Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
truckload
U
به گنجایش یک ماشین باری
truckloads
U
به گنجایش یک ماشین باری
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
dead weight tonnage
U
گنجایش باری
road transport vehicle
U
ماشین باری
lorries
U
ماشین باری
lorry
U
ماشین باری
wanigan
U
سقف تراکتور یا ماشین باری
wannigan
U
سقف تراکتور یا ماشین باری
self binder
U
ماشین کشاورزی که هم درومیکندوهم بافه می بند د ماشین درووبسته بندی
universal
U
نوشتن برنامه که مخصوص یک ماشین نیست و روی چندین ماشین قابل اجرا است
The letter is well typed .
U
نامه قشنگ ماشین شده است (با ماشین تحریر )
idling
U
بی باری
empty load
U
بی باری
utility
U
باری
unloaded
U
بی باری
infecundity
U
بی باری
freighters
U
باری
unloads
U
بی باری
idle runing
U
بی باری
freighter
U
باری
barye
U
باری
unload
U
بی باری
infertility
U
بی باری
sterility
U
بی باری
machinists
U
ماشین چی چرخکار ماشین ساز ماشینیست
machinist
U
ماشین چی چرخکار ماشین ساز ماشینیست
volume capacity
U
گنجایش
burden
U
گنجایش
inclusion
U
گنجایش
capaciousness
U
گنجایش
aptitude
U
گنجایش
aptitudes
U
گنجایش
content
U
گنجایش
contenting
U
گنجایش
capacity
U
گنجایش
burdens
U
گنجایش
capacities
U
گنجایش
praam
U
باری یاتوپدار
van
U
واگن باری
cargo boat
U
کشتی باری
lighterage
U
قایق باری
raft
U
قایق باری
motortruck
U
کامیون باری
neutral position
U
وضعیت بی باری
no load voltage
U
ولتاژ بی باری
scow
U
یدک کش باری
no load switching
U
سوئیچینگ بی باری
railroad carriage
U
واگن باری
no load current
U
جریان بی باری
freight trains
U
قطار باری
no load condition
U
حالت بی باری
fourgon
U
واگون باری
fright car
U
واگن باری
lighter
U
قایق باری
freight train
U
قطار باری
idle frequency
U
فرکانس بی باری
freight car
U
واگن باری
idle time
U
زمان بی باری
idling cycle
U
سیکل بی باری
rafts
U
قایق باری
no load speed
U
سرعت بی باری
freight cars
U
واگن باری
idle current
U
جریان بی باری
cargo liner
U
کشتی باری
cargo ship
U
کشتی باری
vans
U
واگن باری
lighters
U
قایق باری
idle period
U
پریود بی باری
caliber
U
گنجایش استعداد
basic capacity
U
گنجایش پایه
energy content
U
گنجایش انرژی
basic capacity
U
گنجایش مبنا
cranial capacity
U
گنجایش جمجمه
dead storage
U
گنجایش مرده
register capacity
U
گنجایش ثبات
effective capacity
U
گنجایش مفید
saturation capacity
U
گنجایش اشباع
bearing capacity
U
گنجایش تحمل
code capacity
U
گنجایش رمزرسانی
channel capacit
U
گنجایش مجرا
pulmometry
U
سنجش گنجایش شش
possible capacity
U
گنجایش ممکن
bulk storage
U
انباره پر گنجایش
total reservoir storage
U
گنجایش کل مخزن
storage capacity
U
گنجایش انباره
practical capacity
U
گنجایش عملی
fan in
U
گنجایش ورودی
channel capacity
U
گنجایش کانال
fan out
U
گنجایش خروجی
active storage
U
گنجایش مفید
active capacity
U
گنجایش مفید
producing
U
گنجایش تولید
incapacious
U
بی گنجایش ناقص
field capacity
U
گنجایش زراعی
filed capacity
U
گنجایش میدانه
capacities
U
گنجایش استعداد
memory capacity
U
گنجایش حافظه
effective storage
U
گنجایش مفید
capacities
U
توانایی گنجایش
vital capacity
U
گنجایش حیاتی
modules
U
حوزه گنجایش
capacity
U
گنجایش استعداد
capacity
U
توانایی گنجایش
gross tonnage
U
