Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (14 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
all of a sudden
<idiom>
U
به طور ناگهانی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
stampede
U
ترس ناگهانی یک گله اسب
stampeded
U
ترس ناگهانی یک گله اسب
stampedes
U
ترس ناگهانی یک گله اسب
stampeding
U
ترس ناگهانی یک گله اسب
dump
U
از کار انداختن ناگهانی کل سیستم
cardiac arrest
U
توقف ناگهانی قلب
cardiac arrests
U
توقف ناگهانی قلب
strike
U
تک ناگهانی
strikes
U
تک ناگهانی
crack
U
را بصدا دراوردن تولید صدای ناگهانی وبلندکردن
cracks
U
را بصدا دراوردن تولید صدای ناگهانی وبلندکردن
pop
U
ضربت ناگهانی زدن
popped
U
ضربت ناگهانی زدن
pops
U
ضربت ناگهانی زدن
jump
U
جهش افزایش ناگهانی
jumped
U
جهش افزایش ناگهانی
jumps
U
جهش افزایش ناگهانی
crash
U
ناخوانده وارد شدن صدای بلند یا ناگهانی
crash
U
ورشکستگی ناگهانی
crash
U
متوقف شدن ناگهانی
crashed
U
ناخوانده وارد شدن صدای بلند یا ناگهانی
crashed
U
ورشکستگی ناگهانی
crashed
U
متوقف شدن ناگهانی
crashes
U
ناخوانده وارد شدن صدای بلند یا ناگهانی
crashes
U
ورشکستگی ناگهانی
crashes
U
متوقف شدن ناگهانی
crashing
U
ناخوانده وارد شدن صدای بلند یا ناگهانی
crashing
U
ورشکستگی ناگهانی
crashing
U
متوقف شدن ناگهانی
crashingly
U
ناخوانده وارد شدن صدای بلند یا ناگهانی
crashingly
U
ورشکستگی ناگهانی
crashingly
U
متوقف شدن ناگهانی
random
U
مسیر ناگهانی
randomly
U
مسیر ناگهانی
avalanche
U
نزول ناگهانی و عظیم هر چیزی
avalanches
U
نزول ناگهانی و عظیم هر چیزی
quirk
U
خصوصیات تغییر ناگهانی
quirks
U
خصوصیات تغییر ناگهانی
coroner
U
مامور بررسی و تحقیق درمورد علت مرگهای ناگهانی در CL ماموری است که وفیفه اش جنبه قضایی واجرایی
coroners
U
مامور بررسی و تحقیق درمورد علت مرگهای ناگهانی در CL ماموری است که وفیفه اش جنبه قضایی واجرایی
hangover
U
تغییر ناگهانی tone در یک متن ارسالی فکس به صورت تغییر تدریجی که ناشی از خطای وسایل است
hangovers
U
تغییر ناگهانی tone در یک متن ارسالی فکس به صورت تغییر تدریجی که ناشی از خطای وسایل است
pang
U
درد سوزش ناگهانی
pangs
U
درد سوزش ناگهانی
fright
U
ترس ناگهانی
frights
U
ترس ناگهانی
canvass
U
حمله ناگهانی
canvassed
U
حمله ناگهانی
canvasses
U
حمله ناگهانی
canvassing
U
حمله ناگهانی
turn
U
پیچ تغییر سمت ناگهانی اسکیت
turns
U
پیچ تغییر سمت ناگهانی اسکیت
gust
U
باد ناگهانی
gusts
U
باد ناگهانی
pluck
U
عقب بردن ناگهانی دست هنگام رها کردن تیر که باعث میشود تیر به هدف نخورد
plucked
U
عقب بردن ناگهانی دست هنگام رها کردن تیر که باعث میشود تیر به هدف نخورد
plucking
U
عقب بردن ناگهانی دست هنگام رها کردن تیر که باعث میشود تیر به هدف نخورد
plucks
U
عقب بردن ناگهانی دست هنگام رها کردن تیر که باعث میشود تیر به هدف نخورد
impulse
U
انگیزه ناگهانی تکان دادن
