Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
air evacuation
U
تخلیه هوایی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
aeromedical evacuation
U
تخلیه پزشکی هوایی
aeromedical unit
U
یکان تخلیه پزشکی هوایی یکان مسئول تخلیه پزشکی
Other Matches
cargo outturn message
U
پیام تخلیه محمولات ناو گزارش خاتمه تخلیه بارکشتی
evacuation
U
تخلیه یک نقطه ازاهالی یا نیرو تخلیه پزشکی
airlift service
U
سرویس حمل و نقل هوایی خدمات ترابری هوایی قسمت ترابری هوایی
clearing
U
تخلیه محل تخلیه بیماران
clearings
U
تخلیه محل تخلیه بیماران
holiday
U
تولید رخنه در عکاسی هوایی محوطه پوشیده نشده درعکاسی هوایی
telling
U
مخابره اطلاعات به دست امده از تجسس هوایی به یکانهای پدافند هوایی
holidays
U
تولید رخنه در عکاسی هوایی محوطه پوشیده نشده درعکاسی هوایی
antiair warfare
U
جنگ ضدبرتری هوایی نبرد بر علیه برتری هوایی دشمن
restrictive fire plan
U
طرح اتش محدود کننده حرکات هوایی یا تامینی هوایی
air policing
U
عملیات گشت زنی هوایی پاسوری هوایی در زمان صلح
i stay
U
در رهگیری هوایی به علامت ماموریت گشت هوایی راتحویل گرفتم اعلام میشود
pouncing
U
در رهگیری هوایی یعنی دروضعی هستم که اماده برای درگیری هوایی می باشم
pounced
U
در رهگیری هوایی یعنی دروضعی هستم که اماده برای درگیری هوایی می باشم
pounce
U
در رهگیری هوایی یعنی دروضعی هستم که اماده برای درگیری هوایی می باشم
pounces
U
در رهگیری هوایی یعنی دروضعی هستم که اماده برای درگیری هوایی می باشم
line chief
U
افسرجزء نیروی هوایی که درفرود امدن وبرخاستن هواپیمادرخطوط هوایی نظارت میکند
air delivery container
U
جعبههای مخصوص حمل بارهای هوایی جعبه حامل بار در نقل و انتقال هوایی
broadcast controlled air interception
U
نوعی رهگیری هوایی که هواپیمای رهگیر را مداوم درجریان تک هوایی دشمن قرارمی دهند
air sentinel
U
گارد هوایی نگهبان مخصوص اعلام خطرتک هوایی
steered
U
در رهگیری هوایی و پشتیبانی مستقیم هوایی یعنی گرای مغناطیسی داده شده را ببندید تا به من برسید
steer
U
در رهگیری هوایی و پشتیبانی مستقیم هوایی یعنی گرای مغناطیسی داده شده را ببندید تا به من برسید
steers
U
در رهگیری هوایی و پشتیبانی مستقیم هوایی یعنی گرای مغناطیسی داده شده را ببندید تا به من برسید
pigeon
U
در رهگیری هوایی یعنی اینکه گرای مغناطیسی و مسافت پایگاه هوایی از هواپیما این قدر است
pigeons
U
در رهگیری هوایی یعنی اینکه گرای مغناطیسی و مسافت پایگاه هوایی از هواپیما این قدر است
sleeve target
U
هدف کش هوایی استوانهای برای تیراندازی ضد هوایی
flak
U
گلوله خودترکان ضد هوایی توپ پدافند هوایی
air scoop
U
چاه هوایی صفحه تنظیم دریچه هوایی
fly through
U
عبور هدف هوایی از مخروط اتش ضد هوایی تقاطع هدف با اتش ضد هوایی
air pilots
U
خلبانان نیروی هوایی راهنمایان هوایی
aviation pay
U
معاش هوایی سختی خدمت هوایی
air superiority
U
برتری موقت هوایی رجحان هوایی
air suprmacy
U
برتری کامل هوایی سیادت هوایی
air interdiction
U
عملیات ممانعتی هوایی ممانعت هوایی
carrier air group
U
دو یا چند گردان هوایی که درروی یک ناو مستقر باشند گروه هوایی ناو هواپیمابر
notice to airmen
U
اعلامیه هوایی یا اعلان هوایی
airs
U
هوایی هواپیمایی نیروی هوایی
air branch
U
قسمت هوایی رسته هوایی
air material
U
ماتریل هوایی وسایل هوایی
air
U
هوایی هواپیمایی نیروی هوایی
aired
U
هوایی هواپیمایی نیروی هوایی
