Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
to serve as something
U
به کار رفتن به عنوان چیزی
to function as something
U
به کار رفتن به عنوان چیزی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
to go out
U
باهم بیرون رفتن
[به عنوان دوست پسر و دختر]
to date
U
باهم بیرون رفتن
[به عنوان دوست پسر و دختر]
superscription
U
عنوان نوشته روی چیزی
pabulum
U
[هر چیزی که بشود به عنوان غذا خورد]
keep in trust
U
به عنوان امانت نگهداری کردن چیزی
To go after something.
U
پی چیزی رفتن
To pinch some thing .
U
چیزی را کش رفتن
fiddled
U
ور رفتن به چیزی
to go towards
[British E]
/ toward
[American E]
somebody
U
به سمت کسی
[چیزی]
رفتن
to go up to somebody
[something]
U
به سمت کسی
[چیزی]
رفتن
to approach somebody
[something]
U
به سمت کسی
[چیزی]
رفتن
to go to
U
ترک کردن برای رفتن و آوردن چیزی
to go away
U
ترک کردن برای رفتن و آوردن چیزی
titles
U
صفحه عنوان کتاب عنوان نوشتن
title
U
صفحه عنوان کتاب عنوان نوشتن
to keep pace with something
<idiom>
U
با چیزی برابر راه رفتن
[یاد گرفتن]
[تغییر کردن]
[اصطلاح]
eponym
U
عنوان دهنده عنوان مشخص
broach
U
ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broaching
U
ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broaches
U
ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
broached
U
ارتفاع دندانههای ان در طول میله به تدریج زیاد میشودکه از ان به عنوان ابزار یاتیغه صیقل کاری سوراخهای روی یک فلز و یا به عنوان یک ابزار صاف بدون دندانه برنده به منظور صیقل دادن داخل سوراخهای محورهای ساعتهای مچی استفاده میشود
pussyfoot
U
دزدکی راه رفتن اهسته ودزدکی کاری کردن طفره رفتن
goose step
U
رژه رفتن بدون زانو خم کردن قدم اهسته رفتن
you have no option but to go
U
چارهای جز رفتن ندارید کاری جز رفتن نمیتوانیدبکنید
stbtitle
U
عنوان فرعی عنوان فرعی مقاله
mouch
U
راه رفتن دولادولاراه رفتن
to concern something
U
مربوط بودن
[شدن]
به چیزی
[ربط داشتن به چیزی]
[بابت چیزی بودن]
to watch something
U
مراقب
[چیزی]
بودن
[توجه کردن به چیزی]
[چیزی را ملاحظه کردن]
trots
U
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trotting
U
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trot
U
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trotted
U
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
to stop somebody or something
U
کسی را یا چیزی را نگاه داشتن
[متوقف کردن]
[مانع کسی یا چیزی شدن]
[جلوگیری کردن از کسی یا از چیزی]
relevance
U
1-روش ارتباط چیزی با دیگری .2-اهمیت چیزی دریک موقعیت یا فرآیند
to appreciate something
U
قدر چیزی را دانستن
[سپاسگذار بودن]
[قدردانی کردن برای چیزی]
enclosing
U
احاطه شدن با چیزی . قرار دادن چیزی درون چیز دیگر
encloses
U
احاطه شدن با چیزی . قرار دادن چیزی درون چیز دیگر
enclose
U
احاطه شدن با چیزی . قرار دادن چیزی درون چیز دیگر
querying
U
پرسیدن درباره چیزی یا پیشنهاد اینکه چیزی غلط است
modifies
U
تغییر داده چیزی یا مناسب استفاده دیگر کردن چیزی
push
U
فشردن چیزی یا حرکت دادن چیزی با اعمال فشار روی آن
replace
U
برگرداندن چیزی درجای قبلی , قراردادن چیزی درمحل چیزدیگر
queried
U
پرسیدن درباره چیزی یا پیشنهاد اینکه چیزی غلط است
pushed
U
فشردن چیزی یا حرکت دادن چیزی با اعمال فشار روی آن
replacing
U
برگرداندن چیزی درجای قبلی , قراردادن چیزی درمحل چیزدیگر
query
U
پرسیدن درباره چیزی یا پیشنهاد اینکه چیزی غلط است
queries
U
پرسیدن درباره چیزی یا پیشنهاد اینکه چیزی غلط است
pushes
U
فشردن چیزی یا حرکت دادن چیزی با اعمال فشار روی آن
replaces
U
برگرداندن چیزی درجای قبلی , قراردادن چیزی درمحل چیزدیگر
replaced
U
برگرداندن چیزی درجای قبلی , قراردادن چیزی درمحل چیزدیگر
modifying
U
تغییر داده چیزی یا مناسب استفاده دیگر کردن چیزی
modify
U
تغییر داده چیزی یا مناسب استفاده دیگر کردن چیزی
via
U
حرکت به سوی چیزی یا استفاده از چیزی برای رسیدن به مقصد
heading
U
عنوان
printed
U
عنوان و..
