English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 111 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
unbalanced budget U بودجه نامتوازن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
appropriation U بودجه مصوبه برای هزینه اعتبارات پیش بینی شده در بودجه توزیع درامد خالص به حسابهای مختلف
dissymmatric U نامتوازن
unbalanced U نامتوازن
uneven development U توسعه نامتوازن
unbalanced growth U رشد نامتوازن
skew U تحریف کردن نامتوازن
unbalanced load U بار خارجی نامتوازن
skews U تحریف کردن نامتوازن
skewing U تحریف کردن نامتوازن
symmetrical alternating quantity U کمیت متناوب متقارن نامتوازن
appropriation symbol U کد بودجه
budget line U خط بودجه
unfunded U بی بودجه
possibilities line U خط بودجه
budgets U بودجه
budget U بودجه
budgeted U بودجه
family budget U بودجه خانوار
cyclical budget U بودجه ادواری
cyclical budget U بودجه دورانی
development budget U بودجه عمرانی
family budget U بودجه خانواده
current budget U بودجه جاری
flexible budget U بودجه متغیر
cash budget U بودجه نقدی
capital budget U بودجه تاسیساتی
capital budget U بودجه سرمایهای
budgetary control U کنترل بودجه
budget surplus U اضافه بودجه
financial budget U بودجه مالی
fixed budget U بودجه ثابت
government budget U بودجه دولت
margin U بودجه احتیاطی
budgetary appropriations U تخصیص بودجه
margins U بودجه احتیاطی
program budget U بودجه برنامهای
preliminary budget U بودجه مقدماتی
preliminary budget U بودجه ابتدائی
variable budget U بودجه متغیر
operating budget U بودجه عملیاتی
budgetary U مربوط به بودجه
national budget U بودجه ملی
municipal budget U بودجه شهرداری
military funds U بودجه نظامی
household budget U بودجه خانوار
government dificit surplus U کسر بودجه
state budget U بودجه دولت
unified budget U بودجه واحد
budget surplus U مازاد بودجه
deficits U کسر بودجه
annual budget U بودجه سالانه
budget cycle U مراحل بودجه
budget cycle U گردش بودجه
budget credit U اعتبار بودجه
budget constraint U محدودیت بودجه
budget comittee U گروه بودجه
administrative budget U بودجه اداری
appropriation U اختصاص بودجه
budget ceiling U سقف بودجه
budget bureau U دفتر بودجه
budget balance U توازن بودجه
budget balance U تعادل بودجه
budget data U اطلاعات بودجه
budget deficit U کسری بودجه
budget deficit U کسر بودجه
budget process U مراحل بودجه
budget process U فرایند بودجه
budget period U زمان بودجه
appropriation limitation U محدودیت بودجه
budget period U دوره بودجه
budget expenditures U مخارج بودجه
balanced budget U بودجه متوازن
budget determinant U تعیین بودجه
deficit U کسر بودجه
budget execution U اجرای بودجه
budgeting U بودجه ریزی
The budget deficit of 1980 . U کسر بودجه سا ل1980
national economic budget U بودجه اقتصادی ملی
operating budget U بودجه بهره برداری
naval appropriation bill U بودجه نیروی دریایی
apportionment U واگذاری سهمیه بودجه
cyclically balanced budget U بودجه متوازن ادواری
budget directive U دستورالعمل تهیه بودجه
command budget estimate U براورد بودجه یکان
capital budgeting U بودجه بندی سرمایه
budgeter U تهیه کننده بودجه
budgeteer U تهیه کننده بودجه
deficit financing U تامین کسر بودجه
budget classification U طبقه بندی بودجه
flexible budget U بودجه انعطاف پذیر
balanced budget theorem U قضیه بودجه متوازن
financing U بودجه چیزی را تهیه کردن
finance U بودجه چیزی را تهیه کردن
financed U بودجه چیزی را تهیه کردن
finances U بودجه چیزی را تهیه کردن
provide for in the budget U در بودجه پیش بینی کردن
preliminary budget forecast U پیش بینی مقدماتی بودجه
budgetary control U کنترل اجرای بودجه در واحدهای مملکتی
multiplier effect of a balanced budget U اثر بهم فزاینده بودجه متوازن
appropriation language U شرح جزئیات بودجه و منظوراز تخصیص ان
planning programming budgetting U نظام برنامه ریزی بودجه برنامهای
competroller U سازمان کنترل اسناد و بودجه و اعتبارات
The welfare budget has been cut down. U از بودجه رفاهی مقداری زده اند
capital budget U بودجه اصلاحات و ایجاد تاسیسات جدید
to p for a sum in the budget U مبلغی را بودجه پیش بینی کردن
deficit financing U تامین مالی از راه کسر بودجه
balanced budget multiplier U ضریب بهم فزاینده بودجه متوازن
peace dividend U ازبین رفتن بودجه دفاعی دراواخر سال ۱۹۸۰
slush fund U بودجه یا پولیکه برای رشوه دادن یا تطمیع و غیره کنار گذاشته میشود
slush funds U بودجه یا پولیکه برای رشوه دادن یا تطمیع و غیره کنار گذاشته میشود
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com