English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (32 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
preparative U تدارکی مربوط به تهیه کردن چیزی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
victual U مربوط به تهیه اذوقه مربوط به تامین خوار و بار
finances U بودجه چیزی را تهیه کردن
finance U بودجه چیزی را تهیه کردن
financing U بودجه چیزی را تهیه کردن
financed U بودجه چیزی را تهیه کردن
outlines U مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
outlining U مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
outline U مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
outlined U مختصر یا خلاصه چیزی را تهیه کردن
to pull off something [contract, job etc.] U چیزی را تهیه کردن [تامین کردن] [شغلی یا قراردادی]
skeletonizer U تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
preparatory U مربوط به تهیه یامقدمات
logistics U اقدامات مربوط به تهیه و توزیع
to shoot oneself in the foot <idiom> U بد اداره کردن [چیزی مربوط به خود شخص] [اصطلاح]
preparatory U امایشی تدارکی
controls U مربوط به چیزی یا اطمینان یافتن از چیزی که بررسی میشود
controlling U مربوط به چیزی یا اطمینان یافتن از چیزی که بررسی میشود
control U مربوط به چیزی یا اطمینان یافتن از چیزی که بررسی میشود
to concern something U مربوط بودن [شدن] به چیزی [ربط داشتن به چیزی] [بابت چیزی بودن]
selenodetic U امور مربوط به تهیه نقشه یانقشه برداری از کره ماه
laying up U تهیه کردن سر پل دریایی تهیه سرپل ساحلی
quadruplication U تهیه چیزی درچهارنسخه
copy U تهیه نمونه اولیه از هر چیزی فرمان COPY در سیستم عامل DOS
copying U تهیه نمونه اولیه از هر چیزی فرمان COPY در سیستم عامل DOS
copies U تهیه نمونه اولیه از هر چیزی فرمان COPY در سیستم عامل DOS
copied U تهیه نمونه اولیه از هر چیزی فرمان COPY در سیستم عامل DOS
documentation U متنهای مربوط به چیزی
entitative U واقعی مربوط بوجودخارجی چیزی
origination U کار مربوط به خلق چیزی
functional U مربوط به نحوه کار چیزی
stat [on something] U آمار [مربوط به چیزی] [اصطلاح روزمره]
stat [on something] U ارقام [مربوط به چیزی] [اصطلاح روزمره]
organizational U مربوط به روشی که چیزی مرتب شده است
purveys U تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purvey U تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveying U تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveyed U تهیه کردن سورسات تهیه کردن
stat [on something] U واقعیت ها به صورت اعداد [مربوط به چیزی] [اصطلاح روزمره]
graphical U مربوط به چیزی که گرافیکی نشان داده شده است
to shoot oneself in the foot <idiom> U بدبکار بردن [چیزی مربوط به خود شخص] [اصطلاح]
to watch something U مراقب [چیزی] بودن [توجه کردن به چیزی] [چیزی را ملاحظه کردن]
to stop somebody or something U کسی را یا چیزی را نگاه داشتن [متوقف کردن] [مانع کسی یا چیزی شدن] [جلوگیری کردن از کسی یا از چیزی]
super U : پیشوندی است بمعنی مربوط ببالا- واقع درنوک چیزی- بالایی- فوق- برتر- مافوق-ارجح-بیشتر و ابر
nerd U شخصی که صرفا کامپیوتری شده است و به سختی درباره چیزی که مربوط به فناوری نباشد حرف می زند یا فکر میکند
nerds U شخصی که صرفا کامپیوتری شده است و به سختی درباره چیزی که مربوط به فناوری نباشد حرف می زند یا فکر میکند
extension U طولانی تر کردن چیزی .افزودن چیزی به چیزی دیگر برای طولانی تر کردن آن
extensions U طولانی تر کردن چیزی .افزودن چیزی به چیزی دیگر برای طولانی تر کردن آن
