English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 223 (14 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
over crowding U بیشتر باشد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
extra U اضافه شده یا آنچه بیشتر از معمول باشد
extra- U اضافه شده یا آنچه بیشتر از معمول باشد
extras U اضافه شده یا آنچه بیشتر از معمول باشد
congestion U وضعیتی که در آن نیازهای ارتباطی یا فرآیند ها بیشتر از توانایی مستقیم باشد
overflow U وضعیتی در شبکه که تعداد ارسال ها از حد بیشتر باشد و به مسیر دیگری ارسال می شوند
overflowed U وضعیتی در شبکه که تعداد ارسال ها از حد بیشتر باشد و به مسیر دیگری ارسال می شوند
overflows U وضعیتی در شبکه که تعداد ارسال ها از حد بیشتر باشد و به مسیر دیگری ارسال می شوند
accuracy U هر قدر تعداد بیتها بیشتر باشد
grand larceny U سرقت بزرگ در CL سرقتی را گویند که دران قیمت مال مسروق ان ازمیزان معینی که در قانون مشخص شده است بیشتر باشد
hypervelocity U سرعت دهانهای و ابتدایی توپی که از 0001 متر درثانیه بیشتر باشد
kaldor criterion U ضابطهای که براساس ان هرگونه تغییر ازنظر اجتمائی مطلوب یا مفیداست مشروط برانکه میزان نفع گروه منتفع شونده ازمیزان گروه متضررشونده بیشتر باشد . این ضابطه اولین بار بوسیله اقتصاددان امریکائی
long life itemes U اقلامی که عمر قانونی انها 5سال یا بیشتر باشد
prima facie evidence U مدرک محمول بر صحت مدرکی که در صورت تکذیب یا توضیح طرف برای روشن کردن قضیه کافی باشد مدرکی که در نظر اول و پیش از بررسی بیشتر قاطع به نظر می اید
butterfly saddle rug U قالیچه نقش پروانه ای [این نوع از قالیچه زین اسبی بیشتر در شمال هند و تبت رواج داشته و حالت ذوزنقه ای آن شبیه پروانه می باشد]
cloud lattice design U طرح ابری شبکه ای که بیشتر بصورت بندی و در فرش چین دیده می شود . زمینه معمولا زرد و شبکه ها آبی رنگ می باشد .
kanat U نوعی گلیم ترکی [روشی از بافت گلیم است که در آن ابتدا رشته های باریک را بافته، سپس آنها را به یکدیگر می دوزند. این روش بین روستائیان ترکیه بیشتر مرسوم می باشد.]
Ladik prayer rug U قالیچه سجاده ای لادیک [این فرش بیشتر مربوط به ترکیه می باشد و در آن از دو یا سه ستون محرابی به همراه گل های لاله با رنگ های غالب قرمز و آبی استفاده می شود.]
ply yarn U نخ چندلا [در اثر تاباندن دو یا تعداد بیشتر رشته نخ بدور یکدیگر بوجود آمده و بسته به نیاز می تواند دولا، چهارلا، شش لا، نه لا و یا طنابی باشد. نخ یک لا فقط از به هم پیچیدن الیاف بوجود می آید.]
square design U طرح خشتی [طرح مربع شکل] [این طرح را به دربهای چوبی شبکه ای قدیم نسبت می دهند و بیشتر مربوط به شهرکرد یا چهارمحال می باشد گرچه در مناطق دیگر نیز بافته می شود.]
Tibet U تبت [این ناحیه با کشورهای چین، هند و نپال همسایه بوده و فرش آن بیشتر تحت تاثیر چین قرار داشته است.سابقه فرش بافی در آن حدود سیصد سال می باشد. نقش ببر از طرح های اصلی فرش تبت است.]
tint U [هاله ای از رنگ که بیشتر به سمت سفید متمایل باشد.]
transylvania U فرش ترانسیلوانیا [ریشه اصلی آن مربوط به ترکیه می باشد که بیشتر برای کلیساهای رومانی و مجارستان بافته شده.]
Other Matches
You have to watch your diet more [carefully] and get more exercise. U شما باید بیشتر به تغذیه خود توجه و بیشتر ورزش بکنید.
