Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
at face value
<adv.>
U
به صورت ظاهر
at first glance
<adv.>
U
به صورت ظاهر
to the casual eye
<adv.>
U
به صورت ظاهر
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
To appear. To reveal .
U
ظاهر شدن ( ظاهر کردن)
inventory
U
از چیزی صورت برداشتن صورت ریز مواد اولیه موجودی انبار صورت تحریرترکه متوفی
to the casual eye
<adv.>
U
بر حسب ظاهر
at face value
<adv.>
U
بر حسب ظاهر
at first glance
<adv.>
U
به ظاهر امر
at face value
<adv.>
U
به ظاهر امر
to the casual eye
<adv.>
U
به ظاهر امر
at first glance
<adv.>
U
بر حسب ظاهر
Outwardly . on the face of it.
U
بصورت ظاهر
With her pompous ( deceptively impressive ) appearance.
U
با ظاهر غلط اندازش
to appear before the court
U
در دادگاه ظاهر شدن
To keep up appearances.
U
ظاهر را حفظ کردن ( حفظ ظاهر کردن )
To keep up appearances. For forms sake.
U
برای حفظ ظاهر( آبرو)
To appear on the scene (stage).
U
روی صحنه ظاهر شدن
Appearances are deceptive.
U
فریب ظاهر رانباید خورد
On the face of it. Outwardly.
U
بظاهر امر ( بر حسب ظاهر )
He came under the guise of friend ship .
U
درقالب دوستی ظاهر ( وارد ) شد
to turn something
U
تغییر کردن در ظاهر یا خواص خود
to haunt
U
به تکرار ظاهر شدن روحی به محلی
to walk
U
به تکرار ظاهر شدن روحی به محلی
Police are out in force.
U
نیروی پلیس با قدرت بزرگی ظاهر است.
locals
U
چاپگری که به صورت فیزیکی به کامپیوتر وصل است و نه به صورت منبع اشتراکی در شبکه
local
U
چاپگری که به صورت فیزیکی به کامپیوتر وصل است و نه به صورت منبع اشتراکی در شبکه
printer
U
وسیلهای که داده ورودی به صورت الکتریکی را به صورت قابل خواندن چاپ شده تبدیل میکند
printers
U
وسیلهای که داده ورودی به صورت الکتریکی را به صورت قابل خواندن چاپ شده تبدیل میکند
A fair face may hide a foul heart.
<proverb>
U
از ظاهر کسی نمی شود به باطنش پی پرد.
[ضرب المثل]
All show and no substance.
<proverb>
U
از ظاهر کسی نمی شود به باطنش پی پرد.
[ضرب المثل]
He acquired kudos by appearing on television.
U
او
[مرد]
با ظاهر شدن در تلویزیون جلال
[شهرت]
به دست آورد.
plastic bubble keyboard
U
صفحه کلید که کلیدهای آن به صورت حبابهای کوچک روی ورقه پلاستیکی هستند که در صورت انتخاب مدار را کامل می کنند
packet
U
روش ارسال داده روی شبکه گسترده به صورت بستههای کوچک که بعدا به صورت درست سوار می شوند در مرحله دریافت
packets
U
روش ارسال داده روی شبکه گسترده به صورت بستههای کوچک که بعدا به صورت درست سوار می شوند در مرحله دریافت
numeric
U
که در بسیاری صفحه کلیدهای کامپیوتر به صورت گروه جداگانه برای واد کردن حجم زیادی از داده به صورت اعداد به کار می رود
barrage jamming
U
تولید پارازیت به صورت پرده ممانعتی پخش پارازیت به صورت توده وسیع
watts
U
واحداندازه گیری SI برای توان الکتریکی که به صورت توان تولیدشده در صورت عبور جریان یک آمپر از باری که ولتاژ یک ولت دارد تعریف میشود
watt
U
واحداندازه گیری SI برای توان الکتریکی که به صورت توان تولیدشده در صورت عبور جریان یک آمپر از باری که ولتاژ یک ولت دارد تعریف میشود
discretionary
U
آنچه در صورت نیاز لازم و در صورت عدم نیاز زیادی باشد
burning
U
دوارشور کردن فرش جهت کهنه کردن ظاهر آن
rom
U
دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان قطعه ROM با فرفیت بالا استفاده میشود. داده به صورت دودویی ذخیره میشود به صورت سوراخهای حکاکی شده روی سطح آن که سپس توسط لیزر خوانده می شوند
chargeable accessions
U
استخدام به صورت پرسنل کادر استخدام به صورت پیمانی
line astern
U
صورت بندی ستون هوایی صورت بندی یک ستونه
nap side
U
خواب فرش
[با انجام عمل پرداخت الیاف از قسمت گره بصورت راست و کشیده درآمده و ظاهر حقیقی فرش را بوجود می آورند.]
