Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
function generator
U
تابع زا
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
class
U
در یک زبان برنامه سازی تعریف آنچه یک تابع نرم افزاری باید انجام دهد ویا نوع دادهای که یک متغیر میتواند نگه دارد
classed
U
در یک زبان برنامه سازی تعریف آنچه یک تابع نرم افزاری باید انجام دهد ویا نوع دادهای که یک متغیر میتواند نگه دارد
classes
U
در یک زبان برنامه سازی تعریف آنچه یک تابع نرم افزاری باید انجام دهد ویا نوع دادهای که یک متغیر میتواند نگه دارد
classing
U
در یک زبان برنامه سازی تعریف آنچه یک تابع نرم افزاری باید انجام دهد ویا نوع دادهای که یک متغیر میتواند نگه دارد
direct objects
U
فایلی که حاوی کد اصلی برای تابع یا برنامهای است
indirect objects
U
فایلی که حاوی کد اصلی برای تابع یا برنامهای است
object
U
فایلی که حاوی کد اصلی برای تابع یا برنامهای است
objected
U
فایلی که حاوی کد اصلی برای تابع یا برنامهای است
objecting
U
فایلی که حاوی کد اصلی برای تابع یا برنامهای است
objects
U
فایلی که حاوی کد اصلی برای تابع یا برنامهای است
accession
U
تابع وصول
matrix
U
آرایه اتصالات بین دروازههای منط قی که تولید تعدادی تابع منط قی ممکن میکند
matrixes
U
آرایه اتصالات بین دروازههای منط قی که تولید تعدادی تابع منط قی ممکن میکند
parity
U
سیگنال وقفه از تابع بررسی خطا که بیان میکند داده دریافتی در برسی پریتی پذیرفته نشده و آسیب دیده است
totalitarianism
U
سیستم حکومتی که در جمیع شئون زندگی فردی افراد یک ملت دخالت کرده ان را تابع برنامه کلی دولت می سازدکه این برنامه ممکن است درجهت منافع یک فرد یا یک گروه یا یک طبقه و یا کل اجتماع تنظیم شده باشد
aggregate
U
دستوری در برنامه مدیریت پایگاه داده که باعث شروع یک تابع محاسباتی میشود
aggregate
U
تابع محاسباتی پایگاه داده که روی فیلد انتخاب شده هر رکورد پایگاه داده اجرا می شود
aggregates
U
دستوری در برنامه مدیریت پایگاه داده که باعث شروع یک تابع محاسباتی میشود
aggregates
U
تابع محاسباتی پایگاه داده که روی فیلد انتخاب شده هر رکورد پایگاه داده اجرا می شود
enable
U
استفاده ازسیگنال الکترونیکی برای آغاز فرآیند یا دستیالی به یک تابع روی قطعه یا مدار
enabled
U
استفاده ازسیگنال الکترونیکی برای آغاز فرآیند یا دستیالی به یک تابع روی قطعه یا مدار
enables
U
استفاده ازسیگنال الکترونیکی برای آغاز فرآیند یا دستیالی به یک تابع روی قطعه یا مدار
enabling
U
استفاده ازسیگنال الکترونیکی برای آغاز فرآیند یا دستیالی به یک تابع روی قطعه یا مدار
join
U
تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست میدهد
joined
U
تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست میدهد
joins
U
تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست میدهد
meet
U
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
meets
U
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
compound
U
مدار یا تابع منط قی که از چندین ورودی که خروجی می سازد
compounded
U
مدار یا تابع منط قی که از چندین ورودی که خروجی می سازد
compounds
U
مدار یا تابع منط قی که از چندین ورودی که خروجی می سازد
link
U
تابع نرم افزاری که امکان ارسال داده بین برنامههای ناسازگار میدهد
global
U
متغیر یا عددی که توسط هر تابع یا ساختار برنامه قابل دستیابی است
global
U
تابع جستجو و جایگزینی پردازشگر کلمه در یک متن یا فایل کامل
global
U
تابع جابجایی که یک قطعه متن
globally
U
متغیر یا عددی که توسط هر تابع یا ساختار برنامه قابل دستیابی است
globally
U
تابع جستجو و جایگزینی پردازشگر کلمه در یک متن یا فایل کامل
globally
U
تابع جابجایی که یک قطعه متن
logical
U
تابع بررسی یکسان بودن دو سیگنال منط قی
logic
U
نشانه گرافیکی برای نمایش نوعی تابع منط قی
arithmetic
U
تابع ریاضی اعمال شده روی داده
arithmetic
U
علامتی که نشان دهنده یک تابع محاسباتی است .
