Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 218 (13 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
isolate
U
به صورت الکتریکی
isolates
U
به صورت الکتریکی
isolating
U
به صورت الکتریکی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
current
U
جریان الکتریکی که مقدار آن به صورت سینوس تغییر میکند
currents
U
جریان الکتریکی که مقدار آن به صورت سینوس تغییر میکند
alternating current
U
جریان الکتریکی که مقدار آن در زمان به ترتیب تغییر میکند و به صورت سینوسی است
watt
U
واحداندازه گیری SI برای توان الکتریکی که به صورت توان تولیدشده در صورت عبور جریان یک آمپر از باری که ولتاژ یک ولت دارد تعریف میشود
watts
U
واحداندازه گیری SI برای توان الکتریکی که به صورت توان تولیدشده در صورت عبور جریان یک آمپر از باری که ولتاژ یک ولت دارد تعریف میشود
printer
U
وسیلهای که داده ورودی به صورت الکتریکی را به صورت قابل خواندن چاپ شده تبدیل میکند
printers
U
وسیلهای که داده ورودی به صورت الکتریکی را به صورت قابل خواندن چاپ شده تبدیل میکند
interference
U
محاسبه داده طبق میدانهای مغناطسی که به صورت الکتریکی تولید شده اند
switch
U
وسیله مکانیکی یا با وضعیت ثابت که به صورت الکتریکی دو یا چند خط را بهم وصل یا قط ع میکند
switched
U
وسیله مکانیکی یا با وضعیت ثابت که به صورت الکتریکی دو یا چند خط را بهم وصل یا قط ع میکند
switches
U
وسیله مکانیکی یا با وضعیت ثابت که به صورت الکتریکی دو یا چند خط را بهم وصل یا قط ع میکند
edp
U
پردازش داده در سطحی گسترده توسط کامپیوترهای دیجیتالی الکترونیکی پردازش داده به صورت الکتریکی
electroluminescent
U
صفحه نمایش مسط ح و سبک که از دو قطعه شیشه پوشیده شده از هادی تشکیل شده است و توسط لایه نازک گاز که در صورت سیگنال الکتریکی به آن اصابت کند روشن میشود
electrostatic
U
ذخیره سازی داده به صورت ناحیههای بار الکتریکی کوچک روی وسیله الکتریکی
Uuencoding
U
روش تبدیل متن و فایل به قالب شبه متن تا به صورت پیام پست الکتریکی ارسال شوند
Other Matches
inventory
U
از چیزی صورت برداشتن صورت ریز مواد اولیه موجودی انبار صورت تحریرترکه متوفی
PSU
U
مدار الکتریکی که حاوی ولتاژ مستقیم است و نیز سطح دلتادی از منبع جریان به سایر مدارهای الکتریکی
locals
U
چاپگری که به صورت فیزیکی به کامپیوتر وصل است و نه به صورت منبع اشتراکی در شبکه
local
U
چاپگری که به صورت فیزیکی به کامپیوتر وصل است و نه به صورت منبع اشتراکی در شبکه
electrical and otherwise
U
الکتریکی و غیر الکتریکی
anti-
U
ماده کائوچویی خاص برای عبور بار الکتریکی ایستا به یک زمین الکتریکی . یک اپراتور ماده را پیش از کنترل اعضای الکترونیکی حساس که ممکن است در اثر الکتریسیته ساکن آسیب ببیند کنترل میکند
plastic bubble keyboard
U
صفحه کلید که کلیدهای آن به صورت حبابهای کوچک روی ورقه پلاستیکی هستند که در صورت انتخاب مدار را کامل می کنند
packets
U
روش ارسال داده روی شبکه گسترده به صورت بستههای کوچک که بعدا به صورت درست سوار می شوند در مرحله دریافت
packet
U
روش ارسال داده روی شبکه گسترده به صورت بستههای کوچک که بعدا به صورت درست سوار می شوند در مرحله دریافت
numeric
U
که در بسیاری صفحه کلیدهای کامپیوتر به صورت گروه جداگانه برای واد کردن حجم زیادی از داده به صورت اعداد به کار می رود
barrage jamming
U
تولید پارازیت به صورت پرده ممانعتی پخش پارازیت به صورت توده وسیع
discretionary
U
آنچه در صورت نیاز لازم و در صورت عدم نیاز زیادی باشد
gas electric generating set
