Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
mold making equipment
U
تجهیزات قالب سازی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
modeller
U
قالب سازی
modelling
U
قالب سازی
ceroplastics
U
قالب سازی با موم
butter stamp
U
قالب کره سازی
die and mold making
U
حدیده و قالب سازی
abacuses
U
قالب موزائیک سازی
abacus
U
قالب موزائیک سازی
normal
U
قالب استاندارد برای فضای ذخیره سازی داده
tiff
U
قالب فایل استاندارد برای ذخیره سازی تصاویر گرافیکی
tiffs
U
قالب فایل استاندارد برای ذخیره سازی تصاویر گرافیکی
tag image file format
U
قالب فایل استاندارد برای ذخیره سازی تصاویر گرافیکی
list
U
فضای ذخیره سازی موقت در قالب LIFO برای لیست از موضوعات داده
fractal
U
قالب فایل برای ذخیره سازی تصاویر گرافیکی که فشرده شده اند
pcm
U
روش ذخیره سازی صدا در قالب دقیق و فشرده توسط کارتهای صوتی قوی
native
U
قالب فایل پیش فرض که توسط هر برنامه برای ذخیره سازی داده روی دیسک به کار می رود
pulsed
U
روش ذخیره سازی صوت در یک قالب دقیق وفشرده که توسط کارتهای صوتی high-end استفاده میشود
pulse
U
روش ذخیره سازی صوت در یک قالب دقیق وفشرده که توسط کارتهای صوتی high-end استفاده میشود
natives
U
قالب فایل پیش فرض که توسط هر برنامه برای ذخیره سازی داده روی دیسک به کار می رود
Yellow Book
U
مشخصات -CD ROM منتشر شده توسط Philips که حاوی قالب ذخیره سازی داده است و استاندارد ROM-CD XA را می پوشاند
basic type single tier formwork
U
قالب بندی نیمه لغزان با پایههای معادل ارتفاع قالب
imported
U
1-آوردن چیزی از خارج سیستم . 2-تبدیل فایل ذخیره شده در یک قالب به قالب پیش فرض که توسط برنامه استفاده میشود
import
U
1-آوردن چیزی از خارج سیستم . 2-تبدیل فایل ذخیره شده در یک قالب به قالب پیش فرض که توسط برنامه استفاده میشود
importing
U
1-آوردن چیزی از خارج سیستم . 2-تبدیل فایل ذخیره شده در یک قالب به قالب پیش فرض که توسط برنامه استفاده میشود
plasticize
U
قالب پذیر کردن از قالب در اوردن
adopted types
U
انواع تجهیزات مورد قبول انواع تجهیزات قبول شده
blow up
U
تغییر یک شکل از یک قالب تصویری کوچکتر به یک قالب تصویری بزرگتر
blow-ups
U
تغییر یک شکل از یک قالب تصویری کوچکتر به یک قالب تصویری بزرگتر
blow-up
U
تغییر یک شکل از یک قالب تصویری کوچکتر به یک قالب تصویری بزرگتر
rectification
U
یکسو سازی همسو سازی مستقیم سازی
foreign military sales
U
فروش نظامی خارجی فروش مواد و تجهیزات فروش مواد و تجهیزات نظامی به خارجیان
equipments
U
تجهیزات
equipment
U
تجهیزات
acoutrement
U
تجهیزات
appliance
U
تجهیزات
instrumentation
U
تجهیزات
fixture
U
تجهیزات
materiel
U
تجهیزات
appliances
U
تجهیزات
transfer equipment
U
تجهیزات
rig
U
تجهیزات
parroting
U
تجهیزات ای اف اف
parrots
U
تجهیزات ای اف اف
rigs
U
تجهیزات
parroted
U
تجهیزات ای اف اف
parrot
U
تجهیزات ای اف اف
devices
U
تجهیزات
rigged
U
تجهیزات
accouterments
U
تجهیزات
accouterment
U
تجهیزات
device
U
تجهیزات
calculating
U
دوباره سازی یا ایجاد داده جدید از طریق فشرده سازی وقایع عددی معین
pilot materials
U
وسایل و دست ابزارهای ماشین سازی یا مدل سازی
ancillary equipment
U
تجهیزات اضافی
outfit
U
تجهیزات حفاری
ancillary equipment
U
تجهیزات جانبی
ancillary equipment
U
تجهیزات پیرامونی
assembly fixture
U
تجهیزات مونتاژ
auxiliary equipment
U
تجهیزات کمکی
output equipment
U
تجهیزات خروجی
peripheral equipment
U
تجهیزات جنبی
protective equipment
U
تجهیزات حفافتی
radar equipment
U
تجهیزات رادار
outfits
U
تجهیزات حفاری
war material
U
تجهیزات جنگی
ventilating equipment
U
تجهیزات تهویه
turning attachment
U
تجهیزات تراشکاری
mobilization
U
تجهیزات قوا
telephone equipment
U
