Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
allowed energy levels
U
ترازهای انرژی مجاز
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
subsidiary quantum level
U
ترازهای کوانتومی فرعی
virtual level
U
تراز انرژی سیستم هستهای داخل اتم که انرژی برانگیزش ان کمتر از کمترین انرژی جداشده از ذره هستهای بیشتر است
piggyback
U
دستیابی غیر مجاز به سیستم کامپیوتری که باید از طریق کلمه رمز یا ترمینال کاربر مجاز انجام شود
piggybacks
U
دستیابی غیر مجاز به سیستم کامپیوتری که باید از طریق کلمه رمز یا ترمینال کاربر مجاز انجام شود
legit
U
نمایش مجاز تاتر مجاز
pair production
U
تغییر شکل انرژی سینتیک فوتون یا هر ذره پر انرژی به جرم
intrinsic energy
U
انرژی موجود در یک ترکیب شیمیایی انرژی ذاتی
visiting correspondent
U
نماینده بازدید کننده مجاز نماینده مجاز رسانههای گروهی برای بازدید از صحنه عملیات یا قسمتهای ارتشی
energy transition
U
عبور انرژی
[ عبور عرضه انرژی ازسوخت سنگواره ای به سوخت پایدار ]
european unclear a energy agency
U
اداره انرژی هستهای اروپا یکی از سازمانهایی که درسال 8591 در بطن سازمان همکاری اقتصادی اروپا و به منظور تولید انرژی اتمی وبرای مقاصد صلح امیز درکشورهای اروپای غربی ایجاد شده است
fission to yield ratio
U
توان بمب اتمی نسبت انرژی شکافت اتمی به انرژی حاصله از پرتاب بمب
authorized level of organization
U
سطح مجاز پرسنل سازمانی سطح مجاز سازمانی
sound absorption
U
خاصیت تبدیل انرژی صوتی خاصیت جذب انرژی صوتی
tropologic
U
مجاز
toluene
U
حد مجاز
licensed
U
مجاز
certified
U
مجاز
licensable
U
مجاز
admissible
U
مجاز
metonymy
U
مجاز
legal
U
مجاز
commissioned
U
مجاز
permitted
U
مجاز
lawful
U
مجاز
permissible
U
مجاز
allowed
U
مجاز
authorised
U
مجاز
rated
U
مجاز
authorized
U
مجاز
permissive
U
مجاز
admittable
U
مجاز
at liberty
U
مجاز
authorrized
U
مجاز
allowable
U
مجاز
admissibll
U
مجاز
allowable load
U
بار مجاز
fair game
U
شکار مجاز
working load
U
بار مجاز
allowable cargo load
U
حداکثربار مجاز
tolerances
U
خطای مجاز
allowable cargo load
U
بار مجاز
permissible deviation
U
تفاوت مجاز
admitance
U
روا مجاز
legitimised
U
مجاز کردن
legitimises
U
مجاز کردن
tolerances
U
تفاوت مجاز
authorised clerk
U
واسطه مجاز
authorized allowance
U
سهمیه مجاز
allowed vibrations
U
ارتعاشهای مجاز
on the house
<idiom>
U
مجاز درکاری
authorise
U
مجاز نمودن
licensing hours
زمان مجاز
working stress
U
تنش مجاز
legitimizes
U
مجاز کردن
legitimized
U
مجاز کردن
legitimize
U
مجاز کردن
allowable stress
U
تنش مجاز
legitimization
U
مجاز کردن
legitimising
U
مجاز کردن
authorized bank
U
بانک مجاز
revocable contract
U
عقد مجاز
doses
U
مقدار مجاز
authorized program
U
برنامه مجاز
dosing
U
مقدار مجاز
contraband
U
غیر مجاز
authorized strength
U
استعداد مجاز
permissible velocity
U
تندی مجاز
permissibly
U
بطور مجاز
circuit allocated use
U
مدارچانلهای مجاز
legitimizing
U
مجاز کردن
bag limit
U
حد مجاز صید
bona fide holder
U
دارنده مجاز
prescribed load
U
بار مجاز
dosed
U
مقدار مجاز
dose
U
مقدار مجاز
safe load
U
بار مجاز
speed limits
U
سرعت مجاز
speed limit
U
سرعت مجاز
allowable level
U
تراز مجاز
troplogy
U
مجاز گوئی
trope
U
مجاز استعاره
permissible dosage
U
دوز مجاز
permissible load
U
بار مجاز
tolerance limit
U
خطای مجاز
authorized manpower
U
استعدادپرسنلی مجاز
permissible velocity
U
سرعت مجاز
ban item
U
غیر مجاز
tolerance
U
تفاوت مجاز
allowance
U
میزان مجاز
delegation of authority
U
مجاز شمردن
permitting
U
مجاز کردن
permits
U
مجاز کردن
permit
U
مجاز کردن
freed
U
مجاز منفصل
not allowed
U
غیر مجاز
maximum prr ermissible
U
مجاز حداکثر
freeing
U
مجاز منفصل
lawfully
U
به طور مجاز
unauthorized
U
غیر مجاز
frees
U
مجاز منفصل
complemented
U
حد مجاز مکمل
complement
U
حد مجاز مکمل
metonym
U
مجاز مرسل
allowances
U
میزان مجاز
free
U
مجاز منفصل
height clearance
U
ارتفاع مجاز
accredited
U
مجاز معتبر
idiographic
U
وابسته به مجاز
settings
U
شدت مجاز
figuratively
U
بطور مجاز
impermissible
U
غیر مجاز
complements
U
حد مجاز مکمل
setting
U
شدت مجاز
tolerance
U
خطای مجاز
justifiability
U
مجاز بودنی
licit
U