code panel
U
رمز ارتباطات در عملیات هوایی و زمینی کلید رمزارتباطات در عملیات هوایی وزمینی
tropopause
U
منطقه چاه هوایی جوی بین استراتوسفر و تروپوسفر منطقه سکته هوایی
air station
U
ایستگاه عکس برداری هوایی نقطه تمرکز عکسبرداری هوایی ایستگاه هواشناسی
splash
U
ترکیدن ترکیدن گلوله در پدافند هوایی یعنی کلیه هدفهای هوایی زده شد
splashes
U
ترکیدن ترکیدن گلوله در پدافند هوایی یعنی کلیه هدفهای هوایی زده شد
splashing
U
ترکیدن ترکیدن گلوله در پدافند هوایی یعنی کلیه هدفهای هوایی زده شد
air picket
U
هواپیمای مخصوص اکتشاف و گزارش و ردیابی هواپیماو موشکهای دشمن هواپیمای گشتی هوایی هواپیمای پیشقراول هوایی
air scout
U
هواپیمای دیده ور هوایی هواپیمای مخصوص گشت زنی هوایی
tactical air controler
U
افسر کنترل عملیات هوایی مسئول مرکز کنترل هوایی
call mission
U
درخواست پشتیبانی فوری هوایی ماموریت هوایی طبق درخواست
air photographic
U
شناسایی از طریق عکسبرداری هوایی شناسایی با استفاده ازعکس هوایی
airlift command
U
فرماندهی ترابری هوایی قسمت حمل و نقل هوایی فرماندهی حمل و نقل هوایی
photogrammetry
U
علم تهیه نقشه از روی عکس هوایی یا اندازه گیری فواصل زمینی از روی عکس هوایی
emergency scramble
U
درگیری اضطراری هوایی فرمان درگیری سریع هوایی
airspace prohibited area
U
منطقه ممنوعه هوایی منطقه منع پرواز هوایی
airlift capacity
U
مقدورات ترابری هوایی مقدورات حمل و نقل هوایی
air search attack unit
U
تیم تجسس و نابودی هوایی تیم تک اکتشافی هوایی
air defense commander
U
فرماندهی پدافند هوایی فرمانده پدافند هوایی یک منطقه
cargo outturn report
U
گزارش تخلیه محمولات ناو گزارش تخلیه ناو
channel airlift
U
سرویس حمل و نقل هوایی موجود در هر یکان خدمات حمل و نقل هوایی امادی
dispersal airfield
U
فرودگاههای مخصوص تفرقه هوایی فرودگاه مخصوص تفرقه در اماده باش هوایی
trimetrogon
U
عکاسی هوایی با استفاده ازسه بعد یا صفحه سه بعدی عکاسی سه بعدی هوایی
air survey photography
U
عکسبرداری تجسسی هوایی عکسبرداری اکتشافی هوایی
airlift control element
U
عنصر کنترل ترابری هوایی عنصر کنترل حمل و نقل هوایی
airhead operations
U
عملیات مخصوص گرفتن سرپل هوایی عملیات تهیه سرپل هوایی
trunkair route
U
مسیر هوایی استراتژیکی مسیر حرکت و حمل و نقل استراتژیکی هوایی
combat airlift support
U
پشتیبانی رزمی حمل و نقل هوایی پشتیبانی رزمی ترابری هوایی
country cover diagram
U
دیاگرام نشان دهنده اجرای عکاسی هوایی در هر کشور دیاگرام پوشش عکاسی هوایی در سطح کشور
evacuates
U
تخلیه
discharged
U
تخلیه
landing, storage, delivery
U
تخلیه
evacuated
U
تخلیه
stripping
U
تخلیه
evacuate
U
تخلیه
evacuation
U
تخلیه
LSD
U
تخلیه
disembarkation
U
تخلیه
depletion
U
تخلیه
exhausts
U
تخلیه
unstuffing
U
تخلیه
unloading
U
تخلیه
evacuating
U
تخلیه
emptying
U
تخلیه
discharge
U
تخلیه
discharges
U
تخلیه
exhaust
U
تخلیه
evacuated
U
تخلیه کردن
electrical discharge
U
تخلیه برقی
unloads
U
تخلیه کردن
unloaded
U
تخلیه کردن
electron discharge
U
تخلیه الکترونها
glow discharge
U
تخلیه تابناک
glow discharge
U
تخلیه تابنده
vacating
U
تخلیه کردن
evacuating
U
تخلیه کردن
vacates
U
تخلیه کردن
vacated
U
تخلیه کردن
to offload
U
تخلیه کردن
evacuates
U
تخلیه کردن
electrostatic discharge
U
تخلیه الکتروستاتیکی
escape channel
U