intersection
U
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
intersections
U
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند
graphics
U
استاندارد برای دستورات نرم افزاری و توابع شرح ورودی /خروجی گرافیکی برای تامین تابع یکسان روی هر نوع سخت افزار
nest
U
تعداد توابع در یک تابع
nest
U
1-درج تابع در یک برنامه یا تابع اصلی دیگر. 2-استفاده از تابع که بازگشتی خود را صدا میکند
nests
U
تعداد توابع در یک تابع
nests
U
1-درج تابع در یک برنامه یا تابع اصلی دیگر. 2-استفاده از تابع که بازگشتی خود را صدا میکند
procedural
U
استفاده از یک تابع
structure
U
تعدادی تابع مرتبط به هم برای حل مشکلات
structures
U
تعدادی تابع مرتبط به هم برای حل مشکلات
structuring
U
تعدادی تابع مرتبط به هم برای حل مشکلات
identities
U
تابع منط قی که تنها خروجی آن درست است که عملوندها یک ارزش را داشته باشند
identity
U
تابع منط قی که تنها خروجی آن درست است که عملوندها یک ارزش را داشته باشند
engine
U
بخشی از بسته نرم افزاری که تابع خاصی را انجام میدهد
implication
U
آنگاه تابع And این دو نیز درست است
implications
U
آنگاه تابع And این دو نیز درست است
inclusion
U
آنگاه تابع And این دو نیز درست است
built-in
U
تابع مخصوصی که در برنامه پیاده سازی شده است
integral
U
تابع اولیه
except
U
تابع منط قی که مقدار آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند. و وقتی نادرست است که ورودی ها مشابه باشند
difference
U
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و نادرست است وقتی ورودی ها مشابه اند
differences
U
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشد و نادرست است وقتی ورودی ها مشابه اند
ancillary
U
تابع
remote
U
روش ارتباط بین دو برنامه که روی دو کامپیوتر اجرا شوند که متصل هستند. یک تابع نرم افزاری از کامپیوتر دیگر روی شبکه می پرسد تا مشکل را پردازش کند ونتیجه را نمایش دهد. در برنامههای server-client به کار می رود
remoter
U
روش ارتباط بین دو برنامه که روی دو کامپیوتر اجرا شوند که متصل هستند. یک تابع نرم افزاری از کامپیوتر دیگر روی شبکه می پرسد تا مشکل را پردازش کند ونتیجه را نمایش دهد. در برنامههای server-client به کار می رود
remotest
U
روش ارتباط بین دو برنامه که روی دو کامپیوتر اجرا شوند که متصل هستند. یک تابع نرم افزاری از کامپیوتر دیگر روی شبکه می پرسد تا مشکل را پردازش کند ونتیجه را نمایش دهد. در برنامههای server-client به کار می رود
subaltern
U
تابع
subalterns
U
تابع
passive
U
تابع
passives
U
تابع
peripheral
U
برنامه یا تابع واسط
return
U
آدرس مراجعه شده پس از اتمام تابع فراخوانی
return
U
دستوری که باعث میشود اجرای برنامه ازبرنامه اصلی به زیر تابع برگردد
returned
U
آدرس مراجعه شده پس از اتمام تابع فراخوانی
returned
U
دستوری که باعث میشود اجرای برنامه ازبرنامه اصلی به زیر تابع برگردد
returning
U
آدرس مراجعه شده پس از اتمام تابع فراخوانی
returning
U
دستوری که باعث میشود اجرای برنامه ازبرنامه اصلی به زیر تابع برگردد
returns
U
آدرس مراجعه شده پس از اتمام تابع فراخوانی
returns
U
دستوری که باعث میشود اجرای برنامه ازبرنامه اصلی به زیر تابع برگردد
tracing
U
تابع برنامه گرافیکی یک تصویر bitmap می گیرد و پردازش میکند تا لبههای آنرا پیدا کند و آنها را به یک تصویر با خط عمودی تبدیل کند که راحت تر اجرا شود
tracings
U
تابع برنامه گرافیکی یک تصویر bitmap می گیرد و پردازش میکند تا لبههای آنرا پیدا کند و آنها را به یک تصویر با خط عمودی تبدیل کند که راحت تر اجرا شود
recoveries
U
برگرداندن به برنامه پس ازثابت شدن خطاازنقط های که تابع فراخوانی صداشده بود
recovery
U
برگرداندن به برنامه پس ازثابت شدن خطاازنقط های که تابع فراخوانی صداشده بود
predicate
U
تابع یا عبارت که در برنامههای مبتنی بر قانون مثل سیستمهای خبره به کار می رود
predicated
U
تابع یا عبارت که در برنامههای مبتنی بر قانون مثل سیستمهای خبره به کار می رود
predicates
U
تابع یا عبارت که در برنامههای مبتنی بر قانون مثل سیستمهای خبره به کار می رود
predicating