روا مجاز
complementing
U
حد مجاز مکمل
security
U
مشخصات کاربران مجاز
tare
U
وزن مجاز یک فرف
manpower cieling
U
حداکثرنیروی انسانی مجاز
maximum allowable concentration
U
حداکثر غلظت مجاز
acceptance tolerance
U
حد مجاز قابل قبول
authorized allowance supplies
U
سهمیه اماد مجاز
taxi stand
U
ماندگاه مجاز تاکسی
maximum permissible voltage
U
ولتاژ مجاز حداکثر
personnel authorization
U
جدول پرسنلی مجاز
authorized manpower
U
نیروی انسانی مجاز
personnel authorization
U
سطح پرسنلی مجاز
circuit allocated use
U
سهمیه مدارهای مجاز
safe loads tables
U
جداول بارهای مجاز
licitly
U
بطور مجاز یا مشروع
illigal character
U
دخشه غیر مجاز
illicit advertising
U
تبلیغ غیر مجاز
table of allowance
U
جدول سهمیه مجاز
authorized parts list
U
سهمیه مجاز قطعات
ratings
U
نحوه عملکرد مجاز
authorized parts list
U
لیست قطعات مجاز
tensile stress
U
تنش کششی مجاز
permissible dosage
U
میزان داروی مجاز
ranges
U
مجموعه مقادیر مجاز
range
U
مجموعه مقادیر مجاز
number
U
مجموعه مقادیر مجاز
illigal character
U
کاراکتر غیر مجاز
allowed quantum state
U
حالت کوانتومی مجاز
rating
U
نحوه عملکرد مجاز
peak strenght
U
حداکثر استعداد مجاز
numbers
U
مجموعه مقادیر مجاز
allowable cabin load
U
بار مجاز هواپیما
twenty four hour charge rate
U
امپر مجاز باتری
ranged
U
مجموعه مقادیر مجاز
prescribed load
U
بار مهمات مجاز
forbidden band
U
نوار غیر مجاز
eligible traffic
U
عبور و مرور مجاز
authorized allowance supplies
U
سهمیه مجاز اماد
maximum permissible load
U
بار مجاز حداکثر
lincense or cence
U
مجاز کردن پروانه دادن
overdraft
U
برداشت اب بیش از اندازه مجاز
overdrafts
U
برداشت اب بیش از اندازه مجاز
Chartered ( certified public ) accountant .
U
حسابدار قسم خورده ( مجاز )
game fish
U
ماهی مجاز برای صیادی
pass reciever
U
دریافت کننده مجاز پاس
authorized stockage list
U
لیست ذخیره انبار مجاز
symmetry allowed reaction
U
واکنش مجاز از لحاظ تقارن
personnel ceiling
U
سقف استعداد مجاز پرسنلی
frequency tolerance
U
میزان تغییر مجاز فرکانس
maximum safe temperature
U
درجه حرارت مجاز حداکثر
fishable
U
مناسب یا مجاز برای ماهیگیری
allowable cargo load
U
فرفیت بار مجاز هواپیما
countermining distance
U
فاصله مجاز بین دومین
illicit
U
قاچاقی نامشروع غیر مجاز
surcharge of common
U
استفاده بیش از حد مجاز ازچراگاه
peace time complement
U
استعداد مجاز زمان صلح
on the deck
U
پرواز در حداقل ارتفاع مجاز
open season
U
فصل مجاز ماهیگیری یا شکار
authorized
U
شخصی که مجاز است به دستیابی به یک سیستم
clearer
U
مجاز کردن یک سخت افزاربرای استفاده
clearest
U
مجاز کردن یک سخت افزاربرای استفاده
clears
U
مجاز کردن یک سخت افزاربرای استفاده
clear
U
مجاز کردن یک سخت افزاربرای استفاده
under the counter
U
داروی بدون نسخه وغیر مجاز
butt ending
U
ضربه غیر مجاز با انتهای چوب
peace time establishment
U
جدول استعداد مجاز زمان صلح
spanned
U
مجموعه مقادیر مجاز بین بیشترین حد و کمترین حد
maximum
U
بزرگترین عددی استفاده میشود یا مجاز است
span
U
مجموعه مقادیر مجاز بین بیشترین حد و کمترین حد
metonym
U
لغت وکلمهای که بصورت کنایه یا مجاز بکارمیرود
ultra vires
U
بیش از حد مجاز قانونی متجاوز از حدود اختیار
pass interference
U
جلوگیری غیر مجاز حریف ازگرفتن پاس
spanning
U
مجموعه مقادیر مجاز بین بیشترین حد و کمترین حد
spans
U
مجموعه مقادیر مجاز بین بیشترین حد و کمترین حد
maximum permissible temperature rise
U
حداکثر مقدار افزایش درجه حرارت مجاز
authorized strength of theater
U
استعداد مجاز صحنه عملیات از نظر پرسنلی
doping
U
نیروی کاذب حاصل از داروهای غیر مجاز
date of grace
U
مدت مجاز برای پرداخت سفته و برات پس از سر رسید
allowance for anticipated
U
سهمیه مجاز تلفات پیش بینی شده اماد
invalids
U
شخصی که مجاز به استفاده از کامپیوتر یا اتصال به یک شبکه نیست
invalid
U
شخصی که مجاز به استفاده از کامپیوتر یا اتصال به یک شبکه نیست
talking is not permitted
U
سخن گفتن مجاز نیست صحبت ممنوع است
trespasses
U
تعدی دعوی خسارت در مورد ورودغیر مجاز به ملک خواهان
trespass
U
تعدی دعوی خسارت در مورد ورودغیر مجاز به ملک خواهان
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com