English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
dynamic analisis U تجزیه و تحلیل پویای اقتصادی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
dynamic analisis U تجزیه و تحلیل وقایع اقتصادی با در نظرگرفتن تغییرات گذشته و حال و احتمالا" اینده
dynamic condition U شرایط و مقتضیات پویای اقتصادی تغییر شرایط اقتصادی ناشی از تحول سلیقه تقاضا کنندگان وهزینه و مخارج تولید ونسبت جمعیت
mathematical school U مکتبی که مسائل اقتصادی را از دیدگاه ریاضی مورد تجزیه و تحلیل قرار میدهد از جمله اقتصاددانان این مکتب میتوان از استانلی جونز و لئون والراس نام برد
analysis staff U ستاد تجزیه و تحلیل کننده گروه تجزیه و تحلیل کننده
crater analysis U تجزیه و تحلیل قیف انفجار تجزیه و تحلیل قیف حاصله از انفجار گلوله ها
cost benefit analysis U تجزیه و تحلیل سود و زیان تحلیل هزینه و سود
economic analysis U تحلیل اقتصادی
research and analysis U تجزیه و تحلیل
analysis U تجزیه و تحلیل
depth psychology U تجزیه و تحلیل روانی
contour analysis U تجزیه و تحلیل کرانهای
static analysis U تجزیه و تحلیل ایستا
cost analysis U تجزیه و تحلیل هزینه
cost analysis U تجزیه و تحلیل قیمت
job analysis U تجزیه و تحلیل شغل
regression analysis U تجزیه و تحلیل رگرسیون
job analysis U تجزیه و تحلیل مشاغل
cryptanalysis U تجزیه و تحلیل رمز
technical analysis U تجزیه و تحلیل تکنیکی
correlation analysis U تجزیه و تحلیل همبستگی
dataflow analysis U تجزیه و تحلیل داده
error analysis U تجزیه و تحلیل خطا
operations analysis U تجزیه و تحلیل عملیات
numerical analysis U تجزیه و تحلیل عددی
factor analysis U تجزیه و تحلیل عوامل
problem analysis U تجزیه و تحلیل مسئله
cost analysis U تجزیه و تحلیل قیمت اجناس
break even analysis U تجزیه و تحلیل نقطه سربسر
terrain analysis U تجزیه و تحلیل زمین عملیات
material cost analysis U تجزیه و تحلیل هزینه مواد
cost analysis U تجزیه تحلیل هزینههای کار
Error analysis U تجزیه و تحلیل خطا [ریاضی]
analyzable U قابل تجزیه و تحلیل فرگشاپذیر
analysis U کتاب یا موضوع تجزیه و تحلیل شده
gap analysis U تجزیه و تحلیل فاصله بین پیش بینی و واقعیت
analog to digital converter U تجزیه و تحلیل اطلاعات برای کامپیوتر با دستگاه حافظه ان
infrared resolution U تجزیه و تحلیل و کاوش هدف با عکاسی مادون قرمز
e c e U کمیسیون اقتصادی اروپا کمیسیونی که در بطن شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل برای هماهنگ کردن روشهای اقتصادی دولتها درجهت افزایش فعالیتهای اقتصادی اروپا و نیز بسط وگسترش روابط اقتصادی کشورهای اروپایی با یکدیگرتشکیل شده است
sherlu U اولین برنامه زبان طبیعی که تجزیه و تحلیل نحوی ومعناشناسی را با معلومات جهان مجتمع کرده است
economic nationalism U ناسیونالیسم اقتصادی خودکفایی اقتصادی سیستم فکری اقتصادی که هدف ان ایجاد سیستم اقتصادی مبنی بر خودبسی است به طوریکه اقتصاد کشور به تجارت خارجی برای کالاهای اصلی احتیاج نداشته باشد
