English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (14 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
foxhound U تازی مخصوص شکار روباه
foxhounds U تازی مخصوص شکار روباه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
to rid to hounds U با تازی شکار روباه کردن
to ride to hounds U با تازی شکار روباه کردن
drag hunt U شکار با تازی در مسیری بابوی مصنوعی روباه بخاطرورزش
mask U کلاه مخصوص شمشیربازی سر روباه شکار شده
masks U کلاه مخصوص شمشیربازی سر روباه شکار شده
cub hunting U شکار بچه روباه
foxhunt U شکار روباه باتازی
foxhunt U باتازی شکار روباه کردن
master of U سرپرست گروه شکار روباه
gaze hound U تازی که بیشتر با چشم دنبال شکار می رود تا با بو
fox hunting شکار روباه بطور گروهی با اسب و تازیها
fox-hunting U شکار روباه بطور گروهی با اسب و تازیها
hoick U فریاد تازی دار بعلامت اعلام کشف مسیر شکار
harrier U تازی مخصوص شکارخرگوش
yoicks U علامت تعجب درهیجان و خشم و خوشی ووجد.فریاد تحریک و تشویق برای تازی شکاری مخصوص
retriever U سگ مخصوص یافتن شکار ومجروحین
retrievers U سگ مخصوص یافتن شکار ومجروحین
flu flu U تیر مخصوص پرواز کوتاه ومستقیم برای شکار پرنده
floo floo U تیر مخصوص پرواز کوتاه ومستقیم برای شکار پرنده
earth U حفره زیرزمینی روباه بیرون راندن روباه از سوراخ
earths U حفره زیرزمینی روباه بیرون راندن روباه از سوراخ
grey hound U تازی
hounding U تازی
hound U سگ تازی
hounded U تازی
wolf hound U سگ تازی
hound U تازی
hounded U سگ تازی
hounding U سگ تازی
deer hound U تازی
canum venaticorum U تازی ها
greyhound U تازی
greyhounds U تازی
Arabs U تازی
hounds U تازی
stag hound U تازی
Arab U تازی
buckhound U تازی
Arabic U تازی
canes venatici U تازی ها
hounds U سگ تازی
alpha canes venaticorum U الفا- تازی ها
deer dog U تازی سگ شکاری
huntsmen U تازی دار
brach U تازی مانند
lyam hound U تازی بویی
greyhounds U نوعی تازی
greyhound U نوعی تازی
huntsman U تازی دار
staghound U تازی شکاری
lyme hound U تازی بویی
sleuthhound U تازی بویی
lute U گل یا سیمان مخصوص درزگیری وبتونه حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری
lutes U گل یا سیمان مخصوص درزگیری وبتونه حلقه لاستیکی مخصوص دهانه بطری
write U وسیله مخصوص که به کامپیوتر امکان خواندن حروف دستنویس روی یک صفحه مخصوص میدهد
writes U وسیله مخصوص که به کامپیوتر امکان خواندن حروف دستنویس روی یک صفحه مخصوص میدهد
fog oil U روغن مخصوص یا سوخت مخصوص دستگاههای تولیددود مصنوعی
life the hound <idiom> U زندگی مثل سگ تازی
beagles U تازی شکاری پاکوتاه
beagle U تازی شکاری پاکوتاه
wolf hound U تازی درشت اندام
typeface U مجموعه حروف در یک طرح مخصوص و وزن مخصوص
typefaces U مجموعه حروف در یک طرح مخصوص و وزن مخصوص
totalitarian U وابسته بحکومت یکه تازی
fox brush U دم روباه
foxing U روباه
foxtail U دم روباه
reynard U روباه
foxes U روباه
fox U روباه
dog fox U روباه
arctic fox U سگ روباه
blue fox U سگ روباه
graphics U کارت مخصوص درون کامپیوتر که از یک پردازنده مخصوص برای افزایش سرعت رسم خط ها و تصاویر روی صفحه استفاده میکند
whippets U سگ تازی تیز دو تانک سبک و تندرو
whipper U همدست شکارچی که تازی ها راباشلاق میراند
whippet U سگ تازی تیز دو تانک سبک و تندرو
foxhole U سوراخ روباه
vixens U روباه ماده
foxholes U سوراخ روباه
vixen U روباه ماده
foxy U روباه صفت
foxier U روباه صفت
pits U حفره روباه
scoria U روباه سربار
vulpine U روباه صفت
yoicks U صید روباه
kennels U لانه روباه
foxiest U روباه صفت
kennel U لانه روباه
hanky panky U روباه بازی
hanky-panky U روباه بازی
pit U حفره روباه
How did you make out? Did you succeed or fail? U شیری یا روباه ؟
guile U روباه صفتی
vixenish U شبیه روباه ماده
fox hole U سنگر حفره روباه
silver fox U روباه نقره فام
slow and steady wins the race U اسب تازی دوتک روبشتاب شتراهسته میرودشب وروز
break cover U خروج روباه یا خرگوش ازپناهگاه
to be like a fox <idiom> U مثل روباه حیله گر بودن
earth stopper U مامور بستن سوراخهای روباه
tallyho U صدای شکارچی در موقع دیدن روباه
brush U دم روباه شکارشده بعنوان نشانه پیروزی
brushes U دم روباه شکارشده بعنوان نشانه پیروزی
registers U که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
registering U که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
register U که برای نگهداری داده وآدرس پردازش شدن به کد ماشین به کارمی رود.2-محل حافظه مخصوص برای مقاصد ذخیره سازی مخصوص
The fox,being asked who his withness was ,said, my. <proverb> U به روباه گفتند شاهدت کیست گفت دمم.