print
U
عنوان و..
head line
U
عنوان
life peer
U
عنوان
life peers
U
عنوان
by way of remainder
U
به عنوان رد
headings
U
عنوان
headline
U
عنوان
headlines
U
عنوان
capitulary
U
عنوان
headwords
U
عنوان
headword
U
عنوان
caption
U
عنوان
captions
U
عنوان
ground
U
عنوان
titles
U
عنوان
titles
U
عنوان ها
names
U
عنوان ها
title
U
عنوان
name
U
عنوان
title
U
عنوان
epithet
U
عنوان
topic
U
عنوان
subject
[topic]
U
عنوان
topics
U
عنوان ها
subjects
U
عنوان ها
themes
U
عنوان ها
epithets
U
عنوان
appellative
U
عنوان
prints
U
عنوان و..
rubrics
U
عنوان
rubric
U
عنوان
to esteem somebody or something
[for something]
U
قدر دانستن از
[اعتبار دادن به]
[ارجمند شمردن]
کسی یا چیزی
[بخاطر چیزی ]
establish
U
1-کثیف و اثبات چیزی . 2-بیان استفاده یا مقدار چیزی
establishing
U
1-کثیف و اثبات چیزی . 2-بیان استفاده یا مقدار چیزی
controlling
U
مربوط به چیزی یا اطمینان یافتن از چیزی که بررسی میشود
covet
U
میل به تملک چیزی کردن طمع به چیزی داشتن
to hang over anything
U
سوی چیزی پیشامدگی داشتن بالای چیزی سوارشدن
to pass by any thing
U
از پهلوی چیزی رد شدن چیزی رادرنظرانداختن یاچشم پوشیدن
coveting
U
میل به تملک چیزی کردن طمع به چیزی داشتن
correction
U
صحیح کردن چیزی تغییری که چیزی را درست میکند
establishes
U
1-کثیف و اثبات چیزی . 2-بیان استفاده یا مقدار چیزی
covets
U
میل به تملک چیزی کردن طمع به چیزی داشتن
controls
U
مربوط به چیزی یا اطمینان یافتن از چیزی که بررسی میشود
control
U
مربوط به چیزی یا اطمینان یافتن از چیزی که بررسی میشود
for example
U
به عنوان مثال
topic
U
عنوان سرفصل
doctorate
U
عنوان دکتری
surname
U
لقب عنوان
nowise
U
به هیچ عنوان
captions
U
عنوان دادن
doctorates
U
عنوان دکتری
in a topic form
U
بصورت عنوان
appropriation title
U
عنوان اعتبار
the hoy f.
U
عنوان پاپ
exercise term
U
عنوان مانور
intitule
U
عنوان دادن به
natural
U
حرکت در عنوان
naturals
U
حرکت در عنوان
berths
U
کسب عنوان
topics
U
عنوان سرفصل
branding
U
عنوان تجارتی
appropriation title
U
عنوان سپرده
caption
U
عنوان دادن
honorifics
U
عنوان تجلیلی
brand
U
عنوان تجارتی
start of heading
U
شروع عنوان
untitled
U
بدون عنوان
berth
U
کسب عنوان
berthed
U
کسب عنوان
berthing
U
کسب عنوان
head
U
سالار عنوان
head
U
عنوان مبحث
heading
U
عنوان گذاری
headings
U
عنوان سرصفحه
headings
U
عنوان گذاری
honorific
U
عنوان تجلیلی
Under the title ( heading) of …
U
تحت عنوان ...
exempli gratia
[e.g.]
