English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
short wave converter U تبدیل گر موج کوتاه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
staple U [الیاف کوتاه مانند پنبه و پشم که طی مراحل نخ ریسی تبدیل به نخ مناسب جهت تار و پود فرش می گردند.]
Other Matches
novatio non presumiter U تبدیل تعهد یا تبدیل مدیون نمیتواند مفروض یا ضمنی باشد
blasts U منفجر شدن بوق کوتاه سوت کوتاه
short lunge U نوعی سخمه کوتاه یا ضربه کوتاه در جنگ
blast U منفجر شدن بوق کوتاه سوت کوتاه
conversion scale U مقیاس تبدیل ضریب تبدیل
transiguration U تبدیل صورت تبدیل هیئت
pantywaist U شلوار کوتاه بچگانه که به بالاتنه لباسش تکمه میشود شلوار کوتاه
shorthorn U جانور شاخ کوتاه نژاد گاو شاخ کوتاه شمال انگلیس
restitution U تبدیل مختصات نقاط از عکس یا نقشهای به نقشه دیگر تبدیل مختصات
short quard U سخمه گارد کوتاه در جنگ سرنیزه سخمه کوتاه
assembler U اسمبلی که برنامه به زبان اسمبلی را در دو مرحله به کد ماشین تبدیل میکند. ابتدا آدرسهای ابتدایی ذخیره می شوند و در مرحله دوم آن را به آدرس مطلق تبدیل می کنند
binary to hexadecimal conversion U تبدیل دودوئی به مبنای 61 تبدیل دودوئی به شانزده شانزدهی
binary to octal conversion U تبدیل دودوئی به مبنای 8 تبدیل دودوئی به هشت هشتی
conversions U 1-برنامهای که برنامه نوشته شده در یک کامپیوتر را به حالت مناسب برای دیگری تبدیل میکند. 2-برنامهای که فرمت داده و کد گذاری و... را برای استفاده در یک برنامه دیگر تبدیل میکند
conversion U 1-برنامهای که برنامه نوشته شده در یک کامپیوتر را به حالت مناسب برای دیگری تبدیل میکند. 2-برنامهای که فرمت داده و کد گذاری و... را برای استفاده در یک برنامه دیگر تبدیل میکند
hurdle step U جهش کوتاه روی یک پا پیش از شیرجه جهش کوتاه پیش از پریدن از روی خرک
linter U ماشینی که پس از پاک کرن پنبه الیاف کوتاه چسبیده به تخم پنبه را میگیرد الیاف کوتاه پنبه که به تخم پنبه چسبیده است
stockiest U کوتاه
synoptic U کوتاه
pygmy U قد کوتاه
pygmy U کوتاه
pygmies U قد کوتاه
curtal U کوتاه
dwarfish U کوتاه
bas relif U کوتاه
short U کوتاه
concise U کوتاه
down U کوتاه
of short duration U کوتاه
shorter U کوتاه
pigmy U قد کوتاه
stockier U کوتاه
stocky U کوتاه
scut U دم کوتاه
miniature U کوتاه
miniatures U کوتاه
puny U قد کوتاه
shortest U کوتاه
dumpy U کوتاه
pigmy U کوتاه
pygmies U کوتاه
concise <adj.> U کوتاه
curt <adj.> U کوتاه
fleeting <adj.> U کوتاه
short <adj.> U کوتاه
low U کوتاه
little U کوتاه
stunt U کوتاه
pigmies U کوتاه
pigmies U قد کوتاه
stunting U کوتاه
succinct U کوتاه
succinct <adj.> U کوتاه
stunts U کوتاه
liliputian U قد کوتاه
poops U صدای کوتاه
laconically U کوتاه موجز
poop U صدای کوتاه
to fall short U کوتاه امدن
idylls U قصیده کوتاه
detruncation U کوتاه شدگی
conte U داستان کوتاه
short term U دوره کوتاه
to cut short U کوتاه کردن
to look in U کوتاه کردن
abbreviating U کوتاه کردن
short time U کوتاه مدت
shorten U کوتاه کردن
shortened U کوتاه کردن
easy term U کوتاه مدت
shortened U کوتاه تر کردن
shear U کوتاه کردن
shortening U کوتاه شدگی
coatee U دامن کوتاه
laconic U کوتاه موجز
shortens U کوتاه کردن
pygmy U ادم کوتاه قد
draw in U کوتاه شدن
shorten U کوتاه تر کردن