تجهیزات تلفن
technical equipment
U
تجهیزات فنی
switching device
U
تجهیزات سوئیچینگ
standby equipment
U
تجهیزات جانشینی
accessory equipment
U
تجهیزات یدکی
auxiliary equipment
U
تجهیزات جانبی
individual aquipment
U
تجهیزات انفرادی
extra equipment
U
تجهیزات اضافی
plants
U
تجهیزات کارگاه
cryptoequipment
U
تجهیزات رمز
machine equipment
U
تجهیزات ماشین
critical materials
U
تجهیزات مهم
capital equipments
U
تجهیزات سرمایهای
garage equipment
U
تجهیزات گاراژ
handling equipment
U
تجهیزات بار
illuminating device
U
تجهیزات روشنایی
equipment logbook
U
دفتر تجهیزات
mechanical equipment
U
تجهیزات مکانیکی
electric equipment
U
تجهیزات الکتریکی
plant
U
تجهیزات کارگاه
compression molding process
U
فرایند قالب گیری تراکمی طریقه قالب گیری تراکمی
equipment logbook
U
دفترچه خدمتی تجهیزات
core blowing equipment
U
تجهیزات دمیدن هسته
arsenal
U
ساختمان تجهیزات نظامی
table of organization and equipment (toe
U
جدول سازمان و تجهیزات
grinding attachment
U
تجهیزات سنگ سمباده
x ray equipment
U
تجهیزات اشعه رونتگن
defense articles
U
اماد و تجهیزات دفاعی
die sinking attachment
U
تجهیزات فرز حدیده
forming attachment
U
تجهیزات تراش پروفیل
panoply
U
تجهیزات و ارایش کامل
emergency brake equipment
U
تجهیزات ترمز اضطراری
data communications equipment
U
تجهیزات ارتباطات داده ها
data terminal equipment
U
تجهیزات ترمینال داده
induction melting equipment
U
تجهیزات ذوب القائی
measuring device
U
تجهیزات اندازه گیری
paint spraying equipment
U
تجهیزات رنگ پاشی
mobile lubricating equipment
U
تجهیزات روغنکاری متحرک
shuttles
U
بردن افرادو تجهیزات
oil reclamation equipment
U
تجهیزات احیا روغن
nitriting equipment
U
تجهیزات ازت دهی
basic end item
U
تجهیزات ووسایل اولیه
cam turning attachment
U
تجهیزات تراش بادامک
shuttled
U
بردن افرادو تجهیزات
pattern milling attachment
U
تجهیزات فرز مدل
shuttle
U
بردن افرادو تجهیزات
ingot conveying device
U
تجهیزات انتقال شمش
producer durable equipment
U
تجهیزات با دوام تولیدی
precision measuring equipment
U
تجهیزات سنجش دقیق
plant records
U
امار تجهیزات کارگاه
peripheral equipment operator
U
متصدی تجهیزات جانبی
original equipment manufacturer
U
سازنده تجهیزات اصلی
accoutre
U
با تجهیزات اماده نمودن
magazine feeding attachment
U
تجهیزات تغذیه مخزن
honing equipment
U
تجهیزات سنگ زنی
stack
U
ردیف کردن وسایل و تجهیزات
stacked
U
ردیف کردن وسایل و تجهیزات
stacks
U
ردیف کردن وسایل و تجهیزات
assets
U
ابزار تجهیزات مایملک و دارایی
well-appointed
U
دارای تجهیزات یا اثاثیهی خوب
deadlined equipment
U
لوازم و تجهیزات از کار افتاده
dead storage
U
انبار وسایط نقلیه و تجهیزات
back drilling attachment
U
تجهیزات سوراخ کردن از پشت
cam grinding attachment
U
تجهیزات سنگ زنی قوسی
component end item
U
قطعات و اقلام تجهیزات عمده
honeywell
U
یک سازنده بزرگ تجهیزات کامپیوتری
unisys
U
یک سازنده بزرگ تجهیزات کامپیوتری
jagger
U
الت کنگره سازی یادندانه سازی
ordnance plant
U
کارخانجات اسلحه سازی یامهمات سازی
cutter grinding attachment
U
تجهیزات سنگ زنی قلم تراش
equipment
U
تجهیزات جنگی وسایل الات و ابزار
control data corporation
U
یک سازنده بزرگ تجهیزات کامپیوتری cyber
friendly interface
U
ترکیب تجهیزات ترمینالی وبرنامههای کامپیوتری
integrated revision
U
بررسی نهایی جداول سازمان و تجهیزات
motorola
U
سازنده تجهیزات الکترونیکی شامل ریزپردازنده ها
tweaking
U
تنظیم عالی ومیزان نمودن یک قطعه تجهیزات
tweaked
U
تنظیم عالی ومیزان نمودن یک قطعه تجهیزات
aircraft role equipment
U
تجهیزات لازم برای انجام ماموریت هواپیما
