Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (22 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
to give somebody an ultimatum
U
به کسی آخرین پیشنهاد را دادن
[در معامله ای]
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
to give somebody an ultimatum
U
به کسی آخرین مدت را دادن
[برای اجرای قراردادی]
tenderest
U
پیشنهاد دادن
tendered
U
پیشنهاد دادن
tender
U
پیشنهاد دادن
tendering
U
پیشنهاد دادن
bid
U
پیشنهاد دادن
bids
U
پیشنهاد دادن
bid against
U
پیشنهاد بهتری دادن
pull one's socks up
<idiom>
U
پیشنهاد عالی دادن
bidden
U
خواندن پیشنهاد دادن
put in
U
تقاضا کردن پیشنهاد دادن
propounds
U
پیشنهاد کردن ارائه دادن
propound
U
پیشنهاد کردن ارائه دادن
propone
U
پیشنهاد کردن ارائه دادن
propounding
U
پیشنهاد کردن ارائه دادن
to offer somebody a lift
U
به کسی پیشنهاد سواری دادن کردن
[Could I]
give you a lift?
[colloquial]
U
به کسی پیشنهاد سواری دادن کردن
they rejected his proposition
U
پیشنهاد وی را رد کگردن پیشنهاد اورا نپذیرفتند
allotment advice
U
پیشنهاد تخصیص حقوق یاپرسنل پیشنهاد سهمیه بندی حقوق یا پرسنل
offered
U
پیشنهاد کردن پیشنهاد
offers
U
پیشنهاد کردن پیشنهاد
offer
U
پیشنهاد کردن پیشنهاد
trendy
U
مطابق آخرین مد
last-ditch
U
آخرین فرصت
swan song
<idiom>
U
آخرین سیما
trendiest
U
مطابق آخرین مد
trendier
U
مطابق آخرین مد
at the eleventh hour
U
در آخرین لحظات
The last school day.
U
آخرین روز مدرسه
billionth
U
آخرین عدد یک میلیارد
last-ditch
U
وابسته به آخرین تلاش
billionths
U
آخرین عدد یک میلیارد
What is the latest news?
U
آخرین خبرها ( اخبار ) چیست ؟
prints
U
آخرین صفحه چاپ شده
printed
U
آخرین صفحه چاپ شده
print
U
آخرین صفحه چاپ شده
printouts
U
آخرین صفحه چاپ شده
printout
U
آخرین صفحه چاپ شده
ends
U
کد ارسالی پس از آخرین حرف متن
ends
U
نمایش گر پس از آخرین رکورد فایل
ended
U
نمایش گر پس از آخرین رکورد فایل
end
U
کد ارسالی پس از آخرین حرف متن
end
U
نمایش گر پس از آخرین رکورد فایل
ended
U
کد ارسالی پس از آخرین حرف متن
son file
U
آخرین گونه کاری یک فایل
last straw
<idiom>
U
[آخرین مشکل از یک سری مشکلات]
She was dressed in the latest fashion .
U
آخرین مد لبا ؟ پوشیده بود
aft flap
آخرین قسمت فلپهای سه قسمتی
for the first
[last]
time
U
برای اولین
[آخرین]
بار
queues
U
ترتیب آن متناسب با آخرین عنصر است
date
U
افزودن آخرین و جدیدتری اطلاعات به چیزی
queue
U
ترتیب آن متناسب با آخرین عنصر است
queueing
U
ترتیب آن متناسب با آخرین عنصر است
queued
U
ترتیب آن متناسب با آخرین عنصر است
to go down to the wire
<idiom>
U
تا آخرین لحظه با تهیج نا معلوم ماندن
to go down to the wire
<idiom>
U
تا آخرین لحظه با تهیج معلق ماندن
This is my last chance .
U
این برایم آخرین فرصت است
He emptied the glass to the last drop .
U
لیوان را تا آخرین قطره خالی کرد
To play ones last card
U
آخرین تیر ترکش رارها کردن
This is the latest mens fashion.
U
این آخرین مد لباس مردانه است
last but not least
<idiom>
U
آخرین موقعیت وپر اهمیت ترین
dates
U
افزودن آخرین و جدیدتری اطلاعات به چیزی
pops
U
خواندن و یا حفظ کردن آخرین داده از پشته
popped
U
خواندن و یا حفظ کردن آخرین داده از پشته
pop
U
خواندن و یا حفظ کردن آخرین داده از پشته
lifo
U
سیستم صف که آخرین عنصر ذخیره شده را اول می خواند
identities
U
مجموعه رنگهایی که اولین و آخرین آن رنگهای سیستم هستند
ring
U
لیست داده که آخرین عنصر آن به اولین اشاره کند
identity
U
مجموعه رنگهایی که اولین و آخرین آن رنگهای سیستم هستند
trailer
U
آخرین رکورد فایل که حاوی خصوصیات و کنترل است
Doom
U
[نمایش تصویری از آخرین قضاوت عیسی مسیح در کلیسا]
trailers
U
آخرین رکورد فایل که حاوی خصوصیات و کنترل است
When is the last train to Oxford?
U
چه وقت آخرین قطار به سمت آکسفورد حرکت می کند؟
Last stop. All out.
U
آخرین ایستگاه. همه پیاده بشن.
