English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 244 (42 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
deprive U بی بهره کردن
deprives U بی بهره کردن
depriving U بی بهره کردن
divest U بی بهره کردن
divested U بی بهره کردن
divesting U بی بهره کردن
divests U بی بهره کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
exploit U استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
exploit U از فرصت استفاده کردن استفاده از موفقیت کردن بهره کشی کردن اغتنام فرصت کردن
exploit U بهره برداری کردن از
exploiting U استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
exploiting U از فرصت استفاده کردن استفاده از موفقیت کردن بهره کشی کردن اغتنام فرصت کردن
exploiting U بهره برداری کردن از
exploits U استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
exploits U از فرصت استفاده کردن استفاده از موفقیت کردن بهره کشی کردن اغتنام فرصت کردن
exploits U بهره برداری کردن از
operate U عمل کردن بهره برداری کردن
operate U از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن
operated U عمل کردن بهره برداری کردن
operated U از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن
operates U عمل کردن بهره برداری کردن
operates U از حسابی استفاده کردن بهره برداری کردن
tap U بهره برداری کردن از
tapped U بهره برداری کردن از
tapping U بهره برداری کردن از
dispossess U ازتصرف محروم کردن بی بهره کردن
dispossessed U ازتصرف محروم کردن بی بهره کردن
dispossesses U ازتصرف محروم کردن بی بهره کردن
dispossessing U ازتصرف محروم کردن بی بهره کردن
partook U بهره داشتن طرفداری کردن
utilised U بهره برداری کردن
utilised U مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilises U بهره برداری کردن
utilises U مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilising U بهره برداری کردن
utilising U مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilize U بهره برداری کردن
utilizes U بهره برداری کردن
utilizes U مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
utilizing U بهره برداری کردن
utilizing U مورد استفاده قرار دادن بهره برداری کردن
exploitation U بهره کشی کردن سوء استفاده استثمار
infatute U ازخرد بی بهره کردن
out law U از حقوق بی بهره کردن
Other Matches
tontine U تاسیس خاصی که به موجب ان عدهای مشترکا" پول قرض می دهند با این شرط که بهره ان مرتبا" و بااقساط معین بین ان ها تقسیم شود و با مرگ هر یک ازایشان سهم دیگران از بهره بیشتر شود تا انجا که اخرین فرد زنده کل بهره را دریافت کند
usury U گرفتن بهره بیشتر از بهره قانونی جهت وام
diminishing marginal productivity U بهره دهی نهائی نزولی نزولی بودن بهره دهی نهائی
gain U بهره
quotients U بهره
gains U بهره
exploited U بهره ده
portions U بهره
productive U بهره زا
interests U بهره
gained U بهره
portion U بهره
interest U بهره
quotient U بهره
yield U بهره
efficient U بهره ور
efficiency U بهره
exploiters U بهره کش
yields U بهره
yielded U بهره
exploiter U بهره کش
interest U بهره [اقتصاد]
sweatshops U بهره کشخانه
rat of interest U نرخ بهره
interest U سودیا بهره
passive debt U وام بی بهره
rq U بهره تنفسی
rate of interest U نرخ بهره
utilisations U بهره برداری ها
default interest U بهره معوق
sweatshop U بهره کشخانه
gain U بهره تقویت
abused U بهره کشی
legal interest U بهره قانونی
dispossessor U بی بهره سازنده
operation U بهره برداری
abuse U بهره کشی
benefic U بهره بردار
cheap money U پول با بهره کم
quantum yield U بهره کوانتومی
usage U بهره برداری
lot U بهره قسمت
exploitation [utilization] U بهره برداری
lot U بخش بهره
declaration of interest U اعلام بهره
bank interest U بهره بانکی
compound interest U بهره مرکب
economic rent U بهره اقتصادی
using U بهره برداری
utilisation [British] U بهره برداری
transducer gain U بهره دگرسازی
utilization U بهره برداری
utilizations U بهره برداری ها
usages U بهره برداری ها
put out to interest U به بهره گذاشتن
accrued interest U بهره متعلقه
abusing U بهره کشی
share U بهره قسمت
exploitation U بهره کشی
exploitation U بهره برداری
pure interest U بهره خالص
advantage by illness U بهره بیماری
divestiture U بی بهره سازی
productive work U کار بهره زا
optimising U بهره بردن
high interest U بهره گران
exploitative character U منش بهره کش
laser gain U بهره لیزر
shares U بهره قسمت
factor payments U بهره وسود
efficiency U بهره وری
exploiting class U طبقه بهره کش
abuses U بهره کشی
productivity U بهره وری
economic rent U بهره مالکانه
shared U بهره قسمت
exploited class U طبقه بهره ده
divestment U بی بهره سازی
high interest U بهره سنگین
gains U بهره برداری
interest rate U نرخ بهره
voltage gain U بهره ولتاژ
contango U بهره دیرکرد
gavels U بهره غیرمجاز
gavel U بهره غیرمجاز
gained U بهره تقویت
gain U بهره برداری
loan interest U بهره وام