U
مولد برق بنزینی- الکتریکی مولد برق گاز الکتریکی
rom
U
دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان قطعه ROM با فرفیت بالا استفاده میشود. داده به صورت دودویی ذخیره میشود به صورت سوراخهای حکاکی شده روی سطح آن که سپس توسط لیزر خوانده می شوند
line astern
U
صورت بندی ستون هوایی صورت بندی یک ستونه
chargeable accessions
U
استخدام به صورت پرسنل کادر استخدام به صورت پیمانی
dat
U
سیستم ضبط صورت به صورت اطلاعات دیجیتال روی نوار مغناطیسی که تولید مجدد با کیفیت بالا دارد ونیز نوار با فرفیت بالا برای سیستم پشتیبانی
basic
U
بخشی از سرویس ISDN که شامل دو کانال انتقال داده است . که داده را به صورت کیلو بایت در ثانیه ارسال میکند و یک کانال کنترلی دارد که میتواند اطلاعات کنترلی جانبی را به صورت کیلو بایت در ثاینه منتقل کند
basics
U
بخشی از سرویس ISDN که شامل دو کانال انتقال داده است . که داده را به صورت کیلو بایت در ثانیه ارسال میکند و یک کانال کنترلی دارد که میتواند اطلاعات کنترلی جانبی را به صورت کیلو بایت در ثاینه منتقل کند
electrical
U
الکتریکی
electrotechnical
U
الکتریکی
electric
U
الکتریکی
approach formation
U
صورت بندی تقرب به باند صورت بندی تقرب به دشمن
electrolytic iron
U
اهن الکتریکی
discharge
U
تخلیه الکتریکی
electrical conductance
U
رسانایی الکتریکی
charge
U
بار الکتریکی
electromagnet
U
اهنربای الکتریکی
charges
U
بار الکتریکی
static breeze
U
وزش الکتریکی
electromotor
U
محرک الکتریکی
electromigration
U
مهاجرت الکتریکی
electrical analogue
U
مشابهات الکتریکی
electrical angle
U
زاویه الکتریکی
electrical bounding
U
اتصال الکتریکی
electrical breeze
U
وزش الکتریکی
electrolytic capacitor
U
خازن الکتریکی
electrical prospecting
U
کاوش الکتریکی
electrical resistivity
U
مقاومت الکتریکی
electrical
U
سیستم الکتریکی
electrical insulator
U
عایق الکتریکی
electrical schematic
U
نمودار الکتریکی
electrical transcription
U
ضبط الکتریکی
electrical interface
U
تداخل الکتریکی
electrical degree
U
درجه الکتریکی
electrise
U
الکتریکی کردن
electric circuit
U
مدار الکتریکی
electro erosion
U
فرسایش الکتریکی
electrical conduction
U
رسانش الکتریکی
electrical conductivity
U
رسانندگی الکتریکی
electrical conductivity
U
هدایت الکتریکی
spark erossion
U
فرسایش الکتریکی
electrical model
U
مدل الکتریکی
resistors
U
مقاومت الکتریکی
electrode
U
قطب الکتریکی
electrodes
U
قطب الکتریکی
transcription
U
ضبط الکتریکی
transcriptions
U
ضبط الکتریکی
resistor
U
مقاومت الکتریکی
electrolysis
U
تجزیه الکتریکی
circuits
U
اتصال الکتریکی
discharges
U
تخلیه الکتریکی
specific conductance
U
رسانندگی الکتریکی
engine
U
موتورغیر الکتریکی
image
U
تصویر الکتریکی
images
U
تصویر الکتریکی
flux
U
فلوی الکتریکی
voltaism
U
ولتاژ الکتریکی
voltage
U
فشار الکتریکی
voltages
U
فشار الکتریکی
tachogenerator
U
دورسنج الکتریکی
circuits
U
جریان الکتریکی
circuit
U
اتصال الکتریکی
circuit
U
جریان الکتریکی
electrify
U
الکتریکی کردن
electrifying
U
الکتریکی کردن
electrovalency
U
فرفیت الکتریکی
electrovalence
U
فرفیت الکتریکی
electropathy
U
مداوای الکتریکی
electron bombbardment
U
بمباران الکتریکی
electrifies
U
الکتریکی کردن
electrified
U
الکتریکی کردن
dielectric polarization
U
قطبش دی الکتریکی
electrical connections
U
اتصالات الکتریکی
gyro compass
U
قطبنمای الکتریکی