U
تابع یا عبارت که در برنامههای مبتنی بر قانون مثل سیستمهای خبره به کار می رود
union
U
تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست خواهد بود
unions
U
تابع منط قی که اگر هر ورودی درست باشد نتیجه درست خواهد بود
idealism
U
روش فکری کسانی که معتقدندسیاست باید تابع ایده الهای انسانی باشد
stub
U
تابع برنامه کوتاه که حاوی توضیحاتی برای شرح کد اجرایی است که در تابع درج خواهد شد
stubbed
U
تابع برنامه کوتاه که حاوی توضیحاتی برای شرح کد اجرایی است که در تابع درج خواهد شد
stubbing
U
تابع برنامه کوتاه که حاوی توضیحاتی برای شرح کد اجرایی است که در تابع درج خواهد شد
stubs
U
تابع برنامه کوتاه که حاوی توضیحاتی برای شرح کد اجرایی است که در تابع درج خواهد شد
doctrinaire
U
کسی که تابع دکترین خاصی است اصولی
alternation
U
تابع منط قی که یک خروجی درست را در صورتی که هر یک از ورودی ها درست باشد ایجاد میکند
vassal
U
تابع پیرو
vassals
U
تابع پیرو
Other Matches
equivalence
U
1-تابع And 2-تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که هر دو ورودی مثل هم باشند
library
U
تابع نرم افزاری که کاربری می توند وارد برنامه اش شود تا تابع ای بی درد سر را ایجاد کند
libraries
U
تابع نرم افزاری که کاربری می توند وارد برنامه اش شود تا تابع ای بی درد سر را ایجاد کند
re-entry
U
فراخوانی تابع از خود تابع اجرای برنامه در خود برنامه
re entry
U
فراخوانی تابع از خود تابع اجرای برنامه در خود برنامه
subjects
U
تابع
functioned
U
تابع
submission
U
تابع
function code
U
کد تابع
tributaries
U
تابع
tributary
U
تابع
subject
U
تابع
subjected
U
تابع
subjecting
U
تابع
subordinates
U
تابع
subordinated
U
تابع
subordinate
U
تابع
accessory
U
تابع
adjectives
U
تابع
adjective
U
تابع
subordinating
U
تابع
incident
U
تابع
function
U
تابع
dependent
U
تابع
subsidiary
U
تابع
incidents
U
تابع
amenable
U
تابع
subservient
U
تابع
dependant
U
تابع
dependants
U
تابع
suffragan
U
تابع
subordinative
U
تابع
sequela
U
تابع
sequent
U
تابع
apanage
U
تابع
subsidiaries
U
تابع
follwer
U
تابع
functions
U
تابع
citizen
U
تابع
citizens
U
تابع
servitor
U
تابع
objective function
U
تابع هدف
partition function
U
تابع تقسیم
partial function
U
پاره تابع
power function
U
تابع قدرت
increasing function
U
تابع فزاینده
subs
U
تحت تابع
sine function
U
تابع سینوسی
single valued function
U
تابع یک مقداری
standard function
U
تابع استاندارد
single variable function
U
تابع یک متغیره
single valued function
U
تابع یک جوابی
sheffer function
U
تابع شفر
of iranian nationality
U
تابع ایران
preference function
U
تابع رجحان
partial function
U
تابع جزئی
preference function
U
تابع ترجیح
probability function
U
تابع احتمال
production function
U
تابع تولید
proper function
U
ویژه تابع
proper function
U
مشخصه تابع
sidekicks
U
شخص تابع
point function
U
تابع نقطهای
sidekick
U
شخص تابع
real function
U
تابع حقیقی
recursive function
U
تابع بازگشتی
phi gamma function
U
تابع فی- گاما
power function
U
تابع توان
revenue function
U
تابع درامد
saving function
U
تابع پس انداز
power function
U
تابع توانی
normalized function
U
تابع بهنجار
aggregate production function
U
تابع تولید کل
decreasing function
U
تابع نزولی
demand function
U
تابع تقاضا
density function
U
تابع چگالی
dependent variable
U
متغیر تابع
discontinuous function
U
تابع ناپیوسته
discriminant function
U
تابع تشخیص
distribution function
U
تابع توزیع
eigenfunction
U
ویژه تابع
eigenfunction
U
تابع مشخصه
elementary function
U
تابع ابتدایی
even function
U
تابع زوج
allocation function
U
تابع تخصیص
exponential function
U
تابع نمائی
cost function
U
تابع هزینه
control function
U
تابع کنترلی
continuous function
U
تابع پیوسته
aggregate demand function
U
تابع تقاضای کل
analytical function
U
تابع تحلیلی
dependent
U
تابع نامستقل
approximating function