to portray somebody [something] U نمایش دادن کسی یا چیزی [رل کسی یا چیزی را بازی کردن] [کسی یا چیزی را مجسم کردن]
purveying U تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveys U تهیه اذوقه تهیه سورسات
purvey U تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveyed U تهیه اذوقه تهیه سورسات
schematize U بصورت برنامه دراوردن طرح یا نقشهای تهیه کردن ابتکار کردن
pre engage U ازپیش برای خود تهیه کردن تعهد قبلی کردن
castellation U تهیه استحکامات تدافعی سنگربندی کردن مستحکم کردن
to regard something as something U چیزی را بعنوان چیزی تفسیر کردن [تعبیر کردن]
to see something as something [ to construe something to be something] U چیزی را بعنوان چیزی تفسیر کردن [تعبیر کردن]
lay hands upon something U جای چیزی را معلوم کردن چیزی را پیدا کردن
supplied U تهیه کردن
processes U تهیه کردن
afford U تهیه کردن
preparing U تهیه کردن
process U تهیه کردن
affords U تهیه کردن
procure U تهیه کردن
provision U تهیه کردن
affording U تهیه کردن
afforded U تهیه کردن
prepare U تهیه کردن
procuring U تهیه کردن
prepares U تهیه کردن
procured U تهیه کردن
procures U تهیه کردن
catered U تهیه کردن
catering U تهیه کردن
administered U تهیه کردن
caters U تهیه کردن
administer U تهیه کردن
provide U تهیه کردن
cater U تهیه کردن
provides U تهیه کردن
administers U تهیه کردن
administering U تهیه کردن
supplying U تهیه کردن
blends U تهیه کردن
blend U تهیه کردن
to find in U تهیه کردن
supply U تهیه کردن
orchestrating U هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
orchestrated U هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
orchestrate U هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
back up U کپی پشتیبان تهیه کردن پشتیبانی کردن
back-up U کپی پشتیبان تهیه کردن پشتیبانی کردن
orchestrates U هماهنگ و موزون کردن ارکست تهیه کردن
to depict somebody or something [as something] U کسی یا چیزی را بعنوان چیزی توصیف کردن [وصف کردن] [شرح دادن ] [نمایش دادن]
to appreciate something U قدر چیزی را دانستن [سپاسگذار بودن] [قدردانی کردن برای چیزی]
modifying U تغییر داده چیزی یا مناسب استفاده دیگر کردن چیزی
modify U تغییر داده چیزی یا مناسب استفاده دیگر کردن چیزی
modifies U تغییر داده چیزی یا مناسب استفاده دیگر کردن چیزی
enables U تهیه کردن برای
conserving U کنسرو تهیه کردن
extemporises U فورا تهیه کردن
to lay in a stock U موجودی تهیه کردن
enabled U تهیه کردن برای
enabling U تهیه کردن برای
process U تهیه و تولید کردن
getting U تهیه کردن فهمیدن
get U تهیه کردن فهمیدن
whomp up U بسرعت تهیه کردن
processes U تهیه و تولید کردن
enable U تهیه کردن برای
extemporize U فورا تهیه کردن
conserves U کنسرو تهیه کردن
quadruplicate U در چهارنسخه تهیه کردن
gets U تهیه کردن فهمیدن
conserved U کنسرو تهیه کردن
program U برنامه تهیه کردن
extemporising U فورا تهیه کردن
effigies U تمثال تهیه کردن
conserve U کنسرو تهیه کردن
bill U تهیه کردن صورتحساب
prearrange U قبلا تهیه کردن
fund U تهیه وجه کردن
extemporized U فورا تهیه کردن
funded U تهیه وجه کردن
preparations U تهیه کردن اتش
programme U برنامه تهیه کردن
preparation U تهیه کردن اتش
programs U برنامه تهیه کردن
harnessed U اشیاء تهیه کردن
harnessing U اشیاء تهیه کردن
extemporizing U فورا تهیه کردن
triplicate U در سه نسخه تهیه کردن
harness U اشیاء تهیه کردن
programmes U برنامه تهیه کردن
extemporizes U فورا تهیه کردن
