Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 181 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
furriery
U
تجارت خز
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
trade
U
تجارت داد وستد
trade
U
تجارت کردن با داد وستد کردن
trade
U
تجارت
trade
U
تجارت داد و ستد
traded
U
تجارت داد وستد
traded
U
تجارت کردن با داد وستد کردن
traded
U
تجارت
traded
U
تجارت داد و ستد
technologies
U
قرار دادن یک قطعه الکترونیکی جدید در تجارت یا صنعت
technology
U
قرار دادن یک قطعه الکترونیکی جدید در تجارت یا صنعت
mysteries
U
تجارت
mystery
U
تجارت
commerce
U
تجارت
commerce
U
معاشرت تجارت کردن
laissez-faire
U
ازادی تجارت
dumping
U
سیاست تبعیض قیمت در تجارت بین الملل
traffic
U
تجارت غیرقانونی
traffic
U
تجارت
traffic
U
تجارت هدایت شده
trafficked
U
تجارت غیرقانونی
trafficked
U
تجارت
trafficked
U
تجارت هدایت شده
trafficking
U
تجارت غیرقانونی
trafficking
U
تجارت
trafficking
U
تجارت هدایت شده
traffics
U
تجارت غیرقانونی
traffics
U
تجارت
traffics
U
تجارت هدایت شده
free trade
U
تجارت ازاد
free enterprise
U
تجارت ومعامله ازاد
business
U
موضوع تجارت
business
U
تجارت
business
U
که باعث میشود یک تجارت کار باشد
businesses
U
موضوع تجارت
businesses
U
تجارت
businesses
U
که باعث میشود یک تجارت کار باشد
merchandise
U
تجارت کردن
downtown
U
مرکز تجارت شهر
collieries
U
تجارت ذغال ذغال فروشی
colliery
U
تجارت ذغال ذغال فروشی
refinance
U
از نو تجارت کردن
refinanced
U
از نو تجارت کردن
refinances
U
از نو تجارت کردن
refinancing
U
از نو تجارت کردن
enterprise
U
تعهد تجارت
enterprises
U
تعهد تجارت
contraband
U
تجارت قاچاق یاممنوع
commercialism
U
تجارت گرائی
commercial
U
مربوط به تجارت
adventure
تجارت مخاطره آمیز
adventures
U
تجارت مخاطره امیز
agribusiness
U
تجارت محصولات کشاورزی کار و کسب کشاورزی
aids to trade
U
خدمات جنبی تجارت مانندبانکدارب
automobile trade
U
صنعت یا تجارت اتومبیل
balance of foreign trade
U
تراز تجارت خارجی
barter away
U
تجارت یا معامله پایاپای کردن
bilateral trade
U
تجارت دوجانبه
business law
U
حقوق تجارت
cabotage
U
تجارت ساحلی
carring trade
U
تجارت داخله
chamber of commerce
U
اطاق تجارت
chamber of commerce
U
اتاق تجارت
chamber of trade
U
اتاق تجارت
commercial code
U
قانون تجارت
commercial law
U
قانون تجارت
commercial law
U
حقوق تجارت
copartner
U
سهیم وشریک در تجارت وغیره
counter trade
U
تجارت متقابل
custom of a trade
U
عادت یک تجارت اصول متداول تجارت
e f t a (european free trade association
U
اتحادیه تجارت ازاد اروپا اتحادیه متشکل از کشورهای انگلستان
economic nationalism
U
ناسیونالیسم اقتصادی خودکفایی اقتصادی سیستم فکری اقتصادی که هدف ان ایجاد سیستم اقتصادی مبنی بر خودبسی است به طوریکه اقتصاد کشور به تجارت خارجی برای کالاهای اصلی احتیاج نداشته باشد
exchanged stabilization fund
U
مقصودتاسیسی است در ان پول خارجی و داخلی یک کاسه میشود و به این وسیله مظنه ارز خارجی ثابت نگهداشته میشود تا تنزل پول داخلی باعث رکود تجارت و عدم اعتماد نشود
fair trade
U
تجارت مشروع
fair trade
U
تجارت منصفانه
fair trade
U
تجارت عادلانه
fair trade laws
U
قوانین تجارت منصفانه قرارداد بین تولیدکننده وفروشنده برای تثبیت یا تعیین حداقل قیمت
flax trade
U
تجارت کتان
floating trade
U
تجارت دریایی
foreign trade
U
تجارت خارجی
free enterprise system
U
نظام تجارت ازاد
free in trade
U
تجارت ازاد
free trade area
U
منطقه تجارت ازاد
free trade area
U
حوزه تجارت ازاد
free trader
U
تجارت ازاد
freedom of enterprise
U
ازادی تجارت
freedom of trade
U
ازادی تجارت
gains from trade
U
منافع حاصل از تجارت
graphics, business
U
تجارت
home trade
U
تجارت داخلی
internal commerce
U
تجارت داخلی
internal trade
U
تجارت داخلی
international commercial terms (incoterm
U
قراردادهای تجارت بین الملل که بوسیله اتاق بازرگانی بین الملل تهیه شده است
international trade
U
تجارت بین الملل
international trade
U
تجارت بین المللی
interstate commerce commission
U
کمیسیون تجارت بین ایالات
invisible items of trade
U
اقلام نامرئی تجارت
invisible trade
U
تجارت غیرقابل رویت
joint adventure
U
تجارت مشترک
joint venture
U
سرمایه گذاری مشترک تجارت مشترک
law merchant
U
حقوق تجارت
Other Matches
lawmerchant
U
حقوق تجارت قدیم دادگاه تجارت
mercantile law
U
قانون تجارت
unfavorable trade
U
تجارت نامطلوب
unfavorable trade
U
تجارت نامساعد
trade barrier
U
مانع تجارت
merchandies
U
تجارت کردن
restraint of trade
U
محدودیت تجارت
regional trade
U
تجارت منطقهای
open trade
U
تجارت ازاد
law merchant
U
قانون تجارت
law of the staple
U
حقوق تجارت
traditional trade
U
تجارت سنتی
trade deficit
U
کسری تجارت
maritime trade
U
تجارت دریایی
carrying trade
U
تجارت حمل و نقل
mentoring
U
مرشدی
[تجارت و بازرگانی]
transport industry
U
تجارت حمل و نقل
multilateral trade
U
تجارت چند جانبه
transport trade
U
تجارت حمل و نقل
transport business
U
تجارت حمل و نقل
carrying business
U
تجارت حمل و نقل
It is both pilgrimage and commerce.