bandwidth U صفحه تصویرهای با resolution بیشتر پیکسل در فضای بیشتری نمایش میدهد و به ورودی سریع و پهنای بلند بیشتر نیاز دارند
a closed mouth catches no flies <proverb> U تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد
moored mine U مینی که باسیم یا طناب به محل اتصال خود وصل شده باشد یا در اب معلق باشد
drive U چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
drives U چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
hot U شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
hotter U شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
hottest U شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
escutcheon U سپری که دارای نشانهای نجابت خانوادگی باشد صفحهای که روی ان اسم چیزی نقش شده باشد سپرارم دار
hotbed U بستر خاکی چمن که در اثر تخمیر ویابوسیله دیگری گرم شده باشد محل یا محیطی که دران رویش وپیشرفت سریع باشد
hotbeds U بستر خاکی چمن که در اثر تخمیر ویابوسیله دیگری گرم شده باشد محل یا محیطی که دران رویش وپیشرفت سریع باشد
imperfect competition U حالتی است که در بازار عرضه بیش از یک فروشنده وجود نداشته باشد ووی بتواند روی قیمت کالای خود کنترل داشته باشد
open back U [نوعی فرش تخت باف که پود آن از پشت فرش کاملا مشخص باشد و بصورت حلقوی اطراف تار را در بر گرفته باشد.]
laptop U کامپیوتر سبکی که قابل حمل باشد ولی نه آن قدر کوچک که به صورت جیبی باشد معمولا حاوی صفحه نمایش صفحه کلید و درایو دیسک است
lapheld U کامپیوتر سبکی که قابل حمل باشد ولی نه آن قدر کوچک که به صورت جیبی باشد معمولا حاوی صفحه نمایش صفحه کلید و درایو دیسک است
wellŠsuppose it is so U خوب فرض کنیم چنین باشد فرضا چنین باشد
Zel-i Sultan vase U طرح گلدان ظل السلطان [این طرح بصورت تکراری و قرینه شامل یک گلدان و دسته های گل می باشد و مربوط به زمان سلطنت قاجار می باشد.]
karachoph design U لچک ترنج کاراچف [این طرح مربوط به همین شهر در جنوب تفلیس منطقه قفقاز می باشد که در آن ترنج بزرگ و هشت وجهی با چهار مربع در دو طرف آن می باشد و قدمت آن بیش از صد سال است.]
charge U عهده وتعهد و الزامی که بر شخص باشد حقی که در مورد ملکی وجود داشته باشد خطابهای که رئیس محکمه پس از ختم دادرسی خطاب به هیات منصفه ایراد و ضمن خلاصه کردن شهادتهای داده شده مسائل قانونی لازم را برای ایشان تشریح میکند
charges U عهده وتعهد و الزامی که بر شخص باشد حقی که در مورد ملکی وجود داشته باشد خطابهای که رئیس محکمه پس از ختم دادرسی خطاب به هیات منصفه ایراد و ضمن خلاصه کردن شهادتهای داده شده مسائل قانونی لازم را برای ایشان تشریح میکند
rool crush U اثر تاخوردگی [فرش هایی که درست عدل بندی نشده و یا مدت طولانی بصورت چهارلا در انبار باشد پس از مفروش شدن در زمین برآمدگی هایی در محل تا دارد که اگر به شکستگی منجر نشده باشد پس از مدتی اصلاح می شود.]
cobb doglas production function U ر کار بتوان کشش تولید نسبت به عامل سرمایه . اگرحاصلجمع کششهای فوق برابر 1 باشد تابع تولیدهمگن درجه 1 و مجموعه عوامل سرمایه و کار ثابت است و اگر بزرگتراز 1 باشدبازده کل صعودی و اگرکوچکتراز 1 باشد بازده کل نزولی است
mostly U بیشتر
furthers U بیشتر
the more better the best U هر چه بیشتر
the more U بیشتر
further U بیشتر
furthered U بیشتر
furthering U بیشتر
as early aspossible U هر چه بیشتر
as much as possible U هر چه بیشتر
for the most part U بیشتر
mainly U بیشتر
more than U بیشتر از
it is mostly iron U بیشتر
large adv U بیشتر
rather U بیشتر
more U بیشتر
more and more U هی بیشتر
principally U بیشتر
rather ... than U بیشتر ...تا [ترجیحا ... تا]
nine times out ten U بیشتر اوقات
so many menŠso many minds U هر چه اشخاص بیشتر
not any more U دیگر نه [بیشتر نه]
better U نیکوتر بیشتر
surviver U بیشتر عمرکننده
major U بیشتر اعظم
majored U بیشتر اعظم
outshone U بیشتر درخشیدن
to overcomein number U بیشتر بودن از
majoring U بیشتر اعظم
multichannel U با بیشتر از یک کانال
better part U قسمت بیشتر
so many menŠso many minds U عقیده بیشتر
oddson U بیشتر محتمل
hypercard U یات بیشتر
no more U نه دیگر [بیشتر]
the many U بیشتر مردم
outstand U بیشتر ایستادن
more and more U بیشتر ازبیشتر
above average <adj.> U بیشتر از حد متوسط
above-average <adj.> U بیشتر از حد متوسط
outsit U بیشتر نشستن از
over-average <adj.> U بیشتر از حد متوسط
most of them U بیشتر انها
no longer U نه بیشتر [زمانی]
the most that i can do U بیشتر انها
outshining U بیشتر درخشیدن
by superir wisdom U با خرد بیشتر
most people U بیشتر مردم
The more the better . U هر چه بیشتر بهتر
further information U آگاهی بیشتر
outshine U بیشتر درخشیدن
outshines U بیشتر درخشیدن
in the main U بیشتر اصلا
shaggy ugs U فرش های با پرز بلند [این گونه فرش علاوه بر داشتن پرز بلند در سطح فرش، دارای مقداری پرز در پشت فرش نیز می باشد و در مناطق سردسیر بافته می شود تا گرم بوده و عایق سرما در کف اتاق باشد.]
