English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
background radiation U تابش زمینه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
inversions U تاثیر تلویزیونی ناشی از جابجایی رنگ نمایش متن پیش زمینه و پس زمینه
inversion U تاثیر تلویزیونی ناشی از جابجایی رنگ نمایش متن پیش زمینه و پس زمینه
middle distance U فاصلهی میان زمینه و پیش زمینه
tone-on-tone U [بکار گیری یک رنگ با پس زمینه متفاوت در زمینه فرش بطور مثال دو نوع رنگ قرمز یکی تیره و دیگری روشن]
partition U بخشی از حافظه کامپیوتر به عنوان حافظه پیش زمینه یا پس زمینه
partitions U بخشی از حافظه کامپیوتر به عنوان حافظه پیش زمینه یا پس زمینه
foreground U سیستم کامپیوتری که در حالت اجرای برنامه ممکن است : حالت پیش زمینه برای برنامههای کاربردی محاورهای . حالت پس زمینه : برای برنامههای سیستمهای ضروری
shine U تابش
shines U تابش
radiation U تابش
brilliance U تابش
irradiation U تابش
glittered U تابش
radiational U تابش
glint U تابش
glinting U تابش
glints U تابش
lustre U تابش
phosphorogenic U تابش زا
glinted U تابش
total radiation U تابش کل
emissions U تابش
emission U تابش
glow U تابش
glowed U تابش
glows U تابش
glitters U تابش
radiation of heat U تابش
coruscation U تابش
fulgency U تابش
erythema U تابش
effulge U تابش
effulgence U تابش
eradiation U تابش
radioactivity U تابش
glitter U تابش
isodose U هم تابش
bolometri U تابش سنجی
radiation field U میدان تابش
primary cosmic rays U تابش کیهانی
black light U تابش فرابنفش
polarized radiation U تابش قطبیده
radiation efficiency U راندمان تابش
radiant intensity U شدت تابش
radiation density U تراکم تابش
irradiate U تابش دادن
irradiated U تابش دادن
cosmic radiation U تابش کیهانی
irradiates U تابش دادن
irradiation U تابش دهی
sheen U تابش برق
radiation constants U ثابتهای تابش
candescent U تابش یاگرما
irradiating U تابش دادن
lustreer U تابش فروزندگی
spectrum U گستره تابش
angle of reflection U زاویه تابش
angle of incidence U زاویه تابش
heat radiation U تابش گرما
incidence angle U زاویه تابش
incidence plane U صفحه تابش
irradiance U درخشندگی تابش
anneal U پخت تابش
shines U فروغ تابش
electromagnetic radiation U تابش الکترومغناطیسی
emissivity U تابش نسبی
energy radiation U تابش انرژی
plane of incidence U صفحه تابش
shine U فروغ تابش
exciting radiation U تابش برانگیزاننده
irradiancy U درخشندگی تابش
annihilation radiation U تابش نابودی
cosmic rays U تابش کیهانی
radiation hazard U گزند تابش
flashed U تابش انی
flash U تابش انی
thermal emission U تابش حرارتی
fluorescence U تابش ماهتابی
sunshine U تابش افتاب
visible radiation U تابش مرئی
wave radiation U تابش موج
ultraviolet radiation U تابش فرابنفش
flashes U تابش انی
thermal radiation U تابش حرارتی
radiation laws U قوانین تابش
soaking U تابش متعادل
radiation loss U گمگشتگی تابش
solarization U تابش افتاب
radiation intensity U شدت تابش
radiation pattern U الگوی تابش
radiometer U تابش سنج
soft radiation U تابش نرم
background U پس زمینه
backgrounds U زمینه
ground note U نت زمینه
ichnograph U زمینه
backgrounds U پس زمینه
ground U زمینه
setting U زمینه
outline U زمینه
outlines U زمینه
outlining U زمینه
settings U زمینه
background U زمینه
flat paint U زمینه
flash color U زمینه
outlined U زمینه
conspectus U زمینه
sketches U زمینه
tendency U زمینه
predisposition U زمینه
basis U زمینه
contexts U زمینه
design U زمینه
context U زمینه
terrain U زمینه
sketched U زمینه
sketch U زمینه
tendencies U زمینه
designs U زمینه
predispositions U زمینه
net radiation factor U ضریب تابش خالص
opalescence U تابش قوس و قزحی
flame U مشتعل شدن تابش
flames U مشتعل شدن تابش
planck's radiation law U قانون تابش پلانک
near ultraviolet radiation U تابش فرابنفش نزدیک
glow U التهاب تابش گداختگی
hard radiation U تابش یا پرتو سخت
kirchhoff radiation law U قانون تابش کیرشهف
continuous background radiation U تابش زمینهای پیوسته
radiation of heat U انتقال گرمابوسیله تابش
ionizing radiation U تابش یون ساز
ionizing radiation U تابش یونیزه کننده
bolometric magnitude U قدر تابش سنجی
polarized electromagnetic radiation U تابش الکترومغناطیسی قطبیده
glows U التهاب تابش گداختگی
blackbody radiation U تابش جسم سیاه
glowed U التهاب تابش گداختگی
background sound U موسیقی پس زمینه
display background U زمینه نمایش
protective ground U زمینه حفافتی
background music U موسیقی پس زمینه
dominant design U زمینه اصلی
ground color U رنگ زمینه
in this connextion U دراین زمینه
ichnography U زمینه سازی
host crystal U بلور زمینه
ground colour U رنگ زمینه
main color U رنگ زمینه
figure ground U شکل و زمینه
ambient music U موسیقی پس زمینه
contrasting U رنگ زمینه
themes U ریشه زمینه
groundwork U زمینه اساس
ambient U پس زمینه معمولی
theme U ریشه زمینه
surveys U زمینه یابی
intriguing U زمینه سازی
contrasts U رنگ زمینه
surveyed U زمینه یابی
contrast U رنگ زمینه
root U سرچشمه زمینه
contrasted U رنگ زمینه
predisposing U زمینه را مهیاساختن
intrigue U زمینه سازی
intrigues U زمینه سازی
predisposes U زمینه را مهیاساختن
predisposed U زمینه را مهیاساختن
predispose U زمینه را مهیاساختن
planning U زمینه سازی
wherein U درچه زمینه
background level U تراز زمینه
background current U جریان زمینه
matrix U زمینه ملاط
roots U سرچشمه زمینه
background noise U صدای پس زمینه
background noise U اختلال پس زمینه
background printing U چاپ پس زمینه
background process U فرایندهای پس زمینه
blue print U زمینه ابی
background communication U ارتباط پس زمینه
matrixes U زمینه ملاط
survey U زمینه یابی
foreground U پیش زمینه
dazzled U تابش یا روشنی خیره کننده
photon U تنها یک الکترون تابش شود
glared U تابش خیره کننده تشعشع
radioactive U پرتو افشان تابش دار
dazzling U تابش یا روشنی خیره کننده
accidentalism U اثرات تابش نورمصنوعی براشیاء
dazzles U تابش یا روشنی خیره کننده
glare U تابش خیره کننده تشعشع
dazzle U تابش یا روشنی خیره کننده
glares U تابش خیره کننده تشعشع
It is in short supply. U زمینه اش دربازار کم است
field lens adjustment زمینه تنظیم لنز
spectrum of war U زمینه ها یا طیف جنگ
spectrum of war U جنگ در تمام زمینه ها
survey tests U ازمونهای زمینه یابی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com