Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
acapsular
U
بی حقه بدون کپسول
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
cachet
U
کپسول
capsule
U
کپسول
capsules
U
کپسول
microphone button
U
کپسول میکروفون
microphone capsule
U
کپسول دهنی
gas from cylinder
U
گاز کپسول
theca
U
پوشش کپسول
gas bubbler
U
کپسول گاز
blasting cap
U
کپسول دمندگی یا اتشباری
hand extinguisher
U
کپسول اتش نشانی
air tank
U
کپسول هوای غواصی
encapsulate
U
بصورت کپسول دراوردن
encapsulates
U
بصورت کپسول دراوردن
high pressure cylinder
U
کپسول فشار قوی
fire extinguishers
U
کپسول اتش نشانی
fire extinguisher
U
کپسول اتش نشانی
encapsulating
U
بصورت کپسول دراوردن
spermatophore
U
کپسول یا کیسه منی
thecate
U
دارای پوشش کپسول دار
telephone transmitter
U
میکروفن تلفن کپسول دهنی
capsular
U
دارای خصوصیات کپسول مجوف
thecal
U
دارای پوشش کپسول دار
buddy breathing
U
شرکت 2 نفر در یک کپسول هوا در زیر اب
k valve
U
شیر ساده روی کپسول هوای غواصی
prill
U
بصورت کپسول دراوردن سیال وجاری ساختن
septicidal
U
مربوط به کپسول میوه که ازطول خود شکفته شود
j valve
U
سوپاپ کپسول هوای غواص که بطور خودکار بسته شود
pyxidium
U
کپسول گیاهی که نیمی از ان در اثر شکفتن بازواز نیم پایینش جدا میگردد مجری
without any reservation
U
بدون هیچ قید وشرط بدون استثنا مطلقا
informally
U
بدون تشریفات بدون رعایت مراسم اداری یا قانونی
unformed
U
بدون شکل منظم هندسی بدون سازمان
flattest
U
ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
flat
U
ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
independently
U
آزاد یا بدون کنترل یا بدون اتصال
of no interest
U
بدون اهمیت
[بدون جلب توجه]
Taoism
U
روش فکری منسوب به lao-tseفیلسوف چینی که مبتنی است بر اداره مملکت بدون وجوددولت و بدون اعمال فرمها واشکال خاص حکومت
parataxis
U
مرتب شدن بدون ربط منطقی توالی دو عبارت یا جمله بدون ربط یا عوامل دستوری دیگر
lynch law
U
مجازات بدون دادرسی که مردم از پیش خود معین کنند, مجازات مجرمین بدون رسیدگی قضایی وقانونی
achylous
U
بدون کیلوس بدون قیلوس
unbranched
U
بدون انشعاب بدون شعبه
unstressed
U
بدون اضطراب بدون کشش
offhand
U
بدون مقدمه بدون تهیه
gas bottle
U
سیلندر گاز کپسول گاز
recoilless
U
جنگ افزار بدون عقب نشینی بدون عقب نشینی
inoperculate
U
بدون سرپوش جانور بدون سرپوش
and no mistake
U
بدون شک
ex-
U
بدون
sans
U
بدون
not nearctic
U
بدون
doubtlessly
U
بدون شک
undoubtedly
U
بدون شک
to a certainty
U
بدون شک
ex
U
بدون
wanting
U
بدون
acheilos
U
بدون لب
but
U
بدون
indubitable
U
بدون شک
acheilous
U
بدون لب
bottomless
U
بدون ته
goalless
U
بدون گل
undoubted
U
بدون شک
unstressed
U
بدون مد
i'll warrant
U
بدون شک
obtrusively
U
بدون حق
without
U
بدون
vibrationless
U
بدون لرزه
unwary
U
بدون نگرانی
terrorless
U
بدون ترس
safely
U
بدون خطر
valveless
U
بدون سوپاپ
vacant succession
U
بدون جانشین
cordless
U
بدون سیم
termless
U
بدون شرط
tenantless
U
بدون مستاجر
warless
U
بدون جنگ
stemless
U
بدون ساقه
stemless
U
بدون تنه
strikeless
U
بدون ضربت
standstill
U
بدون حرکت
indiscriminately
U
بدون تمیز
voteless
U
بدون رای
diamensionless
U
بدون بعد
