Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
How far is it to city centre?
U
تا مرکز شهر چقدر راه است؟
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
What's the fare to city centre?
U
نرخ کرایه تا مرکز شهر چقدر است؟
Other Matches
medical assemblage
U
مرکز جمع اوری پزشکی مرکز تجمع بیماران
weather central
U
مرکز کنترل اوضاع جوی مرکز هواشناسی
centrifugal
U
با سیستم گریز از مرکز با نیروی گریزاز مرکز
provision center
U
مرکز تدارکات مرکز توزیع اماد
center mark
U
علامت مرکز نشانه مرکز
collision parameter
U
در محاسبه مدارات فاصله بین مرکز جاذبه یک میدان نیروی مرکزی از امتداد بردار سرعت جسم متحرک در بیشترین فاصله از مرکز ان
whole blood center
U
مرکز کنترل و اهداء خون مرکز جمع اوری خون
battery control central
U
مرکز تلفن خودکار اتشبار مرکز کنترل خودکار
army operations center
U
مرکز عملیات نیروی زمینی مرکز عملیات ارتش
in what way
<adv.>
U
چقدر
any
U
چقدر
to what extent
<adv.>
U
چقدر
how far
<adv.>
U
چقدر
what
U
چقدر
How much?
U
چقدر؟
how far
U
چقدر
How much is it?
U
آن چقدر است؟
any
U
چقدر هیچ
how much
U
چقدر چه اندازه
How much is that?
U
چقدر بدهم؟
How much did you spend?
U
تو چقدر خرج کردی؟
How much is that?
U
هزینه اش چقدر است؟
How tall are you ? what is your height ?
U
قدت چقدر است ؟
how deep is that well?
U
گودی ان چقدر است
How long will it take?
چقدر طول می کشد؟
How far is it to ... ?
چقدر تا ... راه است؟
How far is it to ... ?
تا ... چقدر راه است؟
What is the price ...?
قیمت ... چقدر است؟
How much is the fare to ... ?
کرایه تا ... چقدر است؟
What is the price ...?
قیمت ... چقدر است؟
What ist the price per night?
U
اجاره آن هر شب چقدر است؟
What is the price ...?
قیمت ... چقدر است؟
How long does it take on foot?
پیاده چقدر طول می کشد؟
What wI'll be woll be.
U
هر چقدر قسمت با شد همان می شود
How dirty the house is !
U
چقدر خانه کثیف است
What's the charge per mile?
U
اجاره هر مایل چقدر است؟
What is the exchange rate?
U
نرخ تبدیل چقدر است؟
How long does it take by car?
با اتومبیل چقدر طول می کشد؟
What's the charge per hour?
U
کرایه هر ساعت چقدر است؟
What is the price per night?
U
قیمت برای یک شب چقدر است؟
How much is my telephone bill?
U
صورتحساب تلفنمان چقدر میشود؟
Much as I raked my brain .
U
هر چقدر به مغزم فشار آوردم
How far is it to the airport?
U
تا فرودگاه چقدر راه است؟
What is the charge per day?
U
کرایه روزانه چقدر است؟
how long
U
تاکی تاچه وقت چقدر
What's the fare to the airport?
U
نرخ کرایه تا فرودگاه چقدر است؟
What's the fare to Manchester?
U
کرایه تا شهر منچستر چقدر است؟
What is the price excluding meals?
U
قیمت بدون غذا چقدر است؟
How deep is the swimming pool ?
U
گودی این استخر چقدر است ؟
What's the charge per week?
U
اجاره آن برای یک هفته چقدر است؟
What's the charge per day?
U
اجاره آن برای یک روز چقدر است؟
What was your net profit?
U
خرج دررفته چقدر منفعت کردی ؟
How far is it to this address?
U
تا این آدرس چقدر راه است؟
What is the price per week?
U
قیمت برای یک هفته چقدر است؟
what is this book worth?
U
این کتاب چقدر ارزش دارد
How far is it from Tehran to Karaj?
U
ازتهران تاکرج چقدر راه است ؟
What's the damage?
U
چقدر خرج روی دستم می افتد؟
It is immaterial how rich he may be .
U
مهم نیست چقدر ثروت داشته با شد
How long is the River Nile?
U
طول وعرض رودخانه نیل چقدر است ؟
how much can I overdraw on my account?
U
چقدر بیش از اعتبار می توانم از حسابم بردارم؟
What is the price for bed and breakfast?
U
قیمت برای تخت و صبحانه چقدر است؟
to see what
[mettle]
he is made of
<idiom>
U
تا ببینیم او
[مرد]
چقدر توانایی
[تحمل]
دارد
What's the fare to this address?
U
نرخ کرایه تا این آدرس چقدر است؟
Do you still remember how poor we were?
U
آیا هنوز یادت میاد، که چقدر فقیر بودیم.
I'm still not quite sure how good you are.
U
من هنوز هم نمی دونم که تو واقعا چقدر خوب هستی.
to shoot one's mouth off
<idiom>
U
چیزهایی را بگویند که به مردم نباید گفت
[مثال چقدر پول درمی آورد ماهانه]
how much do i owe you
U
چقدر بشما بدهکار هستم چقدرباید بشما بدهم چقدرطلب شمامیشود
There are as good fish in the sea as ever came out.
