Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
i heed your help
U
به مساعدت شما احتیاج دارم
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
iam proud to know him
U
از شناسایی او افتخار دارم افتخار دارم که او رامیشناسم
iam p to of knowing him
U
از اشنایی او افتخار دارم افتخار دارم که او را می شناسم
adjutancy
U
مساعدت
friendliness
U
مساعدت
helps
U
مساعدت
favored
U
مساعدت
helped
U
مساعدت
help
U
مساعدت
auxiliary
U
مساعدت
auxiliaries
U
مساعدت
adjutantship
U
مساعدت
assistance
U
مساعدت
favoring
U
مساعدت
favors
U
مساعدت
favour
U
مساعدت
favouring
U
مساعدت
favours
U
مساعدت
favor
U
مساعدت
nativism
U
مساعدت با بومیان
favouritism
U
مساعدت نسبت به
to render a ssistance
U
مساعدت کردن
propitiousness
U
موافقت مساعدت
largess
U
مساعدت وسعت نظر
want
U
احتیاج
needing
U
احتیاج
lack
U
احتیاج
lacked
U
احتیاج
lacks
U
احتیاج
needed
U
احتیاج
necessity
U
احتیاج
requirement
U
احتیاج
need
U
احتیاج
need
U
احتیاج
necessitousness
U
احتیاج
demand
U
احتیاج
penury
U
احتیاج
neediness
U
احتیاج
superimposed
U
مازاد بر احتیاج
u. need
U
احتیاج مبرم
urgent need
U
احتیاج مبرم
requirement
U
تقاضا احتیاج
lackvt
U
احتیاج داشتن
redundant
U
مازاد بر احتیاج
demand
U
نیاز احتیاج
overplus
U
بیش از احتیاج
requisite
U
لازمه احتیاج
demands
U
نیاز احتیاج
demanded
U
نیاز احتیاج
you're telling me
<idiom>
U
احتیاج نیست به من بگی
to call for a
U
احتیاج بدقت داشتن
answers
U
جواب احتیاج را دادن
to be in great request
U
زیادمورد احتیاج بودن
answer
U
جواب احتیاج را دادن
needed
U
نیازمندی در احتیاج داشتن
needle point to say
U
احتیاج بگفتن نیست
needing
U
نیازمندی در احتیاج داشتن
call of nature
<idiom>
U
احتیاج به دستشویی داشتند
answering
U
جواب احتیاج را دادن
answered
U
جواب احتیاج را دادن
need
U
نیازمندی در احتیاج داشتن
urgency of need
U
حیاتی بودن احتیاج به اماد
to be in great request
U
مورد احتیاج زیاد بودن
need
U
نیازمندی احتیاج لازم داشتن
nonverbal
U
بدون احتیاج باستفاده از زبان
serve
U
رفع کردن براوردن احتیاج
needing
U
نیازمندی احتیاج لازم داشتن
serves
U
رفع کردن براوردن احتیاج
served
U
رفع کردن براوردن احتیاج
needed
U
نیازمندی احتیاج لازم داشتن
cry out for
<idiom>
U
شدیدا به چیزی احتیاج داشتن
featherbed
U
بیش ازمیزان احتیاج کارمندگرفتن
turn one's back on
<idiom>
U
کمک نکردن به کسی که احتیاج دارد
no branch
U
شغلی که احتیاج به رسته تخصصی ندارد
put up
<idiom>
U
توسعه پول یا چیزی که احتیاج است
spoin bank
U
محل نگهداری وسایل مازاد بر احتیاج
four freedoms
U
دین رهایی از احتیاج و بالاخره ازادی از ترس
ten year device
وسیله ای که هر ده سال یک بار احتیاج به سرویس دارد
labour intensive industry
U
صنعتی که به نیروی انسانی زیادی احتیاج دارد
cyclic item
U
اقلام پیوسته اقلامی که خیلی مورد احتیاج هستند
blood chit
U
تقاضای مساعدت و اهدای خون بازوبند تقاضای کمک ازمردم
I have a carton of cigarettes
U
من یک ... دارم.
functionalism
U
عقیده بر اینکه شکل وساختمان بایستی منطبق با احتیاج باشد اعتقادباستفاده عملی از شغل وپیشه
I am standing by you . I am right behind you .
U
هوایت را دارم
I have tobacco.
من یک توتون دارم.
I'm in a hurry.
