English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
count U تداد میلههای افتاده با گوی اول بولینگ بعد ازکسب استرایک
counted U تداد میلههای افتاده با گوی اول بولینگ بعد ازکسب استرایک
counting U تداد میلههای افتاده با گوی اول بولینگ بعد ازکسب استرایک
counts U تداد میلههای افتاده با گوی اول بولینگ بعد ازکسب استرایک
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
dead wood U میلههای افتاده بولینگ که درجا می ماند
fills U تعداد میلههای افتاده بولینگ با گوی دوم
fill U تعداد میلههای افتاده بولینگ با گوی دوم
pinfall U تعداد میلههای افتاده با یک گوی بولینگ ضربه فنی کشتی
mixers U انداختن میلههای بولینگ با میلههای دیگر
mixer U انداختن میلههای بولینگ با میلههای دیگر
christmass tree U ضربهای در بولینگ که میلههای 3 و 7 و 01 را برای راست دست و میلههای 2 و7 و 01 را برای چپ دست باقی می گذارد
maples U میلههای بولینگ
spiller U انداختن تمام میلههای بولینگ با
hig low jack U ضربهای در بولینگ که میلههای 7 و 01 را جا می گذارد
pin deck U قسمت زیر میلههای بولینگ
setup U وضع قرارگرفتن میلههای بولینگ
converting U انداختن تمام میلههای باقیمانده بولینگ
half worcester U ضربهای در بولینگ که میلههای 3 و 9 یا 2 و 8 را جامی گذارد
golden gate U پرتابی در بولینگ که میلههای 4 و 6 و 7 و 01 راباقی می گذارد
convert U انداختن تمام میلههای باقیمانده بولینگ
converted U انداختن تمام میلههای باقیمانده بولینگ
pocket split U باقی ماندن میلههای 5 و 7یا 5 و 9 بولینگ
converts U انداختن تمام میلههای باقیمانده بولینگ
double pinochle U ضربهای در بولینگ که میلههای 4 و 6 و 7 و 01 را بجامی گذارد
big four U ضربهای در بولینگ که میلههای 4 و 6 و 7 و 01 را بجامی گذارد
bedpost U ضربهای در بولینگ که میلههای 7 و 01 را بجا می گذارد
bucket U جاگذاشتن میلههای 2 و 4 و5 و 8 بولینگ از بازیگر راست دست و میلههای 3 و 5 و 6و 9 از بازیگر چپ دست
buckets U جاگذاشتن میلههای 2 و 4 و5 و 8 بولینگ از بازیگر راست دست و میلههای 3 و 5 و 6و 9 از بازیگر چپ دست
pick a cherry U ناتوانی در انداختن تمام میلههای اسان بولینگ
pinsetter U وسیله گذاشتن میلههای بولینگ بجای خود
blow U ناتوانی درانداختن تمام میلههای بولینگ با دو ضربه
foundation U انداختن تمام میلههای بولینگ در دور نهم
baby split U وضعی که میلههای 2 و 7 یا3 و 01 بولینگ باقی می ماند
blows U ناتوانی درانداختن تمام میلههای بولینگ با دو ضربه
pinspotter U وسیله گذاشتن میلههای بولینگ بجای خود
pumpkins U پرتابی که تعداد کمی از میلههای بولینگ را می اندازد
pumpkin U پرتابی که تعداد کمی از میلههای بولینگ را می اندازد
pits U منطقه فرود در پرشها حفره پشت میلههای بولینگ
worcester U باقی گذاشتن تمام میله هابجز میلههای 1 و 5 بولینگ
wood U چوب گلف با دسته دراز و سرچوبی میلههای بولینگ
pit U منطقه فرود در پرشها حفره پشت میلههای بولینگ
counting U حساب امتیازهای یک ضربه بیلیارد ناتوانی درانداختن تمام میلههای بولینگ
count U حساب امتیازهای یک ضربه بیلیارد ناتوانی درانداختن تمام میلههای بولینگ
counts U حساب امتیازهای یک ضربه بیلیارد ناتوانی درانداختن تمام میلههای بولینگ
counted U حساب امتیازهای یک ضربه بیلیارد ناتوانی درانداختن تمام میلههای بولینگ
