Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
specific search
U
تجسس اختصاصی منطقه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
ranging
U
تجسس کردن منطقه هدف با هواپیما یا گشت زنی در منطقه هدف
sector of search
U
منطقه تجسس رادار
sweep
U
تجسس منطقه با رادار مین روبی کردن پاک کردن منطقه عملیات پاک سازی
sweep
U
تجسس هوایی سریع منطقه دشمن
spiral scanning
U
مراقبت و تجسس منطقه به طور مارپیچی
target cap
U
گشتی هوایی رزمی مخصوص تجسس منطقه هدف
several fishery
U
محل صید اختصاصی ماهی صیدگاه اختصاصی
chemical survey
U
بررسی منطقه از نظر شیمیایی تجسس از نظر وجود عوامل شیمیایی
circular scanning
U
مراقبت دایرهای منطقه تجسس و مراقبت دایرهای
drop zone
U
منطقه پرش منطقه بارریزی منطقه ریزش
damage area
U
منطقه تولید خطر مین منطقه خسارت منطقه خطر
submarine havens
U
منطقه عبور در عملیات غیررزمی زیردریایی منطقه اموزشی زیردریایی درمنطقه غیررزمی منطقه محدوده تامینی اطراف زیردریایی
specified command
U
فرماندهی اختصاصی فرماندهی نیروی اختصاصی
sanctuaries
U
منطقه بی خطر عقب جبهه منطقه مبنا و پایگاه لجستیکی امن
sanctuary
U
منطقه بی خطر عقب جبهه منطقه مبنا و پایگاه لجستیکی امن
landing area
U
منطقه نشستن هواپیما منطقه پیاده شدن به ساحل
run up area
U
منطقه ازمایش موتورهواپیما قبل از پرواز منطقه در جا زدن
area of military significant fallout
U
منطقه الودگی شدید به موادرادیواکتیو منطقه ریزش شدیداتمی
service area
U
منطقه تعمیر و نگهداری منطقه عقب یکانهای نظامی
airspace reservation
U
منطقه پرواز مخصوص درفضای هوایی منطقه پروازمخصوص
staging area
U
منطقه بارگیری پرسنل و وسایل دربین راه منطقه سوخت گیری و اماده شدن برای پرواز
leave area
U
منطقه استراحت پرسنل درپشت منطقه مواصلات
polynia
U
منطقه یا جزیرهای از اب دریک منطقه وسیع یخ زده
prohibited area
U
منطقه ممنوعه هوایی منطقه حفافت شده
grid zone
U
منطقه شبکه بندی نقشه منطقه نقشهای
haven submarine
U
منطقه امن زیردریایی منطقه تامین زیردریاییها
area oriented
U
بر مبنای خصوصیات منطقه با توجه به منطقه
skid row
<idiom>
U
منطقه پایین شهر ،منطقه فقیرنشین
concentration area
U
منطقه تمرکز عده ها منطقه تجمع
zone of fire
U
منطقه اتش منطقه تیراندازی
remote
U
خارج از منطقه منطقه دورافتاده
remoter
U
خارج از منطقه منطقه دورافتاده
kill area
U
منطقه خطر منطقه تلفات
crossing area
U
منطقه گذار منطقه پایاب
sectors
U
منطقه عمل منطقه مسئولیت
sector
U
منطقه عمل منطقه مسئولیت
remotest
U
خارج از منطقه منطقه دورافتاده
combat zone
U
منطقه رزمی منطقه نبرد
tropopause
U
منطقه چاه هوایی جوی بین استراتوسفر و تروپوسفر منطقه سکته هوایی
holding area
U
منطقه لنگرگاه موقت در روی دریا منطقه توقف موقت کشتیها
motif
U
گلی خاص در زمینه فرش
[این طرح ها با توجه به منطقه بافت دارای اشکال و ابعاد مختلفی بوده و تا حدودی مشخص کننده منطقه بافت می باشد.]
