English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
stump U بیخ وبن صدای افتادن چیزسنگین سقوط باصدای سنگین
stumped U بیخ وبن صدای افتادن چیزسنگین سقوط باصدای سنگین
stumping U بیخ وبن صدای افتادن چیزسنگین سقوط باصدای سنگین
stumps U بیخ وبن صدای افتادن چیزسنگین سقوط باصدای سنگین
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
flop U صدای چلپ باصدای تلپ افتادن
flopping U صدای چلپ باصدای تلپ افتادن
flopped U صدای چلپ باصدای تلپ افتادن
flops U صدای چلپ باصدای تلپ افتادن
pash U سقوط برف سنگین
plunges U سقوط سنگین فرو بردن
plunged U سقوط سنگین فرو بردن
plunge U سقوط سنگین فرو بردن
stump U قطع کردن سنگین افتادن
stumped U قطع کردن سنگین افتادن
stumping U قطع کردن سنگین افتادن
stumps U قطع کردن سنگین افتادن
tympany U مبالغه صدای سنگین
slam U صدای بستن دروامثال ان باصدای بلند دررا با شدت بهم زدن بهم کوفتن
slammed U صدای بستن دروامثال ان باصدای بلند دررا با شدت بهم زدن بهم کوفتن
slamming U صدای بستن دروامثال ان باصدای بلند دررا با شدت بهم زدن بهم کوفتن
slams U صدای بستن دروامثال ان باصدای بلند دررا با شدت بهم زدن بهم کوفتن
rumbles U صدای ریز و سنگین دراوردن غریدن
rumbled U صدای ریز و سنگین دراوردن غریدن
rumble U صدای ریز و سنگین دراوردن غریدن
weight U چیزسنگین
paradrag drop U سقوط ازاد از ارتفاع کم سقوط با چتر کمکی
plump U صدای تلپ تلپ محکم افتادن یا افکندن
plumpest U صدای تلپ تلپ محکم افتادن یا افکندن
to fall on ones knees U بیرون افتادن بلابه افتادن
honks U صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
honking U صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
honked U صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
honk U صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
acrophony U صدای حرف اول کلماتی که معرف خود ان کلمه باشدمانند صدای a درالف
pings U صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
voicing U وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
pinged U صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
voice U وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
pinging U صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
synthesizer U وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
synthesisers U وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
voices U وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
synthesizers U وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
ping U صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
contralto U زیرترین صدای مردانه بم ترین صدای زنانه
contraltos U زیرترین صدای مردانه بم ترین صدای زنانه
plops U باصدای تلپ
swishes U باصدای فش فش زدن
highs U باصدای بلند
swishing U باصدای فش فش زدن
louder U باصدای بلند
loud U باصدای بلند
highest U باصدای بلند
plopped U باصدای تلپ
high U باصدای بلند
plopping U باصدای تلپ
plop U باصدای تلپ
loudest U باصدای بلند
audibly U باصدای رسا
plunk U باصدای تلپ
aloud U باصدای بلند
boisterously U باصدای زیاد
swish U باصدای فش فش زدن
swished U باصدای فش فش زدن
phut U تق صدای ترکیدن بادکنک صدای گلوله
monophthong U صدای ساده وتنها صدای بسیط
chortling U صدای خرخرکردن صدای خرناس کردن
chortles U صدای خرخرکردن صدای خرناس کردن
chortled U صدای خرخرکردن صدای خرناس کردن
chortle U صدای خرخرکردن صدای خرناس کردن
to laugh boisterously U باصدای بلند خندیدن
flip flop U باصدای چلپ چلوپ
dirdum U توبیخ باصدای بلند
high U تند زیاد باصدای زیر
sound off U باصدای بلند صحبت کردن
harangue U باصدای بلند نطق کردن
harangued U باصدای بلند نطق کردن
harangues U باصدای بلند نطق کردن
