Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
limit load
U
بیشترین باری که ممکن است در حالتی بر یک جزء یا قطعه وارد شود
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
ultimate strength
U
حاصلضرب بیشترین بار ممکن
recognition
U
و تبدیل به حالتی که بتواند وارد کامپیوتر شود
tolerance
U
بیشترین اختلاف مجاز بین ابعاد واقعی و اسمی یک قطعه
fan
U
بیشترین تعداد ورودی ها که یک مدار یا قطعه میتواند با آن کار کند
tolerances
U
بیشترین اختلاف مجاز بین ابعاد واقعی و اسمی یک قطعه
fanned
U
بیشترین تعداد ورودی ها که یک مدار یا قطعه میتواند با آن کار کند
fanning
U
بیشترین تعداد ورودی ها که یک مدار یا قطعه میتواند با آن کار کند
fans
U
بیشترین تعداد ورودی ها که یک مدار یا قطعه میتواند با آن کار کند
recognition
U
و به حالتی تبدیل میکند که به تواند وارد کامپیوتر شود
fans
U
بیشترین تعداد ورودیهای که یک مداریا قطعه میتواند بدون محدود کردن نیرویش تحمل کند
fanned
U
بیشترین تعداد ورودیهای که یک مداریا قطعه میتواند بدون محدود کردن نیرویش تحمل کند
fan
U
بیشترین تعداد ورودیهای که یک مداریا قطعه میتواند بدون محدود کردن نیرویش تحمل کند
fanning
U
بیشترین تعداد ورودیهای که یک مداریا قطعه میتواند بدون محدود کردن نیرویش تحمل کند
tenancy in common
U
حالتی که جمعی با عناوین مختلف در اداره ملکی شرکت داشته باشند بدون ان که به وحدت مالکیت ان خللی وارد اید مدت اجاره
damage feasant
U
درCL حالتی را گویند که رمه یاگله کسی وارد ملک دیگری شده از طریق چریدن یاشکستن اشجار ایجاد خسارت نماید
modes
U
حالتی که در آن کامپیوتر به کاربران اجازه میدهد دستورات یا برنامه ها یا داده را وارد کنند و به سرعت پاسخ دریافت کنند
mode
U
حالتی که در آن کامپیوتر به کاربران اجازه میدهد دستورات یا برنامه ها یا داده را وارد کنند و به سرعت پاسخ دریافت کنند
surged
U
وسیله الککترونیکی که منبع تغذیه را از قطعه حساس قط ع میکند در صورتی که منبعی را تشخیص دهد که ممکن است باعث آسیب شود
surges
U
وسیله الککترونیکی که منبع تغذیه را از قطعه حساس قط ع میکند در صورتی که منبعی را تشخیص دهد که ممکن است باعث آسیب شود
surge
U
وسیله الککترونیکی که منبع تغذیه را از قطعه حساس قط ع میکند در صورتی که منبعی را تشخیص دهد که ممکن است باعث آسیب شود
crashing
U
خطای یک قطعه یا یک مشکل در برنامه در حین اجرا کار را متوقف میکند و استفاده بیشتر از سیستم را نا ممکن میکند
crashes
U
خطای یک قطعه یا یک مشکل در برنامه در حین اجرا کار را متوقف میکند و استفاده بیشتر از سیستم را نا ممکن میکند
crash
U
خطای یک قطعه یا یک مشکل در برنامه در حین اجرا کار را متوقف میکند و استفاده بیشتر از سیستم را نا ممکن میکند
crashed
U
خطای یک قطعه یا یک مشکل در برنامه در حین اجرا کار را متوقف میکند و استفاده بیشتر از سیستم را نا ممکن میکند
crashingly
U
خطای یک قطعه یا یک مشکل در برنامه در حین اجرا کار را متوقف میکند و استفاده بیشتر از سیستم را نا ممکن میکند
perpetuting testtimony
U
تاسیسی که به وسیله ان شهادتی که ممکن است بعدا" به ان استناد لازم شود و در عین حال ممکن است بعدا" ممکن الحصول نباشد حفظ میشود
tacit collusion
U
حالتی که قیمت کالاهای دو کمپانی رقیب دران واحد بالا رود حتی درحالتی که چنین تبانی یی عملا" صورت نگرفته باشددادگاه ممکن است با توجه به قرینه بالا رفتن قیمت اقدامات بازدارنده را با قائل شدن به وجود ان معمول دارد
segmentation
U
تقسیم بچند قسمت یا قطعه قطعه قطعه سازی
zero insertion force socket
[قطعه ای که ترمینال های اتصال متحرک دارد و امکان درج قطعه بدون اعمال نیرو دارد سپس اهرم کوچکی می چرخد تا با لبه های قطعه برخورد کند]
lobation
U
قطعه قطعه شدگی مقطع زائده اویخته
companion part
U
لنگه قطعه متقابل قطعه راهنما
wake up
U
کد وارد شدن در ترمینال راه دور برای بیان به کامپیوتر مرکزی که مقصد وارد شدن به آن محل را دارد
planar
U
روش تولید مدارهای مجتمع بار اعمال مواد شیمیایی به یک قطعه سیلیکن برای تولید قطعه متفاوت
fast
U
قطعه حافظه قدیمی که داده را ازمحل حافظه پیدا میکند و می خواند با دوعمل جداگانه این قطعه در خال حاضر با EDO جایگزین شده است
fasted
U
قطعه حافظه قدیمی که داده را ازمحل حافظه پیدا میکند و می خواند با دوعمل جداگانه این قطعه در خال حاضر با EDO جایگزین شده است
fastest
U
قطعه حافظه قدیمی که داده را ازمحل حافظه پیدا میکند و می خواند با دوعمل جداگانه این قطعه در خال حاضر با EDO جایگزین شده است
fasts
U
قطعه حافظه قدیمی که داده را ازمحل حافظه پیدا میکند و می خواند با دوعمل جداگانه این قطعه در خال حاضر با EDO جایگزین شده است
i had scarely arrived
U
تازه وارد شده بودم که هنوز وارد نشده بودم که ...