<proverb>
U
از دریا هر چقدر ماهى بگیرى باز هم ماهى دارد.
stationed
U
مرکز
isocentre
U
هم مرکز
stations
U
مرکز
meddles
U
مرکز
meddled
U
مرکز
meddle
U
مرکز
middle
U
مرکز
acentric
U
بی مرکز
middles
U
مرکز
station
U
مرکز
intermediate exchange
U
مرکز
centre forward
U
مرکز
centers
U
مرکز
centred
U
مرکز
centre
U
مرکز
omphalos
U
مرکز
concentric
U
هم مرکز
hearts
U
مرکز
heart
U
مرکز
centered
U
مرکز
center line
U
خط مرکز
center
U
مرکز
center of mass
U
مرکز هدف
center of lift
U
مرکز برا
sensorium
U
مرکز احساس
subscriber's station
U
مرکز مشترک
centre of activities
U
مرکز عملیات
intermediate office
U
مرکز میانی
center of dispersion
U
مرکز پراکندگی
head quarters
U
مرکز فرماندهی
center of distribution
U
مرکز پخش
centre of pressure
U
مرکز فشار
training center
U
مرکز اموزش
center of gravity
U
مرکز ثقل
centre of crest circle
U
مرکز خمیدگی
surrending the centre
U
تفویض مرکز
central office
U
مرکز تلفن
central tendency
U
تمایل به مرکز
subcentral
U
نزدیک مرکز
signal center
U
مرکز پیام
center of symmerty
U
مرکز تقارن
symmerty center
U
مرکز تقارن
center punch
U
مرکز سوراخ
center sleeve
U
مرکز مجوف
central control panel
U
مرکز کنترل
induction station
U
مرکز پذیرش
central city
U
مرکز شهر
center of resistance
U
مرکز مقاومت
signal center
U
مرکز مخابرات
center web
U
مرکز چرخ
center of mass
U
مرکز جرم
center punch
U
مرکز منگنه
height of centers
U
ارتفاع مرکز
sodom
U
مرکز فساد
information center
U
مرکز اطلاعات
center of pressure
U
مرکز فشار
speech center
U
مرکز گویایی
shopping center
U
مرکز فروش
sleep center
U
مرکز خواب
cryptocenter
U
مرکز رمز
concentric cable
U
کابل هم مرکز
computing center
U
مرکز محاسبات
documentation center
U
مرکز اسناد
outskirt
U
دور از مرکز
mart
U
مرکز بازرگانی
manual exchange
U
مرکز دستی
computer center
U
مرکز کامپیوتر
communication center
U
مرکز مخابرات
pivot point
U
مرکز چرخش
primary center
U
مرکز عمده
main office
U
مرکز اصلی
concentrically
U
باداشتن یک مرکز
county seat
U
مرکز بخشداری
data center
U
مرکز داده ها
data center
U
مرکز داده
nerve center
U
مرکز عصبی
cost center
U
مرکز هزینه زا
mid channel
U
مرکز کانال
off center
U
خارج از مرکز
message center
U
مرکز پیام
contrifuge
U
گریز از مرکز
diffracting center
U
مرکز پراشنده
mass concrete
U
مرکز جرم
operation center
U
مرکز عملیات
coaxial cable
U
سیم هم مرکز
coaxial cable
U
کابل هم مرکز
respiratory center
U
مرکز تنفسی
rhinencephalon
U
مرکز شامه
centroid
U
مرکز جرم
school center
U
مرکز اموزش
local center
U
مرکز محلی
kuk kiwo
U
مرکز تکواندو
centrifugal
U
گریز از مرکز
centrifugal
U
مرکز گریز
centrifugal
U
فرار از مرکز
feeding center
U
مرکز تغذیه
centrifugal
U
گریزنده از مرکز
inversion center
U
مرکز وارونگی
epicenter
U
مرکز زلزله
education center
U
مرکز اموزش
primary center
U
مرکز اولیه
civic centre
U
مرکز شهر
chiral center
U
مرکز کایرال
profit centre
U
مرکز سود
provision center
U
مرکز توشه
centroid
U
شبه مرکز
centroid
U
مرکز ثقل
centripetal
U
مرکز گرا
centripetal
U
مایل به مرکز
radio centeral
U
مرکز بی سیم
regional center
U
مرکز منطقهای
main exchange
U
مرکز اصلی
reserve center
U
مرکز احتیاط
fluid centre
U
مرکز سیال
centre of mass
U
مرکز ثقل
centre of gravity
U
مرکز ثقل
centrifuge
U
مرکز گریز
centralists
U
مرکز گرای
centralist
U
مرکز گرای
telephone exchanges
U
مرکز تلفن
telephone exchange
U
مرکز تلفن
police stations
U
مرکز پلیس
centres of gravity
U
مرکز ثقل
nerve centre
U
مرکز فرمان
eccentricities
U
خروج از مرکز
eccentricities
U
دوری از مرکز
eccentrics
U
هم مرکز نبودن
eccentrics
U
خارج از مرکز
eccentrics
U
گریزنده از مرکز
eccentric
U
هم مرکز نبودن
eccentric
U
خارج از مرکز
eccentric
U
گریزنده از مرکز
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com