English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
Distribution U تابع تعمیم یافته [ریاضی]
generalized function U تابع تعمیم یافته [ریاضی]
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
generalized U تعمیم یافته
generalized routine U روال تعمیم یافته
generalized coordinates U مختصات تعمیم یافته
sort merge program U پردازش تعمیم یافته
generalized force U نیروی تعمیم یافته
generalized planning U برنامه ریزی تعمیم یافته
generalized inhibitory potential U پتانسیل بازداشتی تعمیم یافته
generalized reinforcer U تقویت کننده تعمیم یافته
nests U 1-درج تابع در یک برنامه یا تابع اصلی دیگر. 2-استفاده از تابع که بازگشتی خود را صدا میکند
nest U 1-درج تابع در یک برنامه یا تابع اصلی دیگر. 2-استفاده از تابع که بازگشتی خود را صدا میکند
equivalence U 1-تابع And 2-تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که هر دو ورودی مثل هم باشند
library U تابع نرم افزاری که کاربری می توند وارد برنامه اش شود تا تابع ای بی درد سر را ایجاد کند
stubbing U تابع برنامه کوتاه که حاوی توضیحاتی برای شرح کد اجرایی است که در تابع درج خواهد شد
stubbed U تابع برنامه کوتاه که حاوی توضیحاتی برای شرح کد اجرایی است که در تابع درج خواهد شد
stub U تابع برنامه کوتاه که حاوی توضیحاتی برای شرح کد اجرایی است که در تابع درج خواهد شد
libraries U تابع نرم افزاری که کاربری می توند وارد برنامه اش شود تا تابع ای بی درد سر را ایجاد کند
stubs U تابع برنامه کوتاه که حاوی توضیحاتی برای شرح کد اجرایی است که در تابع درج خواهد شد
generalizations U تعمیم
extensions U تعمیم
extension U تعمیم
popularization U تعمیم
genbraliztion U تعمیم
generalization U تعمیم
universalization U تعمیم
generalisations U تعمیم
extensile U قابل تعمیم
generalises U تعمیم دادن
overgeneralization U تعمیم افراطی
generalizes U تعمیم دادن
extends U تعمیم دادن
generalize U تعمیم دادن
extending U تعمیم دادن
extend U تعمیم دادن
generalised U تعمیم دادن
generalizing U تعمیم دادن
response generalization U تعمیم پاسخ
fallacy of composition U تعمیم نادرست
generalizability U تعمیم پذیری
generable U قابل تعمیم
stimulus generalization U تعمیم محرک
extendable U قابل تعمیم
generalising U تعمیم دادن
extend the maining of U مفهومی را تعمیم دادن
vulgarization U تعمیم چیزی بزبان ساده
distributing U تقسیم کردن تعمیم دادن
extrapolation U ادامه روند تعمیم دهی
distributes U تقسیم کردن تعمیم دادن
distribute U تقسیم کردن تعمیم دادن
extrapolations U ادامه روند تعمیم دهی
extensible U قابلیت تمدید قابل تعمیم
structured programming U برنامه نویسی ساختار یافته برنامه نویسی ساختاری برنامه نویسی ساخت یافته
university extension U تعمیم مزایای دانشگاه بدانش جویانی که دردانشگاه اقامت ندارند
finding U یافته
findings U یافته
matched U تطبیق یافته
nee U تولد یافته
instinct with force U نیرو یافته
nascent U پیدایش یافته
instinct with life U روح یافته
porrect U بسط یافته
glorified U تجلیل یافته
mature economy U تکامل یافته
transferred U انتقال یافته
full-fledged U تکامل یافته
abroad U گسترش یافته
allocated U اختصاص یافته
linked U پیوند یافته
awakened U اگاهی یافته
extended U تمدید یافته
done U وقوع یافته
deployed U گسترش یافته
wany U کاهش یافته
applied <adj.> <past-p.> U گسترش یافته
appointed <adj.> <past-p.> U گسترش یافته
tuned U وفق یافته
expanded U بسط یافته
organized U سازمان یافته