tweaks
U
تنظیم عالی ومیزان نمودن یک قطعه تجهیزات
equipment bay
U
محفظه یا جعبهای که تجهیزات الکترونیکی در ان نصب میشود
tweak
U
تنظیم عالی ومیزان نمودن یک قطعه تجهیزات
showdown
U
چیدن کلیه تجهیزات برای بازدید نمایشی
showdowns
U
چیدن کلیه تجهیزات برای بازدید نمایشی
trigraph
U
حروف رمز سه گانه مربوط به کد فنی تجهیزات انفرادی
pre-treatment
U
عملیات مقدماتی و آماده سازی
[مثل شستشوی پشم قبل از رنگرزی و یا آماده سازی دار جهت چله کشی]
one level address
U
سازماندهی فضای ذخیره سازی که هر نوع رسانه ذخیره سازی یکسان رفتار می شوند
imagery
U
مجسمه سازی شبیه سازی
frustration
U
خنثی سازی محروم سازی
subjugation
U
مقهور سازی مطیع سازی
formularization
U
کوتاه سازی ضابطه سازی
ouster
U
بی بهره سازی محروم سازی
frustrations
U
خنثی سازی محروم سازی
irritancy
U
پوچ سازی باطل سازی
so
U
علامتی برای معین کردن قابلیتهای فقط فرستادنی تجهیزات
footprints
U
شکل و سطح لازم برای قطعهای از تجهیزات جای کامپیوتر
downtime
U
پریودی که تجهیزات موردنظردراثر نقص فنی از فعالیت بازمانده است
radio sheck
U
یک سازنده و توزیع کننده تجهیزات الکترونیکی شامل سیستمهای ریزکامپیوتر
footprint
U
شکل و سطح لازم برای قطعهای از تجهیزات جای کامپیوتر
erasable
U
1-رسانه ذخیره سازی که قابل استفاده مجدد است . 2-ذخیره سازی موقت
power house building
U
ساختمانهائی که برای نصب ونگهداری تجهیزات نیروی برق بکار می روند
pcm
U
تلفیق رمزضربان Compatible Plug شرکت تولید تجهیزات کامپیوتری anufacturerodulation
decus
U
Society Users EqupmentComputer Digital انجمن استفاده کنندگان تجهیزات کامپیوتری
saves
U
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saved
U
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
save
U
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
foreign excess
U
تجهیزات نظامی که از مصرف داخلی اضافه تر بوده و به خارج ارسال یا فروخته می شوند
symmetrical compression
U
سیستم فشرده سازی که همان توان پردازش و زمان را برای فشرده سازی و از حالت فشرده در آوردن تصویر نیاز دارد
fallout
U
خرابی مولفههای الکترونیکی که به هنگام کنترل کیفی یک قطعه جدید از تجهیزات به وقوع می پیوندد
bundle
U
بستهای که حاوی کامپیوتر و نرم افزار و تجهیزات جانبی آن است که با قیمت مخصوص فروخته میشود
bundles
U
بستهای که حاوی کامپیوتر و نرم افزار و تجهیزات جانبی آن است که با قیمت مخصوص فروخته میشود
bundling
U
بستهای که حاوی کامپیوتر و نرم افزار و تجهیزات جانبی آن است که با قیمت مخصوص فروخته میشود
sorted
U
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorts
U
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sort
U
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
hit
U
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hitting
U
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hits
U
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
accumulated depreciation
U
کل مقدار پولی که شرکت یا سازمان می تواند از ارزش ماشین یا تجهیزات به دلیل مستهلک شدن کسر کند
electronic
U
کامپیوتر دیجیتالی با قط عات الکترونیکی حالت ساده با CPU و حافظه اصلی و فضای ذخیره سازی و دستگاه ورودی / خروجی . که توسط قط عات الکترونیکی و مدارهای مجتمع پیاده سازی می شوند
collimate
U
تنظیم کردن هرنوع تجهیزات اپتیکی برای داشتن پرتو نوری موازی از یک منبع نقطهای نور یا برعکس
model
U
قالب
cluster bomb
U
قالب
carcases
U
قالب
modelled
U
قالب
carcass
U
قالب
modeled
U
قالب
swage
U
قالب
mandrel or dril
U
قالب
size
U
قالب
moulded
U
قالب
molded
U
قالب
die
U
قالب
matrix
U
قالب
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com