English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 206 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
integral U تابع اولیه
input function U تابع اولیه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
auto U سیستم کامپیوتری که یک تابع راه انداز را پس ازشروع مقداردهی اولیه میکند
autos U سیستم کامپیوتری که یک تابع راه انداز را پس ازشروع مقداردهی اولیه میکند
integrable U قابل اخذ تابع اولیه
integrand U جملهای که باید تابع اولیه ان را گرفت
Other Matches
nests U 1-درج تابع در یک برنامه یا تابع اصلی دیگر. 2-استفاده از تابع که بازگشتی خود را صدا میکند
nest U 1-درج تابع در یک برنامه یا تابع اصلی دیگر. 2-استفاده از تابع که بازگشتی خود را صدا میکند
Ideal City U [شهر موجود در نمونه اولیه و نقشه اولیه]
basic communication U گزارش یا مدرک اولیه مکاتبات اولیه
equivalence U 1-تابع And 2-تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که هر دو ورودی مثل هم باشند
stub U تابع برنامه کوتاه که حاوی توضیحاتی برای شرح کد اجرایی است که در تابع درج خواهد شد
stubbed U تابع برنامه کوتاه که حاوی توضیحاتی برای شرح کد اجرایی است که در تابع درج خواهد شد
library U تابع نرم افزاری که کاربری می توند وارد برنامه اش شود تا تابع ای بی درد سر را ایجاد کند
stubs U تابع برنامه کوتاه که حاوی توضیحاتی برای شرح کد اجرایی است که در تابع درج خواهد شد
stubbing U تابع برنامه کوتاه که حاوی توضیحاتی برای شرح کد اجرایی است که در تابع درج خواهد شد
libraries U تابع نرم افزاری که کاربری می توند وارد برنامه اش شود تا تابع ای بی درد سر را ایجاد کند
basic data U دادههای اولیه عناصر اولیه
restoration U احیا و مرمت فرش [برای بازگرداندن فرش به حالت اولیه آن باید علاوه بر استفاده از مواد اولیه، از تجربه کافی نیز برخوردار بود.]
basic issue list U اقلام مندرج در فهرست توزیع اولیه اقلام بار مبنای اولیه اقلام شارژ انبار
dogmatic marxism U مارکسیسم دگماتیک اصطلاح ابداعی لنین برای مارکسیسم اولیه و نیزبیان طرز فکر کسانی که معتقد به رعایت بی کم وکاست اصول اولیه ابراز شده به وسیله مارکس بدون جرح و تعدیل و تصحیح بودند
re entry U فراخوانی تابع از خود تابع اجرای برنامه در خود برنامه
re-entry U فراخوانی تابع از خود تابع اجرای برنامه در خود برنامه
dispersion U اولیه
initialing U اولیه
primal U اولیه
initialed U اولیه
initial U اولیه
initialled U اولیه
earliest U اولیه
early U اولیه
initials U اولیه
primitive U اولیه
raw U اولیه
elementary U اولیه
fundamental U اولیه
basics U اولیه
basic U اولیه
preliminaries U اولیه
preliminary U اولیه
primary U اولیه
rudimentary U اولیه
primeval U اولیه
initialling U اولیه
first generation U اولیه
primary track U شیار اولیه
input information U اطلاعات اولیه
input gap U فاصله اولیه
input terminal U ترمینال اولیه
primary structure U ساختمان اولیه
input frequency U فرکانس اولیه
input electrode U الکترود اولیه
primery coil U پیچک اولیه
primery citcuit U مدار اولیه
prime cost U ارزش اولیه
input stage U طبقه اولیه
blueprint U طرح اولیه
archetypes U نمونه اولیه
prime costs U هزینههای اولیه
archetype U نمونه اولیه
primeral borth U ابگوشت اولیه
input tape U نوار اولیه
input reactance U راکتانس اولیه
input noise U پارازیت اولیه
primery battery U باطری اولیه
input signal U سیگنال اولیه
primary storage U حافظه اولیه
stocked U ذخیره اولیه
stock U ماده اولیه
stock U ذخیره اولیه
blueprints U طرح اولیه
primary inputs U دادههای اولیه
primary industries U صنایع اولیه
pre assembly U نصب اولیه
primary emission U صدور اولیه
pre load U بار اولیه
primary electron U الکترون اولیه
primary cognizance U شناختهای اولیه
pre loading U بارگیری اولیه
primary body U جسم اولیه
stocked U ماده اولیه
prereduction U کاهش اولیه
input time U زمان اولیه
input transformer U ترانسفورماتور اولیه