full fledged U تکامل یافته
installed <adj.> <past-p.> U گسترش یافته
inserted <adj.> <past-p.> U گسترش یافته
deployed <adj.> <past-p.> U گسترش یافته
waney U کاهش یافته
past U پایان یافته
structured U ساخت یافته
downfallen U زوال یافته
transmissive U انتقال یافته
depauperate U تقلیل یافته
endrgized U انرژی یافته
due out U خاتمه یافته
interoperability U قابلیت همکاری با قسمتها یایکانهای دیگر قابلیت تعمیم کار یک یکان
reduced mass U جرم کاهش یافته
redivivus U تولد تازه یافته
reduced form U فرم تقلیل یافته
inning U زمین باز یافته
elaborated code U رمز بسط یافته
endarch U از مرکزبخارج امتداد یافته
diminished U [قوس تقلیل یافته]
organising U بازار سازمان یافته
linked subroutine U زیربرنامه پیوند یافته
systematized delusions U هذیانهای نظام یافته
organized market U بازار سازمان یافته
structured walkthroughs U بررسیهای ساخت یافته
mature soil U خاک تکامل یافته
organises U بازار سازمان یافته
bimanual U بادودست انجام یافته
organize U بازار سازمان یافته
organizes U بازار سازمان یافته
organizing U بازار سازمان یافته
mature economy U اقتصاد رشد یافته
find U چیز یافته مکشوف
finds U چیز یافته مکشوف
developed contries U ممالک توسعه یافته
contd U مخفف ادامه یافته
reborn U تولد تازه یافته
twice born U تولدتازه روحانی یافته
structured design U طراحی ساختار یافته
formatted display U نمایش شکل یافته
structured english U انگلیسی ساخت یافته
centralized design U طراحی تمرکز یافته
development system U سیستم توسعه یافته
extended memory U حافظه توسعه یافته
diminished U : تقلیل یافته کاسته
extended precision U دقت توسعه یافته
allopatric U بتنهایی وقوع یافته
re-entry U فراخوانی تابع از خود تابع اجرای برنامه در خود برنامه
re entry U فراخوانی تابع از خود تابع اجرای برنامه در خود برنامه
extendeo core U حافظه چنبرهای توسعه یافته
salvaging U اموال نجات یافته از خطر
crumblings U فاسد شده زوال یافته
content addressed U نشامی یافته از روی محتوی
extended character set U مجمگعه کاراکترهای توسعه یافته
salvaged U اموال نجات یافته از خطر
less developed countries U کشورهای کمتر توسعه یافته
human oriented language U زبان ارایش یافته بشری
salvage U اموال نجات یافته از خطر
completing U خاتمه یافته یا کامل شده
fully formed character U کاراکتر تمام شکل یافته
reborn U تغییر حالت روحانی یافته
salvages U اموال نجات یافته از خطر
ranker U افسر ترفیع یافته افسرصفی
completes U خاتمه یافته یا کامل شده
regenerating U زندگی تازه و روحانی یافته
regenerates U زندگی تازه و روحانی یافته
the developed world U جهان توسعه یافته [پیشرفته]
complete U خاتمه یافته یا کامل شده
structured programming U برنامه نویسی ساخت یافته
well ordered U بنحو اکمل انجام یافته
regenerated U زندگی تازه و روحانی یافته
completed U خاتمه یافته یا کامل شده
structures coding U برنامه نویسی ساخت یافته
That is despised which is cheaply obtained. <proverb> U ارزان یافته خوار است .
regenerate U زندگی تازه و روحانی یافته
ramus U قسمت بر امده واطاله یافته
ox man U کسیکه در دانشگاه OXFORDپرورش یافته است
structured flowchart U نمودار گردش کار ساخت یافته
new born U زاییده شده تازه تولد یافته
generation U توسعه یافته که هنوز هم استفاده می شوند
deployed U مستقر گسترش یافته در روی زمین
blasetocyst U جنین تکامل یافته حیوانات پستاندار
after image یک کپی از داده که تغییر یافته است.
