English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
effective date U تاریخ اجرا
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
value date U تاریخ اجرا والور
Other Matches
backdates U تاریخ قبل از تاریخ واقعی را ذکر کردن
backdated U تاریخ قبل از تاریخ واقعی را ذکر کردن
backdate U تاریخ قبل از تاریخ واقعی را ذکر کردن
backdating U تاریخ قبل از تاریخ واقعی را ذکر کردن
antedated U پیش از تاریخ حقیقی تاریخ گذاشتن
antedates U پیش از تاریخ حقیقی تاریخ گذاشتن
antedated cheque U چک به تاریخ مقدم بر تاریخ واقعی صدور
martyrology U تاریخ شهدا تاریخ شهدای مسیحی
antedate U پیش از تاریخ حقیقی تاریخ گذاشتن
hagiology U تاریخ مقدس تاریخ انبیاء
prehistory U ماقبل تاریخ تاریخ قبلی
date U تاریخ گذاردن تاریخ گذاشتن
dates U تاریخ گذاردن تاریخ گذاشتن
protohistory U تاریخ ماقبل تاریخ
standard U تابعی که یک تابع که زیاد اجرا شود را اجرا میکند مثل ورودی صفحه کلید یا صفحه نمایش
standards U تابعی که یک تابع که زیاد اجرا شود را اجرا میکند مثل ورودی صفحه کلید یا صفحه نمایش
asynchronous U تابعی که جداگانه از برنامه اصلی اجرا میشود و وقتی اجرا میشود که یک موقعیتهای خاصی به وجود آمده باشند
simple U وسیله چند رسانهای که نیاز به فایل داده برای اجرا ندارد مثل درایو cd برای اجرا cdهای صوتی
simpler U وسیله چند رسانهای که نیاز به فایل داده برای اجرا ندارد مثل درایو cd برای اجرا cdهای صوتی
simplest U وسیله چند رسانهای که نیاز به فایل داده برای اجرا ندارد مثل درایو cd برای اجرا cdهای صوتی
run U دستوری که به کاربر امکان نوشتن نام برنامه ای که می خواهد اجرا کند یا دستور DOS ای که می خواهد اجرا کند میدهد
runs U دستوری که به کاربر امکان نوشتن نام برنامه ای که می خواهد اجرا کند یا دستور DOS ای که می خواهد اجرا کند میدهد
operation U ثباتی که حاوی در حین اجرا حاوی که اجرا باشد
coetaneous U هم تاریخ
date [appointment] U تاریخ
as of U از تاریخ
histories U تاریخ
appointment U تاریخ
with effect from U از تاریخ ...
appointed day U تاریخ
date U تاریخ
dates U تاریخ
dates [appointments] U تاریخ ها
appointments U تاریخ ها
as from U از تاریخ ,
appointed days U تاریخ ها
coeval U هم تاریخ
no date U بی تاریخ
era U تاریخ
undated U بی تاریخ
history U تاریخ
dateless U بی تاریخ
eras U تاریخ
date of acquisition U تاریخ خریداری
date of maturity U تاریخ سررسید
creation date U تاریخ افرینش
date of shipment U تاریخ حمل
dates U نخل تاریخ
dateline U تاریخ گذاری
date of issuance U تاریخ صدور
date U نخل تاریخ
delivery date U تاریخ تحویل
completion date U تاریخ تکمیل
date of maturity U تاریخ انقضاء
due date U تاریخ تادیه
creation date U تاریخ ایجاد
current date U تاریخ جاری
datable U تاریخ گذاردنی
due date U تاریخ سررسید
economic history U تاریخ اقتصادی
dateable U تاریخ گذاردنی
closing date U تاریخ انقضاء
date in issuing U تاریخ صدور
chronogram U ماده تاریخ
natural history U تاریخ طبیعی
postdate U تاریخ ماقبل
postdated U تاریخ ماقبل
postdates U تاریخ ماقبل
postdating U تاریخ ماقبل
historians U تاریخ گزار
historians U تاریخ نویس
historian U تاریخ نویس
prehistory U ماقبل تاریخ
basic date U تاریخ ترفیع
backdating date U پیش تاریخ
stale cheque U چک تاریخ گذشته
system date U تاریخ سیستم
dated U تاریخ دار
acceptance date U تاریخ قبولی
termination date U تاریخ پایان
shelf life U تاریخ مصرف
the date was not specified U تاریخ ان معلوم
value date U تاریخ ارزش
epochs U مبدا تاریخ
epoch U مبدا تاریخ
prehistory U پیش تاریخ
historian U تاریخ گزار
out of date U از تاریخ گذشته
expiry date U تاریخ انقضاء
in chronological order U به ترتیب تاریخ
historicity U تاریخ گرایی
natural historian U تاریخ نویس
chronological U به ترتیب تاریخ
Ancient history U تاریخ باستان
expiration date U تاریخ انقضا
maintenance history U تاریخ تعمیرات
date of birth U تاریخ تولد
intellectual history U تاریخ اندیشه ها
maturity date U تاریخ سررسید
julain date U تاریخ ژولین
modern history U تاریخ معاصر
literary history U تاریخ ادبیات
from the date on wards U از این تاریخ به بعد
back dated U پیش تاریخ شده
morphology U تاریخ تحولات لغوی
post date U تاریخ اینده گذاشتن
post date U پیش تاریخ کردن
to go down in history U در تاریخ ثبت شدن
completion date U تاریخ انجام کار
azoic U دوران ماقبل تاریخ
era U اغاز تاریخ عصر
landmarks U نقطه تحول تاریخ
landmark U نقطه تحول تاریخ
Death keeps no calendar. <proverb> U مرگ تاریخ ندارد.
