English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (29 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
overcapitalize U بیش ازاندازه واقعی براورد کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
to overcapitalize a company U سرمایه شرکتی را بیش ازاندازه واقعی ان براورد کردن
Other Matches
over capitalised U براورد اضافی سرمایه سرمایه شرکتی را بیش ازاندازه اعلام کردن
over estimate U بیش ازاندازه واقعی بها گذاشتن بر
estimated U براورد کردن براورد
estimate U براورد کردن براورد
estimates U براورد کردن براورد
estimating U براورد کردن براورد
estimated U تخمین زدن براورد براورد وضعیت
estimate U تخمین زدن براورد براورد وضعیت
estimating U تخمین زدن براورد براورد وضعیت
estimates U تخمین زدن براورد براورد وضعیت
surveys U براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
survey U براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
surveyed U براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
cambridge equation U نشان میدهند . یعنی پول واقعی برابراست با طول متوسط دورهای که هر واحدپول بین دو معامله نگهداری میشود ضرب در درامد واقعی K =
survey U براورد کردن
estimates U براورد کردن
estimated U براورد کردن
estimate U براورد کردن
surveys U براورد کردن
put at U براورد کردن
estimating U براورد کردن
calculate U براورد کردن
calculated U براورد کردن
calculates U براورد کردن
surveyed U براورد کردن
excessive U بیش ازاندازه
overestimate U زیاد براورد کردن
overestimated U زیاد براورد کردن
overestimates U زیاد براورد کردن
estimable U قابل براورد کردن
overestimating U زیاد براورد کردن
overrating U زیاد براورد کردن
overrates U زیاد براورد کردن
over estimation U بیش از حد براورد کردن
misvalue U بناحق براورد کردن
misestimate U غلط براورد کردن
overestimation U پیش براورد کردن
overrated U زیاد براورد کردن
overrate U زیاد براورد کردن
pigou effect U اثر مانده واقعی اثر کاهش سطح قیمت ها برروی مصرف که بر اساس این اثر با کاهش سطح قیمت ها و در نتیجه بالا رفتن عرضه واقعی پول و افزایش ارزش واقعی ثروت مصرف نیز افزایش خواهد یافت
absolute altimeter U ارتفاع سنج یا فرازیابی که ارتفاع واقعی یا فاصله واقعی هواپیما را از زمین نشان میدهد
undersized U کوچکتر ازاندازه معمولی
it is unusually large U ازاندازه معمول بزرگتراست
run into the ground <idiom> U بیش ازاندازه کارکشیدن
dam design U براورد سد براورد بند
long haired U علاقمندی وافر وبیش ازاندازه
longhair U علاقمندی وافر وبیش ازاندازه
hyperactive U دارای فعالیت بیش ازاندازه
slather U مقدار فراوان بیش ازاندازه
forecasted U براورد کردن از قبل پیش بینی
forecasts U براورد کردن از قبل پیش بینی
forecast U براورد کردن از قبل پیش بینی
realizes U واقعی کردن
realizing U واقعی کردن
actualise [British] U واقعی کردن
bring into being U واقعی کردن
actualize واقعی کردن
actualize U واقعی کردن
carry ineffect U واقعی کردن
implement U واقعی کردن
put ineffect U واقعی کردن
put inpractice U واقعی کردن
carry into effect U واقعی کردن
make something happen U واقعی کردن
put into effect U واقعی کردن
put into practice U واقعی کردن
realised U واقعی کردن
realises U واقعی کردن
realising U واقعی کردن
realize U واقعی کردن
realized U واقعی کردن
accomplish U واقعی کردن
bring inbeing U واقعی کردن
make a reality U واقعی کردن
fulfill [American] U واقعی کردن
execute U واقعی کردن
carry out U واقعی کردن
see things <idiom> U چیزهای غیر واقعی راتصور کردن
architecture proper U معماری بمعنی واقعی کلمه معماری واقعی
overrates U بیش از ارزش واقعی ارزیابی کردن زیاد تخمین زدن
overrate U بیش از ارزش واقعی ارزیابی کردن زیاد تخمین زدن
overrating U بیش از ارزش واقعی ارزیابی کردن زیاد تخمین زدن
overrated U بیش از ارزش واقعی ارزیابی کردن زیاد تخمین زدن
The real problem is not whether machines think but whether men do. U مشکل واقعی این نیست که آیا ماشین ها فکر می کنند یا خیر مشکل واقعی این است که آیا انسان فکر می کند یا خیر.
