Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (34 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
photoengrave
U
بوسیله عکاسی گراور سازی کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
photoengraving
U
گراور سازی بوسیله عکاسی
photogravure
U
گراور سازی از روی شیشه عکاسی
imagery
U
شبیه سازی عکاسی کردن
stylography
U
گراور سازی
steel engraving
U
گراور سازی با فولاد
dry point
U
گراور سازی با سیاه قلم
stylet
U
قلم گراور سازی وحکاکی
line engraving
U
گراور سازی با خطوط کوتاه وبلند
tusche
U
جوهر چاپ مخصوص طراحی و گراور سازی
phototostat
U
رونوشت برداری بوسیله عکاسی دستگاه عکسبرداری ازاسناد رونوشت تهیه کردن
photomap
U
نقشه برداری بوسیله عکاسی
photocopying
U
رونوشت برداری بوسیله عکاسی
photocopies
U
رونوشت برداری بوسیله عکاسی
photocopy
U
رونوشت برداری بوسیله عکاسی
platinotype
U
عکاسی بوسیله املاح پلاتین
photocopied
U
رونوشت برداری بوسیله عکاسی
latensification
U
تقویت عکس فاهر شده عکاسی بوسیله مواد شیمیایی
imagery sortie
U
پرواز مخصوص عکاسی هواپیمای عکاسی ماموریت عکاسی هوایی
wood engraving
U
گراور سازی روی چوب باسمه کاری با چوب
zincography
U
گراور سازی روی فلز روی قلمزنی روی
superscribe
U
روی صفحهای گراور کردن
engraved
U
گراور کردن نشاندن جایگیر ساختن
engrave
U
گراور کردن نشاندن جایگیر ساختن
engraves
U
گراور کردن نشاندن جایگیر ساختن
mekeready
U
تهیه واماده کردن فرم وصفحه و گراور
spectrozonal photography
U
عکاسی از اشیاء منتخب عکاسی از اشیای مخصوص
continuous strip imagery
U
عکاسی متوالی از یک نوارزمین عکاسی مداوم از یک نوار
insculp
U
حکاکی کردن گراور کردن
to print out
U
چاپ کردن در عکاسی
engraving
U
گراور
gravure
U
گراور
engravings
U
گراور
line engraving
U
گراور مخطط
trimetrogon
U
عکاسی هوایی با استفاده ازسه بعد یا صفحه سه بعدی عکاسی سه بعدی هوایی
rotogravure
U
تهیه گراور غلتکی
country cover diagram
U
دیاگرام نشان دهنده اجرای عکاسی هوایی در هر کشور دیاگرام پوشش عکاسی هوایی در سطح کشور
osmose
U
نفوذ کردن در بوسیله تراوش تجزیه کردن بوسیله نفوذ تجزیه کردن
lens distortion
U
خطای عدسی دوربین عکاسی انحراف عدسی دوربین عکاسی
to scrape down
U
تراشیدن وکوچک کردن بوسیله کشیدن پابرزمین سخن کسیراپایمال کردن
lyophilization
U
خشک کردن چیزی بوسیله منجمد کردن ان در لوله هی خالی از هوا
ratten
U
بوسیله دزدیدن یا خراب کردن افزارش اذیت کردن
quick count
U
کوتاه کردن علامتهای قراردادی بوسیله مهاجم میانی در خط تجمع بمنظورغافلگیر کردن تیم مدافع
wipe
U
خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
wiped
U
خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
wipes
U
خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
wiping
U
خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
baptizing
U
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptizes
U
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptized
U
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptize
U
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptising
U
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptises
U
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptised
U
بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
rectification
U
