Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 175 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
palooka
U
بوکسور بی استعداد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
white hope
U
بوکسور سفیدپوست درمقابل بوکسور سیاه پوست
fighter
U
بوکسور
boxer
U
بوکسور
pugilist
U
بوکسور
fighters
U
بوکسور
pug
U
بوکسور
pugs
U
بوکسور
second
U
مددکار بوکسور
seconded
U
مددکار بوکسور
seconding
U
مددکار بوکسور
gladiator
U
بوکسور حرفهای
gladiators
U
بوکسور حرفهای
seconds
U
مددکار بوکسور
prizefighter
U
بوکسور حرفهای
handler
U
مددکار بوکسور
handlers
U
مددکار بوکسور
southpaw
U
بوکسور چپ دست
club fighter
U
بوکسور باشگاهی
prize-fighter
U
بوکسور مشتزن
average strength
U
استعداد پرسنلی متوسط میانگین استعداد پرسنلی
catcher
U
بوکسور ناشی کتک خور
edward j. neil award
U
جایزه بوکسور ممتاز سال
handles
U
اداره کردن بازی مددکاری بوکسور
handle
U
اداره کردن بازی مددکاری بوکسور
break
U
جداکردن دو بوکسور ازیورتمه به چهارنعل حرکت از دروازه شروع اسبدوانی
breaks
U
جداکردن دو بوکسور ازیورتمه به چهارنعل حرکت از دروازه شروع اسبدوانی
capacity
U
استعداد
unintelligent
U
بی استعداد
capacities
U
استعداد
predispostion
U
استعداد
geniuses
U
استعداد
genius
U
استعداد
aptness
U
استعداد
brilliance
U
استعداد
verve
U
استعداد
potentiality
U
استعداد
endowments
U
استعداد
endowment
U
استعداد
potentialities
U
استعداد
liability to disease
U
استعداد
cabiler
U
استعداد
talent
U
استعداد
talented
U
استعداد
talents
U
استعداد
amplitude
U
استعداد
inapt
U
بی استعداد
parted
U
با استعداد
gormless
U
کم استعداد
gifted
U
با استعداد
turns
U
استعداد
turn
U
استعداد
susceptibility
U
استعداد
aptitude
U
استعداد
aptitudes
U
استعداد
susceptivity
U
استعداد
property
U
استعداد
ungifted
U
بی استعداد
capability
U
استعداد
talentless
U
بی استعداد
ingenuity
U
استعداد
simpleminded
U
کم استعداد
caliber
U
گنجایش استعداد
reproductivity
U
استعداد هم اوری
reproductivity
U
استعداد تولید
authorized strength
U
استعداد مجاز
war strenght
U
استعداد جنگی
artistic aptitude
U
استعداد هنری
scholastic aptitude
U
استعداد تحصیلی
academic aptitude
U
استعداد تحصیلی
child prodigy
U
بچهبا استعداد
indisposedness
U
عدم استعداد
mechanical aptitude
U
استعداد فنی
occupational aptitude
U
استعداد شغلی
resistibility
U
استعداد مقاومت
frost susceptibility
U
استعداد یخزدگی
sconce
U
جمجمه استعداد
risible faculty
U
استعداد خنده
end strength
U
استعداد نهایی
command strength
U
استعداد یکان
imitativeness
U
استعداد تقلید
strength
U
استعداد رزمی
cleverness
U
هوشیاری استعداد
shifted
U
نوبتی استعداد
cleverest
U
باهوش با استعداد
art
U
استعداد استادی
arts
U
استعداد استادی
capacities
U
گنجایش استعداد
aptitude tests
U
ازمون استعداد
liabilities
U
بدهکاری استعداد
artistry
U
استعداد هنرپیشگی
liability
U
بدهکاری استعداد
capability
U
استعداد پیشرفت
capacities
U
استعداد مقام
cleverer
U
باهوش با استعداد
indisposition
U
عدم استعداد
division slice
U
استعداد لشگری
capable
U
با استعداد صلاحیتدار
aptitude test
U
ازمون استعداد
shift
U
نوبتی استعداد
shifts
U
نوبتی استعداد
capacity
U
گنجایش استعداد
tendencies
U
توجه استعداد
tendency
U
توجه استعداد
strengths
U
استعداد رزمی
capacity
U
استعداد مقام
indispositions
U
عدم استعداد
clever