dat
U
سیستم ضبط صورت به صورت اطلاعات دیجیتال روی نوار مغناطیسی که تولید مجدد با کیفیت بالا دارد ونیز نوار با فرفیت بالا برای سیستم پشتیبانی
corn-effect
U
ذرتی شدن فرش که در اثر پرداخت یا قیچی کردن نامناسب بوجود می آید و پرزهای فرش همگی دارای یک ارتفاع نبوده و ظاهر پرز فرش بلند و کوتاه می شود
basics
U
بخشی از سرویس ISDN که شامل دو کانال انتقال داده است . که داده را به صورت کیلو بایت در ثانیه ارسال میکند و یک کانال کنترلی دارد که میتواند اطلاعات کنترلی جانبی را به صورت کیلو بایت در ثاینه منتقل کند
basic
U
بخشی از سرویس ISDN که شامل دو کانال انتقال داده است . که داده را به صورت کیلو بایت در ثانیه ارسال میکند و یک کانال کنترلی دارد که میتواند اطلاعات کنترلی جانبی را به صورت کیلو بایت در ثاینه منتقل کند
approach formation
U
صورت بندی تقرب به باند صورت بندی تقرب به دشمن
automatic programming
U
روندی که طی ان کامپیوتر به صورت خودکار برنامه مبدابه زبان برنامه نویسی را به برنامه مقصد به کد ماشین ترجمه میکند برنامه نویسی به صورت خودکار برنامه سازی خودکار
face
U
صورت
listings
U
صورت
image
U
صورت
hue
U
صورت
hues
U
صورت
images
U
صورت
faces
U
صورت
constellation
U
صورت
listing
U
صورت
statement
U
صورت
statements
U
صورت
kalendar
U
صورت
medals
U
صورت
medal
U
صورت
providing
U
در صورت
roster
U
صورت
rosters
U
صورت
facies
U
صورت
constellations
U
صورت
freckle
U
لک صورت
mazard
U
صورت
figure
U
صورت
rolled
U
صورت
physiognomies
U
صورت
figures
U
صورت
invoices
U
صورت
rolls
U
صورت
phase
U
صورت
invoice
U
صورت
invoicing
U
صورت
roll
U
صورت
figuring
U
صورت
formed
U
صورت
visage
U
رو صورت
invoiced
U
صورت
form
U
صورت
shapes
U
صورت
forms
U
صورت
effigy
U
صورت
shape
U
صورت
effigies
U
صورت
phased
U
صورت
circumstantially
U
در صورت
conformational isomers
U
هم صورت
version
U
صورت
visages
U
رو صورت
versions
U
صورت
conformer
U
هم صورت
slip
U
صورت
filed
U
صورت
slipped
U
صورت
slips
U
صورت
coat card
U
صورت
physiognomy
U
صورت
file
U
صورت
phases
U
صورت
list
U
صورت
normalized form
U
صورت هنجار
forms
U
صورت دیس
matricula
U
صورت اعضا
archetype
U
صورت ازلی
archetypes
U
صورت ازلی
formation
U
صورت بندی
if so
U
در صورت مثبت
normal form
U
صورت هنجار
imbody
U
صورت خارجی
normal form
U
صورت عادی
nominal list
U
صورت اسامی
list of promotiona
U
صورت ترفیعات
long robe
U
صورت کشیده
greasepaint
U
صورت گرتماشاخانه
sentential form
U
صورت جملهای
impanel
U
در صورت نوشتن
nomenelature
U
صورت اسامی
numerator
U
صورت کسر
processionize
U
صورت مجلس
transfiguration
U
تبدیل صورت
apparitions
U
صورت وهمی
programme of work
U
صورت کارها
serials
U
و به صورت سری
apparition
U
صورت وهمی
serial
U
و به صورت سری
sales check
U
صورت فروش
sick list
U
صورت بیماران
similitude
U
شباهت صورت
standard form
U
صورت متعارف
stop list
U
صورت متخلفین
the brush
U
صورت گری
to put in to shape
U
سر و صورت دادن
outward show
U
صورت فاهر
primordial image
U
صورت ازلی
proces verbal
U
صورت مجلس
formed
U
صورت دیس
on foot
U
به صورت پیاده
outside appearance
U
صورت فاهر
pictogram
U
صورت نگاشت
pictograph
U
صورت نگاره
pictography
U
صورت نگاری
form
U
صورت دیس
forgeries
U
صورت سازی
powders
U
پودر صورت
powdering
U
پودر صورت
powder
U
پودر صورت
to take an inventory of
U
صورت دارایی
if possible
U
در صورت توانایی
incarnations
U
صورت خارجی
canonical form
U
صورت متعارفی
breadboard
U
می صورت گیرد
bill of sale
U
صورت فروش
bill of quantities
U
صورت مقداری
bill of material
U
صورت قطعات
bill of goods
U
صورت کالا
bill of exceptions
U
صورت استثنائات
reorganization
U
صورت جدید
isolate
U
به صورت الکتریکی
isolates
U
به صورت الکتریکی
isolating
U
به صورت الکتریکی
at that rate
U
در این صورت
difference tone
U
صورت افتراقی
minutes
U
صورت جلسه
at any rate
U
درهر صورت
minute
U
صورت جلسه
schedules
U
صورت فهرست
carte
U
صورت غذا
celestial body
U
صورت فلکی
forgery
U
صورت سازی
transformation
U
تبدیل صورت
incarnation
U
صورت خارجی
burbling
U
جوش صورت
burbles
U
جوش صورت
burbled
U
جوش صورت
burble
U
جوش صورت
court card
U
صورت :شاه
decrepitation
U
صورت نمکی
conditionality
U
صورت شرطی
complement form
U
صورت متمم
complement form
U
صورت متممی
inventory
U
صورت کالا
inventory
U
صورت اموال
clear text
U
به صورت کشف
certificate of expenditure
U
صورت حساب
certificate of expenditure
U
صورت هزینه
scheduled
U
صورت فهرست
asterism
U
صورت فلکی
constellation
U
صورت فلکی
plural
U
صورت جمع
anyhow
U
در هر صورت بهرجهت
record
U
صورت مذاکرات
portraiture
U
نقاشی از صورت
crackling
U
صورت نمکی
formalism
U
صورت گرایی
accomplishes
U
صورت گرفتن
free list
U
صورت مجانی ها
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com