Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 209 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
galss transition
U
تبدیل شیشهای
gamma transition
U
تبدیل شیشهای
glassy transition
U
تبدیل شیشهای
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
gamma transition temperature
U
دمای تبدیل شیشهای
glass transition temperature
U
دمای تبدیل شیشهای
glasy trainsition temperature
U
دمای تبدیل شیشهای
t.g
U
دمای تبدیل شیشهای
vitrescence
U
امادگی برای تبدیل به شیشه خاصیت شیشهای
vitrescent
U
اماده برای تبدیل به شیشه دارای خاصیت شیشهای
Other Matches
novatio non presumiter
U
تبدیل تعهد یا تبدیل مدیون نمیتواند مفروض یا ضمنی باشد
vitriform
U
شیشهای
vitreous
U
شیشهای
glassy
U
شیشهای
amorphous
U
شیشهای
vitric
U
شیشهای
glazing
U
شیشهای
glass rule
U
خط کش شیشهای
hyaloid
U
شیشهای
galssy
U
شیشهای
glass electrode
U
الکترود شیشهای
glass eye
U
چشم شیشهای
glass bulb
U
حباب شیشهای
glass vessels
U
فروف شیشهای
glass jaw
U
ارواره شیشهای
marble
U
گلوله شیشهای
glass rod
U
میله شیشهای
vitreus state
U
حالت شیشهای
glass tube
U
لوله شیشهای
louvred
U
دریاپنجرهچوبی-شیشهای
glazing coat
U
روکش شیشهای
the vitreoud humour
U
ابگونه شیشهای
glassiness
U
خاصیت شیشهای
glassy state
U
حالت شیشهای
marbles
U
گلوله شیشهای
semivitrified
U
نیمه شیشهای
hyaloid membrane
U
شامهء شیشهای
slow worm
U
مار شیشهای
blindworm
U
مار شیشهای
vitreosity
U
خاصیت شیشهای
glass
U
الت شیشهای
shellac
U
لاک شیشهای
solar house
U
گلخانه شیشهای
semivitrified
U
نیم شیشهای
conversion scale
U
مقیاس تبدیل ضریب تبدیل
transiguration
U
تبدیل صورت تبدیل هیئت
glass type tube
U
لامپ الکترونی شیشهای
vitreous enamel coating
U
روکش لعاب شیشهای
hyalitis
U
اماس رطوبت شیشهای
salvers
U
سینی پایه دار شیشهای
salver
U
سینی پایه دار شیشهای
vitrify
U
شیشهای کردن یا شدن زینترن
pseudoscope
U
شیشهای که کاو را کوژکوژراکاو نماید
intravitreous
U
واقع در درون رطوبت شیشهای
glass separator
U
میان گیر شیشهای باتری
restitution
U
تبدیل مختصات نقاط از عکس یا نقشهای به نقشه دیگر تبدیل مختصات
eye glass
U
شیشهای که برای کمک بینایی بکارمیبرند
fogging
U
مات کردن سطوح شیشهای یاعدسیها
belljar
U
نوعی فرف شیشهای مثل کاسه زنگ
liquid crystal display
U
صفحه نمایش دو جداره شیشهای با محلول کریستال مایع
cullet
U
خرده شیشهای که برای خمیرشیشه گری بکار می رود
meniscus
U
شیشهای که از یکسو گوژ وازسوی دیگر کاو باشد
liquid crystal displays
U
صفحه نمایش دو جداره شیشهای با محلول کریستال مایع
assembler
U
اسمبلی که برنامه به زبان اسمبلی را در دو مرحله به کد ماشین تبدیل میکند. ابتدا آدرسهای ابتدایی ذخیره می شوند و در مرحله دوم آن را به آدرس مطلق تبدیل می کنند
astrodome
U
گنبد شیشهای که خلبان میتواند از وراء ان اسمان رامشاهده کند
binary to octal conversion
U
تبدیل دودوئی به مبنای 8 تبدیل دودوئی به هشت هشتی
binary to hexadecimal conversion
U