یکسو سازی همسو سازی مستقیم سازی
chafing
U
بوسیله اصطکاک گرم کردن
semaphore
U
بوسیله پرچم مخابره کردن
shield
U
بوسیله سپر حفظ کردن
shields
U
بوسیله سپر حفظ کردن
wet down
U
بوسیله اب پاشی خیس کردن
latches
U
بوسیله کلون محکم کردن
chafes
U
بوسیله اصطکاک گرم کردن
latch
U
بوسیله کلون محکم کردن
instantiate
U
معرفی کردن بوسیله کنسرت
hyphenate
U
بوسیله خط دارای فاصله کردن
chafe
U
بوسیله اصطکاک گرم کردن
step down
U
کم کردن ولتاژجریان بوسیله ترانسفورماتور
electrotype
U
بوسیله برق چاپ کردن
vector
U
شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
whet
U
عمل تیز کردن بوسیله مالش
faradize
U
بوسیله القای برق معالجه کردن
to proclaim meetings
U
بوسیله اگهی اجتماعات راقدغن کردن
vectors
U
شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
to file a petition
U
بوسیله درخواست نامه تقاظا کردن
thermostat
U
:بوسیله الت تعدیل گرماکنترل کردن
gravitating
U
بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
thermostats
U
:بوسیله الت تعدیل گرماکنترل کردن
gravitates
U
بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
roentgenize
U
بوسیله اشعه مجهول معالجه کردن
postcard
U
بوسیله کارت پستال مکاتبه کردن
gravitated
U
بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
postcards
U
بوسیله کارت پستال مکاتبه کردن
to shield
U
بوسیله سپر
[پوشش]
حفظ کردن
vectorial
U
شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
electrolyze
U
تجزیه کردن بوسیله جریان برق
police
U
بوسیله پلیس اداره وکنترل کردن
policed
U
بوسیله پلیس اداره وکنترل کردن
gravitate
U
بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
latensify
U
بوسیله مواد شیمیایی تقویت کردن
polices
U
بوسیله پلیس اداره وکنترل کردن
psychanalyze
U
بوسیله تجزیه وتحلیل روانی معالجه کردن
percutaneous perspiration
U
عرق کردن بوسیله پوست تعرق جلدی
labiovelar
U
تلفظ شده بوسیله گرد کردن لبها
talk out
U
بوسیله بحث شفاهی موضوعی را روشن کردن
to file an application to somebody
U
از کسی بوسیله درخواست نامه تقاظا کردن
scalded cream
U
سر شیری که بوسیله گرم کردن شیر بگیرند
seam
U
درز دادن بوسیله درزگیری بهم متصل کردن
seams
U
درز دادن بوسیله درزگیری بهم متصل کردن
lixiviate
U
تجزیه کردن بوسیله شستشو باقلیا یا ماده حلالی
pyrogravure
U
نقشهای که بوسیله داغ کردن چوب روی ان می اندازند
barff's precess
U
حفافت اهن در مقابل زنگ زدن بوسیله اکسیده کردن
maieutics
U
فن زنده کردن فکر نهایی شخص بوسیله پرسش وپاسخ
calk
U
بتونه کاری کردن زیرپوش سازی کردن مسدود کردن
manual
U
عمل وارد کردن داده به کامپیوتر توسط اپراتور بوسیله صفحه کلید
to walk the chalk
U
بوسیله درست راه رفتن ازمیان خطهای گچ کشیده هوشیاری خود را ثابت کردن
lifemanship
U
متشخص وبرجسته شدن یاتظاهر به تشخص کردن بوسیله تحت تاثیر گذاردن دیگران
sifting
U
روشی از مرتی کردن داخلی که بوسیله ان رکوردهاحرکت داده می شوند تا ورودرکوردهای دیگر را مجازسازند
junk
U
پاک کردن یا حذف کردن از فایل ذخیره سازی که دیگر استفاده نمیشود
photography
U
عکاسی
photogeny
U
عکاسی
calculating
U
دوباره سازی یا ایجاد داده جدید از طریق فشرده سازی وقایع عددی معین
pilot materials
U
وسایل و دست ابزارهای ماشین سازی یا مدل سازی
photography
U
لوازم عکاسی
film
U
فیلم عکاسی
photographic scale
U
مقیاس عکاسی
imagery
U
