English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
external function U تابع برونی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
nests U 1-درج تابع در یک برنامه یا تابع اصلی دیگر. 2-استفاده از تابع که بازگشتی خود را صدا میکند
nest U 1-درج تابع در یک برنامه یا تابع اصلی دیگر. 2-استفاده از تابع که بازگشتی خود را صدا میکند
equivalence U 1-تابع And 2-تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که هر دو ورودی مثل هم باشند
stub U تابع برنامه کوتاه که حاوی توضیحاتی برای شرح کد اجرایی است که در تابع درج خواهد شد
stubs U تابع برنامه کوتاه که حاوی توضیحاتی برای شرح کد اجرایی است که در تابع درج خواهد شد
stubbed U تابع برنامه کوتاه که حاوی توضیحاتی برای شرح کد اجرایی است که در تابع درج خواهد شد
stubbing U تابع برنامه کوتاه که حاوی توضیحاتی برای شرح کد اجرایی است که در تابع درج خواهد شد
library U تابع نرم افزاری که کاربری می توند وارد برنامه اش شود تا تابع ای بی درد سر را ایجاد کند
libraries U تابع نرم افزاری که کاربری می توند وارد برنامه اش شود تا تابع ای بی درد سر را ایجاد کند
external U برونی
exogenous U برونی
outside U برونی
external sense U حس برونی
objective U برونی
objectives U برونی
outsides U برونی
extrinsic U برونی
exoterical U برونی
externals U برونی
exogenous event U رویداد برونی
extrinsic motivation U انگیزش برونی
springing of extrados U پاطاق برونی
external table U جدول برونی
exosmosis U حلول برونی
scarf skin U پوست برونی
outer connection U پیوند برونی
outboard engine U موتور برونی
extrapolations U براورد برونی
external command U فرمان برونی
extrinsic reward U پاداش برونی
external reward U پاداش برونی
extrapolation U براورد برونی
external pressure U فشار برونی
epidermis U پوست برونی
veranda U ایوان برونی
verandahs U ایوان برونی
verandas U ایوان برونی
neurilemma or lema U پوشش برونی پی
phlogosis U اماس برونی
periderm U پوست برونی
airlocks U صندوقهی برونی
extroversion U رویش برونی
objective reality U واقعیت برونی
external inhibition U بازداری برونی
external phase U فاز برونی
pods U پوست برونی
external validity U اعتبار برونی
externalization U برونی کردن
epizoon U انگل برونی
exteroceptor U گیرنده برونی
pod U پوست برونی
extroverts U دارای رویش برونی
outward application U استعمال برونی یا خارجی
extrovert U دارای رویش برونی
outward things U جهان برونی یا فاهر
external auditory meatus U گذرگاه برونی گوش
exo skeleton U استخوان بندی برونی
external hard disk U دیسک سخت برونی
nearside lane U خط یکم یا راه برونی
exoterics U تعلیمات برونی یاعمومی
epidermic U مربوط به پوست برونی بشرهای
epidermal U مربوط به پوست برونی بشرهای
external modem U تلفیق و تفکیک کننده برونی
external ophthalmia U اماس برونی تخم چشم
re entry U فراخوانی تابع از خود تابع اجرای برنامه در خود برنامه
re-entry U فراخوانی تابع از خود تابع اجرای برنامه در خود برنامه
amenable U تابع
subordinate U تابع
functions U تابع
subjected U تابع
subject U تابع
tributary U تابع
tributaries U تابع
subordinative U تابع
submission U تابع
suffragan U تابع
dependants U تابع
accessory U تابع
subordinated U تابع
function U تابع
functioned U تابع
adjective U تابع
sequent U تابع
subordinating U تابع
adjectives U تابع
sequela U تابع
subordinates U تابع
servitor U تابع
apanage U تابع
subalterns U تابع
subaltern U تابع
subsidiaries U تابع
subsidiary U تابع
ancillary U تابع
incident U تابع
incidents U تابع
subservient U تابع
dependent U تابع
dependant U تابع
passive U تابع
passives U تابع
subjecting U تابع
citizens U تابع
subjects U تابع
function code U کد تابع
function generator U تابع زا
follwer U تابع
citizen U تابع
approximation function U تابع تقریب
boolean function U تابع بولی
approximating function U تابع تقریب
discriminant function U تابع تشخیص
objective function U تابع هدف
of iranian nationality U تابع ایران
normalized function U تابع بهنجار
even function U تابع زوج
demand function U تابع تقاضا
aggregate demand function U تابع تقاضای کل
echelons U ردههای تابع
aggregate production function U تابع تولید کل
echelon U ردههای تابع
allocation function U تابع تخصیص
analytical function U تابع تحلیلی
normal function U تابع بهنجار
built in function U تابع توکار
preference function U تابع ترجیح
preference function U تابع رجحان
continuous function U تابع پیوسته
power function U تابع قدرت
power function U تابع توانی
power function U تابع توان
point function U تابع نقطهای
control function U تابع کنترلی
phi gamma function U تابع فی- گاما
cost function U تابع هزینه
decreasing function U تابع نزولی
partition function U تابع تقسیم
partial function U پاره تابع
characteristic function U مشخصه تابع
characteristic function U ویژه تابع
partial function U تابع جزئی
characteristic function U تابع مشخصه
probability function U تابع احتمال
dependent U تابع نامستقل
density function U تابع چگالی
elementary function U تابع ابتدایی
exponential function U تابع نمائی
increasing function U تابع صعودی
increasing function U تابع فزاینده
impluse function U تابع ضربهای
exponential function U تابع نمایی
consumption function U تابع مصرف
function invocation U احضار تابع
impedance function U تابع امپدانس
hyperbolic function U تابع هذلولی
hamiltonian function U تابع هامیلتونی
generating function U تابع مولد
generating function U تابع زاینده
frequency function U تابع بسامد
frequency dependant U تابع فرکانس
gibbs function U تابع گیبس
eigenfunction U تابع مشخصه
minimal function U تابع کمین
logical function U تابع منطقی
logic function U تابع منطقی
logarithmic function U تابع لگاریتمی
load function U تابع بار
dependent variable U متغیر تابع
discontinuous function U تابع ناپیوسته
linear function U تابع خطی
distribution function U تابع توزیع
lagrangian function U تابع لاگرانژی
inverse function U تابع وارون
inverse function U تابع معکوس
intrinsic function U تابع فطری
eigenfunction U ویژه تابع
integrand U تابع زیرانتگرال
input function U تابع اولیه
hamiltonian function U تابع هامیلتون
step function U تابع پلکانی
total revenue function U تابع درامد کل
total utility function U تابع مطلوبیت کل
function U طرزکار تابع
subordinating U تابع قراردادن
subordinates U تابع قراردادن
subordinated U تابع قراردادن
subordinate U تابع قراردادن
transfer function U تابع انتقال
functioned U طرزکار تابع
total function U تابع کامل
total cost function U تابع هزینه کل
stress function U تابع تنش
subdominant U تابع تبعی
supply function U تابع عرضه
tax function U تابع مالیات
temperature function U تابع دما
threshold function U تابع استانهای
to heel U تابع دراختیار
functions U طرزکار تابع
transformation function U تابع تبدیل
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com