backdate U تاریخ قبل از تاریخ واقعی را ذکر کردن
backdates U تاریخ قبل از تاریخ واقعی را ذکر کردن
backdated U تاریخ قبل از تاریخ واقعی را ذکر کردن
backdating U تاریخ قبل از تاریخ واقعی را ذکر کردن
estimating U براورد
line of regression U خط براورد
estimates U براورد
survey U براورد
estimations U براورد
estimation U براورد
surveyed U براورد
estimate U براورد
appraisals U براورد
surveys U براورد
appraisal U براورد
evaluation U براورد
estimated U براورد
evaluations U براورد
point estimation U براورد نقطهای
interpolation U براورد درونی
extrapolations U براورد برونی
extrapolation U براورد برونی
interval estimate U براورد فاصلهای
point estimate U براورد نقطهای
interpolations U براورد درونی
calculation U حساب براورد
intelligence estimate U براورد اطلاعات
appreciation of the situation U براورد وضعیت
error of estimate U خطای براورد
estimate of the situation U براورد وضعیت
estimated of situation U براورد وضعیت
estimator U براورد کننده
assessments U براورد مالیات
assessments U تقویم براورد
assessment U براورد مالیات
assessment U تقویم براورد
time estimation U براورد زمانی
overestimation U براورد اضافی
biased estimate U براورد سودار
surveyor U براورد کننده
cost accountant U براورد کننده
cost calculation U براورد هزینه
rough estimate U براورد تقریبی
surveyors U براورد کننده
regression estimate U براورد رگرسیون
calculating factor U ضریب براورد
unbiased estimate U براورد ناسودار
commander's estimate U براورد فرماندهی
cost estimate U براورد هزینه
underestimation U براورد نقصانی
staff estimate U براورد ستادی
abstracts U فهرست خلاصه براورد
estimate [quote] U براورد [تخمین] [اقتصاد]
quantity surveyor U براورد کننده مقادیر
the estimative faculty U قوه سنجش یا براورد
least squares estimates U براورد حداقل مربعات
command budget estimate U براورد بودجه یکان
abstracting U فهرست خلاصه براورد
quantily surveyor U براورد کننده مقادیر
pre design estimate U براورد مقدماتی طرح
standard error of estimate U خطای معیار براورد
quantity surveyors U براورد کننده مقادیر
conservative estimate U براورد محافظه کارانه
calculable U براورد کردنی قابل اعتماد
unbiased estimators U براورد کنندههای بدون تورش
unliquidated damages U خسارات غیرقابل براورد به پول
capitalization U براورد ارزش حال سرمایه
i put the population at 0000 U نفوس انجا را 00002 تن براورد می کنم
second revised estimate U براورد تجدید نظر شده دوم
damage assessment U تعیین میزان خسارت براورد ضایعات
lifelike U واقعی
right U واقعی
McCoy U واقعی
true life U واقعی
concrete U : واقعی
factually U واقعی
unfeigned U واقعی
actuals U واقعی
positive U واقعی
card-carrying U واقعی
factual U واقعی
literal U واقعی
righted U واقعی
righting U واقعی
objectives U واقعی
veritable U واقعی
very U واقعی
real U واقعی
ex post U واقعی
ex post saving U واقعی
essential U واقعی
essentials U واقعی
virtual U واقعی
actual U واقعی
objective U واقعی
veridical U واقعی
veracious U واقعی
objective data U دادههای واقعی
actual cost U هزینه واقعی
true complement U متمم واقعی
true power U توان واقعی
true slump U نشست واقعی
truer U واقعی حقیقی
objective value U ارزش واقعی
jisen U مبارزه واقعی
true U واقعی حقیقی
actual damage U خسارت واقعی
true complement U مکمل واقعی
true form U فرم واقعی
genuine U واقعی حقیقی
actual loss U زیان واقعی
actual load U بار واقعی
actual key U کلید واقعی
very U واقعی فعلی
life-size U اندازه واقعی
life size U اندازه واقعی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com