impulses
U
انگیزه ناگهانی تکان دادن
accident
U
مصیبت ناگهانی
accidents
U
مصیبت ناگهانی
squawk
U
جیغ ناگهانی زدن
squawked
U
جیغ ناگهانی زدن
squawks
U
جیغ ناگهانی زدن
bump
U
تکان ناگهانی
bump
U
حالتی در پرواز که هنگام افزایش ناگهانی سرعت افقی باد بوجود می اید
debacle
U
سقوط ناگهانی حکومت و غیره
debacles
U
سقوط ناگهانی حکومت و غیره
dTbGcles
U
سقوط ناگهانی حکومت و غیره
swing
U
هم فوروارد حرکت ناگهانی یکطرفه توپ پرتاب شده چرخش بدون کنترل بدن
swings
U
هم فوروارد حرکت ناگهانی یکطرفه توپ پرتاب شده چرخش بدون کنترل بدن
lunge
U
حمله ناگهانی
lunge
U
پرتاب ناگهانی جهش
lunge
U
پیشروی ناگهانی خیز
lunge
U
حمله ناگهانی شمشیرباز بجلو و باز کردن بازو
lunge
U
حرکت ناگهانی بدن به جلو
lunged
U
حمله ناگهانی
lunged
U
پرتاب ناگهانی جهش
lunged
U
پیشروی ناگهانی خیز
lunged
U
حمله ناگهانی شمشیرباز بجلو و باز کردن بازو
lunged
U
حرکت ناگهانی بدن به جلو
lunges
U
حمله ناگهانی
lunges
U
پرتاب ناگهانی جهش
lunges
U
پیشروی ناگهانی خیز
lunges
U
حمله ناگهانی شمشیرباز بجلو و باز کردن بازو
lunges
U
حرکت ناگهانی بدن به جلو
lunging
U
حمله ناگهانی
lunging
U
پرتاب ناگهانی جهش
lunging
U
پیشروی ناگهانی خیز
lunging
U
حمله ناگهانی شمشیرباز بجلو و باز کردن بازو
lunging
U
حرکت ناگهانی بدن به جلو
yank
U
ضربه ناگهانی وشدید
yanked
U
ضربه ناگهانی وشدید
yanking
U
ضربه ناگهانی وشدید
yanks
U
ضربه ناگهانی وشدید
flash
U
بروز ناگهانی جلوه
flashed
U
بروز ناگهانی جلوه
flashes
U
بروز ناگهانی جلوه
surging
U
تغییر ناگهانی و موقتی ولتاژبا جریان در یک مدار
Other Matches
ambivalence
U
توجه ناگهانی و دلسردی ناگهانی نسبت بشخص یاچیزی
nose dive
U
شیرجه ناگهانی در هواپیما تنزل ناگهانی قیمت
flurries
U
اشفتن طوفان ناگهانی باریدن ناگهانی
flurry
U
اشفتن طوفان ناگهانی باریدن ناگهانی
surges
U
یک تغییر ولتاژ یا جریان کوتاه ناگهانی و معمولا"نامطلوب در یک مدار در حال کار افزایش ناگهانی ولتاژ ضربه
surged
U
یک تغییر ولتاژ یا جریان کوتاه ناگهانی و معمولا"نامطلوب در یک مدار در حال کار افزایش ناگهانی ولتاژ ضربه
surge
U
یک تغییر ولتاژ یا جریان کوتاه ناگهانی و معمولا"نامطلوب در یک مدار در حال کار افزایش ناگهانی ولتاژ ضربه
spurt
U
جهش ناگهانی پرتاب ناگهانی
spurting
U
جهش ناگهانی پرتاب ناگهانی
spurts
U
جهش ناگهانی پرتاب ناگهانی
spurted
U
جهش ناگهانی پرتاب ناگهانی
snaps
U
ناگهانی
snapping
U
ناگهانی
snapped
U
ناگهانی
snap
U
ناگهانی
abrupt
U
ناگهانی
sudden
U
ناگهانی
precipitate
U
ناگهانی
all at once
<idiom>
U
ناگهانی
precipitated
U
ناگهانی
on the spur of the moment
<idiom>
U
ناگهانی
precipitating
U
ناگهانی
precipitates
U
ناگهانی
surprise attack
U
تک ناگهانی
spontaneity
U
ناگهانی
instantaneous
U
ناگهانی
peripeteia
U
تغییر ناگهانی
catastrophe
U
بلای ناگهانی
catastrophes
U
بلای ناگهانی
