English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 94 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
short U بی مقدمه پیش از وقت
shorter U بی مقدمه پیش از وقت
shortest U بی مقدمه پیش از وقت
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
front U مواجه شده با روبروی هم قرار دادن مقدمه نوشتن بر
fronting U مواجه شده با روبروی هم قرار دادن مقدمه نوشتن بر
pop U بی مقدمه اوردن
pop U بی مقدمه فشار اوردن
popped U بی مقدمه اوردن
popped U بی مقدمه فشار اوردن
pops U بی مقدمه اوردن
pops U بی مقدمه فشار اوردن
overture U مقدمه
overtures U مقدمه
antecedent U مقدم مقدمه
antecedents U مقدم مقدمه
prologue U مقدمه پیش گفتار
prologues U مقدمه پیش گفتار
spate U تعداد خیلی زیاد هجوم بی مقدمه
sudden U بی مقدمه
housekeeping U عملیات کامپیوتری که مستقیما" کمکی برای بدست اوردن نتایج مطلوب نمیکنداما قسمت ضروری یک برنامه مانند راه اندازی مقدمه چینی و عملیات پاکسازی است خانه داری
induction U مقدمه
inductions U مقدمه
snap U بی مقدمه
snapped U بی مقدمه
snapping U بی مقدمه
snaps U بی مقدمه
premises U خصوصیات ملک که در مقدمه سند درج میشود خانه ومتعلقات ان
lead up U مقدمه
lead-up U مقدمه
forepart U سر ودست مقدمه
foreparts U سر ودست مقدمه
cold snap U یخ بندان بی مقدمه
cold snaps U یخ بندان بی مقدمه
preamble U سراغاز مقدمه کتاب
preamble U مقدمه سند
preamble U مقدمه وراهنمای نظامنامه یامقررات
preamble U مقدمه نوشتن
preamble U مقدمه
preambles U سراغاز مقدمه کتاب
preambles U مقدمه سند
preambles U مقدمه وراهنمای نظامنامه یامقررات
preambles U مقدمه نوشتن
preambles U مقدمه
preface U مقدمه
prefaced U مقدمه
prefaces U مقدمه
prefacing U مقدمه
introduction U مقدمه
introductions U مقدمه
prelude U مقدمه
preludes U مقدمه
introductory U وابسته به مقدمه معارفهای
adlib U بدون مقدمه صحبت کردن بمیل خود
Beginner's All Purpose Symbolic Instruction Code U زبان برنامه سازی مط ح بالا برای توسعه برنامه به صورت محاورهای برای ایجاد یک مقدمه ساده برای برنامه نویسی کامپیوتری
catastasis U دیباچه مقدمه
exordial U مربوط به اغاز یا مقدمه
exordium U مقدمه سردفتر
foretoken U مقدمه
front matter U مقدمه
i took him up short U بی مقدمه جلو او را گرفتم
improvisor U تعبیه کننده کسیکه بسرعت یا بلا مقدمه چیزیرا میسازد
impulse buying U خرید بی مقدمه
incipit U مقدمه
inductility U مقدمه
isagoge U مقدمه
it was a p to another book U مقدمه کتاب دیگربود
lemma U مقدمه موضوع
major premise U مقدمه کبری
minor premise U مقدمه صغری
offhand U بدون مقدمه بدون تهیه
preamble of a statute U مقدمه قانون
preamble of a treaty U مقدمه معاهده
preconidtion U شرط مقدمه
precritical U مقدمه بحران قبل از وخامت
preliminarily U بطور مقدمه
preliminarily U مقدمه
prelude to a play U مقدمه نمایش
prelusion U مقدمه
preparatorily U مقدمه
preparatory to U در مقدمه
prima facia U مقدمه
proem U مقدمه سراغاز
proem U مقدمه سخنرانی شروع
prolegomenon U مقدمه
prolegomenous U دارای مقدمه طولانی
prologize U مقدمه نوشتن مقدمه گفتن
prologuize U مقدمه نوشتن مقدمه گفتن
protasis U مقدمه
protasis and epitasis U مقدمه و متن نمایش
set up U مقدمه چینی
setup U مقدمه چینی
sinfonia U مقدمه
this wind preludes thunder U این باد مقدمه رعد است
to prefix a chapter to a book U فصلی بطور دیباچه یا مقدمه در جلو کتابی نوشتن
Partial phrase not found.
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com