maximum
U
بیشترین
utmost
U
بیشترین
most
U
بیشترین
uttermost
U
بیشترین
highest price
U
بیشترین قیمت
peak demand
U
بیشترین تقاضا
maximum slope
U
بیشترین شیب
peak speed
U
بیشترین تندی
unloaded
U
بی باری
freighter
U
باری
unloads
U
بی باری
freighters
U
باری
utility
U
باری
idle runing
U
بی باری
idling
U
بی باری
empty load
U
بی باری
barye
U
باری
unload
U
بی باری
infertility
U
بی باری
sterility
U
بی باری
infecundity
U
بی باری
absolute address
U
بیشترین مقدار یا حد یک سیستم
machine address
U
بیشترین مقدار یا حد یک سیستم
superlatives
U
بیشترین درجه عالی
best profit output
U
محصول در بیشترین مقدارسود
make the most of
<idiom>
U
بیشترین سود را بردن
superlative
U
بیشترین درجه عالی
segment
U
قطعه قطعه کردن به بخشهای مختلف تقسیم کردن
dismantling shot
U
تیر قطعه قطعه کننده گلوله تخریب کننده
segments
U
قطعه قطعه کردن به بخشهای مختلف تقسیم کردن
inexpressiveness
U
بی حالتی
trimorph
U
سه حالتی
expressional
U
حالتی
two state
U
دو حالتی
trimorphous
U
سه حالتی
van
U
واگن باری
cargo liner
U
کشتی باری
cargo boat
U
کشتی باری
freight cars
U
واگن باری
idle current
U
جریان بی باری
freight car
U
واگن باری
freight train
U
قطار باری
freight trains
U
قطار باری
fourgon
U
واگون باری
idle frequency
U
فرکانس بی باری
scow
U
یدک کش باری
cargo ship
U
کشتی باری
rafts
U
قایق باری
raft
U
قایق باری
lighterage
U
قایق باری
no load current
U
جریان بی باری
motortruck
U
کامیون باری
fright car
U
واگن باری
vans
U
واگن باری
neutral position
U
وضعیت بی باری
railroad carriage
U
واگن باری
lorries
U
ماشین باری
praam
U
باری یاتوپدار
road transport vehicle
U
ماشین باری
dead weight tonnage
U
گنجایش باری
lighters
U
قایق باری
idle period
U
پریود بی باری
no load condition
U
حالت بی باری
no load switching
U
سوئیچینگ بی باری
idle time
U
زمان بی باری
lighter
U
قایق باری
no load voltage
U
ولتاژ بی باری
no load speed
U
سرعت بی باری
lorry
U
ماشین باری
idling cycle
U
سیکل بی باری
peaking
U
بیشترین مقدار متغیر یا سیگنال
peaks
U
بیشترین مقدار متغیر یا سیگنال
peak
U
بیشترین مقدار متغیر یا سیگنال
best profit point
U
نقطه بیشترین مقدار سود
degenerate
U
چند حالتی
two state variable
U
متغییر دو حالتی
degenerated
U
چند حالتی
degenerating
U
چند حالتی
state equation
U
معادله حالتی
multiphase
U
چند حالتی
degenerates
U
چند حالتی
two state jump
U
جهش دو حالتی
dichotomies
U
دو حالتی دورستگی
dichotomy
U
دو حالتی دورستگی
two state algebra
U
جبر دو حالتی
two state circuit
U
مدار دو حالتی
vans
U
واگن باری سرپوشیده
truckloads
U
به گنجایش یک ماشین باری
overload principle
U
اصل اضافه باری
lighter
U
کشتی باری کوچک
floating cargo
U
باری که دردریا است
idling current connection
U
اتصال جریان بی باری
idle current connection
U
اتصال جریان بی باری
truckload
U
به گنجایش یک ماشین باری
lorry
U
اتومبیل باری گاری
no load torque
U
گشتاور پیچشی بی باری
lift helicopter
U
هلی کوپتر باری
van
U
واگن باری سرپوشیده
perfunctory
U
باری بهر جهت
ideal no load d.c. voltage
U
ولتاژ "دی .سی " بی باری ایده ال
