Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 27 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
elf child
U
بچه عوضی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
mistook
U
عوضی گرفتن
belie
U
خیانت کردن به عوضی نشان دادن
belied
U
خیانت کردن به عوضی نشان دادن
belies
U
خیانت کردن به عوضی نشان دادن
belying
U
خیانت کردن به عوضی نشان دادن
lain
U
اختفاء در لباس عوضی
misnomer
U
نام عوضی
misnomers
U
نام عوضی
incog
U
پوشیده بانام عوضی
misdeal
U
برگ عوضی
misplace
U
درجای عوضی گذاشتن
misplacement
U
وضع چیزی در جای عوضی
paranomia
U
اشفتگی دماغی که نشانه ان عوضی نامیدن چیزها است
parostosis
U
پیدایش استحوان در جای عوضی
personate
U
در لباس عوضی رل نمایش را بازی کردن
substitutional
U
عوضی
substitvtionary
U
عوضی جای چیزدیگرگذاشته شده
to run riot
U
رد عوضی
wrongshipped
U
محمولهای که عوضی ارسال شده
mishear
U
عوضی شنیدن
misheard
U
عوضی شنیدن
mishearing
U
عوضی شنیدن
mishears
U
عوضی شنیدن
You gave me the wrong key .
U
کلیدی که به من دادی عوضی بود
I often confuse the twin brothers .
U
من این دوقلوها رااغلب باهم عوضی می گیرم
She mistook me for somebody else .
U
مرا با یکی دیگر عوضی گرفت
Partial phrase not found.
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com