Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
smooth delivery
U
تحویل بی اشکال
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
cumulative delivery diagram
U
منحنی تحویل تراکمی نموداری که نحوه تحویل کالاها را نشان میدهد
handover
U
تحویل و تحول کردن سیستم کنترل هواپیماها تحویل دادن
impact shipment
U
کالای ضربتی از نظر تحویل کالایی که از نظر تحویل زمان مخصوص دارد
cash on delivery
U
فروش نقد پس از تحویل کالا وصول وجه در حین تحویل کالا
gadroon
U
اشکال تزئینی محدب حاشیه بشقاب و فروف قدیمی اشکال تزئینی محدب حاشیه یقه
procurement rate
U
نواخت تهیه و تحویل اماد نواخت تحویل اماد
bugs
U
اشکال
bug
U
اشکال
snaggy
U
پر اشکال
bugging
U
اشکال
drawback
U
اشکال
disadvantage
U
اشکال
drawbacks
U
اشکال
worriment
U
اشکال
traverses
U
اشکال
traverse
U
اشکال
traversed
U
اشکال
barely
U
با اشکال
traversing
U
اشکال
nodes
U
اشکال
spinosity
U
اشکال
nodus
U
اشکال
disadvantages
U
اشکال
dead lock
U
اشکال
node
U
اشکال
difficulty
U
اشکال زحمت
burble
U
اشکال بی نظمی
i can add rapidly
U
به اشکال ما افزود
burbled
U
اشکال بی نظمی
debugging
U
اشکال زدائی
debugging
U
اشکال زدایی
burbles
U
اشکال بی نظمی
burbling
U
اشکال بی نظمی
geometric shapes
U
اشکال هندسی
nuclide
U
اشکال اتمی
difficulties
U
اشکال زحمت
troubleshooting
U
اشکال یابی
to make difficulties
U
اشکال تراشیدن
forms of currency
U
اشکال پول
hardness
U
اشکال سفتی
to tide over a difficulty
U
اشکال را بر طرف
trouble shooting
U
رفع اشکال
fault description
U
توضیح اشکال
error description
U
توضیح اشکال
description of error
U
توضیح اشکال
diversely
U
به اشکال مختلف
demurrable
U
اشکال کردنی
defect description
U
توضیح اشکال
debugger
U
اشکال زدائی
debug
U
اشکال زدایی
debugged
U
اشکال زدایی
debugger
U
اشکال یابی
debugs
U
اشکال زدایی
impediment
U
محظور اشکال
impediments
U
محظور اشکال
baboon
U
اشکال مضحک
baboons
U
اشکال مضحک
geometrical figures
U
اشکال هندسی
kaleidoscopes
U
لوله اشکال نما
kaleidoscope
U
لوله اشکال نما
to create a difficulty
U
اشکال پیش اوردن
program debugging
U
اشکال زدایی برنامه
discomfits
U
ایجاد اشکال کردن
There is the rub.
U
اشکال درهمین جااست
discomfiting
U
ایجاد اشکال کردن
discomfited
U
ایجاد اشکال کردن
To get into difficulties.
U
دچار اشکال شدن
discomfit
U
ایجاد اشکال کردن
similar figures
U
اشکال همانندیا متشابه
To raise difficulties . To creat obstacles.
U
اشکال تراشی کردن
handicap
U
امتیاز دادن اشکال
acataposis
U
اشکال عمل بلع
debugged
U
اشکال زدایی کردن
bottle neck
U
مانع اشکال کار
dysphonia
U
اشکال در حرف زدن
dysphagia
U
اشکال دربلعیدن غذا
diversiform
U
دارای اشکال مختلف
debug aids
U
ادوات اشکال زدایی
debugging a program
U
اشکال زدایی یک برنامه
debugging aids
U
ادوات اشکال زدایی
debugging aids
U
وسائل اشکال زدایی
wells
U
بدون اشکال اوه
handicaps
U
امتیاز دادن اشکال
debugs
U
اشکال زدائی کردن
swarm
U
چندین اشکال برنامه
swarmed
U
چندین اشکال برنامه
swarms
U
چندین اشکال برنامه
it is particularly difficult
U
یک اشکال بخصوصی دارد
debugger
U
برنامه اشکال زدایییثلاعللهگل
debug
U
اشکال زدایی کردن
debug
U
اشکال زدائی کردن
debugged
U
اشکال زدائی کردن
debugs
U
اشکال زدایی کردن
well
U
بدون اشکال اوه
filet
U
توری دارای اشکال مربع
pressed for time
<idiom>
U
با اشکال وبه سختی وقت
adding
U
قرار دادن اشکال کنار هم
add
U
قرار دادن اشکال کنار هم
adds
U
قرار دادن اشکال کنار هم
smooths
U
صاف کردن بدون اشکال بودن
smoothest
U
صاف کردن بدون اشکال بودن
proteus
U
خدای دریا که اشکال مختلف بخودمیگرفته
smooth
U
صاف کردن بدون اشکال بودن
smoothed
U
صاف کردن بدون اشکال بودن
galanty show
U
نمایش اشکال بوسیله سایه انداختن
To put obstacles in the way.