rasps U باصدای سوهان گوش راازردن
rasping U باصدای سوهان گوش راازردن
gaff U باصدای بلندخندیدن قلابدار کردن
rasped U باصدای سوهان گوش راازردن
haranguing U باصدای بلند نطق کردن
whish U باصدای هیس حرکت کردن
rasp U باصدای سوهان گوش راازردن
highs U تند زیاد باصدای زیر
whiff U باصدای پف حرکت دادن وزیدن
highest U تند زیاد باصدای زیر
ululate U باصدای بلند ناله وزاری کردن
declamatory U مربوط به قرائت مطلبی باصدای بلند وغرا
to ring the curtain up or down U پرده نمایش را باصدای زنگ بالاوپائین بردن
skirl U صدای زیر صدای نی انبان
toll U طنین موزون باصدای ناقوس یا زنگ اعلام کردن
tolling U طنین موزون باصدای ناقوس یا زنگ اعلام کردن
tolls U طنین موزون باصدای ناقوس یا زنگ اعلام کردن
chute U سقوط
drops U سقوط
collapsing U سقوط
crashingly U سقوط
crashing U سقوط
collapses U سقوط
low dwon U سقوط
fall U سقوط
collapsed U سقوط
crashes U سقوط
downcome U سقوط
nosediving U سقوط
chutes U سقوط
prolapse U سقوط
nosedive U سقوط
prolapsus U سقوط
tailspin U سقوط
nosedived U سقوط
nosedives U سقوط
collapse U سقوط
come down U سقوط
downfall U سقوط
dropped U سقوط
crack-up U سقوط
drop U سقوط
crack up U سقوط
falling U سقوط
crash U سقوط
elapse U سقوط
crashed U سقوط
elapses U سقوط
dropping U سقوط
elapsing U سقوط
twangs U صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
twanging U صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
twang U صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
twanged U صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
Susurrus U صدای آرام و ملایم، مثل خش خش یا صدای آرام باد
fall velocity U سرعت سقوط
gastroptosis U سقوط معده
prolapse of the uterus U سقوط رحم
dropped U چکه سقوط
loss U گریز سقوط
lapse inconduct U سقوط در رفتاروکردار
dropping U چکه سقوط
dropped U افت سقوط
lapse vi U سقوط کردن
drop U چکه سقوط
stumbling block U سبب سقوط
drop U افت سقوط
arrests U جلوگیری از سقوط
drops U چکه سقوط
arrested U جلوگیری از سقوط
arrest U جلوگیری از سقوط
nosedives U سقوط کردن
drops U افت سقوط
dropping U افت سقوط
chutes U ریزش با سقوط
falling U سقوط کننده
abort U سقوط کردن
aborted U سقوط کردن
aborting U سقوط کردن
crash U سقوط کردن
crashed U سقوط کردن
aborts U سقوط کردن
termination of obligations U سقوط تعهدات
crashes U سقوط کردن
crashing U سقوط کردن
stumbling blocks U سبب سقوط
fall U سقوط کردن
free fall U سقوط ازاد
nosedive U سقوط کردن
wipe out U سقوط کردن
break down U سقوط ناگهانی
nosedived U سقوط کردن
nosediving U سقوط کردن
velocity of fall U سرعت سقوط
fall U افت سقوط
crashingly U سقوط کردن
tailspin U سقوط کردن
chute U ریزش با سقوط
chute U سقوط انحطاط
chutes U سقوط انحطاط
discharge of an obligation U سقوط تعهد
crash U سقوط کردن هواپیما
crash-land U سقوط کردن هواپیما
crashed U سقوط کردن هواپیما
crash-lands U سقوط کردن هواپیما
drop hammer U چکش سقوط ازاد
proctoptosis U سقوط روده راست
crash-landed U سقوط کردن هواپیما
crash-landing U سقوط کردن هواپیما
plumper U دروغ صرف سقوط
crashes U سقوط کردن هواپیما
free type parachute U چتر سقوط ازاد
crash land U سقوط کردن هواپیما
crashing U سقوط کردن هواپیما
crashingly U سقوط کردن هواپیما
prolapse of the uterus U درامدگی سیبک سقوط زهدان
lysis U سقوط وزوال تدریجی مرض
meteor shower U سقوط پیاپی شهابهای ثاقب
dropping U قطره سقوط کردن کم کنید
drops U قطره سقوط کردن کم کنید
skids U راه شکست مسیر سقوط
skidding U راه شکست مسیر سقوط
skidded U راه شکست مسیر سقوط
skid U راه شکست مسیر سقوط
dropped U قطره سقوط کردن کم کنید
debacle U سقوط ناگهانی حکومت و غیره
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com