U
به عنوان مثال
surnames
U
لقب عنوان
possessory title
U
عنوان مالکیت
on loan
U
به عنوان قرض
titlist
U
دارای عنوان
message heading
U
عنوان پیام
brands
U
عنوان تجارتی
superscrible
U
عنوان روی
guize
U
روبند عنوان
Distinguished . Titled.
U
صاحب عنوان
heading
U
عنوان سرصفحه
paraded
U
سان رفتن رژه رفتن محل سان
parade
U
سان رفتن رژه رفتن محل سان
parades
U
سان رفتن رژه رفتن محل سان
parading
U
سان رفتن رژه رفتن محل سان
appreciate
U
بربهای چیزی افزودن قدر چیزی را دانستن
appreciating
U
بربهای چیزی افزودن قدر چیزی را دانستن
think nothing of something
<idiom>
U
فراموش کردن چیزی ،نگران چیزی بودن
to regard somebody
[something]
as something
U
کسی
[چیزی]
را بعنوان چیزی بحساب آوردن
appreciates
U
بربهای چیزی افزودن قدر چیزی را دانستن
appreciated
U
بربهای چیزی افزودن قدر چیزی را دانستن
rates
U
ارزیابی میزان خوبی چیزی یا بزرگی چیزی
rate
U
ارزیابی میزان خوبی چیزی یا بزرگی چیزی
titles
U
دارنده عنوان قهرمانی
titles
U
واگذارکردن عنوان دادن به
title
U
واگذارکردن عنوان دادن به
title
U
دارنده عنوان قهرمانی
subhead
U
عنوان فرعی مقاله
clinching
U
کسب عنوان قهرمانی
subhead
U
عنوان جزء یا فرعی
clinches
U
کسب عنوان قهرمانی
lords
U
عنوان لردی دادن به
clinch
U
کسب عنوان قهرمانی
running head
U
خط عنوان هرصفحه در متن
rubricize
U
دارای عنوان قرمزکردن
rubricate
U
دارای عنوان قرمزکردن
challenge round
U
مبارزه با صاحب عنوان
clinched
U
کسب عنوان قهرمانی
short title
U
عنوان کوتاه شده
possession by title of ownership
U
تصرف به عنوان مالکیت
title block
U
قسمت عنوان نامه
language
U
برنامهای که به عنوان مترجم
languages
U
برنامهای که به عنوان مترجم
defending shampion
U
مدافع عنوان قهرمانی
misdirection
U
گمراهی عنوان غلط
streamers
U
عنوان چشمگیر مقاله
streamer
U
عنوان چشمگیر مقاله
title page
U
صفحه عنوان کتاب
lord
U
عنوان لردی دادن به
superscription
U
عنوان روی پاکت
head line
U
عنوان سرصفحه روزنامه
donna
U
عنوان مودبانه بانوان
extension
U
طولانی تر کردن چیزی .افزودن چیزی به چیزی دیگر برای طولانی تر کردن آن
extensions
U
طولانی تر کردن چیزی .افزودن چیزی به چیزی دیگر برای طولانی تر کردن آن
changes
U
استفاده از چیزی به جای چیزی دیگر
changed
U
استفاده از چیزی به جای چیزی دیگر
to wish for something
U
ارزوی چیزی راکردن چیزی را خواستن
change
U
استفاده از چیزی به جای چیزی دیگر
fence
[around / between something]
U
نرده
[دور چیزی]
[بین چیزی]
changing
U
استفاده از چیزی به جای چیزی دیگر
see about (something)
<idiom>
U
دنبال چیزی گشتن ،چیزی را چک کردن
screw up
<idiom>
U
زیروروکردن چیزی ،بهم زدن چیزی
to give up
[to waste]
something
U
ول کردن چیزی
[کنترل یا هدایت چیزی]
fence
[around / between something]
U
حصار
[دور چیزی]
[بین چیزی]
What is the title of the book ?
U
عنوان این کتاب چیست ؟
nontitle
U
مسابقه بدون عنوان قهرمانی
letterhead
U
عنوان چاپی بالای کاغذ
letterheads
U
عنوان چاپی بالای کاغذ
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com