shortens U کوتاه تر کردن
idylls U چکامه کوتاه
formulating U کوتاه کردن
curt U کوتاه ومختصر
curtails U کوتاه کردن
razee U کوتاه کردن
correption U کوتاه کردن
pygmies U ادم کوتاه قد
To back down . U کوتاه آمدن
curtail U کوتاه کردن
curtailing U کوتاه کردن
cutty sark U دامن کوتاه
tutu U دامن کوتاه
tutus U دامن کوتاه
curtailed U کوتاه کردن
cut off U کوتاه کردن
pigmies U ادم کوتاه قد
formulates U کوتاه کردن
idyll U قصیده کوتاه
idyll U چکامه کوتاه
mini-skirt U دامن کوتاه
briefed U کوتاه مختصر
drop in <idiom> U دیدار کوتاه
mini-skirts U دامن کوتاه
brief U کوتاه مختصر
short-list U فهرست کوتاه
detruncate U کوتاه کردن
short-listed U فهرست کوتاه
short-listing U فهرست کوتاه
short-lists U فهرست کوتاه
briefer U کوتاه مختصر
briefest U کوتاه مختصر
short test bar U میله کوتاه
formulate U کوتاه کردن
formulated U کوتاه کردن
chiton U قبای کوتاه
basso relief U برجسته کوتاه
short burst U رگبار کوتاه
short circuit U اتصال کوتاه
shuffles U گام کوتاه
short-lived U کوتاه مدت
short drop U دراپ کوتاه
truncation U کوتاه سازی
short lived U کوتاه مدت
apophthegm U گفتار لب و کوتاه
short brittle U شکننده- کوتاه
short blast U سوت کوتاه
paddles U پاروی کوتاه
paddled U پاروی کوتاه
paddle U پاروی کوتاه
tunicle U لباس کوتاه
reef U کوتاه کردن
reefs U کوتاه کردن
shuffle U گام کوتاه
shuffled U گام کوتاه
short-range U کوتاه مدت
shuffling U گام کوتاه
unabridged U کوتاه نشده
short stories U داستان کوتاه
scurry U مسابقه کوتاه
short story داستان کوتاه
term paper U رساله کوتاه
novelettes U داستان کوتاه
anecdote U قصهء کوتاه
anecdotes U قصهء کوتاه
abridge U کوتاه کردن
curtailment U کوتاه سازی
short period U دوره کوتاه
an incomprehensive report U گزارش کوتاه
short precision U دقت کوتاه
short range U کوتاه مدت
truncheons U چماق کوتاه
short return U برگشت کوتاه
short run U کوتاه مدت
short run U مدت کوتاه
truncheon U چماق کوتاه
novelette U داستان کوتاه
abbreviates U کوتاه کردن
shorter U کوتاه مدت
catnaps U چرت کوتاه
catnapping U چرت کوتاه
shortest U کوتاه کردن
catnapped U چرت کوتاه
shortest U کوتاه مدت
catnap U چرت کوتاه
short service line U خط سرویس کوتاه
punch U کوتاه قطور
shorter U کوتاه کردن
short U کوتاه مدت
chitchat U صحبت کوتاه
abbreviate U کوتاه کردن
dogmatist U کوتاه فکر
wool of short staple U پشم نخ کوتاه
chip shot U ضربه کوتاه
short term U کوتاه مدت
short splice U پیوند کوتاه
short U کوتاه کردن
short shunt U شنت کوتاه
punched U کوتاه قطور
punches U کوتاه قطور
short-haul U خط سیر کوتاه
breeks U شلوار کوتاه
brachydactyly U کوتاه انگشتی
short-circuit U اتصال کوتاه
vamp U جوراب کوتاه
undersize U اندازه کوتاه
short-circuits U اتصال کوتاه
short blast U بوق کوتاه
britches U شلوار کوتاه
bunny hop U پرش کوتاه
short wave U موج کوتاه
short-wave U موج کوتاه
scutter U دو باگامهای کوتاه
whiffet U سوت یا پف کوتاه
hidebound U کوتاه فکر
transients U فانی کوتاه
short haul U خط سیر کوتاه
transient U فانی کوتاه
by pass U اتصال کوتاه
paddling U پاروی کوتاه
canters U چهارنعل کوتاه
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com