من عجله دارم
I'm in a hurry.
من عجله دارم.
own a house
U
خانهای دارم
I want to have a word with you . I want you .
U
کارت دارم
my a is 0 years
U
من 04سال دارم
i maintain
U
عقیده دارم که ...
I have a headache.
U
من سر درد دارم.
i intend to stay here
U
خیال دارم که ...
I have a question.
U
من یک سئوال دارم.
I'm in doubt about it.
U
من بهش شک دارم.
I agree.
U
قبول دارم.
I need my e
U
من دوست دارم
close the door please
U
خواهش دارم
it is in my recollection
U
یاد دارم
i wish to stay here
U
میل دارم ...
satelloid
U
ماهوارهای که مدار گردش ان داخل اتمسفر سیارهای بوده و بنابراین احتیاج به تراست پیوسته یا متناوب دارد
I have a credit card.
من کارت اعتباری دارم.
I have cigar
U
من یک سیگار برگ دارم.
I owe her a grudge
U
حق دارم که با اولج باشم
I am positive that ...
U
من اطمینان کامل دارم که ...
I'm on a diet.
من رژیم غذایی دارم.
I am staying at the hotel.
U
در هتل منزل دارم.
I am over 50 years old.
U
من ۵۰ سال بیشتر دارم.
I feel nauseated.
U
حالت تهوع دارم.
I feel like throwing up.
<idiom>
U
دارم بالا میارم.
I believe in God.
U
من به خدا ایمان دارم.
i have a silk rug Štoo
U
یک قالیچه ابریشمی هم دارم
I am in a great hurry . I am pressed for time .
U
خیلی عجله دارم
i have a hunch that
U
بیم یافن ان دارم که ...
i am purposed to go
U
قصد دارم بروم
I have a pain in my chest.
U
سینه درد دارم
i am famishing
U
از گرسنگی دارم می میرم
i have a suit to the shah
U
به شاه عرض دارم
i humbly request that
U
خواهش عاجزانه دارم که ...
i am purposed to go
U
در نظر دارم بروم
i am rials in pocket
U
سه ریال در جیب دارم
I am deae beat . I am tired out .
U
از خستگی دارم غش می کنم
i yearn for
U
ارزوی استراحت دارم
iam ill bested
U
موقعیت بدی دارم
I have an appointment with the dentist.
U
با دندانساز قرار دارم
i stand to it that
U
جدا عقیده دارم که
i am busy at the moment
U
اکنون کار دارم
i am reluctant to go
U
اکراه دارم از رفتن
I am beginning to realize ( understand ) .
U
کم کم دارم متوجه می شوم
i am on the wrong side of 0
U
من بیش از 05 سال دارم
i have a hunch that
U
سخت گمان دارم که
i have come on business
U
کاری دارم اینجا امدم
i have worse to tell you
U
بدتر از این دارم که بشمابگویم
much as I'd like to
<idiom>
U
با اینکه اینقدر دوست دارم
i own to having done it
U
اقرار دارم که ان کار را کرده ام
i intend to stay here
U
قصد دارم اینجا بمانم
do tell me
U
خواهش دارم بمن بگویید
please dont forget it
U
خواهش دارم فراموش نکنید
thank tou for that book
U
خواهش دارم ان کتاب را به من بدهید
I would like to know the truth.
U
من دوست دارم که واقعیت رو بدونم.
I am thinding of going to Europe.
U
خیال دارم به اروپ؟ بروم
I have all kinds of problems.
U
هزار جور گرفتار ؟ دارم
He owes me some money.
U
از او پول می خواهم (طلب دارم )
I have a date with my fiandee.
U
با نامزدم قرار ملاقات دارم
I'll need a plot of land .
U
یک قطعه زمین لازم دارم
I have to study
U
من درس دارم به همین خاطر کم میمونم
I love her with my whole being .
U
با تمام وجود دوستش دارم
I like it.
U
دوست دارم
[ آن چیز را یا کار را]
.
I am very busy today .
U
امروز خیلی کار دارم
I live a very regular life .
U
زندگی خیلی منظمی دارم
I have a steady monthly income.
U
درآمد ماهیانه ثابتی دارم
I'm working on it.
U
دارم روش کار میکنم.
i am in a hurry for it
U
عجله دارم یا در شتاب هستم
I am going on twenty.
U
دارم می روم توی 20سالگی ؟
It pleases me.