<proverb>
U
هم زیارت است هم تجارت .
visibles
U
اقلام مرئی تجارت
trade magazine
U
مجله تخصصی تجارت
shipping trade
U
تجارت حمل و نقل
carrying-trade
U
تجارت حمل و نقل
shopping mall
[American]
U
مجتمع خرید
[تجارت و بازرگانی]
commercial center
[American]
U
مجتمع خرید
[تجارت و بازرگانی]
mall
U
مجتمع خرید
[تجارت و بازرگانی]
strip mall
U
مجتمع خرید
[تجارت و بازرگانی]
retail shopping centre
[British]
U
مجتمع خرید
[تجارت و بازرگانی]
retail shopping centre
[British]
U
مجتمع تجاری
[تجارت و بازرگانی]
shopping mall
[American]
U
مجتمع تجاری
[تجارت و بازرگانی]
commercial center
[American]
U
مجتمع تجاری
[تجارت و بازرگانی]
shopping centre
[British]
U
مجتمع خرید
[تجارت و بازرگانی]
strip mall
U
مجتمع تجاری
[تجارت و بازرگانی]
shopping center
[American]
U
مجتمع خرید
[تجارت و بازرگانی]
retail park
U
مجتمع خرید
[تجارت و بازرگانی]
retail centre
[British]
U
مجتمع خرید
[تجارت و بازرگانی]
retail centre
[British]
U
مجتمع تجاری
[تجارت و بازرگانی]
mall
U
مجتمع تجاری
[تجارت و بازرگانی]
microeconomics
U
اقتصاد خرد
[تجارت و بازرگانی]
micro-economics
U
اقتصاد خرد
[تجارت و بازرگانی]
mentoring
U
مربی بودن
[تجارت و بازرگانی]
Free pree (trade,port).
U
مطبوعات ( تجارت ،بندر ) آزاد
multilateral trade
U
تجارت باچند کشور در ان واحد
shopping centre
[British]
U
مرکز خرید
[تجارت و بازرگانی]
take a bath
<idiom>
U
ویرانی تجارت ،ورشکست شدن
I am here on business.
برای تجارت اینجا آمدم.
restrictive trade practices
U
روشهای محدود کردن تجارت
shopping center
[American]
U
مرکز خرید
[تجارت و بازرگانی]
retail park
U
مرکز خرید
[تجارت و بازرگانی]
retail centre
[British]
U
مرکز خرید
[تجارت و بازرگانی]
retail shopping centre
[British]
U
مرکز تجاری
[تجارت و بازرگانی]
strip mall
U
مرکز تجاری
[تجارت و بازرگانی]
shopping mall
[American]
U
مرکز تجاری
[تجارت و بازرگانی]
mall
U
مرکز تجاری
[تجارت و بازرگانی]
commercial center
[American]
U
مرکز تجاری
[تجارت و بازرگانی]
shopping centre
[British]
U
مجتمع تجاری
[تجارت و بازرگانی]
shopping center
[American]
U
مجتمع تجاری
[تجارت و بازرگانی]
retail park
U
مجتمع تجاری
[تجارت و بازرگانی]
retail centre
[British]
U
مرکز تجاری
[تجارت و بازرگانی]
retail park
U
مرکز تجاری
[تجارت و بازرگانی]
shopping mall
[American]
U
مرکز خرید
[تجارت و بازرگانی]
mall
U
مرکز خرید
[تجارت و بازرگانی]
commercial center
[American]
U
مرکز خرید
[تجارت و بازرگانی]
shopping centre
[British]
U
مرکز تجاری
[تجارت و بازرگانی]
shopping center
[American]
U
مرکز تجاری
[تجارت و بازرگانی]
retail shopping centre
[British]
U
مرکز خرید
[تجارت و بازرگانی]
strip mall
U
مرکز خرید
[تجارت و بازرگانی]
(not) have anything to do with someone
<idiom>
U
نخواستن دوستی یا کار یا تجارت داشتن
wool stapler
U
کسیکه تجارت پشم خام میکند
vent for surplus theory of trade
U
نظریه تجارت "درباره استفاده از مازاد "
trade follows the flag
U
تجارت کشورهای مشترک المنافع با انگلستان
white slave
U
استفاده از زن برای فحشاء تجارت ناموس
mail order house
U
تجارت خرده فروشی بوسیله مکاتبات پستی
Trade ( business ) is slack this week .
U
این هفته بازار ( تجارت ) کساد است
stock control program
U
نرم افزاری که برای کمک به مدیریت انبار در تجارت طراحی شده است
restraint of trade
U
قراردادی که ضمن ان تجارت یکی از طرفین قرارداد به طور نامحدود منع شود
silicon valley
U
محلی در دره سانتاکلارای کالیفرنیا باگسترده ترین تمرکز تجارت وکار تکنولوژی عالی در جهان
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com