Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (15 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
direct current converter
U
تبدیل گر جریان مستقیم
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
inverter
U
وسیلهای که جریان متناوب را به مستقیم با برعکس تبدیل میکند
Other Matches
constant current
U
جریان مستقیم جریان ثابت باطری
inverting
U
جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
inverts
U
جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
invert
U
جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
direct conversion
U
تبدیل مستقیم
d.c.
U
جریان مستقیم
d.c
U
جریان مستقیم
direct current
U
جریان مستقیم
d.c c. motor
U
موتور جریان مستقیم
direct current magnet
U
مغناطیس جریان مستقیم
d.c. receiver
U
رادیوی جریان مستقیم
direct current
U
جریان برق مستقیم
forward current
U
جریان ولتاژ مستقیم
direct current instrument
U
سنجه جریان مستقیم
d.c. motor
U
موتور جریان مستقیم
direct current generator
U
مولد جریان مستقیم
d.c. winding
U
سیم پیچی جریان مستقیم
dc coupling
U
جفت شدگی جریان مستقیم
galvanism
U
معالج با جریان برق مستقیم
galvanism
U
جریان مستقیم برق الکتریسیته شیمیایی
d.c. machine
U
ماشین جریان مستقیم ماشین جریان دائم
current transformation
U
تبدیل جریان
transformator
U
الت تبدیل شکل جریان الکتریکی
ohm's law
U
جریان در یک مدار با ولتاژ نسبت مستقیم وبا مقاومت نسبت عکس دارد
PSU
U
مدار الکتریکی که حاوی ولتاژ مستقیم است و نیز سطح دلتادی از منبع جریان به سایر مدارهای الکتریکی
critical raynold's number
U
عددی رینولدی که در ان تغییرات قابل توجهی از قبیل تبدیل جریان اشفته یا کاهش ناگهانی پسا صورت میگیرد
marking current
U
جریان نشان دهنده مسیرعبور جریان الکتریسیته جریان مشخص کننده مدار
acoustic coupler
وسیله ای که به یک دستگاه تلفن وصل است و دادههای دوتایی را به سیگنالهای صوتی تبدیل میکند تا در خط تلفن جریان پیدا کند
dasd
U
Device Storage DirectAccess اسباب حافظه بادستیابی مستقیم دستگاه انباره دستیابی مستقیم
direct admission
U
مراجعه مستقیم به بهداری پذیرش یامراجعه مستقیم بیماران
basics
U
روش به هنگام سازی و بازیابی مستقیم بلاک داده مشخص که در یک وسیله با دستیالی مستقیم ذخیره شده است
basic
U
روش به هنگام سازی و بازیابی مستقیم بلاک داده مشخص که در یک وسیله با دستیالی مستقیم ذخیره شده است
direct
U
مستقیم یا بدون پردازش یا حرکت مستقیم
directs
U
مستقیم یا بدون پردازش یا حرکت مستقیم
direct exchange
U
تعویض مستقیم مبادله مستقیم قطعات
directed
U
مستقیم یا بدون پردازش یا حرکت مستقیم
leakage current
U
جریان خطا جریان خزنده جریان پراکندگی
cost fraction
U
نتیجه مستقیم هزینههای مستقیم تولید یا خدمت به تعداد واحدهای تولید شده یاکمیت خدمات
novatio non presumiter
U
تبدیل تعهد یا تبدیل مدیون نمیتواند مفروض یا ضمنی باشد
direct command
U
فرماندهی مستقیم فرماندهی بلاواسطه تیراندازی به روش فرمان مستقیم
direct fire sights
U
زاویه یا بهای تیر مستقیم دوربینهای تیر مستقیم
elicitation
U
کسب اطلاعات غیر مستقیم بازجویی غیر مستقیم
flowed
U
سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
flow
U
سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
flows
U
سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
all mains receiver
U
گیرنده جریان دائم و جریان متناوب رادیوی برق و باطری
push pull
U
وابسته بدولوله الکترونی که جریان برق در انها دردوجهت متضاد جریان یابد
room circuit
U
جریان الکتریکی که دردستگاههای رمزکردن وکشف مورد استفاده میباشد جریان دستگاه رمز
currents
U
جریان الکتریکی با مقدار ثابت که در یک جهت جریان دارد
current
U
جریان الکتریکی با مقدار ثابت که در یک جهت جریان دارد
ampere
U
واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
amps
U
واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
amp
U
واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
direct dyes
U
رنگینه های مستقیم
[که بدون نیاز به دندانه بصورت مستقیم با آب و الیاف پنبه، ابریشم و پشم ترکیب داده شده و رنگ های روشن و براقی را بوجود می آورد ولی در عین حال در برابر شستشو، پایداری خوبی ندارد.]