عکاسی هوایی
filmed
U
فیلم عکاسی
photographic accessories
U
لوازم عکاسی
photographic strip
U
باند عکاسی
dark room
U
تاریکخانه عکاسی
shutterbug
U
عاشق عکاسی
faxed
U
عکاسی رادیویی
photoionization
U
یونش عکاسی
faxes
U
عکاسی رادیویی
wirephoto
U
عکاسی رادیویی
photographic strip
U
نوار عکاسی
faxing
U
عکاسی رادیویی
photographic
U
وابسته به عکاسی
photographic chemistry
U
شیمی عکاسی
fax
U
عکاسی رادیویی
flash
U
فلاش عکاسی
photographic fixing
U
ثبوت عکاسی
brownie
U
یکجوردوربین عکاسی
aerial photography
U
عکاسی هوائی
flashlight
U
لامپ عکاسی
radiophoto
U
عکاسی رادیویی
phototelegraphy
U
عکاسی رادیویی
telephoto
U
عکاسی رادیویی
flashes
U
فلاش عکاسی
flash photography
U
عکاسی شب بابرق
flashed
U
فلاش عکاسی
telephotography
U
عکاسی رادیویی
brownies
U
یکجوردوربین عکاسی
heliochrome
U
عکاسی رنگی
facsimiles
U
عکاسی رادیویی
facsimile
U
عکاسی رادیویی
kodak
U
دوربین عکاسی
photochromy
U
عکاسی رنگی
line of collimation
U
خط محور عکاسی
flashlights
U
لامپ عکاسی
safelight
U
چراغ تاریکخانه عکاسی
camera nadir
U
محورلولایی دوربین عکاسی
heliocheomy
U
عکاسی بارنگ طبیعی
flash lamp
U
لامپ پر نور عکاسی
bombardment photography
U
عکاسی از بمباران هوایی
flash bulb
U
فلاش دوربین عکاسی
fixer
U
دوای ثبوت عکاسی
filmstrip
U
فیلم عکاسی 53 میلمتری
thermal imagery
U
عکاسی مادون قرمز
camera
دوربین یا جعبه عکاسی
Dont move . Hold it. Keep stI'll.
U
بی حرکت ( در عکاسی وغیره )
cameras
U
دوربین یا جعبه عکاسی
telephotography
U
عکاسی از راه دور
iris
U
دیافراگم
[دوربین عکاسی]
(iris) diaphragm
U
دیافراگم
[دوربین عکاسی]
fan cameras
U
دوربینهای عکاسی منظرهای
photoflash
U
فشنگ منورمخصوص عکاسی در شب
photographically
U
از روی علم عکاسی
image format
U
اندازه فیلم عکاسی
exposure station
U
ایستگاه عکاسی هوایی
image format
U
اندازه شیشه عکاسی
negative photo plane
U
افق شیشه عکاسی
isocentre
U
خط المرکزین دوربین عکاسی
exposure scale
U
جدول پرتوگیری
[عکاسی]
camera axis
U
محور دوربین عکاسی
vidicon
U
لوله دوربین عکاسی
dicing photography
U
عکاسی در ارتفاع کم باهواپیما
simulating
U
شبیه سازی کردن تشبیه کردن
simulates
U
شبیه سازی کردن تشبیه کردن
simulate
U
شبیه سازی کردن تشبیه کردن
floors
U
کف سازی کردن
floored
U
کف سازی کردن
floor
U
کف سازی کردن
radar imagery
U
عکاسی به وسیله امواج رادار
camera magazine
U
جعبه محتوی فیلم عکاسی
flashbulbs
U
لامپ پرنور فلاش عکاسی
folded optics
U
وسیله عکاسی یا دیدبانی تاشونده
flashbulb
U
لامپ پرنور فلاش عکاسی
camera obscura
U
اطاقک تاریک جعبه عکاسی
jagger
U
الت کنگره سازی یادندانه سازی
ordnance plant
U
کارخانجات اسلحه سازی یامهمات سازی
bouse
U
بوسیله طناب وقرقره کشیدن بزور باطناب کشیدن میگساری کردن
garrote
U
اسباب ادم خفه کنی راهزنی بوسیله خفه کردن مردم
garotte
U
اسباب ادم خفه کنی راهزنی بوسیله خفه کردن مردم
telecamera
U
دوربین مخصوص عکاسی ازفواصل دور
ground position
U
نقطه تصویرزمینی هواپیمای در حال عکاسی
thermal crossover
U
تقابل حرارتی در عکاسی مادون قرمز
time exposure
U
مدت بازماندن دیافراگم دوربین عکاسی
sortie plot
U
شمای منطقه پرواز در عکاسی هوایی
thermal imagery
U
عکاسی با اشعه حرارتی مادون قرمز
insculp
U
مجسمه سازی کردن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com