English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 124 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
she cannot bear heat U تاب گرما رانمیاورد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
thermostats U :الت تعدیل گرما دستگاه تنظیم گرما
thermostat U :الت تعدیل گرما دستگاه تنظیم گرما
radiation of heat U گرما
heats U گرما
isotherm U خط هم گرما
cauma U گرما
heat U گرما
heat flow U جریان گرما
thermometers U گرما سنج
heat flux U شار گرما
thermal flux U شار گرما
heat loss U تلف گرما
heat radiation U تابش گرما
heat exchange U تبادل گرما
convection U انتقال گرما
adiabatic U عایق گرما
heat absorbing U جذب گرما
incalescence U گرما جویی
btu U واحدبریتانیایی گرما
calorification U پیدایش گرما
thermoelectric U گرما برقی
cold is merely privative U گرما نیست
heat transfer U انتقال گرما
thermosphere U گرما کره
thermosphere U گرما سپهر
thermomagnetic U گرما مغناطیس
thermal unit U واحدسنجش گرما
thermal effect U اثر گرما
thermal agitation voltage U اثر گرما
thermoelasticity U گرما کشسانی
thermochemistry U گرما شیمی
thermal reservoir U منبع گرما
pyromagnetic U گرما- مغناطیس
thermo electricity U گرما برق
pyro electricity U گرما برق
non conducting U عایق گرما
intensity of heat U شدت گرما
incalescent U گرما گرای
hot cabinet U قفسه گرما
heat transmission U انتقال گرما
I am absolutely baked. U از گرما پختم
thermometer U گرما سنج
radiators U گرما افکن
radiators U گرما تاب
radiator U گرما افکن
heat U گرما حرارت
temperature U درجه گرما
radiator U گرما تاب
temperatures U درجه گرما
thermal U مربوط به گرما
melted U از گرما سوختن
heats U گرما حرارت
thermoelectric effect U اثر گرما- برق
temperature independent paranagnetism U پارامغناطیس گرما مستقل
she cannot bear heat U طاقت گرما را ندارد
resistant to heat U مقاوم در برابر گرما
sweltered U از گرما بیحال شدن
swelter U از گرما بیحال شدن
mechanical equivalent of heat U هم ارز مکانیکی گرما
warmth U تعادل گرما ملایمت
therms U حمام عمومی گرما
to resist heat U تاب گرما اوردن
to evolve heat U گرما بیرون دادن
thermotropism U حساسیت نسبت به گرما
thermotropic U علاقمند به گرما دماگرای
thermotaxis U تحرک در اثر گرما
therm U واحد گرما حمام
therm U حمام عمومی گرما
thermonuclear reaction U واکنش گرما- هستهای
therms U واحد گرما حمام
thermolytic U وابسته به تحلیل گرما
thermoforming U شکل دادن با گرما
hot shorteness U شکنندگی حاصل از گرما
swelters U از گرما بیحال شدن
baking enamel U لعاب دادن با گرما
british thermal unit U واحد بریتانیایی گرما
calorie U واحد سنجس گرما
heat stroke U گرماگرفتگی غش در اثر گرما
calory U واحد سنجس گرما
fehrenheit thermometer U گرما سنج فارنهایت
calories U واحد سنجس گرما
chinical t. U گرما سنج طبی
diathermacy U خاصیت هدایت گرما
heat fast paint U رنگ مقاوم گرما
radiator U بیرون دهنده گرما
heat flux density U چگالی شار گرما
heat transfer coefficient U ضریب انتقال گرما
cooling water thermometer U گرما سنج اب سرد
heat-stroke U گرماگرفتگی غش در اثر گرما
radiators U بیرون دهنده گرما
b.t.u. U واحد بریتانیایی گرما
warm spot U اندامها و مراکزاحساس گرما در پوست
conductibility of heat U قابلیت هدایت گرما گرمارسانی
stew U خیس عرق شدن [در گرما]
calories U واحد گرما در سیستمهای غیرمتریک
calorie U واحد گرما در سیستمهای غیرمتریک
thermolytic U وابسته به تجزیه در اثر گرما
thermographic U وابسته به گرما سنجی یادمانگاری
electricity U مین نور یا گرما یا نیرو
convector U جسم انتقال دهنده گرما
heater U بخاری دستگاه تولید گرما
heat radiates from the stove U گرما ازبخاری متشعشع میشود
convectors U جسم انتقال دهنده گرما
heaters U بخاری دستگاه تولید گرما
registers U ثبت امار دستگاه تعدیل گرما
variations of temperature U اختلافات گرما درجات مختلف گرماوسرما
registering U ثبت امار دستگاه تعدیل گرما
register U ثبت امار دستگاه تعدیل گرما
thermostat U تنظیم کننده درجه حرارت نافم گرما
chromometer U ساعت دقیقی که گرما و سرمادر ان اثر نمیکند
thermostats U تنظیم کننده درجه حرارت نافم گرما
epicritic U تمیز دهنده گرما وسرما حساس بسرماوگرما
In the heat of the moment <idiom> [در گرما گرم کار] [بحث ومجادله لفظی]
thermostatics U اصول نظری یا فرضیه علمی درباره موازنه گرما
advection U جابجایی و حرکت طبقات اتمسفری بصورت افقی و تحت تاثیر گرما
material theory of heat U پندار مادیت نسبت بگرما تصور اینکه گرما ماده است
glass wool U تودهای ازرشتههای شیشهای که بعنوان عایق گرما یا درتصفیه هوا بکار میر ود
cracking U وارد کردن گرما و معمولافشار برای شکستن هیدروکربنهای کمپلکس گاه درحضور کاتالیزور
stirling cycle U سیکل موتور گرمایی که در ان گرما در حجم ثابت افزوده میشود و سبب انبساط همدمامیگردد
thermodynamics U علم مربوط به تبادل کار وحرارت و جریان گرما وتغییر دما بویژه در سیالات متحرک
thermal U کاغذ مخصوص که پوشش آن در اثر گرما سیاه میشود و امکان چاپ حروف با استفاده از یک ماتریس با عناصرگرمایی کوچک میدهد
electrosensitive U کاغذ چاپ پوشیده شده از فلر که میتواند حروف را توسط گرما با نوک مخصوص چاپ -Ddot matrix نمایش میدهد
conductance U رسانایی الکتریکی گرما رسانایی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com