heterodyne
U
ترکیب دو جریان متناوب برای تولید جریانی با فرکانسی برابر مجموع یا تفاضل فرکانس دو جریان مزبور
genemotor
U
مبدل جریان دائم به جریان دوار دیناموتور
transiguration
U
تبدیل صورت تبدیل هیئت
conversion scale
U
مقیاس تبدیل ضریب تبدیل
constrictor
U
گرفتگی در یک لوله یا جریان سیال که دارای سوراخ کوچکی میباشد و جریان معینی را در ازای هر واحداختلاف فشاراز خود عبورمیدهد
induction current
U
جریان القاء شده جریان تحریک
counter current
U
جریان مخالف دریایی جریان متضاد اب
restitution
U
تبدیل مختصات نقاط از عکس یا نقشهای به نقشه دیگر تبدیل مختصات
direct access storage device
U
اسباب حافظه با دستیابی مستقیم دستگاه با ذخیره دستیابی تصادفی دستگاه انباره دستیابی مستقیم
runoff coefficient
U
ضریب جریان که برابراست باارتفاع اب جریان یافته درزمین به ارتفاع بارندگی این ضریب کوچکتر از واحدمیباشد
reynold's number
U
این عددنشاندهنده رژیم جریان است یعنی اگر این عدد کمتراز 032باشد جریان متلاطم میباشد
assembler
U
اسمبلی که برنامه به زبان اسمبلی را در دو مرحله به کد ماشین تبدیل میکند. ابتدا آدرسهای ابتدایی ذخیره می شوند و در مرحله دوم آن را به آدرس مطلق تبدیل می کنند
current compensation
U
کمپنزاسیون جریان تعدیل جریان
three phase current
U
جریان سه فاز جریان دوار
current flow
U
سیلان جریان فلوی جریان
parasitic current
U
جریان نشتی جریان خارجی
binary to octal conversion
U
تبدیل دودوئی به مبنای 8 تبدیل دودوئی به هشت هشتی
binary to hexadecimal conversion
U
تبدیل دودوئی به مبنای 61 تبدیل دودوئی به شانزده شانزدهی
gresham's law
U
پول بد پول خوب را از جریان خارج میکند از دو نوع پول با ارزش قانونی یکسان انکه پشتوانه اش طلاست در جریان می ماند
unstart
U
انفجاری جریان صحیح هوا داخل ورودی مافوق صوت موتورمکنده هوا که بطور بارزی باپیدایش ناگهانی موجهای ضربهای و معکوس شدن انی جریان همراه است
circuitry
U
شدت جریان برق اجزاء ترکیب کننده جریان برق
idle current meter
U
دستگاه اندازه گیری جریان کور امپرمتر جریان کور
vortex ring state
U
حالت کاری رتور اصلی رتورکرافت که در ان جهت جریان رتور در خلاف جریان نسبی قائم خارج دیسک رتور وتراست رتور میباشد
fet
U
وسیله الکترونیکی که به عنوان کنترل جریان متغییر بکار می رود : یک سیگنال خارجی مقاومت وسیله و جریان جاری را تغییر میدهد به وسیله تغییر پهنای کانال هدایت
conversion
U
1-برنامهای که برنامه نوشته شده در یک کامپیوتر را به حالت مناسب برای دیگری تبدیل میکند. 2-برنامهای که فرمت داده و کد گذاری و... را برای استفاده در یک برنامه دیگر تبدیل میکند
conversions
U
1-برنامهای که برنامه نوشته شده در یک کامپیوتر را به حالت مناسب برای دیگری تبدیل میکند. 2-برنامهای که فرمت داده و کد گذاری و... را برای استفاده در یک برنامه دیگر تبدیل میکند
alternators
U
ماشین جریان متناوب ژنراتور جریان متناوب
alternator
U
ماشین جریان متناوب ژنراتور جریان متناوب
d.c. transformer
U
ترانسفورماتور جریان دائم مبدل جریان دائم
electromagnetism
U
پدیده ایجاد قوه اهن ربایی بوسیله جریان الکتریسته وهمچنین تاثیر قوه اهن ربایی بر جریان برق
levels
U
مستقیم
right
U
مستقیم
beeline
U
خط مستقیم
righted
U
مستقیم
attributive
U
مستقیم
righting
U
مستقیم
first-hand
U
مستقیم
straightish
U
مستقیم
levelled
U
مستقیم
directed
U
مستقیم
direct
<adj.>
U
مستقیم
upstanding
U
مستقیم
straighter
U
مستقیم