scans
U
تجسس
scanned
U
تجسس
scan
U
تجسس
indagation
U
تجسس
investigation
U
تجسس
investigations
U
تجسس
equivoque
U
تجسس
search
U
تجسس
searchingly
U
تجسس
searches
U
تجسس
equivoke
U
تجسس
searched
U
تجسس
clandestine assembly area
U
منطقه تجمع قوای زیرزمینی منطقه تجمع نیروی پنهانی
axial route
U
مسیر طولی منطقه عقب جاده طولی منطقه مواصلات
line crosser
U
فراری از منطقه دشمن به خطوط خودی نفوذکننده به منطقه خودی
comparative cover
U
پوشش گاه بگاه منطقه یاوسایل پوشش نسبی منطقه
demolition target
U
منطقه تخریب منطقه در نظر گرفته شده برای تخریب
investigation
U
تجسس وارسی
searched
U
تجسس کردن
surveillant
U
تجسس کننده
air search
U
تجسس هوایی
investigations
U
تجسس وارسی
searchingly
U
تجسس کردن
searches
U
تجسس کردن
chemical survey
U
تجسس شیمیایی
researches
U
تجسس تحقیق
researched
U
تجسس تحقیق
research
U
تجسس تحقیق
researching
U
تجسس تحقیق
espial officer
U
افسر تجسس
feedout
U
تجسس کردن
ground surveillance
U
تجسس زمینی
search
U
تجسس کردن
surveillance radar
U
رادار تجسس هدف
air surveillance
U
تجسس واکتشاف هوایی
terrain spotting
U
تجسس کردن زمین
scan
U
تجسس کردن بارادار
scans
U
تجسس کردن بارادار
target aquisition
U
سیستم تجسس هدف
scanned
U
تجسس کردن بارادار
surveillance
U
تجسس بررسی کردن
search attack unit
U
یکان تجسس و تک ضدزیردریایی
search and rescue
U
عملیات تجسس و نجات
pararescue team
U
تیم تجسس و نجات
seeker
U
رادار تجسس هدف
radiological survey
U
تجسس تشعشع اتمی
antisubmarine search
U
عملیات تجسس ضد زیردریایی
combat surveillance
U
تجسس میدان رزم
occupation crossing
U
پل اختصاصی
individual
U
اختصاصی
dedicated
U
اختصاصی
technical
U
اختصاصی
allocation
U
اختصاصی
allocations
U
اختصاصی
appropriative
U
اختصاصی
proprietary
U
اختصاصی
individuals
U
اختصاصی
snooped
U
نگاه تجسس امیز کردن
counter surveillance
U
عملیات ضدمراقبت و تجسس دشمن
snoops
U
نگاه تجسس امیز کردن
snooping
U
نگاه تجسس امیز کردن
snoop
U
نگاه تجسس امیز کردن
visit and search
U
بازدید و تجسس کردن ناو
separation zone
U
منطقه واسطه حد فاصل یکانها منطقه جداسازی یکانها
demolition guard
U
نگهبان منطقه تخریب مسئول حفافت منطقه تخریب
defense coastal area
U
منطقه ساحلی مورد پدافند منطقه پدافندی ساحلی
airspace prohibited area
U
منطقه ممنوعه هوایی منطقه منع پرواز هوایی
demilitarization
U
تشکیل منطقه بی طرف تشکیل منطقه غیر نظامی
launching area
U
منطقه شروع پرواز منطقه شروع عملیات اب خاکی
proprietary program
U
برنامه اختصاصی
specificity
U
اختصاصی بودن
separates
U
علیحده اختصاصی
patent medicine
U
داروی اختصاصی
specified command
U
نیروی اختصاصی
proprietary goods
U
کالاهای اختصاصی
landmark
U
نشان اختصاصی
patent medicines
U
داروی اختصاصی
distinguishing
U
مشخص اختصاصی
landmarks
U
نشان اختصاصی
speciality
U
رشته اختصاصی
parts peculiar
U
قطعات اختصاصی
specialities
U
رشته اختصاصی
native compiler
U
کامپایلر اختصاصی
local theory
U
نظریه اختصاصی
native language
U
زبان اختصاصی
special ability
U
توانایی اختصاصی
special tribunal
U
دادگاه اختصاصی
specific variance
U
پراکنش اختصاصی
separated
U
علیحده اختصاصی
appropriation
U
ذخیره اختصاصی
localized amnesia
U
یادزدودگی اختصاصی
lacunar amnesia
U
یادزدودگی اختصاصی
trait
U
نشان اختصاصی
traits
U
نشان اختصاصی
dedicated system
U
سیستم اختصاصی
characters
U
صفت اختصاصی
aedis
U