diamensionless
U
بدون اندازه
dealated
U
بدون بال
unceasing
U
بدون وقفه
unvocal
U
بدون موسیقی
unvalued
U
بدون ارج
unmaned
U
بدون سرنشین
unsprung
U
بدون فنر
unmannered
U
بدون اداب
unspotted
U
بدون الودگی
degas
U
بدون گازکردن
unlined
U
بدون پوشش
unblushing
U
بدون شرم
unfunded
U
بدون سرمایه
undeviating
U
بدون انحراف
undeviating
U
بدون تردیدرای
unfinanced
U
بدون پشتوانه
unmennerly
U
بدون اداب
unpromising
U
بدون امید
unaligned
U
بدون صف ارایی
unoccupied
U
بدون مستاجر
unlined
U
بدون استر
untitled
U
بدون سراغاز
immediately
U
بدون واسطه
disposed
U
بدون پوشش
toeless
U
بدون پنجه
deice
U
بدون یخ کردن
untitled
U
بدون عنوان
unsigned
U
بدون امضاء
unadvised
U
بدون اطلاع
toothless
U
بدون دندانه
unfeigned
U
بدون تصنع
immethodical
U
بدون اسلوب
inoperculate
U
بدون دریچه
intolerantly
U
بدون بردباری
inviscid
U
بدون لزوجت
indubitable
U
بدون تردید
irreflexive
U
بدون واکنش
irrespective of
U
بدون ملاحظه
fruitlessly
U
بدون نتیجه
free trader
U
بدون گمرک
free play
U
بدون محدودیت
holdless
U
بدون گیره
endless
U
بدون پایان
cordless
<adj.>
U
بدون سیم
free of tax
U
بدون مالیات
unattended
U
بدون متصدی
no doubt
U
بدون تردید
glabrous
U
بدون کرک
inofficial
U
بدون اجازه
immusical
U
بدون هماهنگی
bachelor
U
بدون عیال
humblest
U
بدون ارتفاع
humble
U
بدون ارتفاع
bachelors
U
بدون عیال
inapproachable
U
بدون دسترسی
hands down
U
بدون احتیاط
incognizant
U
بدون شناسایی
incommunicable
U
بدون رابطه
inaction
U
بدون فعالیت
indistinctively
U
بدون فرق
indolently
U
بدون درد
guilelessly
U
بدون تزویر
inelastic
U
بدون کشش
ingenuously
U
بدون تزویر
free from slip
U
بدون لغزش
non delay
U
بدون تاخیر
free from backlash
U
بدون لقی
quiescently
U
بدون جنبش
recoilless
U
بدون لنگر
involuntarily
U
بدون اراده
run on
U
بدون وقفه
sans ceremonie
U
بدون تشریفات
discontinuously
U
بدون اتصال
sans recours
U
بدون رجوع
disconnectedly
U
بدون ارتباط
scoreless
U
بدون امتیاز
searchless
U
بدون جستجو
shadeless
U
بدون سایه
shockless
U
بدون ضربه
dimensionless
U
بدون بعد
bloodless
U
بدون خونریزی
soilless
U
بدون خاک
prosaically
U
بدون لطافت
consistently
U
بدون تناقض
nonboresafe
U
بدون ضامن
insecure
U
بدون ایمنی
unequivocally
U
بدون ابهام
unequivocal
U
بدون ابهام
nonstop
U
بدون توقف
nonsyllabic
U
بدون هجایی
flavorless
U
بدون مزه
on the square
U
بدون کجی
failure free
U
بدون خرابی
exclusive of
U
بدون در نظرگرفتن
pathless
U
بدون جاده
notwithstanding
U
بدون توجه
faultless
U
بدون خطا
constantly
U
بدون تغییر
wayless
U
بدون جاده
barrier-free
U
بدون حائل
impeccable
<adj.>
U
بدون مشکل
faultless
<adj.>
U
بدون مشکل
unselfish
U
بدون خودخواهی
acold
U
بدون احساسات
unleaded
U
بدون سرب
adrift
U
بدون هدف
unalloyed
U
بدون الیاژ
sound
<adj.>
U
بدون مشکل
flawless
<adj.>
U
بدون مشکل
immaculate
<adj.>
U
بدون مشکل
acid free
U
بدون اسید
off hand
U
بدون آمادگی
free from error
<adj.>
U
بدون مشکل
bare
U
بدون روکش
bared
U
بدون روکش
acranial
U
بدون کاسهء سر
ametabolous
U
بدون دگردیسی
harmlessly
U
بدون صدمه
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com