مجرای تخلیه اب
evacuant
U
تخلیه کننده
exhaust chute
U
ناودان تخلیه
exhaust stroke
U
مرحله تخلیه
flaming discharge
U
تخلیه مشتعل
vacate
U
تخلیه کردن
cooling water discharge
U
تخلیه اب سرد
corollary discharge
U
تخلیه تبعی
corona discharge
U
تخلیه الکتریکی
corona discharge
U
تخلیه کورونا
tipper
U
تخلیه کننده
debarkation net
U
تور تخلیه
defecation
U
تخلیه شکم
dejecta
U
تخلیه مدفوع
depletion area
U
ناحیه تخلیه
depletion barrier
U
ناحیه تخلیه
depletion zone
U
ناحیه تخلیه
depletion layer
U
ناحیه تخلیه
coefficient of discharge
U
ضریب تخلیه
chain of evacuation
U
سیستم تخلیه
discharge nozzle
U
فواره تخلیه
abreaction
U
تخلیه هیجانی
area evacuation
U
تخلیه منطقهای
bank sluice
U
دریچه تخلیه
battlefield evacuation
U
تخلیه پزشکی
blow off
U
شیر تخلیه
brush discharge
U
تخلیه جارویی
discahrge pipe
U
لوله تخلیه
drain cock
U
لوله تخلیه
discharge spout
U
ناودانه ی تخلیه
discharge valve
U
سوپاپ تخلیه
discharge velocity
U
سرعت تخلیه
discharge voltage
U
ولتاژ تخلیه
discharger of a capacitor
U
تخلیه خازن
discharging berth
U
اسکله تخلیه
discharging wharf
U
اسکله تخلیه
disruptive discharge
U
تخلیه جرقهای
drain plug
U
پیچ تخلیه
catharsis
U
تخلیه هیجانی
education pipe
U
لوله تخلیه
electric discharge
U
تخلیه الکتریکی
discharge resistance
U
مقاومت تخلیه
discharge recorder
U
تخلیه نگار
discharge pressure
U
فشار تخلیه
disembarkation
U
تخلیه کردن
discharge chute
U
سرسره تخلیه
discharge cock
U
شیر تخلیه
discharge conveyor
U
نوار تخلیه
discharge currect
U
جریان تخلیه
discharge end
U
سمت تخلیه
discharge end
U
محل تخلیه
discharge gate
U
دریچه تخلیه
discharge head
U
ارتفاع تخلیه
discharge of chips
U
تخلیه براده ها
discharge opening
U
راهگاه تخلیه
discharge opening
U
مجرای تخلیه
site clearance
U
تخلیه کارگاه
residual discharge
U
تخلیه مانده
relief well
U
چاه تخلیه
high rate discharge
U
تخلیه شدید
medical evacuation
U
تخلیه بیماران
draining
U
تخلیه کردن
drained
U
تخلیه کردن
drain
U
تخلیه کردن
clearing out
[of a place]
U
تخلیه
[فضایی]
self maintained discharge
U
تخلیه ناوابسته
lightning discharge
U
تخلیه اتمسفری
medical recovery
U
تخلیه پزشکی
ozone depletion
U
تخلیه اوزون
neural discharge
U
تخلیه عصبی
rotary discharger
U
تخلیه گر گردان
roll on/roll off
U
بارگیری- تخلیه
oscillating discharge
U
تخلیه مواج
undulatory discharge
U
تخلیه مواج
non self maintained discharge
U
تخلیه وابسته
impulse discharge
U
تخلیه ضربهای
surging discharge
U
تخلیه نوشی
roll-on/roll-off
U
بارگیری- تخلیه
road clearance
U
تخلیه جاده
lightning discharge current
U
جریان تخلیه
discharge
U
تخلیه الکتریکی
quitting
U
تخلیه خانه
sluices
U
دریچه تخلیه
sluiced
U
دریچه تخلیه
sluice
U
دریچه تخلیه
discharges
U
تخلیه الکتریکی
drains
U
تخلیه کردن
unload
U
تخلیه کردن
discharges
U
تخلیه بار
disembark
U
تخلیه کردن
disembarked
U
تخلیه کردن
disembarking
U
تخلیه کردن
internal discharge
U
تخلیه داخلی
disembarks
U
تخلیه کردن
evacuate
U
تخلیه کردن
medical evacuation
U
تخلیه بهداری
quit
U
تخلیه خانه
main discharge
U
تخلیه اصلی
depopulation
U
تخلیه جمعیت
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com