English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
chemical survey U تجسس شیمیایی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
chemical survey U بررسی منطقه از نظر شیمیایی تجسس از نظر وجود عوامل شیمیایی
Other Matches
indagation U تجسس
searchingly U تجسس
investigations U تجسس
searches U تجسس
scans U تجسس
investigation U تجسس
scanned U تجسس
search U تجسس
scan U تجسس
searched U تجسس
equivoke U تجسس
equivoque U تجسس
feedout U تجسس کردن
investigation U تجسس وارسی
search U تجسس کردن
espial officer U افسر تجسس
searches U تجسس کردن
researching U تجسس تحقیق
researches U تجسس تحقیق
researched U تجسس تحقیق
investigations U تجسس وارسی
searched U تجسس کردن
searchingly U تجسس کردن
surveillant U تجسس کننده
ground surveillance U تجسس زمینی
research U تجسس تحقیق
air search U تجسس هوایی
search attack unit U یکان تجسس و تک ضدزیردریایی
specific search U تجسس اختصاصی منطقه
surveillance radar U رادار تجسس هدف
scanned U تجسس کردن بارادار
scans U تجسس کردن بارادار
seeker U رادار تجسس هدف
sector of search U منطقه تجسس رادار
antisubmarine search U عملیات تجسس ضد زیردریایی
search and rescue U عملیات تجسس و نجات
radiological survey U تجسس تشعشع اتمی
pararescue team U تیم تجسس و نجات
surveillance U تجسس بررسی کردن
target aquisition U سیستم تجسس هدف
air surveillance U تجسس واکتشاف هوایی
terrain spotting U تجسس کردن زمین
combat surveillance U تجسس میدان رزم
scan U تجسس کردن بارادار
v , series U سری عوامل شیمیایی بی بو وبی رنگ عصبی سری عوامل شیمیایی عصبی
visit and search U بازدید و تجسس کردن ناو
snooped U نگاه تجسس امیز کردن
snoop U نگاه تجسس امیز کردن
snoops U نگاه تجسس امیز کردن
snooping U نگاه تجسس امیز کردن
counter surveillance U عملیات ضدمراقبت و تجسس دشمن
sweep U تجسس هوایی سریع منطقه دشمن
search mission U ماموریت تجسس زمینی به وسیله هواپیما
spiral scanning U مراقبت و تجسس منطقه به طور مارپیچی
target cap U گشتی هوایی رزمی مخصوص تجسس منطقه هدف
intercepting search U کاوش برای رهگیری هوایی تجسس با رادار به منظوررهگیری
chemicals U شیمیایی
chemic U شیمیایی
chemical biological and radiological U شیمیایی
chemical U شیمیایی
chemical sense U حس شیمیایی
chemical ammunition U مهمات شیمیایی
chemical deposits U نهشتهای شیمیایی
chemical research U پژوهش شیمیایی
chemical analyse U تجزیه شیمیایی
chemical reactor U واکنشگاه شیمیایی
chemical reaction U واکنش شیمیایی
chemical properties U خواص شیمیایی
chemical pollution U الودگی شیمیایی
chemical agent U ماده شیمیایی
chemical agent U عامل شیمیایی
chemism U خاصیت شیمیایی
chemiluminescence U نورتابی شیمیایی
chemical weathering U هوازدگی شیمیایی
electrochemical U برقی- شیمیایی
chemoreceptor U گیرنده شیمیایی
chemical species U گونههای شیمیایی
chemical shift U جابجایی شیمیایی
chemical security U تامین شیمیایی
chemical analysis U تجزیه شیمیایی
chemical physics U فیزیک شیمیایی
chemical equilibrium U تعادل شیمیایی
chemical energy U انرژی شیمیایی
chemical compound U ترکیب شیمیایی
chemical element U عنصر شیمیایی
chemical defense U پدافند شیمیایی
chemical injection U تزریق شیمیایی
chemical equivalent U هم ارز شیمیایی
chemical grouting U تزریق شیمیایی
chemical combination U ترکیب شیمیایی
chemisorption U جذب شیمیایی
chemical operations U عملیات شیمیایی
chemical munition U سلاح شیمیایی
chemical kinetics U سینتیک شیمیایی
chemical industries U صنایع شیمیایی
chemical bond U پیوند شیمیایی
chemotropism U گرایش شیمیایی
chemical herbicide U علف کش شیمیایی
chemical exchange U تبادل شیمیایی
chemical consolidation U تزریق شیمیایی
chemical fuel U سوخت شیمیایی
precipitated U رسوب شیمیایی
mulches U ماده شیمیایی
fertilisers U کود شیمیایی
fertilizer U کود شیمیایی
fertilizers U کود شیمیایی
organic compound U مواد شیمیایی
precipitating U رسوب شیمیایی
man-made fiber U الیاف شیمیایی
proportioner U مخلوط کن شیمیایی
quasichemical U شبه شیمیایی