no load loss
U
تلف یا تلفات بی باری
autoloading
U
باری نیم خودکار
boxcar
U
یکنوع واگن باری
cargo master
U
نوعی هواپیمای باری
ideal no load voltage
U
ولتاژ بی باری ایده ال
lorries
U
اتومبیل باری گاری
sexual promiscuity
U
بی بند و باری جنسی
lighters
U
کشتی باری کوچک
promiscuity
U
بی بند و باری جنسی
ranges
U
مجموعه مقادیرممکن بین بیشترین حد و کمترین حد
available
U
بیشترین قدرت الکتریکی یا پردازش یک سیستم
make time
<idiom>
U
بیشترین مسافت را درکمترین وقت رفتن
peaks
U
زمانی که چیزی بیشترین حد استفاده را دارد
rated altitude
U
ارتفاعی که در ان موتورپیستونی بیشترین توان رادارد
column
U
چاپگری که بیشترین پهنای خط از حروف را دارد
ranged
U
مجموعه مقادیرممکن بین بیشترین حد و کمترین حد
columns
U
چاپگری که بیشترین پهنای خط از حروف را دارد
peaking
U
زمانی که چیزی بیشترین حد استفاده را دارد
range
U
مجموعه مقادیرممکن بین بیشترین حد و کمترین حد
peak
U
زمانی که چیزی بیشترین حد استفاده را دارد
fritters
U
قطعه قطعه کردن
fritter
U
قطعه قطعه کردن
fragmentation
U
قطعه قطعه شدن
segments
U
قطعه قطعه کردن
segment
U
قطعه قطعه کردن
fragment
U
قطعه قطعه کردن
mainland
U
قطعه اصلی قطعه
fragmenting
U
قطعه قطعه کردن
fragments
U
قطعه قطعه کردن
sectional
U
قطعه قطعه بخشی
armistise
U
متارکه جنگ عبارت است از توقف عملیات جنگی با موافقت طرفین محاربه اتش بس ممکن است کامل یعنی شامل کلیه عملیات جنگی و در جمیع میدانهای نبرد باشد و نیز ممکن است محلی یعنی فقط مربوط به قسمت معینی از میدان جنگ وبه مدت محدود باشد
degeneracy
U
چند حالتی بودن
impasse
U
حالتی که از ان رهایی نباشد
trigon
U
سه حالتی ستاره سه تایی
desperateness
U
حالتی که بیرون ازامیدباشد
to fall into
U
دچار
[حالتی]
شدن
strike an attitude
U
حالتی بخود گرفتن
to get into
U
دچار
[حالتی]
شدن
wannigan
U
سقف تراکتور یا ماشین باری
nosing
U
باری که چرخهای لوکوموتیومتحمل می شوند
freighters
U
کرایه کننده کشتی باری
freighter
U
کرایه کننده کشتی باری
galliot
U
کرجی باری یا ماهی گیری
to have
[or bear]
a maximum
[minimum]
load of something
U
حداکثر
[حداقل]
باری را پذیرفتن
floating cargo
U
باری که باکشتی حمل میشود
wanigan
U
سقف تراکتور یا ماشین باری
the supreme
U
خداوند متعال باری تعالی
span
U
مجموعه مقادیر مجاز بین بیشترین حد و کمترین حد
peaking
U
زمانی در روز که بیشترین توان استفاده میشود
peaks
U
زمانی در روز که بیشترین توان استفاده میشود
spanned
U
مجموعه مقادیر مجاز بین بیشترین حد و کمترین حد
capacity
U
بیشترین نرخ انتقال داده روی یک کانال
capacities
U
بیشترین نرخ انتقال داده روی یک کانال
spanning
U
مجموعه مقادیر مجاز بین بیشترین حد و کمترین حد
channels
U
بیشترین نرخ ارسال داده روی یک کانال
spans
U
مجموعه مقادیر مجاز بین بیشترین حد و کمترین حد
channel
U
بیشترین نرخ ارسال داده روی یک کانال
channelled
U
بیشترین نرخ ارسال داده روی یک کانال
peak
U
زمانی در روز که بیشترین توان استفاده میشود
channeling
U
بیشترین نرخ ارسال داده روی یک کانال
channeled
U
بیشترین نرخ ارسال داده روی یک کانال
demurred
U
در CL حالتی است که مدعی علیه
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com