burst force
U
نیروی ناگهانی
twitch
U
انقباض ناگهانی
shock
U
هراس ناگهانی
flicks
U
تکان ناگهانی
shocked
U
هراس ناگهانی
shocks
U
هراس ناگهانی
flicking
U
تکان ناگهانی
opportunity target
U
هدف ناگهانی
flicked
U
تکان ناگهانی
twitch
U
تکان ناگهانی
flick
U
تکان ناگهانی
raids
U
حمله ناگهانی
flare up
U
غضب ناگهانی
boom
U
ترقی ناگهانی
twitching
U
انقباض ناگهانی
irruption
U
ایجاد ناگهانی
twitching
U
تکان ناگهانی
booming
U
ترقی ناگهانی
twitches
U
انقباض ناگهانی
booms
U
ترقی ناگهانی
raid
U
حمله ناگهانی
twitches
U
تکان ناگهانی
raided
U
حمله ناگهانی
twitched
U
انقباض ناگهانی
boomed
U
ترقی ناگهانی
twitched
U
تکان ناگهانی
raiding
U
حمله ناگهانی
he acted from impluse
U
نیروی ناگهانی یا
flare up
U
اشتعال ناگهانی
break down
U
سقوط ناگهانی
snapping
U
شتابزدگی ناگهانی
snaps
U
شتابزدگی ناگهانی
sorties
U
حمله ناگهانی
scream
U
ناگهانی گفتن
screamed
U
ناگهانی گفتن
screams
U
ناگهانی گفتن
spurts
U
افزایش ناگهانی
spurts
U
خروج ناگهانی
detonation
U
انفجار ناگهانی
detonations
U
انفجار ناگهانی
spurting
U
افزایش ناگهانی
flaws
U
اشوب ناگهانی
spurting
U
خروج ناگهانی
spurted
U
افزایش ناگهانی
spurted
U
خروج ناگهانی
spurt
U
افزایش ناگهانی
snapped
U
شتابزدگی ناگهانی
snap
U
شتابزدگی ناگهانی
blow out
U
خروج ناگهانی
an abrupt departure
U
حرکت ناگهانی
accidental war
U
جنگ ناگهانی
abruption
U
قطع ناگهانی
suddenly
U
بطور ناگهانی
explosive
U
یورش ناگهانی
killing
U
توفیق ناگهانی
killings
U
توفیق ناگهانی
clap
U
صدای ناگهانی
flaw
U
اشوب ناگهانی
clapped
U
صدای ناگهانی
clapping
U
صدای ناگهانی
claps
U
صدای ناگهانی
sortie
U
حمله ناگهانی
sudden-death
U
مرگ ناگهانی
sudden death
U
مرگ ناگهانی
spurt
U
خروج ناگهانی
in one's tracks
<idiom>
U
ناگهانی ،بیدرنگ
walk out
<idiom>
U
ناگهانی رفتن
shoot up
<idiom>
U
ناگهانی بلندکردن
hit-and-run
<idiom>
U
تاثیر ناگهانی
to bolt
U
ناگهانی جهیدن
nosediving
U
افت ناگهانی
saltation
U
جنبش ناگهانی
brainwaves
U
الهام ناگهانی
xenogenesis
U
خلق ناگهانی
supervention
U
اتفاق ناگهانی
nosedive
U
افت ناگهانی
sudden stoppage
U
توقف ناگهانی
nosedived
U
افت ناگهانی
saltus
U
انتقال ناگهانی
nosedives
U
افت ناگهانی
power surge
U
برق ناگهانی
target of opportunity
U
هدف ناگهانی
switcheroo
U
تغییر ناگهانی
brainwave
U
الهام ناگهانی
cataclysm
U
دگرگونیهای طبیعی ناگهانی
police raid
U
حمله ناگهانی پلیس
whim
U
وهم تغییر ناگهانی
cataclysms
U
تحولات ناگهانی وعمده
cataclysm
U
تحولات ناگهانی وعمده
round-up
U
ورود ناگهانی پلیس
whims
U
وهم تغییر ناگهانی
police raid
U
ورود ناگهانی پلیس
bust
[colloquial]
U
ورود ناگهانی پلیس
round-up
U
حمله ناگهانی پلیس
panicked
U
اضطراب و ترس ناگهانی
panicking
U
اضطراب و ترس ناگهانی
overshift
U
تغییر محل ناگهانی
