English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (32 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
semaphore U بوسیله پرچم مخابره کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
semaphore U مخابره بوسیله پرچم
wigwag U ارتباط یا مخابره بوسیله پرچم
flag U پرچم مخابره
flag hoist U مخابره با پرچم
flags U پرچم مخابره
semaphore U مخابره با پرچم دستی
flag semaphore U سیستم مخابره با پرچم سیستم علایم پرچم
semaphore U دستگاه مخابره به وسیله پرچم دستگاه علامت ده
heliograph U گراورسازی بانور افتاب دستگاه عکسبرداری از افتاب مخابره بوسیله نور خورشید
flag U پرچم دار کردن پرچم زدن به
flags U پرچم دار کردن پرچم زدن به
analog transmission U انتقال یا مخابره قیاسی مخابره انالوگ
serial transmission U مخابره سری مخابره نوبتی
agent authentication U معرفی قسمت مخابره کننده اعلام معرف مخابره کننده
dispateh U مخابره کردن
signalled U مخابره کردن
signaled U مخابره کردن
transmission U مخابره کردن
transmissions U مخابره کردن
squawk U مخابره کردن
squawked U مخابره کردن
squawks U مخابره کردن
wires U مخابره کردن
communicating U مخابره کردن
wire U مخابره کردن
signal U مخابره کردن
service message U پیام ازمایش خط مخابره پیام مخصوص شروع مخابره
despatching U مخابره کردن ارسال
despatched U مخابره کردن ارسال
radio U با بی سیم مخابره کردن
dispatch U مخابره کردن ارسال
despatches U مخابره کردن ارسال
radios U با بی سیم مخابره کردن
retransmit U دوباره مخابره کردن
dispatched U مخابره کردن ارسال
dispatches U مخابره کردن ارسال
radioed U با بی سیم مخابره کردن
radioing U با بی سیم مخابره کردن
signalled U مخابره کردن علامت دادن
signal U مخابره کردن علامت دادن
signaled U مخابره کردن علامت دادن
field colors U پرچم رزمی پرچم یکانی
halyard U ریسمان پرچم طناب پرچم
color salute U سلام پرچم احترام به پرچم
wirelesses U بابی سیم تلگراف مخابره کردن
wireless U بابی سیم تلگراف مخابره کردن
communicate U مخابره کردن ارتباط حاصل کردن
despatched U ارسال کردن حمل مخابره کردن
dispatches U ارسال کردن حمل مخابره کردن
dispatch U ارسال کردن حمل مخابره کردن
dispatched U ارسال کردن حمل مخابره کردن
despatches U ارسال کردن حمل مخابره کردن
despatching U ارسال کردن حمل مخابره کردن
communicated U مخابره کردن ارتباط حاصل کردن
communicates U مخابره کردن ارتباط حاصل کردن
osmose U نفوذ کردن در بوسیله تراوش تجزیه کردن بوسیله نفوذ تجزیه کردن
air bunting U خشک کردن پرچم با هوا
to scrape down U تراشیدن وکوچک کردن بوسیله کشیدن پابرزمین سخن کسیراپایمال کردن
lyophilization U خشک کردن چیزی بوسیله منجمد کردن ان در لوله هی خالی از هوا
ratten U بوسیله دزدیدن یا خراب کردن افزارش اذیت کردن
quick count U کوتاه کردن علامتهای قراردادی بوسیله مهاجم میانی در خط تجمع بمنظورغافلگیر کردن تیم مدافع
wipe U خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
wiping U خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
wipes U خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
wiped U خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
baptising U بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptised U بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptises U بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptize U بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptized U بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptizes U بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptizing U بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
chafe U بوسیله اصطکاک گرم کردن
chafing U بوسیله اصطکاک گرم کردن
step down U کم کردن ولتاژجریان بوسیله ترانسفورماتور
instantiate U معرفی کردن بوسیله کنسرت
shields U بوسیله سپر حفظ کردن
chafes U بوسیله اصطکاک گرم کردن
shield U بوسیله سپر حفظ کردن
electrotype U بوسیله برق چاپ کردن
latch U بوسیله کلون محکم کردن
latches U بوسیله کلون محکم کردن
wet down U بوسیله اب پاشی خیس کردن
hyphenate U بوسیله خط دارای فاصله کردن
policed U بوسیله پلیس اداره وکنترل کردن
vectorial U شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
police U بوسیله پلیس اداره وکنترل کردن
polices U بوسیله پلیس اداره وکنترل کردن
electrolyze U تجزیه کردن بوسیله جریان برق
gravitating U بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
gravitates U بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
to proclaim meetings U بوسیله اگهی اجتماعات راقدغن کردن
gravitated U بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
roentgenize U بوسیله اشعه مجهول معالجه کردن