spread eagle U سرخوردن با عقب اسکیتهای چسبیده بهم بجا گذاشتن میلههای 2 و 3 و 4 و 6 و 7 و01 بولینگ
spot bowler U بازیگری که بجای نشانه گیری به میلههای بولینگ بجای معینی روی مسیرهدفگیری میکند
pocket U کیسه یاجیبهای 6 گانه میز بیلیارد انداختن گوی به کیسه دربازی بیلیارد فاصله بین میلههای 1 و 3 برای بازیگرراست دست و 1 و 2 برای بازیگر چپ دست بولینگ
pockets U کیسه یاجیبهای 6 گانه میز بیلیارد انداختن گوی به کیسه دربازی بیلیارد فاصله بین میلههای 1 و 3 برای بازیگرراست دست و 1 و 2 برای بازیگر چپ دست بولینگ
turkeys U 3 امتیاز کامل استرایک پی درپی
turkey U 3 امتیاز کامل استرایک پی درپی
strike out U تمام کردن بازی با سه استرایک پی در پی در بخش دهم
behind the times <idiom> U از مد افتاده عقب افتاده فرهنگی
connections U میلههای رابط
leave U میلههای جامانده
four horsemen U جا گذاشتن میلههای 1 و 2 و4 و 7 یا 1 و 3 و 6 و 01
leaving U میلههای جامانده
grates U میلههای اهنی
grated U میلههای اهنی
split U میلههای باقیمانده
seal bars U میلههای اب بندی
rods of corti U میلههای کورتی
grate U میلههای اهنی
net posts U میلههای تور
parallel bars U میلههای پارالل
picket fence U جاگذاشتن میلههای 1 و 2 و4 و 7 یا 1 و 3 و 6 و 01
grated U پنجره میلههای اهخنی
bacillar U بشکل میلههای کوچک
cross barred U دارای میلههای عرضی
bacillary U بشکل میلههای کوچک
driving bit U هویزه میلههای اسب
stanchion U میلههای عمودی ناو
seat bars U میلههای تکیه گاه
grates U پنجره میلههای اهخنی
grate U پنجره میلههای اهخنی
ends U میلههای تحت دفاع بازیگرمعین
ended U میلههای تحت دفاع بازیگرمعین
gridiron U خطوط یا میلههای فلزی مشبک
handing U میلههای تسخیرشده حریف در پایان
hand U میلههای تسخیرشده حریف در پایان
end U میلههای تحت دفاع بازیگرمعین
wicketkeeper U توپگیر مدافع میلههای کریکت
sour apple U ضربهای که میلههای 5 و01 را باقی میگذارد
throw out U سوزاندن توپزن با ضربه به میلههای کریکت
studs U زائدهائی که در میلههای گرد بکار میرود
square out U ضربه از خارج محدوده میلههای کریکت
take guard U وضع دفاعی توپزن جلو میلههای کریکت
grid U بارشته ها و میلههای درهم وبر هم مجهز کردن
grids U بارشته ها و میلههای درهم وبر هم مجهز کردن
lanternpinion U چرخ کوچکی که میلههای عمودی داردو مانند است به فانوس
curled U بولینگ روی یخ
bowl U بازی بولینگ
bowls U بازی بولینگ
curl U بولینگ روی یخ
bowling U بازی بولینگ
bocci U بولینگ ایتالیایی
bowling alleys U تالار بولینگ
bowling alley U تالار بولینگ
curls U بولینگ روی یخ
sashes U قاب دورشیشه در یاپنجره که شامل میلههای چوبی بین شیشه ها نیزمیباشد
bar graph U گرافی که مقادیر در آن به صورت میلههای افقی و عمودی نشان داده میشود
columnar U گرافی که مقادیر به صورت میلههای عمودی و افقی نمایش داده می شوند
chopsticks U میلههای عاج یا چوبی که چینی ها برای خوردن برنج از ان استفاده میکنند
sash U قاب دورشیشه در یاپنجره که شامل میلههای چوبی بین شیشه ها نیزمیباشد
carry U انداختن یک یا دو میله بولینگ
carrying U انداختن یک یا دو میله بولینگ
carried U انداختن یک یا دو میله بولینگ
kingpin U میله شماره 5 بولینگ
carries U انداختن یک یا دو میله بولینگ
lawn bowling U بولینگ روی چمن
