Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 61 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
lower class
U
بی کلاس
[در جامعه]
subclass
U
بی کلاس
[در جامعه]
underclass
U
بی کلاس
[در جامعه]
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
class
U
کلاس
class
U
محدود مقدار هایی که در یک کلاس جا می گیرد
classed
U
کلاس
classed
U
محدود مقدار هایی که در یک کلاس جا می گیرد
classes
U
کلاس
classes
U
محدود مقدار هایی که در یک کلاس جا می گیرد
classing
U
کلاس
classing
U
محدود مقدار هایی که در یک کلاس جا می گیرد
inherit
U
یک کلاس یا نوع داده که به مشخصات دیگری نیاز دارد
inheriting
U
یک کلاس یا نوع داده که به مشخصات دیگری نیاز دارد
inherits
U
یک کلاس یا نوع داده که به مشخصات دیگری نیاز دارد
classroom
U
کلاس درس
classrooms
U
کلاس درس
schoolroom
U
کلاس
schoolrooms
U
کلاس
sub-
U
تعداد دادههای مربوط به یک داده در کلاس اصلی
classification
U
روش کلاس بندی
classifications
U
روش کلاس بندی
classifies
U
در یک کلاس قرار دادن یا در زیر مجموعههای مختلف قرار دادن
classify
U
در یک کلاس قرار دادن یا در زیر مجموعههای مختلف قرار دادن
classifying
U
در یک کلاس قرار دادن یا در زیر مجموعههای مختلف قرار دادن
grade
U
کلاس
grade
U
کلاس کیفیت
grades
U
کلاس
grades
U
کلاس کیفیت
inheritance
U
انتقال خصوصیات یک کلاس یا نوع داده به دیگری
inheritances
U
انتقال خصوصیات یک کلاس یا نوع داده به دیگری
summer school
U
کلاس تابستانی
summer schools
U
کلاس تابستانی
surveyor
U
مبصر کلاس پیمایشگر
surveyors
U
مبصر کلاس پیمایشگر
he stands first in his class
U
او در کلاس خود
high class communication set
U
دستگاه مخابراتی با کلاس بالادستگاه مخابراتی پر ارزش
homeroom
U
کلاس
homeroom
U
کلاس درس
insulation class
U
کلاس ایزولاسیون
insulation class
U
کلاس عایق بندی
resident school
U
مدارس حضوری یا مدارسی که شاگرد عملا در کلاس حاضر میشود
skull practice
U
کلاس تعلیم فنون مسابقه جلسه مشورت درباره مسابقه
skull practice
U
کلاس اموزشی
surveillant
U
مبصر کلاس
taxi dancer
U
دختری که در کلاس رقص یاکاباره در مقابل پول بامشتریان دیگر میرقصد
work sheet
U
کار در کلاس برگ کار
cl
U
کلاس
day school
U
مدرسهای که فقط در روز کلاس دارد
day schools
U
مدرسهای که فقط در روز کلاس دارد
He is at the bottom of the class.
U
اوشاگرد آخر کلاس است
I benefited greatly from the english course.
U
از کلاس انگلیسی استفاده فراوانی بردم .
The professor stepped into the classroom.
U
استاد بداخل کلاس قدم گذاشت
If you dont study hard ( hard enough ) , you cant go to a higher class.
U
اگرخوب درس نخوانی درهمین کلاس خواهی ماند
hit the books
<idiom>
U
برای کلاس آماده شدن
economy class
U
اکونومی کلاس
first class
U
فرست کلاس
classroom
U
کلاس درس
formroom
U
کلاس درس
schoolroom
U
کلاس درس
form room
[British
U
کلاس درس
]
U
کلاس درس
Partial phrase not found.
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com