gravitate U بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
whet U عمل تیز کردن بوسیله مالش
vector U شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
vectors U شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
postcards U بوسیله کارت پستال مکاتبه کردن
thermostat U :بوسیله الت تعدیل گرماکنترل کردن
thermostats U :بوسیله الت تعدیل گرماکنترل کردن
to file a petition U بوسیله درخواست نامه تقاظا کردن
to shield U بوسیله سپر [پوشش] حفظ کردن
latensify U بوسیله مواد شیمیایی تقویت کردن
faradize U بوسیله القای برق معالجه کردن
postcard U بوسیله کارت پستال مکاتبه کردن
photoengrave U بوسیله عکاسی گراور سازی کردن
percutaneous perspiration U عرق کردن بوسیله پوست تعرق جلدی
to file an application to somebody U از کسی بوسیله درخواست نامه تقاظا کردن
labiovelar U تلفظ شده بوسیله گرد کردن لبها
psychanalyze U بوسیله تجزیه وتحلیل روانی معالجه کردن
talk out U بوسیله بحث شفاهی موضوعی را روشن کردن
scalded cream U سر شیری که بوسیله گرم کردن شیر بگیرند
seam U درز دادن بوسیله درزگیری بهم متصل کردن
seams U درز دادن بوسیله درزگیری بهم متصل کردن
pyrogravure U نقشهای که بوسیله داغ کردن چوب روی ان می اندازند
lixiviate U تجزیه کردن بوسیله شستشو باقلیا یا ماده حلالی
maieutics U فن زنده کردن فکر نهایی شخص بوسیله پرسش وپاسخ
barff's precess U حفافت اهن در مقابل زنگ زدن بوسیله اکسیده کردن
guiden U پرچم یکان پرچم نماینده یکان
manual U عمل وارد کردن داده به کامپیوتر توسط اپراتور بوسیله صفحه کلید
lifemanship U متشخص وبرجسته شدن یاتظاهر به تشخص کردن بوسیله تحت تاثیر گذاردن دیگران
sifting U روشی از مرتی کردن داخلی که بوسیله ان رکوردهاحرکت داده می شوند تا ورودرکوردهای دیگر را مجازسازند
to walk the chalk U بوسیله درست راه رفتن ازمیان خطهای گچ کشیده هوشیاری خود را ثابت کردن
message U مخابره
messages U مخابره
despatch U مخابره
message line U خط مخابره
transmissions U مخابره
traffick U مخابره
communication U مخابره
trafficked U مخابره
traffics U مخابره
traffic U مخابره
trafficking U مخابره
transmission U مخابره
telegraphed U مخابره تلگرافی
visual communication U مخابره بصری
telegraph U مخابره تلگرافی
data transmission U مخابره داده
data communication U مخابره داده ها
retransmission U مخابره مجدد
digital transmission U مخابره دیجیتال
telegraphing U مخابره تلگرافی
signal bridge U پل مخابره ناو
satellite communications U مخابره ماهوارهای
data transmission U مخابره داده ها
telegraphs U مخابره تلگرافی
duplex transmission U مخابره دو رشتهای
wirable U قابل مخابره
parallel transmission U مخابره موازی
synchronous transmission U مخابره همزمان
serial tranmission U مخابره نوبتی
transmittal U ارسال مخابره
polar transmission U مخابره قطبی
simplex transmission U مخابره ساده
end of transmission U انتهای مخابره
telegrams U مخابره تلگرافی
asynchronous transmission U مخابره ناهمگام
telegraphic message U مخابره تلگرافی
asynchronous transmission U مخابره غیرهمزمان
syncheronous communications U مخابره همزمان
telegram U مخابره تلگرافی
synchronous transmission U مخابره همگام
transmission error U خطای مخابره
analog transmission U مخابره قیاسی
transmissions U مخابره مخابرات
boat call U مخابره با قایق
duplex transmission U مخابره دورشتهای
transmittancy U ارسال مخابره
transmittance U ارسال مخابره
transmission U مخابره مخابرات
transmission security U تامین مخابره
transmission rate U سرعت مخابره
transmission rate U نرخ مخابره
neutral transmission U مخابره خنثی
radiotelegram U مخابره تلگراف بیسیم
transmitted data U دادههای مخابره شده
aerogram U مخابره با تلگراف بی سیم
half duplex transmission U مخابره دو نیم رشتهای
start stop transmission U مخابره قطع و وصلی
jam U مانع مخابره شدن
jammed U مانع مخابره شدن
end of transmission block U انتهای بلاک مخابره
helio U ایینه مخابره پیام
radiograms U مخابره پیام با بی سیم
etb U انتهای بلاک مخابره
multiplex U تسهیم مخابره ترکیبی
radiogram U مخابره پیام با بی سیم
jams U مانع مخابره شدن
toll calls U مخابره تلفنی خارج شهری
intercoms U دستگاه مخابره داخل ساختمان
toll call U مخابره تلفنی خارج شهری
blinker yardarm U چراغ مخابره دکل کشتی
alphabet code flag U پرده مخابره حروف یا اعداد
squawk box U دستگاه مخابره داخلی ناو
heliographic U مربوط به مخابره تلگراف افتابی
intercom U دستگاه مخابره داخل ساختمان
bouse U بوسیله طناب وقرقره کشیدن بزور باطناب کشیدن میگساری کردن
garrote U اسباب ادم خفه کنی راهزنی بوسیله خفه کردن مردم
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com