[حمل و نقل]
last in first out
U
نوعی سیستم صف که آخرین عنصر ذخیره شده را در اول می خواند
condition
U
ثباتی که حاوی وضعیت CPU پس از اجرای آخرین دستور است
end
U
عبارت یا حرفی که آخرین کلمه فایل اصلی را نشان میدهد
readme file
U
فایلی که حاوی آخرین اطلاعات درباره یک برنامه کاربردی باشد
ends
U
عبارت یا حرفی که آخرین کلمه فایل اصلی را نشان میدهد
ended
U
عبارت یا حرفی که آخرین کلمه فایل اصلی را نشان میدهد
ended
U
کد نشان دهنده آخرین پایت بلاک داده ارسالی از طریق خط ارتباطی
ends
U
کد نشان دهنده آخرین پایت بلاک داده ارسالی از طریق خط ارتباطی
cancel
U
کد کنترلی برای بیان اینکه آخرین داده ارسالی نادرست بود
cancelling
U
کد کنترلی برای بیان اینکه آخرین داده ارسالی نادرست بود
cancels
U
کد کنترلی برای بیان اینکه آخرین داده ارسالی نادرست بود
end
U
کد نشان دهنده آخرین پایت بلاک داده ارسالی از طریق خط ارتباطی
Excepting
[With the exception of]
two students, no one could answer the last question correctly.
U
به غیر از دو دانش آموز هیچ کس نتوانست آخرین پرسش را درست پاسخ بدهد.
propositions
U
پیشنهاد
bidders
U
پیشنهاد
purposes
U
پیشنهاد
purpose
U
پیشنهاد
overture
U
پیشنهاد
overtures
U
پیشنهاد
offered
U
پیشنهاد
proposal
U
پیشنهاد
plea
U
پیشنهاد
suggestion
U
پیشنهاد
recommendations
U
پیشنهاد
bidder
U
پیشنهاد
recommendation
U
پیشنهاد
offers
U
پیشنهاد
application
U
پیشنهاد
offer
U
پیشنهاد
proposal
U
پیشنهاد
motion
[politic]
U
پیشنهاد
overtures
U
پیشنهاد ها
proposals
U
پیشنهاد ها
offers
U
پیشنهاد ها
applications
U
پیشنهاد ها
proposals
U
پیشنهاد
overture
U
پیشنهاد
pleas
U
پیشنهاد
proffering
U
پیشنهاد
tendering
U
پیشنهاد
motioning
U
پیشنهاد
proffered
U
پیشنهاد
offer
U
پیشنهاد
motioned
U
پیشنهاد
motion
U
پیشنهاد
motions
U
پیشنهاد
suggestions
U
پیشنهاد
bid
U
پیشنهاد
proffer
U
پیشنهاد
tender
U
پیشنهاد
tendered
U
پیشنهاد
propositioned
U
پیشنهاد
proposition
U
پیشنهاد
tenderest
U
پیشنهاد
propositioning
U
پیشنهاد
bids
U
پیشنهاد
proffers
U
پیشنهاد
push up stack
U
سیستم صف ذخیره سازی موقت که آخرین موضوع اضافه شده در انتهای لیست فرار می گیرد
terminator
U
ثباتی که در آخرین وسیله SCSI قرار می گیرد در یک زنجیره و باعث ایجاد جریان اکتریکی میشود
to make overtures
U
پیشنهاد کردن
bids
U
پیشنهاد خرید
bid
U
پیشنهاد کردن
offered
U
پیشنهاد کردن
bids
U
پیشنهاد مزایده
bid
U
پیشنهاد خرید
bids
U
پیشنهاد کردن
bids
U
پیشنهاد مناقصه
bid
U
پیشنهاد حراج
bid
U
پیشنهاد مزایده
bids
U
پیشنهاد حراج
bid
U
پیشنهاد مناقصه
tendering form
U
ورقه پیشنهاد
projected
U
پیشنهاد کردن
proposition
U
گزاره پیشنهاد
offer
U
پیشنهاد کردن
propound
U
پیشنهاد کردن
propounding
U
پیشنهاد کردن
projected
U
پیشنهاد پلان
projects
U
پیشنهاد کردن
projects
U
پیشنهاد پلان
propositioned
U
گزاره پیشنهاد
propounds
U
پیشنهاد کردن
propositioning
U
گزاره پیشنهاد
acceptance of offer
U
پذیرش پیشنهاد
acceptance of offer
U
قبولی پیشنهاد
firm offer
U
پیشنهاد ثابت
offeror
U
پیشنهاد دهنده
firm offer
U
پیشنهاد قطعی
tenderer
U
پیشنهاد دهنده
suggester
U
پیشنهاد دهنده
counterbid
U
پیشنهاد متقابل
counter offer
U
پیشنهاد متقابل
project
U
پیشنهاد کردن
project
U
پیشنهاد پلان
suggestible
U
پیشنهاد کردنی
propositions
U
گزاره پیشنهاد
proposes
U
پیشنهاد کردن
recommendations
U
نامه پیشنهاد
suggestion
U
پیشنهاد القاء
proposer
U
پیشنهاد کننده
propounder
U
پیشنهاد دهنده
recommends
U
پیشنهاد کردن
recommending
U
پیشنهاد کردن
recommend
U
پیشنهاد کردن
bidder
U
پیشنهاد کننده
suggestions
U
پیشنهاد القاء
bidders
U
پیشنهاد کننده
bidders
U
پیشنهاد دهنده
recommendation
U
نامه پیشنهاد
peace offerings
U
پیشنهاد صلح
peace offering
U
پیشنهاد صلح
offerer
U
پیشنهاد دهنده
proposed
U
پیشنهاد کردن
offer to purchase
U
پیشنهاد خرید
overbid
U
پیشنهاد زیادتر
offer curve
U
منحنی پیشنهاد
propose
U
پیشنهاد کردن
proposal form
U
فرم پیشنهاد
mover
U
پیشنهاد دهنده
proposal of marriage
U
پیشنهاد عروسی
bidder
U
پیشنهاد دهنده
suggest
U
پیشنهاد کردن
suggested
U
پیشنهاد کردن
offers
U
پیشنهاد کردن
suggesting
U
پیشنهاد کردن
advancing
پیشنهاد کردن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com