گنجایش حجمی
at the top of one's bent
U
تا سرحد گنجایش
module
U
حوزه گنجایش
net register tonnage
U
گنجایش خالص
lorries
U
اتومبیل باری گاری
lift helicopter
U
هلی کوپتر باری
lorry
U
اتومبیل باری گاری
idling current connection
U
اتصال جریان بی باری
perfunctory
U
باری بهر جهت
sexual promiscuity
U
بی بند و باری جنسی
overload principle
U
اصل اضافه باری
idle current connection
U
اتصال جریان بی باری
no load loss
U
تلف یا تلفات بی باری
autoloading
U
باری نیم خودکار
boxcar
U
یکنوع واگن باری
vans
U
واگن باری سرپوشیده
van
U
واگن باری سرپوشیده
floating cargo
U
باری که دردریا است
lighters
U
کشتی باری کوچک
cargo master
U
نوعی هواپیمای باری
lighter
U
کشتی باری کوچک
ideal no load d.c. voltage
U
ولتاژ "دی .سی " بی باری ایده ال
ideal no load voltage
U
ولتاژ بی باری ایده ال
promiscuity
U
بی بند و باری جنسی
no load torque
U
گشتاور پیچشی بی باری
pulmometer
U
الت سنجش گنجایش شش
farad
U
واحد گنجایش برق
expanded , capacity
U
زیاد کردن گنجایش
tonnage
U
گنجایش کشتی برحسب تن
tankage
U
گنجایش تانک یا مخزن
available storage capacity
U
گنجایش مفید مخزن
useable reservoir storage
U
گنجایش مفید مخزن
capacious
U
گنجایش دار گشاد
block coefficient
U
ضریب گنجایش ناو
cybernetics
U
مط العه روش حرکت ماشین الکترونیکی یا انسانی و نحوه تقلید ماشین الکترونیکی از رفتار و اعمال انسان
nosing
U
باری که چرخهای لوکوموتیومتحمل می شوند
freighters
U
کرایه کننده کشتی باری
to have
[or bear]
a maximum
[minimum]
load of something
U
حداکثر
[حداقل]
باری را پذیرفتن
the supreme
U
خداوند متعال باری تعالی
freighter
U
کرایه کننده کشتی باری
floating cargo
U
باری که باکشتی حمل میشود
galliot
U
کرجی باری یا ماهی گیری
compensation trading
U
معاملهای که در ان فروشنده ماشین الات کارخانه متعهد میگردد تامحصول ان ماشین الات راخریداری نماید
bench lathe
U
ماشین تراش رومیزی ماشین تراش کوچکی که روی میز کار بسته میشود
machines
U
ماشین کردن با ماشین رفتن
machines
U
1-روش نوشتن کد ماشین . 2-کد ماشین
machined
U
ماشین کردن با ماشین رفتن
machined
U
1-روش نوشتن کد ماشین . 2-کد ماشین
machine
U
1-روش نوشتن کد ماشین . 2-کد ماشین
machine
U
ماشین کردن با ماشین رفتن
to gauge a person
U
گنجایش یا اخلاق کسیراسنجیدن یا ازمودن
lighter
U
با قایق باری کالا حمل کردن
carack
U
کشتی بزرگ باری وجنگی قدیمی
galiot
U
کرجی باری یاماهی گیری هلندی
lighters
U
با قایق باری کالا حمل کردن
carrack
U
کشتی بزرگ باری وجنگی قدیمی
unformatted
U
گنجایش دیسک مغناطیسی پیش از فرمت
fluid ounces
U
واحد گنجایش مایعات معادل 61/1 پینت
pneumatoneter
U
الت سنجش گنجایش تنفس ریه
fluid ounce
U
واحد گنجایش مایعات معادل 61/1 پینت
milner bary gambit
U
گامبی میلنر- باری در دفاع فرانسوی شطرنج
plateform car
U
واگن باری بدون دیوار راه اهن
globe master
U
نوعی هواپیمای باری سنگین چهار موتوره
entrucking table
U
جدول حرکات و بارگیری خودروهای باری ارتشی
cross compiler
U
کامپایلری که روی یک ماشین اجرا میشود در حالیکه این ماشین با ماشینی که این کامپایلر برای ان طراحی شده است تا کدهایش را ترجمه کند تفاوت دارد
faxing
U
مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
fax
U
مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
faxed
U
مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