زیارتگاه اختصاصی
aedes
U
زیارتگاه اختصاصی
driveways
U
راه اختصاصی
appropriated surplus
U
ذخیره اختصاصی
a dedicated line
U
یک خط
[سیم]
اختصاصی
specialty
U
رشته اختصاصی
additional outlet
U
انشعاب اختصاصی
specializing
U
اختصاصی کردن
private
U
اختصاصی خصوصی
privates
U
اختصاصی خصوصی
character
U
صفت اختصاصی
dedicated computer
U
کامپیوتر اختصاصی
specializes
U
اختصاصی کردن
dedicated device
U
دستگاه اختصاصی
specialize
U
اختصاصی کردن
allotment
U
منابع اختصاصی
allotments
U
منابع اختصاصی
specialising
U
اختصاصی کردن
specialises
U
اختصاصی کردن
separate
U
علیحده اختصاصی
dedicated lines
U
خطوط اختصاصی
island bases
U
پایگاههای داخل منطقه پدافندی هوایی پایگاهی داخل منطقه حیاتی پایگاههای جزیرهای دریایی
search mission
U
ماموریت تجسس زمینی به وسیله هواپیما
characterization
U
توصیف صفات اختصاصی
proprietary file format
U
قالب فایل اختصاصی
reservations
U
قطعه زمین اختصاصی
reservation
U
قطعه زمین اختصاصی
dedicated file server
U
خدمتگذار فایل اختصاصی
dedicated word processor
U
کلمه پرداز اختصاصی
a dedicated wiring circuit
U
یک مدار الکتریکی اختصاصی
suigeneris
U
اختصاصی منحصر بفرد
a dedicated server
U
[رایانه]
خدمتگذار اختصاصی
privy
U
محرم اسرار اختصاصی
harmonic selective ringing
U
تلفن اختصاصی همساز
the peculiarities of mammals
U
نشانهای اختصاصی پستانداران
non specific factors of production
U
عوامل غیر اختصاصی تولید
post exchange
U
فروشگاه اختصاصی پادگان ارتش
custom built
U
سفارشی تهیه شده اختصاصی
distinctively
U
بطورمشخص یا اختصاصی بروجه تمیز
individual
U
اختصاصی فردی یک نفر سرباز
individuals
U
اختصاصی فردی یک نفر سرباز
intercepting search
U
کاوش برای رهگیری هوایی تجسس با رادار به منظوررهگیری
island
U
منطقه حیاتی پدافند هوایی منطقه حیاتی
islands
U
منطقه حیاتی پدافند هوایی منطقه حیاتی
netware
U
سیستم عامل شبکه اختصاصی ساخت Novell
intersectional service
U
قسمت پشتیبانی داخل منطقه مواصلات یکان پشتیبانی منطقه مواصلات
narrative statement
U
عبارتی که متغیرها را تنظیم میکند و فضای ذخیره سازی در شروع برنامه اختصاصی میدهد
air defense action area
U
منطقه پوشش پدافند هوایی منطقه عمل پدافند هوایی
area assessment
U
ارزیابی اطلاعاتی منطقه عملیات ارزیابی منطقه ازنظر اطلاعاتی
area of operational interest
U
منطقه مورد توجه عملیاتی منطقه مورد نظر عملیاتی
air surface zone
U
منطقه عملیات هوادریایی منطقه تک هوادریایی
mine watching
U
عملیات تجسس و پیدا کردن مین یا مراقبت از مین گذاری دشمن
telling
U
مخابره اطلاعات به دست امده از تجسس هوایی به یکانهای پدافند هوایی
radar scan
U
تجسس بوسیله رادار میدان مراقبت رادار
characteristically
U
صفت اختصاصی یا ممیز نشان ویژه علامت مشخصه مشخصه
characteristic
U
صفت اختصاصی یا ممیز نشان ویژه علامت مشخصه مشخصه
service peculiar
U
امور اختصاصی یک قسمت یایک نیرو مخصوص یک نیرو
sector scan
U
کاوش منطقهای با رادار تجسس منطقهای
specialities
U
کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
specialty
U
کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
speciality
U
کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
calloc
U
در برنامه نویسی C دستور اختصاصی حافظه به برنامه
aerospace projection operations
U
عملیات مخصوص گسترش منطقه فضای هوایی عملیات مخصوص توسعه منطقه فضای هوایی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com