substantiative U بادلیل اثبات شده تجسم یافته
abended U خاتمه یافته بطور غیر عادی
airborne U بوسیله هوا نقل وانتقال یافته
developed market economy countries U کشورهای توسعه یافته ازنظر اقتصادی
generations U توسعه یافته که هنوز هم استفاده می شوند
newton U محدوده PDAتوسعه یافته توسط Apple
extending U قوانین دستیابی برنامه به حافظه گسترش یافته در pc
alma mater U مدرسه یا دانشگاهی که شخص در آن پرورش یافته است
extend U قوانین دستیابی برنامه به حافظه گسترش یافته در pc
deformed reinforcing steel U فولاد تقویت شده تغییر شکل یافته
extends U قوانین دستیابی برنامه به حافظه گسترش یافته در pc
ebcdic U کدمبادله اطلاعات اعشاری با کددودوئی توسعه یافته
array U ساختار مرتب که اعضایشان در یک جدول ساخت یافته اند.
coextensive U باهم دریک زمان ویک مکان بسط یافته
aeolian soil خاکی که از مواد متشکله باد تشکیل یافته است
arrays U ساختار مرتب که اعضایشان در یک جدول ساخت یافته اند.
NetView U معماری مدیریت شبکه توسعه یافته توسط IBM
acoustic U حافظه ترمیم یافته که از خط تاخیر صوتی استفاده میکند
gametophore U سلول تغییر یافته و منشعب جنسی قابل لقاح
basic plus U نوعی زبان برنامه نویسی گسترش یافته BASIC
remedial maintenance U باقی مانده ترمیم خطا که در سیستم گسترش یافته است
standard bred U اسب امریکایی پرورش یافته برای مسابقه سرعت واستقامت
gastraea U رویان کیسهای شکل ابتدایی که از دوقشر سلول تشکیل یافته
gastrea U رویان کیسهای شکل ابتدایی که از دو قشر سلول تشکیل یافته
ethernet U گونهای از اترنت توسعه یافته توسط DEC , Intel , xerox
LAN Manager U سیستم عامل شبکه توسعه یافته توسط ماکروسافت برای PC
amiga U مجموعهای از کامپیوترهای شخصی که توسط کمودور توسعه یافته اند
elegant programming U نوشتن برنامه ساخت یافته با استفاده از کمترین تعداد دستور است
individualism U اعتقاد به اینکه حقیقت ازجوهرهای منفردی تشکیل یافته است خصوصیات فردی
rill erosion U این نوع فرسایش دراولین بسترفرسایش یافته بصورت جوی دیده میشود
special degration U نابودی ویژه که عبارتست ازوزن خاک فرسایش یافته سالیانه در واحد سطح
rarefaction U جریان مافوق صوت درمجرای همگرا که در ان فشارکاهش یافته و سرعت شدیداافزایش یابد
JPEG++ U حالت توسعه یافته gPEG که بخ بخشهای تصویر امکان فشرده شدن متفاوت می دهند
ECP U سیستم توسعه یافته توسط ماکروسافت برای پیشبرد کارایی پورت چاپگر موازی
enhancing U سیستم توسعه یافته توسط ماکروسافت برای بهبود کارایی پورت چاپگر موازی
enhance U سیستم توسعه یافته توسط ماکروسافت برای بهبود کارایی پورت چاپگر موازی
extended U code decimalinterchange coded binary کدمبادله اعشاری کد شده بصورت دودوئی توسعه یافته
enhanced U سیستم توسعه یافته توسط ماکروسافت برای بهبود کارایی پورت چاپگر موازی
enhances U سیستم توسعه یافته توسط ماکروسافت برای بهبود کارایی پورت چاپگر موازی
transfers U ارسال داده بین دو وسیله جانبی یا برنامه که در لایههای مختلف سیستم ساخته یافته هستند.
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com