precipitates U رسوب شیمیایی
precipitate U رسوب شیمیایی
mulch U ماده شیمیایی
narcosis U خواب شیمیایی
biochemical U زیستی- شیمیایی
cloud attack U تک با ابر شیمیایی
compound U ترکیب شیمیایی
decomposition U هوازدگی شیمیایی
compounded U ترکیب شیمیایی
compounds U ترکیب شیمیایی
galvanic cell U پیل شیمیایی
homolysis U تجزیه شیمیایی
chemical weapon U جنگ افزار شیمیایی
chemicals U ماده شیمیایی دارویی
thermolysis U تجزیه شیمیایی در اثرحرارت
toxic agent U عامل شیمیایی سمی
chemosynthesis U سنتز باکتری شیمیایی
chemical oxygen demand U نیاز شیمیایی اکسیژن
urinalysis U تجزیه شیمیایی ادرار
vesicant agent U عامل شیمیایی تاول زا
chemical feedstock U مواد اولیه شیمیایی
chemical bonding U تشکیل پیوند شیمیایی
biochemical catalyst U کاتالیزور زیست شیمیایی
chemical alarm U اعلام خطر شیمیایی
chemical U ماده شیمیایی دارویی
petrolum chemicals U مواد شیمیایی نفتی
petrochemicals U مواد شیمیایی نفتی
acid equivalent U معادل شیمیایی اسید
nerve agent U عامل شیمیایی عصبی
nuclear biological chemical U شیمیایی میکربی هستهای
chemical affinity U میل ترکیبی شیمیایی
photochemical smog U دود مه فتو شیمیایی
c.o.d U نیاز شیمیایی به اکسیژن
smoke agent U عامل شیمیایی دودانگیز
oxides U ماده شیمیایی از اکسیژن
oxide U ماده شیمیایی از اکسیژن
photochemical smog U دود مه نور شیمیایی
cloud attack U تک شیمیایی با مواد سمی
immunochemistry U علم ایمنی شیمیایی
galvanic battery U دستگاه تولیدالکتریک با عمل شیمیایی
flavone U ماده شیمیایی بیرنگ ومتبلور
immunochemistry U مبحث ایمنی شناسی شیمیایی
goechemical U وابسته به تغییرات شیمیایی زمین
chemotrophic treatment U تسویه خوراک ساخت شیمیایی
oxime U ماده ضد اثرعامل عصبی شیمیایی
b.o.d U نیاز زیست شیمیایی به اکسیژن
trihydrate U ترکیب شیمیایی دارای سه ملکول اب
synthetic U مواد شیمیایی و پروسس شده
tetrahydrate U ترکیب شیمیایی شامل چهارمولکول اب
boron water U ابی که عنصر شیمیایی بردارد
neutralising U بطور شیمیایی خنثی کردن
absorption compound U ترکیب شیمیایی جذب کننده
agent U نماینده عامل شیمیایی خرج
neutralize U بطور شیمیایی خنثی کردن
biological oxygen demand U نیاز زیست شیمیایی به اکسیژن
biochemical oxygen demand U نیاز زیست شیمیایی به اکسیژن
neutralizes U بطور شیمیایی خنثی کردن
corrosion U زنگ خوردگی فرسایش شیمیایی
actinolagy U معرفت بخواص شیمیایی نور
neutralizing U بطور شیمیایی خنثی کردن
neutralised U بطور شیمیایی خنثی کردن
agents U نماینده عامل شیمیایی خرج
chemical warfare U جنگ بوسیله گازهای شیمیایی
chemical shift non equivalent protons U پروتونهای با جابجایی شیمیایی نابرابر
chemical shift equivalent protons U پروتونهای با جابجایی شیمیایی برابر
stabilisers U ماده ثبات دهنده شیمیایی
stabilizer U ماده ثبات دهنده شیمیایی
neutralises U بطور شیمیایی خنثی کردن
chemical security U حفافت برعلیه مواد شیمیایی
telling U مخابره اطلاعات به دست امده از تجسس هوایی به یکانهای پدافند هوایی
mine watching U عملیات تجسس و پیدا کردن مین یا مراقبت از مین گذاری دشمن
latensify U بوسیله مواد شیمیایی تقویت کردن
inert U که با سایر مواد شیمیایی کار نمیکند
leaker U گلوله یا بمب شیمیایی فاسد یاخراب
doping U افزودن ماده شیمیایی خاص به یک قطعه
photolysis U تجزیه شیمیایی بر اثر نیروی تابشی
galvanism U جریان مستقیم برق الکتریسیته شیمیایی
drysalter U فروشنده مواد شیمیایی وگوشت وترشی
electroanalysis U تجزیه شیمیایی بوسیله جریان برق
pyrolyze U در اثر حرارت تغییر شیمیایی دادن
pyrocondensation U تغلیظ یا تکاثف شیمیایی بوسیله حرارت
fibroin U جرم شیمیایی ابریشم وتارعنکبوت ومانندانها
chemical defense U پدافند بر علیه مواد شیمیایی سمی
pyrochemical U وابسته به فعالیت شیمیایی درگرمای زیاد
AC U مخفف اصطلاح شیمیایی alicyclic میباشد
tartan U ماده شیمیایی مورد استفاده در پیست
radar scan U تجسس بوسیله رادار میدان مراقبت رادار
bleached U سفید شدن بوسیله شستن باوسایل شیمیایی
bleaches U سفید شدن بوسیله شستن باوسایل شیمیایی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com