U
سنگ انداختن درکاری (اشکال تراشیدن )
bug
U
بطورپنهانی درمحلی میکروفون نصب کردن اشکال
pattern
U
مجموعهای از خط وط با قاعده و اشکال که مکرر تکرار می شوند
bugging
U
بطورپنهانی درمحلی میکروفون نصب کردن اشکال
zoomorphism
U
استعمال اشکال حیوانات در هنربعنوان علائم مخصوص
primitive
U
برای تولید اشکال پیچیده تر در برنامه گرافیکی
bugs
U
بطورپنهانی درمحلی میکروفون نصب کردن اشکال
patterns
U
مجموعهای از خط وط با قاعده و اشکال که مکرر تکرار می شوند
pleomorphic
U
چند شکلی دارای اشکال وصور مختلف
delivery
U
تحویل
free
U
تحویل
freed
U
تحویل
freeing
U
تحویل
devolvement
U
تحویل
frees
U
تحویل
bailment
U
تحویل
processes
U
تحویل
process
U
تحویل
deliveries
U
تحویل
transter
U
تحویل
prehension
U
تحویل
landing, storage, delivery
U
تحویل
solstice
U
تحویل
liveries
U
تحویل
utilization
U
تحویل
livery
U
تحویل
bioastronautics
U
مطالعه اثرات مسافرتهای فضایی در اشکال مختلف حیات
intarsia
U
منبت کاری و تزئین گل و بوته و اشکال بر روی چوب
transversal
U
اجرای هر جمله از یک برنامه برای اهداف اشکال زدایی
delivery note
U
حواله تحویل
delivery terms
U
نحوه تحویل
delivery to the home
U
تحویل در خانه
delivery valve
U
سوپاپ تحویل
shortchange
U
کم تحویل دادن
demand satisfaction
U
تحویل درخواستها
committed
<adj.>
<past-p.>
U
تحویل شده
consigned
<adj.>
<past-p.>
U
تحویل شده
forwarded
<adj.>
<past-p.>
U
تحویل شده
delivered
<adj.>
<past-p.>
U
تحویل شده
to hand over
U
تحویل دادن
delivery terms
U
شرایط تحویل
render
U
تحویل دادن
delivery notice
U
اعلامیه تحویل
delivery order
U
حواله تحویل
delivery side
U
سمت تحویل
delivery speed
U
سرعت تحویل
delivery table
U
میز تحویل
theft, pilferage, non delivery
U
عدم تحویل
take over
U
تحویل گرفتن
take delivery of
U
تحویل گرفتن
to take over
U
تحویل گرفتن
transferee
U
تحویل گیرنده
delivery free
U
تحویل رایگان
prompt delivery
U
تحویل فوری
to deliver over
U
تحویل دادن
terminal price
U
قیمت تحویل
period of delivery
U
دوره تحویل
hand over
U
تحویل دادن
pick up and delivery
U
بارگیری و تحویل
ex factory
U
تحویل در کارخانه
ex mill
U
تحویل در کارخانه
exq
U
تحویل در بارانداز
free on quay
U
تحویل دراسکله
exs
U
تحویل از کشتی
forward delivery
U
تحویل به وعده
forward delivery
U
تحویل دراینده
free docks
U
تحویل در بارانداز
polytropic
U
تحویل برزخ
irreducibility
U
تحویل ناپذیری
delivery date
U
تاریخ تحویل
delivered
U
تحویل شده
bailee
U
تحویل گیرنده
bailment
U
تحویل جنس
delivering
U
تحویل تسلیم
delivering
U
تحویل دادن
renditions
U
پرداخت تحویل
takeovers
U
تحویل گیری
takeover
U
تحویل گیری
LSD
U
نگهداری تحویل
cargo delivery
U
تحویل بار
cash dispensers
U
تحویل دارخودکار
deliver
U
تحویل دادن
delivers
U
تحویل دادن
transfers
U
واگذاری تحویل
transferring
U
واگذاری تحویل
transfer
U
واگذاری تحویل
recorded delivery
U
تحویل سفارشی
fob
U
تحویل کشتی
acceptance tests
آزمایشهای تحویل
rendition
U
پرداخت تحویل
surrenders
U
تحویل دادن
surrendered
U
تحویل دادن
surrender
U
تحویل دادن
catcher's side
U
سوی تحویل
cash dispenser
U
تحویل دارخودکار
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com