at % interest U با بهره 21 درصد
resipatory quotient U بهره تنفسی
interests U سودیا بهره
deprival U بی بهره سازی
antenna gain U بهره انتن
lending rate U بهره - نزولپول
gains U بهره تقویت
gained U بهره برداری
interest for delay U بهره دیرکرد
rate of yield U نرخ بهره موثر
interest profit U عایدی حاصل از بهره
high rate of interest U نرخ سنگین بهره
high rate of interest U نرخ بالای بهره
sexual abuse U بهره کشی جنسی
interest rate per annum U نرخ بهره سالانه
enjoys U برخوردارشدن از بهره مندشدن از
high efficiency U ضریب بهره بالا
factor productivity U بهره دهی عوامل
enjoying U برخوردارشدن از بهره مندشدن از
enjoyed U برخوردارشدن از بهره مندشدن از
enjoy U برخوردارشدن از بهره مندشدن از
operating budget U بودجه بهره برداری
operating cost U هزینه بهره برداری
landuse U بهره وری از زمین
pure rate of interest U نرخ بهره خالص
emergency operation U بهره برداری اضطراری
respiratory exchange index U شاخص بهره تنفسی
underutilization of labor U کم بهره گیری از کارگر
exploitation of colonies U بهره کشی مستعمرات
exploitation of labor U بهره کشی کارگر
money lender U پول به بهره گذار
money rate of interest U نرخ بهره پولی
epinosic gain U بهره ثانوی بیماری
secondary gain U بهره ثانوی بیماری
beneficiary U بهره بردار ذیحق
gains U سود بردن بهره
effective interest rate U نرخ بهره موثر
beneficiaries U بهره بردار ذیحق
real interest rate U نرخ بهره واقعی
bank rate U نرخ بهره بانکی
prime rate U نرخ بهره پایه
enjoyment U بهره مند شدن از
sweatshops U کارگاه بهره کشی
paranosic gain U بهره اصلی بیماری
passive U پدافندغیر عامل بی بهره
passives U پدافندغیر عامل بی بهره
primary gain U بهره اصلی بیماری
paranosis U بهره کشی از بیماری
prime rate of interest U نرخ بهره ترجیحی
average productivity U بهره دهی متوسط
myrmecophilous U بهره برنده ازمورچه
per capita productivity U بهره وری سرانه
market rate of interest U نرخ بهره بازار
sweatshop U کارگاه بهره کشی
natural rate of interest U نرخ بهره طبیعی
principal and interest U اصل پول و بهره
royalty U حق بهره برداری از چیزی
royalties U حق بهره برداری از چیزی
child abuse U بهره کشی از کودک
margin productivity U حد بهره وری تولید
interest free loan U وام بدون بهره
gained U سود بردن بهره
i paid the debt plus interest U بدهی را با بهره ان دادم
nominal interest rate U نرخ بهره اسمی
real rate of interest U نرخ بهره واقعی
ready for use U اماده بهره برداری
it was sold at 0 year's p U بهره برابردرامدسالیانه اش فروخته شد
maximum value U مقدار بهره برداری
marginal productivity U بهره وری نهائی
to put out money to interest U پول به بهره گذاشتن
utilization statistics U امار بهره وری
neutral rate of interest U نرخ بهره خنثی
gain U سود بردن بهره
benefical owner of an estate U مالک بهره برداریک دارایی
long term interest rate U نرخ بهره طویل المدت
operational research U تحقیق درخصوص بهره برداری
decreasing marginal productivity U بهره وری نهائی نزولی
agronomics U علم بهره برداری از زمین
escaped water U تلفات اب هنگام بهره برداری
to p athing to a person U کسی را از چیزی بهره دادن
open loop gain U بهره تقویت در حلقه باز
time utility U بهره گیری از شرایط زمانی
short term rate of interest U نرخ بهره کوتاه مدت
water utilization project U پروژه بهره برداری از منابع اب
imparted U بهره مند شدن از رساندن
keyed automatic gain control U تنظیم بهره با کلید خودکار
gated automatic gain control U تنظیم بهره با کلید خودکار
partaking U شریک شدن بهره داشتن
impart U بهره مند شدن از رساندن
closed loop gain U بهره تقویت درطبقه بسته
partakes U شریک شدن بهره داشتن
partaken U شریک شدن بهره داشتن
capacity utilization rate U نرخ بهره داری از فرفیت
integrated reservoir operation U بهره برداری توام از چندمخزن
partake U شریک شدن بهره داشتن
imperialistic U استعمار گرای بهره جویانه
imparts U بهره مند شدن از رساندن
imparting U بهره مند شدن از رساندن
agricultural labor productivity U بهره دهی کارگر کشاورزی
impart U سهم دادن بهره مند ساختن
imparting U سهم دادن بهره مند ساختن
economic life U مدت بهره برداری از ماشین الات
imparted U سهم دادن بهره مند ساختن
imparts U سهم دادن بهره مند ساختن
A concession U امتیاز بهره برداری ( از معادن وغیره )
super imposed working load U بار مربوط به بهره برداری از بنا
low level injection efficiency U ضریب بهره تزریق در سطح پایین
tinpenny U حق الارض بهره برداری ازمعدن قلع
time preference theory of interest U نظریه بهره بر مبنای رجحان زمانی
cost in use U هزینه تملک و بهره برداری از ساختمان یا کارخانه
outlawry U بی بهره گی از حقوق وحمایت قانونی محرومیت ازحقوق
marginal productivity theory of U نظریه توزیع بر مبنای بهره وری نهائی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com