Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (20 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
semaphore
U
بوسیله پرچم مخابره کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
semaphore
U
مخابره بوسیله پرچم
wigwag
U
ارتباط یا مخابره بوسیله پرچم
flag
U
پرچم مخابره
flags
U
پرچم مخابره
flag hoist
U
مخابره با پرچم
semaphore
U
مخابره با پرچم دستی
flag semaphore
U
سیستم مخابره با پرچم سیستم علایم پرچم
semaphore
U
دستگاه مخابره به وسیله پرچم دستگاه علامت ده
heliograph
U
گراورسازی بانور افتاب دستگاه عکسبرداری از افتاب مخابره بوسیله نور خورشید
flag
U
پرچم دار کردن پرچم زدن به
flags
U
پرچم دار کردن پرچم زدن به
analog transmission
U
انتقال یا مخابره قیاسی مخابره انالوگ
serial transmission
U
مخابره سری مخابره نوبتی
agent authentication
U
معرفی قسمت مخابره کننده اعلام معرف مخابره کننده
signaled
U
مخابره کردن
signal
U
مخابره کردن
squawked
U
مخابره کردن
squawk
U
مخابره کردن
wires
U
مخابره کردن
signalled
U
مخابره کردن
wire
U
مخابره کردن
transmissions
U
مخابره کردن
squawks
U
مخابره کردن
communicating
U
مخابره کردن
dispateh
U
مخابره کردن
transmission
U
مخابره کردن
service message
U
پیام ازمایش خط مخابره پیام مخصوص شروع مخابره
dispatches
U
مخابره کردن ارسال
radioing
U
با بی سیم مخابره کردن
radios
U
با بی سیم مخابره کردن
despatches
U
مخابره کردن ارسال
despatching
U
مخابره کردن ارسال
radioed
U
با بی سیم مخابره کردن
radio
U
با بی سیم مخابره کردن
dispatch
U
مخابره کردن ارسال
retransmit
U
دوباره مخابره کردن
dispatched
U
مخابره کردن ارسال
despatched
U
مخابره کردن ارسال
signalled
U
مخابره کردن علامت دادن
signal
U
مخابره کردن علامت دادن
signaled
U
مخابره کردن علامت دادن
field colors
U
پرچم رزمی پرچم یکانی
halyard
U
ریسمان پرچم طناب پرچم
color salute
U
سلام پرچم احترام به پرچم
wirelesses
U
بابی سیم تلگراف مخابره کردن
wireless
U
بابی سیم تلگراف مخابره کردن
communicates
U
مخابره کردن ارتباط حاصل کردن
despatched
U
ارسال کردن حمل مخابره کردن
dispatches
U
ارسال کردن حمل مخابره کردن
dispatch
U
ارسال کردن حمل مخابره کردن
dispatched
U
ارسال کردن حمل مخابره کردن
despatches
U
ارسال کردن حمل مخابره کردن
despatching
U
ارسال کردن حمل مخابره کردن
communicate
U
مخابره کردن ارتباط حاصل کردن
communicated
U
مخابره کردن ارتباط حاصل کردن
osmose
U
نفوذ کردن در بوسیله تراوش تجزیه کردن بوسیله نفوذ تجزیه کردن
air bunting
U
خشک کردن پرچم با هوا
lyophilization
U
خشک کردن چیزی بوسیله منجمد کردن ان در لوله هی خالی از هوا
to scrape down
U
تراشیدن وکوچک کردن بوسیله کشیدن پابرزمین سخن کسیراپایمال کردن
ratten
U
بوسیله دزدیدن یا خراب کردن افزارش اذیت کردن
quick count
U
کوتاه کردن علامتهای قراردادی بوسیله مهاجم میانی در خط تجمع بمنظورغافلگیر کردن تیم مدافع
wipes
U
خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
wipe
U
خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
wiping
U
خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
wiped
U
خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
baptizes
U
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptized
U
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptize
U
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptizing
U
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptised
U
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptising
U
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptises
U
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
step down
U
کم کردن ولتاژجریان بوسیله ترانسفورماتور
shields
U
بوسیله سپر حفظ کردن
latch
U
بوسیله کلون محکم کردن
hyphenate
U
بوسیله خط دارای فاصله کردن
wet down
U
بوسیله اب پاشی خیس کردن
shield
U
بوسیله سپر حفظ کردن
instantiate
U
معرفی کردن بوسیله کنسرت
chafes
U
بوسیله اصطکاک گرم کردن
electrotype
U
بوسیله برق چاپ کردن
chafe
U
بوسیله اصطکاک گرم کردن
latches
U
بوسیله کلون محکم کردن
chafing
U
بوسیله اصطکاک گرم کردن
roentgenize
U
بوسیله اشعه مجهول معالجه کردن
postcards
U
بوسیله کارت پستال مکاتبه کردن
police
U
بوسیله پلیس اداره وکنترل کردن
whet
U
عمل تیز کردن بوسیله مالش
polices
U
بوسیله پلیس اداره وکنترل کردن
policed
U
بوسیله پلیس اداره وکنترل کردن
latensify
U
بوسیله مواد شیمیایی تقویت کردن
to file a petition
U
بوسیله درخواست نامه تقاظا کردن
postcard
U
بوسیله کارت پستال مکاتبه کردن
gravitate
U
بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
gravitated
U
بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
to shield
U
بوسیله سپر
[پوشش]