extemporised U فورا تهیه کردن
bills U تهیه کردن صورتحساب
effigy U تمثال تهیه کردن
coveting U میل به تملک چیزی کردن طمع به چیزی داشتن
covet U میل به تملک چیزی کردن طمع به چیزی داشتن
correction U صحیح کردن چیزی تغییری که چیزی را درست میکند
covets U میل به تملک چیزی کردن طمع به چیزی داشتن
to scramble for something U هجوم کردن با عجله برای چیزی [با دیگران کشمکش کردن برای گرفتن چیزی]
to draw up U تهیه کردن درصف اوردن
scabble U زمخت وناصاف تهیه کردن
bossing U نقش برجسته تهیه کردن
to provide for old age U برای پیری تهیه کردن
mush U حریره اردذرت تهیه کردن
circumstantiate U امارات لازمه را تهیه کردن
drafts U تهیه کردن پیش نویس
drafted U تهیه کردن پیش نویس
boss U نقش برجسته تهیه کردن
to serve the city with water U اب برای شهر تهیه کردن
bosses U نقش برجسته تهیه کردن
draft U تهیه کردن پیش نویس
aminister U تهیه کردن بکار بردن
bossed U نقش برجسته تهیه کردن
to raise funds U تهیه وجه یاسرمایه کردن
handwrite U نسخه خطی تهیه کردن
think nothing of something <idiom> U فراموش کردن چیزی ،نگران چیزی بودن
program loans U قرضههای مربوط به برنامههای رشد و توسعه وامهای مربوط به اجرای برنامه ها
tactical U مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
tactically U مربوط به فن به کاربردن یکانها در نبرد مربوط به فن جنگ از نظر نظامی
inferences U روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
inference U روش تغییر نتیجه اطلاعات مربوط به شخص با استفاده از دادههای مختلف مربوط به افراد
bioclimatic U مربوط به اقلیم شناسی مربوط به اب و هوا و نحوه زندگی
elevation guidance U دستورات مربوط به صعودهواپیما راهنماییهای مربوط به صعود هواپیما
develops U توسعه دادن وضعیت تهیه کردن
revictual U دوباره غذا یا خواربار تهیه کردن
financed U علم دارایی تهیه پول کردن
financing U علم دارایی تهیه پول کردن
munition U تدارکات جنگ افزار تهیه کردن
finance U علم دارایی تهیه پول کردن
finances U علم دارایی تهیه پول کردن
develop U توسعه دادن وضعیت تهیه کردن
sleep on it <idiom> U به چیزی فکر کردن ،به چیزی رسیدگی کردن
rectify U درست کردن چیزی یاصحیح کردن چیزی
rectified U درست کردن چیزی یاصحیح کردن چیزی
rectifies U درست کردن چیزی یاصحیح کردن چیزی
genital U مربوط به توالد و تناسل مربوط به دستگاه تناسلی
auditory U مربوط بشنوایی یا سامعه مربوط به ممیزی وحسابداری
to give up [to waste] something U ول کردن چیزی [کنترل یا هدایت چیزی]
see about (something) <idiom> U دنبال چیزی گشتن ،چیزی را چک کردن
mekeready U تهیه واماده کردن فرم وصفحه و گراور
mekeready U وسایل تهیه کردن فرم وصفحه بندی
formulation U تهیه جمع اوری فرمول بندی کردن
furnish U تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
finance U درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
financed U درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
finances U درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
financing U درکارهای مالی داخل شدن سرمایه تهیه کردن
furnishes U تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
furnishing U تهیه دیدن مجهز کردن دادن وسایل واماد
procurement U تهیه و انجام خدمات و اماد تدارک کردن وسایل
bookings U نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
booking U نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
furnishing U مزین کردن تهیه کردن
furnish U مزین کردن تهیه کردن
put out U تهیه کردن اشفته کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com