تبدیل دودوئی به مبنای 61 تبدیل دودوئی به شانزده شانزدهی
glass wool
U
تودهای ازرشتههای شیشهای که بعنوان عایق گرما یا درتصفیه هوا بکار میر ود
LCD
U
Display Crystal Liquid صفحه نمایش دو جداره شیشهای با محلول کریستال مایع
fibres
U
رشته بسیار باریک شیشهای یا پلاستیکی که داده را به صورت سیگنالهای نوری منتقل میکند
fibre
U
رشته بسیار باریک شیشهای یا پلاستیکی که داده را به صورت سیگنالهای نوری منتقل میکند
fiber
U
رشته بسیار باریک شیشهای یا پلاستیکی که داده را به صورت سیگنالهای نوری منتقل میکند
fibre optics
U
لایههای مناسب شیشهای یا پلاستیکی محافظت شده برای ارسال سیگنالهای نوری که داده سریع منتقل می کنند
conversion
U
1-برنامهای که برنامه نوشته شده در یک کامپیوتر را به حالت مناسب برای دیگری تبدیل میکند. 2-برنامهای که فرمت داده و کد گذاری و... را برای استفاده در یک برنامه دیگر تبدیل میکند
conversions
U
1-برنامهای که برنامه نوشته شده در یک کامپیوتر را به حالت مناسب برای دیگری تبدیل میکند. 2-برنامهای که فرمت داده و کد گذاری و... را برای استفاده در یک برنامه دیگر تبدیل میکند
bubble turn and slip
U
الات دقیق اصلی پروازی که شتاب جانبی را با جابجایی حبابی داخل لوله شیشهای خمیده پر از مایعی نشان میدهد
vitrifying
U
تغییر شکل سرامیک از حالت کریستالی به حالت شیشهای یا غیر متبلور
glare
U
صفحه شیشهای یا پلاستیکی در مقابل صفحه نمایش برای قط ع انعکاسی شدید نور
glared
U
صفحه شیشهای یا پلاستیکی در مقابل صفحه نمایش برای قط ع انعکاسی شدید نور
glares
U
صفحه شیشهای یا پلاستیکی در مقابل صفحه نمایش برای قط ع انعکاسی شدید نور
helical wave guide
U
لوله فلزی که از فیبرهای نازک شیشهای و سیم هائی که توانایی انتقال هزاران پیام در خطوط مخابراتی رادارند تشکیل شده است
devitrify
U
از حالت شیشهای در اوردن حالت بلوری دادن
glass
U
عینک دار کردن شیشهای کردن
fibre optics
U
لایه شیشهای یا پلاستیکی نازک که قادر به ارسال سیگنالهای نوری است . سیگنال نوری یا لیزری برای نمایش داده ارسالی تقسیم میشود
scanners
U
وسیلهای با صفحه مسط ح شیشهای که روی آن شکل یا عکس یا متن قرار دارد. نوک اسکن پایین شیشه حرکت میکند وتصویر را به داده که توسط کامپیوتر قابل تغییراست
scanner
U
وسیلهای با صفحه مسط ح شیشهای که روی آن شکل یا عکس یا متن قرار دارد. نوک اسکن پایین شیشه حرکت میکند وتصویر را به داده که توسط کامپیوتر قابل تغییراست
reducing
U
تبدیل
transforms
U
تبدیل
move
U
تبدیل
change
U
تبدیل
conversions
U
تبدیل
permutation
U
تبدیل
transforming
U
تبدیل
reductions
U
تبدیل
converter
U
تبدیل گر
permutations
U
تبدیل
reduce
U
تبدیل
convert
U
تبدیل
converted
U
تبدیل
converting
U
تبدیل
converts
U
تبدیل
transformed
U
تبدیل
reforming
U
تبدیل
shift
U
تبدیل
transform
U
تبدیل
reduction
U
تبدیل
reducer
U
تبدیل
adapter
U
تبدیل
toggle
U
تبدیل
toggles
U
تبدیل
interconversion
U
تبدیل
panification
U
تبدیل
cinversion
U
تبدیل
transmutation
U
تبدیل
modification
U
تبدیل
alteration
U
تبدیل
translation
U
تبدیل
reduces