faxes
U
مودمی که برای ارسال و دریافت داده فکس از او به ماشین استاندارد فکس استفاده میشود و همان طور که ماشین فکسی که به کامپیوتر دیگر وصل شده باشد
load
U
برای انتقال برنامه به حافظه با گنجایش بالا
gauger
U
کسیکه گنجایش چلیک وغیره رامعین میکند
loads
U
برای انتقال برنامه به حافظه با گنجایش بالا
disassembler
U
برنامهای که کد زبان ماشین را گرفته و کد زبان اسمبلر راکه برنامه به زبان ماشین ازان ایجاد میشود تولید میکند
heian sandan
U
اجرای هم زمان دو تکنیک اوچی اوکه و گدان باری
double column vertical boring mill
U
ماشین تراش قائم دو ستونی ماشین تراش کاروسل دوستونی
compartment marking
U
تقسیمات علامت گذاری شده داخل هواپیمای باری یاترابری
assembles
U
ترجمه نمودن و ایجاد هماهنگی در دادههای مورد نیاز یک برنامه کامپیوتری و برگرداندن داده به زبان ماشین و تهیه برنامه نهایی جهت اجراترجمه علائم سمبلیک به کدهای معادل در ماشین همگذاردن
assemble
U
ترجمه نمودن و ایجاد هماهنگی در دادههای مورد نیاز یک برنامه کامپیوتری و برگرداندن داده به زبان ماشین و تهیه برنامه نهایی جهت اجراترجمه علائم سمبلیک به کدهای معادل در ماشین همگذاردن
assembled
U
ترجمه نمودن و ایجاد هماهنگی در دادههای مورد نیاز یک برنامه کامپیوتری و برگرداندن داده به زبان ماشین و تهیه برنامه نهایی جهت اجراترجمه علائم سمبلیک به کدهای معادل در ماشین همگذاردن
assembler
U
یک برنامه کامپیوتری که دستورالعملهای زبان غیر ماشین راتوسط استفاده کننده تهیه شده است به زبان ماشین تبدیل میکند برنامه مترجم
limit load
U
بیشترین باری که ممکن است در حالتی بر یک جزء یا قطعه وارد شود
Shannon's Law
U
قانونی که بیشترین گنجایش محل اطلاعات را برای خط ارتباطی بیان کند
gallonage
U
فرفیت چیزی بر حسب گالن تعداد گالنی که فرفی گنجایش دارد
metagnosticism
U
عقیده باینکه اثبات هستی خدااز گنجایش علم بشر بیرون است
micro
U
اندازه کوچک و کامل بر پایه قطعه ریز پردازنده و گنجایش حافظه محدود
micros
U
اندازه کوچک و کامل بر پایه قطعه ریز پردازنده و گنجایش حافظه محدود
microcomputer
U
اندازه کوچک و کامل بر پایه قطعه ریز پردازنده و گنجایش حافظه محدود
portable
U
کامپیوتر فشرده و مستقل که میتواند توسط بسته باری یا منبع تغذیه اجرا شود
VHD
U
نوعی دیسک ویدیویی با گنجایش بالا که میتواند حجم زیادی داده را ذخیره کند
automated teller machine
U
ماشین سخنگوی خودکار ماشین تحویل خودکار
d.c. machine
U
ماشین جریان مستقیم ماشین جریان دائم
the machine is in operation
U
ماشین در گردش است ماشین دایر است
digital computer
U
ماشین حساب عددی ماشین حساب دیجیتالی
conventional RAM
U
در سیستم سازگار -IBM PC ناحیه حافظه با دستیابی تصادفی نصب شده روی PC با گنجایش چند کیلو بایت
conventional memory
U
در سیستم سازگار -IBM PC ناحیه حافظه با دستیابی تصادفی نصب شده روی PC با گنجایش چند کیلو بایت
wavelength division multiplexing
U
روش افزایش گنجایش داده روی فیبرنوری بوسیله ارسال چندین سیگنال نوری با طول موج مختلف در یک فیبر
hercules
U
نوعی موشک زمین به زمین با بردزیاد هواپیمای باری هرکولس
This was the one time he did such a thing and it proved to have fateful consequences.
U
این تنها باری بود که او دست به چنین کاری زد و نتیجه اش فاجعه انگیز بود.
maid of honor
U
ندیمه ساقدوش یا ملازم عروس ندیمه در باری
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com