primary inputs U نهادههای اولیه
primary standard U استاندارد اولیه
input translator U مترجم اولیه
input unit U واحد اولیه
input voltage U ولتاژ اولیه
primary products U محصولات اولیه
primery current U جریان اولیه
primary center U مرکز اولیه
primery voltage U ولتاژ اولیه
primary storage U انباره اولیه
preliminiary work U کار اولیه
basic standard U استاندارد اولیه
stuffs U ماده اولیه
stuffed U ماده اولیه
stuff U ماده اولیه
base rates U ارزش اولیه
base rate U ارزش اولیه
raw materials U مواد اولیه
initialize U مقداردهی اولیه
historical costs U هزینه اولیه
first aid U کمکهای اولیه
breaking down train U راه اولیه
i.c. U حالت اولیه
incunabula U مراحل اولیه
first notions U تصورات اولیه
first cost U هزینه اولیه
first cause U علت اولیه
input speed U سرعت اولیه
initial speed U سرعت اولیه
basic speed U سرعت اولیه
basic size U اندازه اولیه
basic requisition number U درخواست اولیه
basic data U اطلاعات اولیه
basic branch U رسته اولیه
base loading U بار اولیه
cogging train U مسیر اولیه
drawing key U طرح اولیه
embryonic U نارس اولیه
feed stock U مواد اولیه
first aids U کمکهای اولیه
inputted U سیگنال اولیه
inputted U توان اولیه
input U سیگنال اولیه
elementary cell U پیل اولیه
input admittance U ادمیتانس اولیه
input attenuation U میرائی اولیه
input attenuation U دمفونگ اولیه
input capacitance U فرفیت اولیه
input capacitor U خازن اولیه
input circuit U مدار اولیه
input coordinate U مختصات اولیه
input coupling U تزویج اولیه
input current U جریان اولیه
input data U دادههای اولیه
input diode U دیود اولیه
initial velocity U سرعت اولیه
initial value U مقدار اولیه
input U توان اولیه
initial acceleration U شتاب اولیه
initial capital U سرمایه اولیه
opening capital U سرمایه اولیه
initial condition U شرایط اولیه
initial condition U شرط اولیه
initial cost U هزینه اولیه
initial level U سطح اولیه
initial mass U جرم اولیه
primitive U انسان اولیه
initial point U نقطه اولیه
initial reserves U ذخایر اولیه
initial strength U استحکام اولیه
input drift U رانش اولیه
layouts U طرح اولیه
raw products U محصولات اولیه
basic agreement U توافق اولیه
frame agreement U توافق اولیه
master agreement U توافق اولیه
skeleton agreement U توافق اولیه
raw data U دادههای اولیه
radix U سرچشمه اولیه
outline agreement U توافق اولیه
proto planets U سیارههای اولیه
proto galaxy U کهکشان اولیه
prototype U نمونه اولیه
raw statistics U امارهای اولیه
Aborigine ساکن اولیه
primes U نخستین اولیه
primed U نخستین اولیه
prime U نخستین اولیه
I'll put in the initial outlay , you do the work . U ما یه اولیه از من کار از تو
velocity U سرعت اولیه
parent U یکان اولیه
layout U طرح اولیه
originals U نسخه اولیه
velocities U سرعت اولیه
original U نسخه اولیه
self aid U کمکهای اولیه
scheme U طرح اولیه
rudiment U اولیه ابتدایی
roughed slab U برامن اولیه
primery terminal U ترمینال اولیه
priority processing U پردازش اولیه
primitive element U عنصر اولیه
primery obligation U تعهدات اولیه
primogenitors U اجداد اولیه
prototypes U نمونه اولیه
first aid kit U جعبه کمکهای اولیه
bins U مخزن مواد اولیه
primery winding U سیم پیچی اولیه
input winding U سیم پیچی اولیه
base rate earnings U کسب ارزش اولیه
primitivism U اتکا به مبادی اولیه
initialization U فرآیند مقداردهی اولیه
input time constant U ثابت زمانی اولیه
raw material stock U موجودی مواد اولیه
ultimate truths U حقایق اولیه یا اصلی
spadework U زحمات اولیه کار
first aid cabinet U قفسه کمکهای اولیه
primary storage unit U واحد انبارش اولیه
bar stock U ماده اولیه مصرفی
base cover U عکس برداری اولیه
impulse charge U نیروی محرکه اولیه
head U عناصر اولیه ستون
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com