English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (39 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
exhaust U تخلیه کردن خروج
exhausts U تخلیه کردن خروج
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
cargo outturn message U پیام تخلیه محمولات ناو گزارش خاتمه تخلیه بارکشتی
evacuation U تخلیه یک نقطه ازاهالی یا نیرو تخلیه پزشکی
to shut in U تو نگاه داشتن از خروج جلوگیری کردن
clearings U تخلیه محل تخلیه بیماران
clearing U تخلیه محل تخلیه بیماران
to take off one U رفع توقیف از ورود و خروج کشتی کردن
disembarked U تخلیه کردن
evacuates U تخلیه کردن
disembarking U تخلیه کردن
disembarks U تخلیه کردن
vacated U تخلیه کردن
vacate U تخلیه کردن
unload U تخلیه کردن
evacuated U تخلیه کردن
drains U تخلیه کردن
evacuate U تخلیه کردن
to offload U تخلیه کردن
vacates U تخلیه کردن
evacuating U تخلیه کردن
drained U تخلیه کردن
disembarkation U تخلیه کردن
unloaded U تخلیه کردن
unloads U تخلیه کردن
disembark U تخلیه کردن
vacating U تخلیه کردن
drain U تخلیه کردن
draining U تخلیه کردن
to block and bleed [valve] U مسدود کردن و تخلیه کردن [دریچه] [مهندسی]
diffusion U تخلیه کردن بافشار
evacuates U تخلیه مزاج کردن
evacuated U تخلیه مزاج کردن
defecates U تخلیه کردن شکم
evacuating U تخلیه مزاج کردن
road clearance U تخلیه کردن جاده
defecating U تخلیه کردن شکم
to discharge goods U کالا را تخلیه کردن
degasify U تخلیه کردن گاز
defecated U تخلیه کردن شکم
defecate U تخلیه کردن شکم
evacuate U تخلیه مزاج کردن
diffusion U کم کردن از قدرت تخلیه فشار
debarkation U تخلیه پیاده کردن یکانها یاتجهیزات
clearance U پاک سازی تایید صلاحیت تخلیه کردن
priming U پر کردن یک پمپ یا لوله با اب به منظور تخلیه هوای داخل ان
honey combing U روش انبار کردن و تخلیه کالاها به طریقه لانه زنبوری و خوشهای
aeromedical unit U یکان تخلیه پزشکی هوایی یکان مسئول تخلیه پزشکی
beach gear U وسایل پیاده کردن بار وسایل تخلیه کشتی تجهیزات اسکله
corona U تخلیه بار الکتریکی که برای بار کردن تونر چاپگر لیزری به کار می رود
coronas U تخلیه بار الکتریکی که برای بار کردن تونر چاپگر لیزری به کار می رود
leakage or breakage U خروج
exodus U خروج
prolapsus U خروج
emersion U خروج
egression U خروج
egress U خروج
emissions U خروج
emission U خروج
exhaust U خروج
exit U خروج
propulsion U خروج
exhausts U خروج
exits U خروج
outgo U خروج
exhaust valve U شیر خروج
blow out U خروج ناگهانی
log off U خروج از سیستم
log out U خروج از سیستم
logout U خروج از سیستم
exeat U اجازهء خروج
exhaust velosity U سرعت خروج
order off U حکم خروج
prolapse of the uterus U خروج سیبک
order off the field U حکم خروج
work function U انرژی خروج
outage U راه خروج
outages U راه خروج
spurting U خروج ناگهانی
spurted U خروج ناگهانی
eccentricities U خروج از مرکز
eccentricities U خروج از مرکزیت
spurt U خروج ناگهانی
outlet U مجرای خروج
spurts U خروج ناگهانی
eccentricity U خروج از مرکز
outlets U مجرای خروج
eccentricity U خروج از مرکزیت
angle of emergence U زاویه خروج
light spill U خروج نور
exit point U نقطه خروج
electron affinity U انرژی خروج
emissions U صدور خروج
ejaculating U خروج منی
ejaculates U خروج منی
emergency exit U خروج اضطراری
out flow of capital U خروج سرمایه
ingress and egress U دخول و خروج
emergency exit U در خروج اضطراری
spermatism U خروج منی
emission U صدور خروج
debouch U راه خروج
transpiration U خروج نفوذ
debouchment U خروج ازتنگنا
ejaculate U خروج منی
ejaculated U خروج منی
capital outflow U خروج سرمایه
dump valve U شیر خروج
defecation U خروج مدفوع
cargo outturn report U گزارش تخلیه محمولات ناو گزارش تخلیه ناو
eccentricity of the load U خروج از مرکزیت بار
undoubling U خروج از دوبلگی شطرنج
shells U برنامه خروج موقت
shell U برنامه خروج موقت
exhaust U خروج گاز یابخار
shelling U برنامه خروج موقت
infinite U حلقهای که خروج ندارد.