of even date U دارای همان تاریخ
What is todays date ? U تاریخ امروز چیست ؟
An Out line of European history . U کلیات تاریخ اروپ؟
The prehistoric creatures . U موجودات ماقبل تاریخ
up to now U تا کنون تا این تاریخ
historical determinism U اعتقاد به جبر تاریخ
expiry date of the credit U تاریخ انقضای اعتبار
historian U تاریخ دان مورخ
medizeval history U تاریخ قرون وسطی
historians U تاریخ دان مورخ
even U دارای همان تاریخ
Date and place of departure. U تاریخ ؟ محل حرکت
hagiologist U نویسنده تاریخ اولیاوپیغمبران
the christian era U مبدا تاریخ میلادی
letter of even date U نامه همین تاریخ
early German history U تاریخ ابتدایی آلمان
dateable U قابل تعیین تاریخ
effective date U تاریخ شروداجرای دستورالعمل
misdate U تاریخ غلط گذاشتن
historically U بشکل تاریخ دراوردن
economic interpretation of history U تفسیر اقتصادی تاریخ
Antiquity U جهان باستانی [تاریخ]
datable U قابل تعیین تاریخ
chronologically U به ترتیب زمان یا تاریخ
eras U اغاز تاریخ عصر
the Classical World [the Ancient World] U جهان باستانی [تاریخ]
chronological U دارای تسلسل تاریخ
cryptodate U کلید تاریخ رمز
date of change of acountability U تاریخ تسویه حساب
historic U معروف مبنی بر تاریخ
dateline U محل تاریخ گذاری
date time group U گروه تاریخ و زمان
prehistoric times U ازمنه ماقبل تاریخ
write-ups U به تاریخ روز رساندن بدیوارزدن
History is the best testimony. U تاریخ بهترین شاهد است
to dungeon somebody U به زندان انداختن کسی [تاریخ]
exergue U جای تاریخ سکه یا مدال
afterdate U تاریخ چیزیرا موخر گذاردن
international date line U خط بین المللی تغییر تاریخ
Date of departure . Departure date. U تاریخ عزیمت (روز حرکت )
In chronological order. U بترتیب تاریخ ( بطور مسلسل )
phylogeny U تاریخ نژادی جانور یا گیاه
From the historic times. U اززمانیکه تاریخ نشان می دهد
A prehistoric fossil. U یک سنگواره (فسیل ) ماقبل تاریخ
to cast [throw] somebody into the dungeon U به زندان انداختن کسی [تاریخ]
basic date U تاریخ شروع خدمت در هردرجه
write-up U به تاریخ روز رساندن بدیوارزدن
cryptodate U تاریخ استفاده از کلید رمز
mythologically U از روی افسانه یا تاریخ اساطیر
data break U تاریخ تعویض کلید رمز
naturalistic U وابسته به تاریخ علوم طبیعی
date U تاریخ روز و ماه و سال
post dating an instrument U تاریخ مقدمی را در سند قیدکردن
historicize U بعنوان تاریخ نشان دادن
accommodation date U تاریخ آغاز و پایان خوابگاه
write up U به تاریخ روز رساندن بدیوارزدن
dates U تاریخ روز و ماه و سال
erenow U پیش ازاین تااین تاریخ
broch U [ساختار خشکه چینی ماقبل تاریخ]
to dungeon somebody U به سیاه چال انداختن کسی [تاریخ]
chronicled U شرح وقایع بترتیب تاریخ تاریخچه
The rental agreement has exprired. U تاریخ قرارداد اجاره سر آمده است
chronicles U شرح وقایع بترتیب تاریخ تاریخچه
to cast [throw] somebody into the dungeon U به سیاه چال انداختن کسی [تاریخ]
mammoths U فیل بزرگ دوره ماقبل تاریخ
bill falls due on U تاریخ سر رسید اسناد مدت دار
chronicle U شرح وقایع بترتیب تاریخ تاریخچه
historify U مورخ رسمی تاریخ نویس ل کردن
assyriology U مطالعهء زبان و هنر و تاریخ اشور
assyriologist U متخصص در زبان و تاریخ وهنر اشور
chronicling U شرح وقایع بترتیب تاریخ تاریخچه
best-before date [BBD] U تاریخ مصرف [روی غذا یا دوا]
best-by date U تاریخ مصرف [روی غذا یا دوا]
minimum durability date [MDD] U تاریخ مصرف [روی غذا یا دوا]
mammoth U فیل بزرگ دوره ماقبل تاریخ
The date of the meeting has been advanced. U تاریخ جلسه جلو افتاده است
client side U داده یا برنامهای روی کامپیوتر مشتری ونه روی سرور اجرا میشود مثلاگ یک برنامه java script روی جستجوگر و کاربر اجرا میشود و برنامه کربردی مشتری است یا داده ذخیره شده ریو دیسک سخت کابر است
heading U تاریخ ونشانی نویسنده کاغذ باسرتوپ زدن
diachronic U تحمولات زبانی یک ملت درادوار مختلف تاریخ
prehistorian U مورخی که اثار ما قبل تاریخ را خوب میداند
up to d. U تمام شده تا تاریخ فعلی تازه جدید
hagiography U شرح زندگی اولیاء ومقدسین تاریخ انبیاء
sailing date U تاریخ شروع سفر دریایی زمان حرکت
headings U تاریخ ونشانی نویسنده کاغذ باسرتوپ زدن
parachronism U اشتباهی که عبارت است ازدیرترقراردادن تاریخ یک رویداد
chronological order U ترتیب رکوردها و فایل ها با توجه به تاریخ آنها
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com