denials U تابع منط قی که نتیجه آن نادرست است وقتی همه ورودی ها درست باشد و درست است اگر ورودی نادرست باشد
denial U تابع منط قی که نتیجه آن نادرست است وقتی همه ورودی ها درست باشد و درست است اگر ورودی نادرست باشد
outlives U بیشتر زنده بودن از
outwork U بیشتر کار کردن از
outlived U بیشتر زنده بودن از
outwatch U بیشتر بیدار ماندن از
outwear U بیشتر دوام کردن
outliving U بیشتر دوام اوردن
I am over 50 years old. U من ۵۰ سال بیشتر دارم.
at full pelt U با شتاب هر چه بیشتر سراسیمه
mare U مادیان 4 ساله یا بیشتر
outwalk U بیشتر راه رفتن از
put someone's best foot forward <idiom> U بیشتر تلاش کردن
like nowhere else <adv.> U بیشتر از هر جای دیگر
overlive U بیشتر زنده بودن از
he makes most noise U او از همه بیشتر صدا یا
ahead U دارای امتیاز بیشتر
it consists mainly U بیشتر عبارت است از
outliving U بیشتر زنده بودن از
norther U بیشتر بطرف شمال
outstand U بیشتر تحمل کردن
outlives U بیشتر دوام اوردن
outlived U بیشتر دوام اوردن
more the merrier <idiom> U هرچی بیشتر بهتر
roundabout production U تولید با کارائی بیشتر
full drive U باشتاب هرچه بیشتر
extensive cultivation U کار وسرمایه بیشتر
as soon as possible U بزودی هرچه بیشتر
outbid U بیشتر توپ زدن از
outlast U بیشتر طول کشیدن از
outbidded U بیشتر توپ زدن از
outbidding U بیشتر توپ زدن از
outbids U بیشتر توپ زدن از
outlasted U بیشتر طول کشیدن از
outlasts U بیشتر طول کشیدن از
outvote U بیشتر رای بردن از
outvotes U بیشتر رای بردن از
outvoting U بیشتر رای بردن از
outlive U بیشتر دوام اوردن
outlive U بیشتر زنده بودن از
outlasting U بیشتر طول کشیدن از
read mostly memory U حافظه بیشتر خواندنی
mares U مادیان 4 ساله یا بیشتر
outvoted U بیشتر رای بردن از
at full speed U با تندی هر چه بیشتر بسرعتی هر چه تمامتر
multi- U در معنای زیاد یا بیشتر از یکی
full pelt U با شتاب هرچه بیشتر سراسیمه
overload U تقاضا بیشتر از توانایی وسیله
It tends to be blue . It is bluish. U بیشتر برنگ آبی می زند
transuranium U دارای عدداتمی بیشتر از اورانیم
It does more harm than good . U ضررش از نفعش بیشتر است
transuranic U دارای عدداتمی بیشتر از اورانیم
multi U در معنای زیاد یا بیشتر از یکی
semidouble U دارای گلبرگهای بیشتر از معمول
overloads U تقاضا بیشتر از توانایی وسیله
overloaded U تقاضا بیشتر از توانایی وسیله
overpoise U مهمتر بودن از بیشتر نفوذ داشتن از
operator U انتساب بیشتر از یک تابع به عملگرا مشخص .
Cut a little more off the top. یک کمی بیشتر بالا را کوتاه کنید.
operators U انتساب بیشتر از یک تابع به عملگرا مشخص .
half century U 05 امتیاز یا بیشتر توپزن درمسابقه کریکت
excess cover treaty U قرارداد پوشش بیمهای ضایعات بیشتر
queues U افزودن داده یا کار بیشتر به انتهای صف
follow up <idiom> U بهتر کردن کار با تلاش بیشتر
riot U تجمع سه نفر یا بیشتر جهت ایجاداغتشاش
rioted U تجمع سه نفر یا بیشتر جهت ایجاداغتشاش
ness on his part U این بیشتر بواسطه کمرویی است
rioting U تجمع سه نفر یا بیشتر جهت ایجاداغتشاش
More money is not the answer to this problem. U پول بیشتر حل این مسئله نیست.