U
باهوش با استعداد
flair
U
استعداد خصیصه
level of strength
U
سطح استعداد رزمی
peak strenght
U
حداکثر استعداد مجاز
physical aptitude test
U
ازمون استعداد جسمانی
knack
U
صدای شلاق استعداد
gifted
U
موید شخص با استعداد
vocational aptitude test
U
ازمون استعداد شغلی
the talnet of the country
U
مردم با استعداد کشور
scholastic aptitude test
U
ازمون استعداد تحصیلی
reduced strenght
U
حداقل استعداد جنگی
potentialize
U
دارای استعداد کردن
able
با استعداد صلاحیت دار
manpower cieling
U
سطح استعداد پرسنل
gift
U
استعداد پیشکش کردن
effective strength
U
استعداد رزمی موثر
allotropy
U
استعداد تغییر و تبدیل
versatile
U
دارای استعداد و ذوق
potentially
U
با داشتن استعداد نهانی
attack size
U
استعداد وسایل درگیر در تک
talent for musics
U
استعداد یا ذوق موسیقی
naturals
U
مسلم استعداد ذاتی
differential aptitude tests
U
ازمونهای تشخیص استعداد دی ا تی
gifts
U
استعداد پیشکش کردن
natural
U
مسلم استعداد ذاتی
gift
U
دارای استعداد کردن
fabllibility
U
استعداد خطا کردن
level of strength
U
میزان استعداد رزمی
accountable strength
U
استعداد قابل محاسبه
habiliment
U
جامه استعداد فکری
accountable strength
استعداد قابل توجه
gifts
U
دارای استعداد کردن
flatlander
U
موج سوار کم استعداد
peace time complement
U
استعداد مجاز زمان صلح
potential
U
دارای استعداد نهانی پتانسیل
battle bill
U
فهرست استعداد رزمی ناو
potentialities
U
عاملیت بالفعل استعداد نهانی
Iranians have a gift of tongues.
U
ایرانیها استعداد زبان دارند
faculty
U
استادان دانشکده یا دانشگاه استعداد
faculties
U
استادان دانشکده یا دانشگاه استعداد
potentiality
U
عاملیت بالفعل استعداد نهانی
self rating
U
تعیین میزان استعداد خود
strengths
U
قدرت رزمی استعداد نفری
personnel ceiling
U
سقف استعداد مجاز پرسنلی
edacity
U
استعداد خوردن شکم پرستی
means end capacity
U
استعداد درک وسیله- هدف
rhymester
U
شاعربی استعداد وکم مایه
strength
U
قدرت رزمی استعداد نفری
seashore musical ability tests
آزمون های استعداد موسیقی سیشور
peace time establishment
U
جدول استعداد مجاز زمان صلح
minnesota clerical aptitude test
U
ازمون استعداد امور دفتری مینه سوتا
green thumb
U
استعداد و قدرت فوق العاده درپروراندن گیاهان
authorized strength of theater
U
استعداد مجاز صحنه عملیات از نظر پرسنلی
one's light s
U
نهایت کوشش را در حدودتوانایی یا استعداد خود بعمل اوردن
rimester
U
قافیه ساز شاعر بی استعداد وکم مایه شاعرک
it is insusceptible of change
U
اماده برای تغییر نسبت استعداد دگرگونی ندارد
manning level
U
درصد پرسنل موجود ناو سطح استعداد پرسنلی وسیله
zeroed out
U
ازرده خارج شدن یکان رسیدن استعداد رزمی یکان به صفر
telegenic
U
دارای استعداد شرکت دربرنامههای تلویزیونی مناسب برای برنامه تلویزیونی
tryout
U
ازمون برای گزیدن نامزدمسابقات یانمایش وغیره ازمایش درجه استعداد ازمایش
complementing
U
استعداد کامل سازمانی پرسنل سازمانی ناو
complemented
U
استعداد کامل سازمانی پرسنل سازمانی ناو
complement
U
استعداد کامل سازمانی پرسنل سازمانی ناو
complements
U
استعداد کامل سازمانی پرسنل سازمانی ناو
reduction coefficient
U
ضریب کاهش استعداد ضریب دیدبانی
insusceptibility
U
عدم استعداد عدم تاثر
combat power
U
نیروی رزمی استعداد رزمی
attached strength
U
استعداد نیروی زیر امر نیروی زیر امر
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com