حفظ کردن
thermostat
U
:بوسیله الت تعدیل گرماکنترل کردن
gravitates
U
بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
gravitating
U
بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
thermostats
U
:بوسیله الت تعدیل گرماکنترل کردن
vectors
U
شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
vectorial
U
شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
photoengrave
U
بوسیله عکاسی گراور سازی کردن
electrolyze
U
تجزیه کردن بوسیله جریان برق
vector
U
شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
to proclaim meetings
U
بوسیله اگهی اجتماعات راقدغن کردن
faradize
U
بوسیله القای برق معالجه کردن
percutaneous perspiration
U
عرق کردن بوسیله پوست تعرق جلدی
labiovelar
U
تلفظ شده بوسیله گرد کردن لبها
to file an application to somebody
U
از کسی بوسیله درخواست نامه تقاظا کردن
psychanalyze
U
بوسیله تجزیه وتحلیل روانی معالجه کردن
talk out
U
بوسیله بحث شفاهی موضوعی را روشن کردن
scalded cream
U
سر شیری که بوسیله گرم کردن شیر بگیرند
seam
U
درز دادن بوسیله درزگیری بهم متصل کردن
seams
U
درز دادن بوسیله درزگیری بهم متصل کردن
pyrogravure
U
نقشهای که بوسیله داغ کردن چوب روی ان می اندازند
lixiviate
U
تجزیه کردن بوسیله شستشو باقلیا یا ماده حلالی
maieutics
U
فن زنده کردن فکر نهایی شخص بوسیله پرسش وپاسخ
barff's precess
U
حفافت اهن در مقابل زنگ زدن بوسیله اکسیده کردن
guiden
U
پرچم یکان پرچم نماینده یکان
manual
U
عمل وارد کردن داده به کامپیوتر توسط اپراتور بوسیله صفحه کلید
to walk the chalk
U
بوسیله درست راه رفتن ازمیان خطهای گچ کشیده هوشیاری خود را ثابت کردن
sifting
U
روشی از مرتی کردن داخلی که بوسیله ان رکوردهاحرکت داده می شوند تا ورودرکوردهای دیگر را مجازسازند
lifemanship
U
متشخص وبرجسته شدن یاتظاهر به تشخص کردن بوسیله تحت تاثیر گذاردن دیگران
communication
U
مخابره
traffic
U
مخابره
messages
U
مخابره
message line
U
خط مخابره
traffics
U
مخابره
transmissions
U
مخابره
trafficked
U
مخابره
transmission
U
مخابره
message
U
مخابره
despatch
U
مخابره
traffick
U
مخابره
trafficking
U
مخابره
telegraph
U
مخابره تلگرافی
boat call
U
مخابره با قایق
simplex transmission
U
مخابره ساده
visual communication
U
مخابره بصری
transmittance
U
ارسال مخابره
telegraphs
U
مخابره تلگرافی
asynchronous transmission
U
مخابره ناهمگام
neutral transmission
U
مخابره خنثی
transmission rate
U
سرعت مخابره
satellite communications
U
مخابره ماهوارهای
serial tranmission
U
مخابره نوبتی
synchronous transmission
U
مخابره همزمان
transmittal
U
ارسال مخابره
polar transmission
U
مخابره قطبی
telegraphed
U
مخابره تلگرافی
transmission rate
U
نرخ مخابره
transmittancy
U
ارسال مخابره
wirable
U
قابل مخابره
synchronous transmission
U
مخابره همگام
transmission security
U
تامین مخابره
syncheronous communications
U
مخابره همزمان
transmission error
U
خطای مخابره
telegram
U
مخابره تلگرافی
end of transmission
U
انتهای مخابره
parallel transmission
U
مخابره موازی
duplex transmission
U
مخابره دورشتهای
transmission
U
مخابره مخابرات
retransmission
U
مخابره مجدد
signal bridge
U
پل مخابره ناو
transmissions
U
مخابره مخابرات
digital transmission
U
مخابره دیجیتال
data transmission
U
مخابره داده ها
data communication
U
مخابره داده ها
data transmission
U
مخابره داده
duplex transmission
U
مخابره دو رشتهای
asynchronous transmission
U
مخابره غیرهمزمان
telegraphic message
U
مخابره تلگرافی
analog transmission
U
مخابره قیاسی
telegrams
U
مخابره تلگرافی
telegraphing
U
مخابره تلگرافی
end of transmission block
U
انتهای بلاک مخابره
multiplex
U
تسهیم مخابره ترکیبی
transmitted data
U
دادههای مخابره شده
helio
U
ایینه مخابره پیام
start stop transmission
U
مخابره قطع و وصلی
aerogram
U
مخابره با تلگراف بی سیم
radiotelegram
U
مخابره تلگراف بیسیم
etb
U
انتهای بلاک مخابره
jams
U
مانع مخابره شدن
radiogram
U
مخابره پیام با بی سیم
half duplex transmission
U
مخابره دو نیم رشتهای
radiograms
U
مخابره پیام با بی سیم
jammed
U
مانع مخابره شدن
jam
U
مانع مخابره شدن
intercom
U
دستگاه مخابره داخل ساختمان
toll call
U
مخابره تلفنی خارج شهری
blinker yardarm
U
چراغ مخابره دکل کشتی
squawk box
U
دستگاه مخابره داخلی ناو
intercoms
U
دستگاه مخابره داخل ساختمان
heliographic
U
مربوط به مخابره تلگراف افتابی
toll calls
U
مخابره تلفنی خارج شهری
alphabet code flag
U
پرده مخابره حروف یا اعداد
garrote
U
اسباب ادم خفه کنی راهزنی بوسیله خفه کردن مردم
garotte
U
اسباب ادم خفه کنی راهزنی بوسیله خفه کردن مردم
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com