foxtail U یکجورعلف که درسران خوشه هایی ماننددم روباه دارد
view halloo U فریاد شکارچی پس ازمشاهده بیرون جستن روباه از پناهگاه
tallyho U فریاد شکارچی هنگام دیدن روباه که از پناهگاه بیرون دویده
Foxes when they cannot reach the grapes say they a. <proverb> U روباه دستش به انگور نمى رسد مى گوید ترش است .
deleted U کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
delete U کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleting U کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deletes U کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
embedded code U کامپیوتر مخصوص برای کنترل یک ماشین . کامپیوتر مخصوص در یک سیستم بزرگ برای انجام یک تابع خاص
prey U شکار
quarrying U شکار
quarry U شکار
quarries U شکار
hunts U شکار
hunted U شکار
predatin U شکار
hank U شکار
game U شکار
hunt U شکار
ravin U شکار
chevy U شکار
hunting U شکار
chace U شکار
gameless U بی شکار
venery U شکار
chasing U شکار
chase U شکار
gamey U پر از شکار
chased U شکار
hanks U شکار
chases U شکار
dispersal airfield U فرودگاههای مخصوص تفرقه هوایی فرودگاه مخصوص تفرقه در اماده باش هوایی
blood sport U کشتن شکار
blood sports U کشتن شکار
fowling U شکار پرنده
huntsman U شکار باز
huntsmen U شکار باز
hunt U شکار کردن
area drive U شکار دواندن
hunted U شکار کردن
hunters U اسب شکار
hunts U شکار کردن
shotgunner U شکار با تفنگ
shanking U شکار کوسه
quarries U لاشه شکار
game law U قانون شکار
quarries U شکار موردنظر
quarry U لاشه شکار
hanks U طعمه شکار
quarry U شکار موردنظر
quarrying U لاشه شکار
quarrying U شکار موردنظر
hank U طعمه شکار
gamy U پراز شکار
shooting U شکار باتفنگ
king hunt U شاه شکار
ducking U شکار مرغابی
predatory habit U خوی شکار
predation U شکار کردن
victims U دستخوش شکار
hunter U اسب شکار
gunning U شکار با تفنگ
poniter U نوعی سگ شکار ی
shootings U شکار باتفنگ
game keep U پاسبان شکار
victim U دستخوش شکار
game U سرگرمی شکار
fair game U شکار قانونی
to go a hunting U شکار رفتن
fair game U شکار مجاز
hunting ground U شکار گاه
whaling U شکار نهنگ
falconry U شکار با شاهین
hunting district U شکار گاه
pteropus U شبپره میوه خور که پوزه اش مانند پوزه روباه است
sniped U پاشله شکار کردن
predator U تغذیه کننده از شکار
shoot U هدف گرفتن شکار
snipe U پاشله شکار کردن
rabbit U شکار خرگوش کردن
predators U تغذیه کننده از شکار
pointers U سگ شکاری یابنده شکار
pointer U سگ شکاری یابنده شکار
rabbits U شکار خرگوش کردن
predatorial U تغذیه کننده از شکار
shoots U هدف گرفتن شکار
snipes U پاشله شکار کردن
raven U شکار طعمه شکاری
poached U دزدکی شکار کردن
poaches U دزدکی شکار کردن
check U و شدن بوی شکار
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com