nine pins U نوعی بولینگ قدیمی
tenpin U بازی بولینگ ده میلهای
kingpin U میله بازی بولینگ
dead U گوی بولینگ ضعیف
directors U سرپرست تیم بولینگ
director U سرپرست تیم بولینگ
headpin U میله شماره 1 بولینگ
skittle U میله چوبی بولینگ
mother-in-law U میله شماره 7 بولینگ
bowling bag U ساک بازیگر بولینگ
candlepin U میله باریک بولینگ
mothers-in-law U میله شماره 7 بولینگ
dutchman U بازیگر بولینگ هلندی
ball return U بازگشت گوی بولینگ
histogram U گرافی که روی آن مقادیر به صورت میلههای افقی و عمودی نشان داده می شوند
screw picket U میلهای که سر ان پیچی شکل باشد میلههای پیچ دار پایه سیم خاردار
bar chart U گرافی که مقادیر در آن به صورت میلههای افقی و عمودی نشان داده شده اند
crankpin U قسمت استوانهای دسته میل لنگ که میلههای رابط بدان متصل میشود
whacked <adj.> U از پا افتاده
archaic <adj.> U از مد افتاده
elliptic U افتاده
ripest U جا افتاده
riper U جا افتاده
old hat U از مد افتاده
downfallen U افتاده
out of date U از مد افتاده
low U افتاده
footworn U از پا افتاده
crest fallen U افتاده
old fashioned U از مد افتاده
the meshes of a sieve mesh U در هم افتاده
unassuming U افتاده
fallen U افتاده
ripe U جا افتاده
meek U افتاده
mellow U جا افتاده
mellowed U جا افتاده
mellowing U جا افتاده
mellows U جا افتاده
modest U افتاده
flagging U افتاده
whacked U از پا افتاده
ten strike U ضربت بازی بولینگ ده میلهای
dutch 00 U بولینگ هلندی با حساب 002
ninepin U بازی بولینگ با 9 میله چوبی
semi roller U پرتاب دورانی گوی بولینگ
semi spinner U پرتاب دورانی گوی بولینگ
flat apple U گوی بولینگ خارج از بازی
flat ball U گوی بولینگ خارج از بازی
pitch U زاویه سوراخهای گوی بولینگ
pitches U زاویه سوراخهای گوی بولینگ
tenpins U بولینگ 01 میلهای با گوی سنگین
bowls U مسابقه وجشن بازی بولینگ
bowl U مسابقه وجشن بازی بولینگ
duckpin U بولینگ با گویهای کوچک بی سوراخ
perfect game U یک سری بازی بولینگ با 21استرایک
composite average U معدل امتیاز بازیگر بولینگ
ball retour track U مسیر بازگشت گوی بولینگ
remotely U دور افتاده
in register U روی هم افتاده
lame ducks U از کار افتاده
lame duck U از کار افتاده
seedy U از کار افتاده
backs U بدهی پس افتاده
jugate U روی هم افتاده
long face U لب و لوچه افتاده
commonplace U پیش پا افتاده
banal U پیش پا افتاده
noneffective U از کار افتاده
deferred U عقب افتاده
mity U کزم افتاده
meshed U درهم جا افتاده
delayed U به تاخیر افتاده
delayed U عقب افتاده
not operationally ready U از کار افتاده
impassionate U بهوس افتاده
dowm U از کار افتاده
backrent U اجارهء پس افتاده
demimonde U عقب افتاده
outlying U دور افتاده
deferred credits U درامد پس افتاده
decurrent U پایین افتاده
installed U از کار افتاده
obsolete U ازکار افتاده
cyma recta U موجی افتاده
back rent U اجاره پس افتاده
retarded U عقب افتاده
arrear U بدهی پس افتاده
hanging gale U اجاره پس افتاده
he fell prone U دمر افتاده
compromised U در خطراکتشاف افتاده
compromised U به خطر افتاده
back U بدهی پس افتاده
hors de combat U از کار افتاده
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com