English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 32 (1 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
comatose U بیهوش
slow-witted U بیهوش
unconscious U بیهوش
unconsciously U بیهوش
witless U بیهوش
unintelligent U بیهوش
lackwit U بیهوش
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
lackwit U ادم بیهوش
etherization U بیهوش کردن
semiconscious U نیمه بیهوش
semi-conscious U نیمه بیهوش
to space out U بیهوش شدن
pass out U ناگهان بیهوش شدن
incapacitating agent U عامل بیهوش کننده
anesthetizes U بیهوش یا بیحس کردن
anesthetized U بیهوش یا بیحس کردن
anaesthetizing U بیهوش یا بیحس کردن
anaesthetised U بیهوش یا بیحس کردن
anaesthetises U بیهوش یا بیحس کردن
anaesthetising U بیهوش یا بیحس کردن
anaesthetize U بیهوش یا بیحس کردن
anaesthetized U بیهوش یا بیحس کردن
anaesthetizes U بیهوش یا بیحس کردن
anesthetizing U بیهوش یا بیحس کردن
to place [put] somebody in an artificial coma U کسی را بیهوش کردن [پزشکی]
knockout U با ضربت بیهوش کنندهای حریف رابزمین زدن ضربه فنی
knockouts U با ضربت بیهوش کنندهای حریف رابزمین زدن ضربه فنی
ether U مایع سبکی که ازتقطیر الکل و جوهرگوگردبدست میایدو برای بیهوش کردن اشخاص بکارمی رود
we were not ourselves U از خود بیخود شده بودیم بیهوش بودیم
etherize U بااتر بیهوش کردن کرخت کردن
decompression U بیهوش شدن در اثر کم شدن فشاراتمسفر
stupefy U گیج کردن بیهوش کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com