ferret U هواپیما یا کشتی یا خودرویی که مخصوص کشف و تعیین محل و ثبت و تجزیه و تحلیل تشعشعات الکترومغناطیسی ورادار دشمن تهیه شده باشند
ferrets U هواپیما یا کشتی یا خودرویی که مخصوص کشف و تعیین محل و ثبت و تجزیه و تحلیل تشعشعات الکترومغناطیسی ورادار دشمن تهیه شده باشند
blue book U کتابی است که وزارت امور خارجه هرکشور هر چند سال یک مرتبه منتشر و مسائل سیاسی عنوان شده در طی ان چندسال را تجزیه و تحلیل وروشن میکند
dynamic address translation U ترجمه پویای ادرس
directional radar prediction U تجزیه و تحلیل سمتی رادار پیش بینی سمتی رادار
radar prediction U بررسی به وسیله رادار تجزیه و تحلیل اطلاعات به وسیله رادار
radar discrimination U قدرت تجزیه و تحلیل هدفهای مختلف از روی صفحه رادار قدرت قرائت هدف از روی صفحه رادار
Economic expert [A person who is a member of the Advisory Council on the Assessment of Overall Economic Development in Germany] U حکیم اقتصادی [ کسی که عضو شورای کارشناسان برای سنجش توسعه کلی اقتصادی در آلمان است]
economic aggregates U مجموعههای اقتصادی ارقام کلی اقتصادی
economic liberalism U مکتب ازادی اقتصادی لیبرالیسم اقتصادی
economic imperialism U جهانخواری اقتصادی امپریالیسم اقتصادی
business cycle U دوران اقتصادی یا تجارتی دوران ترقی و تنزل فعالیت تجاری و اقتصادی
quarterly journal of economics U مجله اقتصادی سه ماهه مجله اقتصادی که هر سه ماه یک بار منتشر میشود
economic and social council U شورای اقتصادی و اجتماعی یکی از ارکان ششگانه سازمان ملل متحد که وفیفه اش انجام امور اقتصادی واجتماعی و فرهنگی و تربیتی مربوط به سازمان ملل
economic order quantity U کمیت سفارش اقتصادی اقتصادی ترین مقدار سفارش
mixed capitalism U نظام اقتصادی که در ان بیشتروسایل و ابزار تولید درمالکیت خصوصی قرار داشته و بازار چگونگی تعیین قیمت و تولید را به عهده دارد ولی با وجود این دولت نیز ازطریق سیاستهای پولی مالی و قوانین مختلف درفعالیتهای اقتصادی تاثیرمیگذارد
autarky U خود بسی اقتصادی خود کفایی اقتصادی
market socialism U سوسیالیسم مبتنی بر بازار سیستم اقتصادی که در ان وسایل تولید در مالکیت عمومی بوده اما نیروهای بازار در این سیستم مکانیسم هماهنگ کننده را بوجود می اورند . سیستم اقتصادی یوگسلاوی مثال مشخصی ازاین نوع سیستم میباشد
marxist economics U نظام اقتصادی که در ان افکارکارل مارکس و طرفدارانش مد نظر است و بر اساس ان استثمار نظام سرمایه داری سرانجام کارگران را فقیرخواهد ساخت و عاقبت بحرانهای اقتصادی و سقوط نظام سرمایه داری را بوجودخواهد اورد
spectrophotometry U اسپکتروفتومتر [در این روش با تجزیه رنگ ها و مقایسه آن نمونه های مرجع، نوع رنگینه بکار رفته مشخص می شود. این روش خصوصا در تجزیه رنگ های فرش های قدیمی و شناخت رنگینه های آن مورد استفاده قرار می گیرد.]