U
تبدیل
connector
U
تبدیل
commutation
U
تبدیل
changes
U
تبدیل
conversion
U
تبدیل
changed
U
تبدیل
changing
U
تبدیل
code conversion
U
تبدیل کد
transformation
U
تبدیل
saccharification
U
تبدیل به قند
changer
U
تبدیل میکند
change over switch
U
کلید تبدیل
changer
U
کلید تبدیل
cineration
U
تبدیل بخاکستر
salification
U
تبدیل به نمک
transmutation
U
تبدیل هستهای
rotary converter
U
تبدیل گر گردان
transmutation
U
تبدیل عناصر
reductions
U
اختصار تبدیل
calcification
U
تبدیل به اهک
scorify
U
تبدیل به کف کردن
combust
U
تبدیل بخاکسترکردن
code conversion
U
تبدیل رمز
impedance transformation
U
تبدیل امپدانس
image transformation
U
تبدیل تصویر
reductional
U
تبدیل کاهش
transformers
U
تبدیل کننده
transformer
U
تبدیل کننده
catalytic reforming
U
تبدیل کاتالیزوری
catforming
U
تبدیل با کاتالیزور
reduction
U
اختصار تبدیل
transformation
U
تبدیل صورت
vaporization
U
تبدیل به بخار
reduction coefficient
U
ضریب تبدیل
liquefaction
U
تبدیل به مایع
commuting
U
تبدیل کردن
commuted
U
تبدیل کردن
commute
U
تبدیل کردن
acidifier
U
تبدیل به اسیدکننده
actification
U
تبدیل به سرکه
transmuting
U
تبدیل کردن
transmutes
U
تبدیل کردن
transmuted
U
تبدیل کردن
transmute
U
تبدیل کردن
monarchize
U
تبدیل به سلطنت
money exchange
U
تبدیل پول
multi way switch
U
کلید تبدیل
hedging
U
تبدیل پوششی
upturn
U
تبدیل به احسن
lactation
U
تبدیل به شیر
laplace transformation
U
تبدیل لاپلاس
nuclear transformation
U
تبدیل هستهای
lapidification
U
تبدیل به سنگ
parallel conversion
U
تبدیل موازی
lamp bulb adapter
U
تبدیل لامپ
phase transition
U
تبدیل فاز
aggravation
U
تبدیل به بدتر
internal conversion
U
تبدیل باطنی
transformed
U
تبدیل کردن
transform
U
تبدیل کردن
evaporating
U
تبدیل به بخارکردن
evaporates
U
تبدیل به بخارکردن
evaporated
U
تبدیل به بخارکردن
evaporate
U
تبدیل به بخارکردن
incommutably
U
تبدیل ناپذیر
incommutability
U
تبدیل ناپذیری
c.r.
U
تبدیل کاتالیزوری
calcination
U
تبدیل باهک
transforming
U
تبدیل کردن
transforms
U
تبدیل کردن
internal conversion
U
تبدیل درونی
interconvertible
U
قابل تبدیل
power converter station
U
پست تبدیل
process conversion
U
تبدیل فرایند
interconversion
U
تبدیل متقاطع
prtrifaction
U
تبدیل به سنگ
animalization
U
تبدیل به حیوان
approach transition
U
تبدیل ورودی
platiforming
U
تبدیل با پلاتین
basify
U
تبدیل به قلیاکردن
bituminize
U
تبدیل بقیرکردن
reducer
U
تبدیل کننده
transition temperature
U
دمای تبدیل
data conversion
U
تبدیل داده ها
convertibles
U
قابل تبدیل
convertible
U
قابل تبدیل
interchangeable
U
قابل تبدیل
decimalize
U
تبدیل به اعشارکردن
demodulator
U
تبدیل میکند
direct reading galvanometer
U
گالوانومتر بی تبدیل
direct conversion
U
تبدیل مستقیم
double conversion
U
تبدیل دوگانه
gear level
U
تبدیل کردن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com