straightest
U
مستقیم
on line
U
مستقیم
straight line code
U
کد خط مستقیم
leveled
U
مستقیم
straight line code
U
کد مستقیم
level
U
مستقیم
straight
U
مستقیم
straight line
U
خط مستقیم
straight line
U
مستقیم
directs
U
مستقیم
bee line
U
خط مستقیم
unintermediate
<adj.>
U
مستقیم
firsthand
U
مستقیم
heavy current engineering
U
مهندسی جریان قوی مهندسی قدرت تکنولوژی جریان قوی
isotach
U
خطوط میزان منحنی سرعت جریان اب خطوط جریان هم سرعت
straight edge
U
لبه مستقیم
rectiliner
U
مستقیم الخط
direct lighting
U
روشنایی مستقیم
direct address
آدرس مستقیم
airlines
U
خط مستقیم هوایی
direct aggression
U
پرخاشگری مستقیم
airline
U
خط مستقیم هوایی
aright
U
مستقیم مستقیما
straight left
U
چپ مستقیم در بوکس
direct load
U
بارگذاری مستقیم
direct material
U
مواد مستقیم
proximate
U
بیفاصله مستقیم
proximate cause
U
علت مستقیم
straight line
U
دارای خط مستقیم
highroads
U
صراط مستقیم
direct support
U
کمک مستقیم
highroad
U
صراط مستقیم
random access
U
دستیابی مستقیم
indirect
U
غیر مستقیم
straight line
U
بخط مستقیم
direct support
U
پشتیبانی مستقیم
direct selling
U
فروش مستقیم
direct selection
U
انتخاب مستقیم
direct address
U
نشانی مستقیم
straight
U
قسمت مستقیم
direct processing
U
پردازش مستقیم
intuitions
U
درک مستقیم
visual fire
U
تیر مستقیم
video disk
U
دسترسی مستقیم
intuition
U
درک مستقیم
direct reading
U
قرائت مستقیم
direct relationship
U
وابستگی مستقیم
uniaxial bending
U
خمش مستقیم
rectilinear
U
مستقیم الخط
uncurl
U
مستقیم شدن
direct process
U
فرایند مستقیم
direct pressure
U
فشار مستقیم
specific cost
U
هزینه مستقیم
direct taxation
U
مالیات مستقیم
sonna deung koot
U
دست مستقیم
direct access
U
دستیابی مستقیم
straightest
U
قسمت مستقیم
sideway
U
غیر مستقیم
direct observation
U
دیدبانی مستقیم
wall pass
U
پاس مستقیم
straighter
U
قسمت مستقیم
direct outlet
U
ابگیر مستقیم
spur offtake
U
ابگیر مستقیم
direct relationship
U
ارتباط مستقیم
as the crow files
U
بخط مستقیم
dressings
U
مستقیم کنی
dressing
U
مستقیم کنی
direct tax
U
مالیات مستقیم
hot
U
خط تلفن مستقیم
direct file
U
فایل مستقیم
direct taxes
U
مالیاتهای مستقیم
direct dye
U
رنگینه مستقیم
hotter
U
خط تلفن مستقیم
line storm
U
طوفان مستقیم
close supervision
U
نظارت مستقیم
directness
U
مستقیم بودن
direct labour
U
دستمزد مستقیم
direct fire
U
تیر مستقیم
direct fire
U
اتش مستقیم
ambagious
U
غیر مستقیم
through call
U
مکالمه مستقیم
air line
U
خط مستقیم هوایی
direct file
U
پرونده مستقیم
backstair
U
غیر مستقیم
hottest
U
خط تلفن مستقیم
direct damage
U
ضرر مستقیم
straightening flute drill
U
مته مستقیم
direct hits
U
اصابت مستقیم
direct coupling
U
کوپلینگ مستقیم
direct coupling
U
جفتگری مستقیم
direct hit
U
اصابت مستقیم
forward resistance
U
مقاومت مستقیم
direct cost
U
هزینه مستقیم
forward voltage
U
ولتاژ مستقیم
positive relation
U
رابطه مستقیم
straight position
U
فرم مستقیم
on line help
U
کمک مستقیم
direct access
U
دسترسی مستقیم
direct object
U
مفعول مستقیم
Go straight ahead.
مستقیم بروید.
direct control
U
کنترل مستقیم
circumlocutions
U
بیان غیر مستقیم
shot direct at goal
U
شوت مستقیم به دروازه
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com