U
تابع تقریب
approximation function
U
تابع تقریب
boolean function
U
تابع بولی
built in function
U
تابع توکار
characteristic function
U
تابع مشخصه
characteristic function
U
ویژه تابع
characteristic function
U
مشخصه تابع
consumption function
U
تابع مصرف
exponential function
U
تابع نمایی
external function
U
تابع برونی
inverse function
U
تابع معکوس
inverse function
U
تابع وارون
function invocation
U
احضار تابع
lagrangian function
U
تابع لاگرانژی
linear function
U
تابع خطی
load function
U
تابع بار
logarithmic function
U
تابع لگاریتمی
logic function
U
تابع منطقی
logical function
U
تابع منطقی
minimal function
U
تابع کمین
echelons
U
ردههای تابع
echelon
U
ردههای تابع
intrinsic function
U
تابع فطری
integrand
U
تابع زیرانتگرال
input function
U
تابع اولیه
frequency dependant
U
تابع فرکانس
frequency function
U
تابع بسامد
function generator
U
مولد تابع
generating function
U
تابع مولد
generating function
U
تابع زاینده
gibbs function
U
تابع گیبس
hamiltonian function
U
تابع هامیلتون
hamiltonian function
U
تابع هامیلتونی
hyperbolic function
U
تابع هذلولی
impedance function
U
تابع امپدانس
impluse function
U
تابع ضربهای
increasing function
U
تابع صعودی
normal function
U
تابع بهنجار
wave function
U
تابع موجی
function
U
طرزکار تابع
utility function
U
تابع مفید
subsumption
U
تابع
[مطیع]
trigonometric function
U
تابع مثلثاتی
functioned
U
طرزکار تابع
trial function
U
تابع ازمایشی
transformation function
U
تابع تبدیل
functions
U
طرزکار تابع
transfer function
U
تابع انتقال
total utility function
U
تابع مطلوبیت کل
total revenue function
U
تابع درامد کل
total function
U
تابع کامل
subordinating
U
تابع قراردادن
subordinates
U
تابع قراردادن
function
تابع
[ریاضی]
work function
U
تابع کار
well behaved function
U
تابع خوشرفتار
weight function
U
تابع وزنی
utility function
U
تابع کاربردی
subordinate
U
تابع قراردادن
subordinated
U
تابع قراردادن
total cost function
U
تابع هزینه کل
hypotaxis
U
تابع
[مطیع]
subdominant
U
تابع تبعی
temperature function
U
تابع دما
tax function
U
تابع مالیات
state function
U
تابع حالت
supply function
U
تابع عرضه
subordination
U
تابع
[مطیع]
adherent
U
تابع پیرو
suborder
U
تابع
[مطیع]
threshold function
U
تابع استانهای
adherents
U
تابع پیرو
step function
U
تابع پلهای
sub
U
تحت تابع
step function
U
تابع پلکانی
stress function
U
تابع تنش
to heel
U
تابع دراختیار
submission
U
تابع
[مطیع]
postponement
U
تابع
[مطیع]
root of a function
U
ریشه تابع
[ریاضی]
zero of a function
U
ریشه تابع
[ریاضی]
root of a function
U
صفر یک تابع
[ریاضی]
zero of a function
U
صفر یک تابع
[ریاضی]
arithmetic function
U
تابع حسابی
[ریاضی]
input function
U
تابع سیگنال ورودی
sine function
U
تابع سینوس
[ریاضی]
real-valued function
U
تابع حقیقی
[ریاضی]
homogeneous production function
U
تابع تولید همگن
transcendental function
U
تابع غیرجبری
[ریاضی]
leg
U
مسیر ممکن در یک تابع
legs
U
مسیر ممکن در یک تابع
feudatory
U
تابع شرایط تیول
fermi distribution function
U
تابع توزیع فرمی
number-theoretic function
U
تابع حسابی
[ریاضی]
arithmetical function
U
تابع حسابی
[ریاضی]
holomorphic function
U
تابع هولومورفیک
[ریاضی]
smooth function
U
تابع همواری
[ریاضی]
frequency function
U
تابع تکرار
[ریاضی]
computable function
U
تابع محاسبه پذیر
boltzmann distribution function
U
تابع توزیع بولتزمن
inverse
U
تابع وارون
[ریاضی]
inverse function
U
تابع وارون
[ریاضی]
inverse
U
تابع معکوس
[ریاضی]
inverse function
U
تابع معکوس
[ریاضی]
defined function
U
تابع تعریف شده
cosine function
U
تابع کسینوس
[ریاضی]
probability density function
U
تابع چگالی احتمال
marginal utility function
U
تابع مطلوبیت نهائی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com