه و نوع n برای collector و emither
moderate
U
متوسط
osculant
U
متوسط
meant
U
متوسط
intermediate
U
متوسط
moderates
U
متوسط
moderated
U
متوسط
moderating
U
متوسط
life expectancy
U
سن متوسط
mediums
U
متوسط
modal
U
متوسط
medium
U
متوسط
life expectancies
U
سن متوسط
intermedial
U
متوسط
tolerable
U
متوسط
mesne
U
متوسط
mediocre
U
متوسط
medium gravle
U
شن متوسط
modals
U
متوسط
averages
U
متوسط
meaner
U
متوسط
meanest
U
متوسط
averaged
U
متوسط
average limit of ice
U
حد متوسط یخ
average
U
حد متوسط
average
U
متوسط
averaging
U
متوسط
averaged
U
حد متوسط
averaging
U
حد متوسط
mean
U
متوسط
averages
U
حد متوسط
average speed
U
سرعت متوسط
average total cost
U
هزینه متوسط کل
medium scale
U
در مقیاس متوسط
mediums
U
متوسط معتدل
mediums
U
مقدار متوسط
normal
U
میانه متوسط
average revenue
U
درامد متوسط
medium voltage
U
ولتاژ متوسط
average value
U
مقدار متوسط
medium wave
U
موج متوسط
middle class
U
طبقه متوسط
par
U
میزان متوسط
halftones
U
رنگ متوسط
medium artillery
U
توپخانه متوسط
halftone
U
رنگ متوسط
duffers
U
بازیگر متوسط
middle classes
U
طبقه متوسط
averagly
U
بطور متوسط
average variable cost
U
هزینه متوسط
average voltage
U
ولتاژ متوسط
medium
U
مقدار متوسط
averagely
U
بطور متوسط
medium
U
متوسط معتدل
middlingly
U
بطور متوسط
mediocrity
U
اندازه متوسط
duffer
U
بازیگر متوسط
average conditions
U
شرایط متوسط
true power
U
توان متوسط
intermediate lampholder
U
سر پیچ متوسط
average efficiency
U
بازده متوسط
average expense
U
هزینه متوسط
average input
U
نهاده متوسط
monthly average
U
متوسط ماهیانه
average latency
U
رکود متوسط
life expectancy
U
عمر متوسط
life expectancies
U
عمر متوسط
average latency
U
تاخیر متوسط
average discharge
U
بده متوسط
average deviation
U
انحراف متوسط
secondarily
U
بطور متوسط
sort of
U
بمقدار متوسط
sort of
U
بمیزان متوسط
girder bridge
U
پل بیلی متوسط
average cost
U
هزینه متوسط
on the a
U
بطور متوسط
subaverage
U
زیر حد متوسط
average depth
U
عمق متوسط
weighted average
U
متوسط وزنی
midway
U
متوسط میانجی
intermediately
U
بطور متوسط
a modest income
U
درآمدی متوسط
average payment
U
پرداخت متوسط
average price
U
قیمت متوسط
average product
U
محصول متوسط
average product
U
تولید متوسط
average productivity
U
بازدهی متوسط
average return
U
بازده متوسط
a medium sized car
U
یک اتومبیل متوسط
average output
U
محصول متوسط
moderate speed
U
سرعت متوسط
middle price
U
قیمت متوسط
average life
U
عمر متوسط
intermediate contrast
U
تغایر متوسط
intermediate high voltage line
U
خط فشار متوسط
intermediate hurdle
U
مانع متوسط
mid range
U
برد متوسط
intermediate pressure
U
فشار متوسط
every Tom, Dick and Harry
<idiom>
U
طبقه متوسط
average yield
U
بازده متوسط
medium frequency
U
بسامد متوسط
above average
<adj.>
U
بالاتر از حد متوسط
over-average
<adj.>
U
بیشتر از حد متوسط
mean time
U
ساعت متوسط
averages
U
مقدار متوسط
average flow
U
جریان متوسط
averaging
U
میانه متوسط
medium carbon steel
U
فولادباکربن متوسط
averaging
U
مقدار متوسط
averages
U
میانه متوسط
above-average
<adj.>
U
بیشتر از حد متوسط
averaged
U
مقدار متوسط
mean speed
U
سرعت متوسط
mean income
U
درامد متوسط
above-average
<adj.>
U
بالاتر از حد متوسط
over-average
<adj.>
U
بالاتر از حد متوسط
mean life
U
عمر متوسط
thins
U
تیم متوسط
above average
<adj.>
U
بیشتر از حد متوسط
medial
U
میانه متوسط
above-average
<adj.>
U
بیش از حد متوسط
over-average
<adj.>
U
بیش از حد متوسط
mean price
U
قیمت متوسط
median income
U
درامد متوسط
median gray
U
خاکستری متوسط
above average
<adj.>
U
بیش از حد متوسط
thin
U
تیم متوسط
thinned
U
تیم متوسط
thinners
U
تیم متوسط
thinnest
U
تیم متوسط
medially
U
بطورمیانه یا متوسط
mediterranean sea
U
بحر متوسط
meanest
U
میانه متوسط
medium cloud
U
ابرهای متوسط
mean
U
میانه متوسط
mean value
U
مقدار متوسط
mean deviation
U
انحراف متوسط
mean velocity
U
سرعت متوسط
mean daily
U
متوسط روزانه
mean chord
U
وتر متوسط
mean depth
U
عمق متوسط
meaner
U
میانه متوسط
average
U
میانه متوسط
m.f.
U
فرکانس متوسط
mean stress
U
خستگی متوسط
average
U
مقدار متوسط
averaged
U
میانه متوسط
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com