erosion U تحلیل
analysts U تحلیل گر
analyst U تحلیل گر
analyzer U تحلیل گر
corrosion U تحلیل
resolutions U تحلیل
resolution U تحلیل
analysis U تحلیل
comsumption U تحلیل
absorbency U تحلیل
marasmic U تحلیل رو
atrophy U تحلیل رفتن
profile analysis U تحلیل نیمرخ
qualitative analysis U تحلیل کیفی
systems analyzer U تحلیل گر سیستم
prosternation U تحلیل نیرو
systems analysis U تحلیل سیستم ها
task analysis U تحلیل تکلیف
solvency U تحلیل بردنی
sales analysis U تحلیل فروش
systems analysis U تحلیل سیستم
regression analysis U تحلیل رگرسیون
regression analysis U تحلیل برگشت
stability analysis U تحلیل ثبات
consume U تحلیل رفتن
consumptives U تحلیل رفته
consumptive U تحلیل رفته
consumed U تحلیل رفتن
resolutive U تحلیل برنده
consumes U تحلیل رفتن
atrophied U تحلیل رفتن
atrophies U تحلیل رفتن
emaciate U تحلیل رفتن
static analysis U تحلیل ایستا
static analysis U تحلیل استاتیک
system analyst U تحلیل گر سیستم
purchasing analyst U تحلیل گر خرید
system analysis U تحلیل سازگان
quantitative analysis U تحلیل کمی
quantitative analysis U تحلیل مقداری
psychoanalysis U تحلیل روانی
system analysis U تحلیل سیستم
syntactical analysis U تحلیل ترکیبی
syntactical analysis U تحلیل نحوی
strode analysis U تحلیل ضربهای
statistical analysis U تحلیل اماری
atrophying U تحلیل رفتن
probability analysis U تحلیل احتمالات
factor analysis U تحلیل عاملی
direct analysis U تحلیل رهنمودی
die down U تحلیل رفتن
depth analysis U تحلیل عمقی
item analysis U تحلیل پرسش
job analysis U تحلیل شغلی
data analysis U تحلیل داده ها
existential analysis U تحلیل وجودی
daseinanalyse U تحلیل وجودی
criterion analysis U تحلیل ملاک
lexical analysis U تحلیل لغوی
corrodible U تحلیل رفتنی
indifference analysis U تحلیل بی تفاوتی
incorrodible U غیرقابل تحلیل
ego analysis U تحلیل خود
fault analysis U تحلیل عیب
fiddle away U تحلیل بردن
frequency analysis U تحلیل بسامدی
graphic analysis U تحلیل نگارهای
group analysis U تحلیل گروه
handwriting analysis U تحلیل دستخط
dynamic analysis U تحلیل دینامیک
dynamic analysis U تحلیل پویا
hypnoanalysis U تحلیل هیپنوتیسمی
income analysis U تحلیل درامد
content analysis U تحلیل محتوا
consumptible U تحلیل رفتنی
network analysis U تحلیل شبکه
operation analysis U تحلیل عملکرد
analysis of variance U تحلیل پراکنش
analysis of variance U تحلیل واریانس
analysis of covariance U تحلیل هم پراکنش
analysand U تحلیل شونده
analitics U علم تحلیل
active analysis U تحلیل فعال
activity analysis U تحلیل فعالیت
pulled U تحلیل رفته
path analysis U تحلیل مسیر
analyzer U تحلیل کننده
narcoanalysis U تحلیل تخدیری
lithotripsy U خردسازی یا تحلیل
logic analysis U تحلیل منطقی
lysis U تحلیل کافتن
cluster analysis U تحلیل خوشهای
marginal analysis U تحلیل نهائی
mental analysis U تحلیل ذهنی
character analysis U تحلیل منش
case analysis U تحلیل مورد
motion analysis U تحلیل حرکات
blind analysis U تحلیل بی نام
benefit cost analysis U تحلیل فایده
muscular dystrophy U تحلیل عضلانی
stub U تحلیل بردن
stubbing U تحلیل بردن
stubbed U تحلیل بردن
incide U تحلیل بردنlooper
wearing U تحلیل برنده
transactional analysis U تحلیل تبادلی
analyse U تحلیل کردن
systems analyst U تحلیل گر سیستم
stubs U تحلیل بردن
value analysis U تحلیل ارزش
two way analysis U تحلیل دو عاملی
analyzed U تحلیل کردن
analysing U تحلیل کردن
analyses U تحلیل کردن
erosion U تحلیل تدریجی
analysed U تحلیل کردن
analyzes U تحلیل کردن
analyzing U تحلیل کردن
exhausted U تحلیل رفته
assimilate U تحلیل رفتن
assimilated U تحلیل رفتن
dwindled U تحلیل رفتن
dwindles U تحلیل رفتن
dwindling U تحلیل رفتن
undermine U تحلیل بردن
undermined U تحلیل بردن
undermines U تحلیل بردن
analysis U تحلیل کاوش
variance analysis U تحلیل واریانس
analysis U تحلیل جداگری
vector analysis U تحلیل برداری
trend analysis U تحلیل روند
assimilates U تحلیل رفتن
assimilating U تحلیل رفتن
eat U تحلیل رفتن
eats U تحلیل رفتن
dwindle U تحلیل رفتن
logic analyzer U تحلیل کننده منطقی
washed up U بکلی تحلیل رفته
cost benefit analysis U تحلیل هزینه و منفعت
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com