riots U تجمع سه نفر یا بیشتر جهت ایجاداغتشاش
man up U بازی با یک نفر بیشتر از تعدادافراد حریف
to jackknife truck-trailers U تا شدن کامیون در جاده [بیشتر در تصادفات]
loved i nothonour more U اگر شرافت را بیشتر دوست نداشتم
Cut a little more off the back. یک کمی بیشتر عقب را کوتاه کنید.
i life that better U انرا بیشتر از همه دوست دارم
more frequently than ever <adv.> U نسبت به سابق خیلی بیشتر اوقات
peter penny U زکات سالیانه که بیشتر به پاپ میداند
supercharger U دستگاه هوا و سوخت رسانی بیشتر
century U 001 امتیاز یا بیشتر در یک بازی کریکت
centuries U 001 امتیاز یا بیشتر در یک بازی کریکت
compound parry U دفع شمشیر حریف با دو حرکت یا بیشتر
queue U افزودن داده یا کار بیشتر به انتهای صف
queueing U افزودن داده یا کار بیشتر به انتهای صف
composer U آهنگ ساز [بیشتر موسیقی کلاسیک]
queued U افزودن داده یا کار بیشتر به انتهای صف
early bird catches the worm <idiom> U هرکسی زودتر بیداربشود بیشتر بدست میآورد
outshoot U تعداد بیشتر و بهتر تیراندازی نسبت به حریف
ventre a terre U سراسیمه باشتاب هرچه بیشتر شکم بزمین
outpoint U سبقت گرفتن پوان یا نمره بیشتر اوردن از
supercharged U موتور دارای دستگاه رساننده هواوسوخت بیشتر
larceny petty U بیشتر دزدی مالی که کمتر از 11شیلینگ بهاداشت
like hell <idiom> U با تاثیر وانرژی بیشتر ،مغایر با حقیقت ،نه زیاد
have half a mind <idiom> U احساس وسوسه کردن بیشتر از تحمل نداشتن
as if to add insult to injury <idiom> U با بیشتر کردن زیان به وسیله تحقیر و مسخره
catch up U تحرک بیشتر برای جبران عقب ماندگی
gaze hound U تازی که بیشتر با چشم دنبال شکار می رود تا با بو
parlour maid U کلفتی که کتارش بیشتر درسفره خانه است
I would like tovisit ( see, meet ) you more often . U می خواهم باز هم بیشتر پیش شما بیایم
She is more culpable than the others. U او [زن] بیشتر از دیگران گناه کار [مقصر] است.
most significant digit U رقم سمت چپ عدد که ارزش بیشتر را در پایه دارد.
power play U وضع یک تیم نسبت به حریف بعلت عده بیشتر
most significant character U رقم سمت چپ عدد که ارزش بیشتر را در پایه دارد.
roundest U تقریب زدن یک عدد با یک مقدار دقت بیشتر یا کمتر
She is forty if a day . U چهل سال راشیرین دارد ( اگر بیشتر نباشد )
triplebogey U حساب سه ضربه بیشتر ازاستاندارد در هر بخش ازبازی گلف
round U تقریب زدن یک عدد با یک مقدار دقت بیشتر یا کمتر
materials that cannot be borrowed U اجناسی که قرض داده نمی شوند [بیشتر در کتابخانه]
pantalets U زیرشلواری یا نیم شلواری بلند که بیشتر زنها می پوشیدند
The worst wheel of the cart creaks most. <proverb> U بدترین چرخ گارى ,از همه بیشتر غرغر مى کند .
bois jourdian U نوعی سنگ مرمر که بیشتر درفرانسه یافت میشود
multi statement line U خط ی از برنامه کامپیوتری که حاوی بیشتر از یک دستور یا عبارت است
parliamentary train U قطار راه اهنی که میلی یک PENNY بیشتر از مسافرنمیگیرد
body U نوشتار و اندازه پیش فرض برای بیشتر متن ها
bodies U نوشتار و اندازه پیش فرض برای بیشتر متن ها
multi user system U سیستم کامپیوتری که در هر لحظه بیشتر از یک کاربر را پشتیبانی میکند
slugger U بوکسوری که بیشتر به قدرت خود اتکا دارد تا مهارت
mary maximus U ان مریم که از همنام های خود بیشتر سال دارد
multitudinist U کسیکه توده مردم را بیشتر ازافراد رعایت میکند
non-circulating materials U اجناسی که قرض داده نمی شوند [بیشتر در کتابخانه]
coroner U هر دو را داراست ولیکن جنبه قضایی ماموریتش بیشتر است
high goal polo U چوگان بین تیمهای دارنده 91امتیاز تعادلی یا بیشتر
coroners U هر دو را داراست ولیکن جنبه قضایی ماموریتش بیشتر است
fosse commune U [قبر معمولی در گورستان که هر هفت سال یا بیشتر استفاده می شود.]
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com