eccentricities U گریز یا خروج از مرکز
freedom of entry and exit U ازادی ورود و خروج
gas tight U مانع خروج گاز
out flow of labor U خروج نیروی کار
exophthalmos U خروج تخم چشم
clearance outwards U مجوز خروج کشتی
exhausts U خروج گاز یابخار
clearing outwards U اعلامیه خروج کشتی
primer leak U خروج گازاز ته چاشنی
steam tight U مانع خروج بخار
eccentricity U گریز یا خروج از مرکز
inner work function U انرژی خروج درونی
Where is the emergency exit? U در خروج اضطراری کجاست؟
fifo U خروج به ترتیب ورود
outer work function U انرژی خروج بیرونی
Please show me the way out I'll show you ! U لطفا " را ؟ خروج را به من نشان دهید
ne exeat regno U دستور عدم خروج از مملکت
gangways U محل ورود و خروج از ناو
gangway U محل ورود و خروج از ناو
clearance outwards U مجور خروج کشتی پس ازبارگیری
trap house U محل خروج هدفهای متحرک
obturator U الات مانع خروج گاز
clearance papers U اسناد خروج کشتی از بندر
exhaust pipe U لوله خروج بخار یا دود
break cover U خروج روباه یا خرگوش ازپناهگاه
choke ring U حلقه مانع خروج گاز
exit road U راه خروج ازموضع یا سر پل یا منطقه فرود
port of exit U مرز خروج کالا یا فرد ازکشور
exits U خروج بازیگر از صحنهء نمایش دررو
jetted U خروج شدید گاز فواره هواپیمای جت
blowing U خروج هوا با فشار و سرعت زیاد
jetting U خروج شدید گاز فواره هواپیمای جت
jet U خروج شدید گاز فواره هواپیمای جت
lithotomy U برش مثانه برای خروج سنگ
spermatorrhoea U خروج منی بدون اراده احتلام
jets U خروج شدید گاز فواره هواپیمای جت
exit U خروج بازیگر از صحنهء نمایش دررو
muzzle energy U نیروی یک گلوله در موقع خروج از لوله
blowdown U خروج باقیمانده سوخت توسط فشار گاز
blast U ضربه به گوی برای خروج ازماسه یا شن نرم
blasts U ضربه به گوی برای خروج ازماسه یا شن نرم
valves U دریچه ورود و خروج هوا درسیلندر غواصی
valve U دریچه ورود و خروج هوا درسیلندر غواصی
photoemission U خروج الکترون از فلز در اثرنیروی تابشی نور وغیره
device U که برای ورود و خروج داده یا پردازنده به کار می رود
devices U که برای ورود و خروج داده یا پردازنده به کار می رود
extravasattion U خروج ازمجرای طبیعی ریزش خون وغیره درانساج بدن
jet propulsion U نیروی عقب نشینی حاصله از فشار گازفشار خروج گاز
deflation port U سوپاپ بزرگ در بالای بالن برای خروج هوا هنگام نشستن
stripping U تخلیه
exhaust U تخلیه
unstuffing U تخلیه
evacuates U تخلیه
unloading U تخلیه
evacuated U تخلیه
exhausts U تخلیه
evacuate U تخلیه
landing, storage, delivery U تخلیه
evacuating U تخلیه
evacuation U تخلیه
disembarkation U تخلیه
emptying U تخلیه
LSD U تخلیه
discharged U تخلیه
discharges U تخلیه
discharge U تخلیه
depletion U تخلیه
i/o U دستور برنامه نویسی کامپیوتری که امکان ورود یا خروج داده از پردازنده را میدهد
turbostarter U استارتر موتوراصلی که توسط توربینی میچرخد که خودتوسط خروج گاز به حرکت درامده
sluiceway U دهانه تخلیه
site clearance U تخلیه کارگاه
debarkation net U تور تخلیه
point discharge U تخلیه نقطهای
discharge chute U سرسره تخلیه
drain cock U لوله تخلیه
discahrge pipe U لوله تخلیه
corona discharge U تخلیه کورونا
corollary discharge U تخلیه تبعی
cooling water discharge U تخلیه اب سرد
tipper U تخلیه کننده
discharge U تخلیه بار
oscillating discharge U تخلیه مواج
undulatory discharge U تخلیه مواج
roll-on/roll-off U بارگیری- تخلیه
area evacuation U تخلیه منطقهای
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com