U
دوست دارم
[ آن چیز را یا کار را]
.
i have a suit to the shah
U
عریضه برای شاه دارم
i insist that he is innocent
U
جدا` عقیده دارم که او بی گناه است
I'm sure we can come to some arrangement.
U
من اطمینان دارم که ما می توانیم به توافقی برسیم .
i rely solely on god...
U
تنها به خدا تکیه ... دارم وبس
i please to do it
U
خوش دارم که این کار را بکنم
i p to arrange an intrriew
U
قصد دارم که مصاحبهای ترتیب دهم
i life that better
U
انرا بیشتر از همه دوست دارم
i have as many books as you
U
کتاب شما دارید منهم دارم
i insist on his innocence
U
جدا` عقیده دارم که او بی گناه است
I'm starving
[to death]
.
U
از گرسنگی دارم میمیرم.
[اصطلاح مجازی]
I have a position ( post ) of great responsibility in this company .
U
دراین شرکت شغل پرمسئولیتی دارم
pray consider my case
U
خواهش دارم بکار من رسیدگی کنید
I would like to learn the truth.
U
من دوست دارم از واقعیت مطلع بشوم.
I am working here non-stop.
U
یک بند دارم اینجا کار می کنم
I have a son your age.
U
پسری دارم بسن ( وسال) شما
I am looking for work ( ajob).
U
دارم دنبال کار( شغل ) می گردم
I intend to buy a car .
U
خیال دارم یک ماشین ( اتوموبیل ) بخرم
assisted
U
کمک کردن مساعدت کردن
help
U
یاری کردن مساعدت کردن
aiding
U
یاری کردن مساعدت کردن
aided
U
یاری کردن مساعدت کردن
assisting
U
کمک کردن مساعدت کردن
aid
U
یاری کردن مساعدت کردن
assists
U
کمک کردن مساعدت کردن
helped
U
یاری کردن مساعدت کردن
helps
U
یاری کردن مساعدت کردن
favourer
U
یاری کننده مساعدت کننده
assist
U
کمک کردن مساعدت کردن
Can I go earlier today, just as a special exception?
U
اجازه دارم امروز استثنأ زودتر بروم؟
I have a free hand in this matter.
U
دراینکار دستم باز است ( اختیارات دارم )
i intend my son for the bar
U
خیال دارم پسرم را بگذارم وکالت کند
Could I have a word with you ?
U
عرضی داشتم (چند کلمه صحبت دارم )
My clothes are a witness to my poverty.
U
لباسی که بتن دارم شاهد فقر است
we are want of money
U
ما نیازمند پول هستیم به پول احتیاج داریم
I have got into a jam . Iam in a tight corner . I am in a bad fix.
U
بد طوری گیر کرده ام ( دروضع سختی قرار دارم )
iam impatient to go
U
دلم شور میزند که بروم شتاب دارم برفتن
i insist on your being present
U
جدا` عقیده دارم که شما بایدحضور داشته باشید
From your lips to God's ears!
<idiom>
U
امیدوارم که حق با شما باشد، اما من کمی شک و تردید دارم.
Is there enough time to change trains?
U
آیا برای تعویض قطار وقت کافی دارم؟
I am in the habit of sleeping late on Friday mornings.
U
عادت دارم جمعه ها صبح دیر از خواب بیدار می شوم
AFAIK
U
خلاصه عبارت انگلیسی: تا آنجایی که خبر دارم که در ایمیل یا چت استفاده می شود
fascism
U
نام حزبی است که موسولینی در فاصله دو جنگ عالمگیر در ایتالیا تاسیس کردو اصول عقاید و فلسفه ان رااز سیستمهای سیاسی مختلف اخذ و بر حسب احتیاج تحریف و تفسیر نمود
disrepair
U
احتیاج به تعمیر نیازمند تعمیر
pan-
U
در رهگیری هوایی بمعنی به گوش باشید پیام مهمی درمورد حفظ امنیت یک کشتی یاهواپیما یا شخص دارم
pan
U
در رهگیری هوایی بمعنی به گوش باشید پیام مهمی درمورد حفظ امنیت یک کشتی یاهواپیما یا شخص دارم
pans
U
در رهگیری هوایی بمعنی به گوش باشید پیام مهمی درمورد حفظ امنیت یک کشتی یاهواپیما یا شخص دارم
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com