to bolt
U
ناگهانی حرکت کردن
Yankee
U
ضربه ناگهانی وشدید
sudden ionospheric disturbance
U
اشفتگی ناگهانی یونوسفر
bust
[colloquial]
U
حمله ناگهانی پلیس
panic
U
اضطراب و ترس ناگهانی
cataclysms
U
دگرگونیهای طبیعی ناگهانی
nosedived
U
افت ناگهانی کردن
nosedives
U
نزول شدید یا ناگهانی
deliescence
U
تحلیل ناگهانی اماس
aposiopesis
U
قطع ناگهانی سخن
taken aback
<idiom>
U
ناگهانی متعجب شدن
take back
<idiom>
U
ناگهانی بدست آوردن
nosedives
U
افت ناگهانی کردن
lash out
<idiom>
U
ناگهانی حمله به کسی
coroner's inquest
U
بازجویی در رگهای ناگهانی
deep creep attack
U
تک ناگهانی با بمب زیرابی
coup detat
U
تغییر ناگهانی درحکومت
cut back
U
کاهش ناگهانی تولید
crowner's quest
U
بازجویی درمرگهای ناگهانی
nosediving
U
افت ناگهانی کردن
Yankees
U
ضربه ناگهانی وشدید
a pang of hunger
U
احساس ناگهانی گرسنگی
kink
U
حمله ناگهانی پیچیدن
thrust line
U
خط شروع حمله ناگهانی
williwaw
U
تند باد ناگهانی
paroxysm
U
حمله ناگهانی مرض
nosedive
U
نزول شدید یا ناگهانی
to shoot to fame
<idiom>
U
ناگهانی به شهرت رسیدن
paroxysms
U
حمله ناگهانی مرض
nosedive
U
افت ناگهانی کردن
inruption
U
استیلا حمله ناگهانی
inburst
U
استیلا حمله ناگهانی
hockey stop
U
نوعی ایست ناگهانی
heterogenesis
U
تولید وپیدایش ناگهانی
nosedived
U
نزول شدید یا ناگهانی
nosediving
U
نزول شدید یا ناگهانی
raids
U
ورود ناگهانی پلیس
raiding
U
تک ناگهانی حمله هوایی
raiding
U
ورود ناگهانی پلیس
raided
U
تک ناگهانی حمله هوایی
raided
U
ورود ناگهانی پلیس
raid
U
تک ناگهانی حمله هوایی
raid
U
ورود ناگهانی پلیس
twitching
U
حرکت یا کشش ناگهانی
raids
U
تک ناگهانی حمله هوایی
intuition
U
کشف دریافت ناگهانی
stormed
U
تغییر ناگهانی هوا
storm
U
تغییر ناگهانی هوا
intuitions
U
کشف دریافت ناگهانی
twitches
U
حرکت یا کشش ناگهانی
twitched
U
حرکت یا کشش ناگهانی
twitch
U
حرکت یا کشش ناگهانی
storming
U
تغییر ناگهانی هوا
flouncing
U
حرکت تند و ناگهانی
flounce
U
حرکت تند و ناگهانی
flounced
U
حرکت تند و ناگهانی
flounces
U
حرکت تند و ناگهانی
transients
U
موج ناگهانی در ولتاژ
seizure
U
حمله ناگهانی مرض
storms
U
تغییر ناگهانی هوا
transient
U
موج ناگهانی در ولتاژ
seizures
U
حمله ناگهانی مرض
solar flare
U
تشعشع ناگهانی نیروی خورشید
turn up
<idiom>
U
به طور ناگهانی فاهر شدن
twitch grass
U
تکان ناگهانی ناگهان کشیدن
surprise dosage
U
دریافت دوز ناگهانی اتمی
voltage surge protector
U
محافظ تغییر ولتاژ ناگهانی
flush
U
پرواز ناگهانی پرنده ازمخفیگاه
flushes
U
پرواز ناگهانی پرنده ازمخفیگاه
revulsion
U
تغییر ناگهانی عمل کشیدن
lurch
U
چرخش ناگهانی کشتی بیک سو
coup de main
U
حمله ناگهانی با تمام قوا
lurching
U
چرخش ناگهانی کشتی بیک سو
lurches
U
چرخش ناگهانی کشتی بیک سو
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com