gold contacts
U
اتصالات الکتریکی
gasoline electric
U
بنزین الکتریکی
galvano cautery
U
داغ الکتریکی
conduction
U
رسانایی الکتریکی
flash fuze
U
چاشنی الکتریکی
electromotor
U
موتور الکتریکی
electric resistance
U
مقاومت الکتریکی
electric discharge
U
تخلیه الکتریکی
electric coupling
U
پیوست الکتریکی
electric coupling
U
تزویج الکتریکی
electric control
U
کنترل الکتریکی
electric contact
U
کنتاکت الکتریکی
electric constant
U
ثابت الکتریکی
electric connection
U
اتصال الکتریکی
electric component
U
قطعه الکتریکی
hot seat
U
صندلی الکتریکی
electric primer
U
چاشنی الکتریکی
electric potential
U
پتانسیل الکتریکی
electric machine
U
ماشین الکتریکی
electric shock
U
شوک الکتریکی
electric shocks
U
شوک الکتریکی
electric clock
U
ساعت الکتریکی
all electric
U
تماما" الکتریکی
dielectric viscosity
U
لختی دی الکتریکی
dielectric strength
U
پایدار دی الکتریکی
dielectric stress
U
بار دی الکتریکی
dielectric strain
U
بار دی الکتریکی
dielectric power
U
قدرت دی الکتریکی
capacitance
U
فرفیت الکتریکی
corona discharge
U
تخلیه الکتریکی
conductivity
U
رسانندگی الکتریکی
air dielectric
U
دی الکتریکی هوا
electric apparatus
U
دستگاه الکتریکی
electric arc
U
قوس الکتریکی
electric charge
U
بار الکتریکی
electric bulb
U
لامپ الکتریکی
electric break down
U
شکست الکتریکی
electric brake
U
ترمز الکتریکی
electric balance
U
تعادل الکتریکی
electric attraction
U
جاذبه الکتریکی
electric unit
U
واحدهای الکتریکی
electric tension
U
فشار الکتریکی
electric wave
U
موج الکتریکی
electric traction
U
کشش الکتریکی
electric traction
U
قوه الکتریکی
electric filter
U
صافی الکتریکی
electric flux
U
شار الکتریکی
electroplating
U
ابکاری الکتریکی
electric force
U
نیروی الکتریکی
electric wind
U
باد الکتریکی
electric heater
U
گرم کن الکتریکی
electric equipment
U
تجهیزات الکتریکی
magic eye
U
چشم الکتریکی
electric eye
U
چشم الکتریکی
electric energy
U
انرژی الکتریکی
electric drive
U
محرکه الکتریکی
electric field
U
میدان الکتریکی
electric welding
U
جوشکاری الکتریکی
automatic programming
U
روندی که طی ان کامپیوتر به صورت خودکار برنامه مبدابه زبان برنامه نویسی را به برنامه مقصد به کد ماشین ترجمه میکند برنامه نویسی به صورت خودکار برنامه سازی خودکار
electric chair
U
صندلی اعدام الکتریکی
discharges
U
اخراج تخلیه الکتریکی
low loss ceramics
U
سرامیک با تلفات دی الکتریکی کم
discharge
U
اخراج تخلیه الکتریکی
absolute electrical units
U
واحدهای الکتریکی مطلق
electrical insulation
U
عایق سازی الکتریکی
oil filled cable
U
کابل روغنی الکتریکی
back voltage
U
نیروی ضد محرکه الکتریکی
mechanical energy reservoir
U
منبع انرژی الکتریکی
pelorus
U
پایه قطبنمای الکتریکی
photoelectric reader
U
خواننده فتو الکتریکی
electric horsepower
U
اسب بخار الکتریکی
portable electric tool
U
ابزار الکتریکی دستی
collector
U
جاروی الکتریکی جارو
electrical double layer
U
لایه مضاعف الکتریکی
echo sounding machine
U
عمق یاب الکتریکی
residual charge
U
بار الکتریکی مانده
rheostat
U
جنبه مقاومت الکتریکی
permitivity
U
نفوذ پذیری الکتریکی
shielded arc welding
U
جوشکاری قوسی الکتریکی
electrolytical
U
مربوط به افسادیاتحلیل الکتریکی
brainwave
U
موج الکتریکی مغز
dielectric resistance
U
مقدار مقاومت دی الکتریکی
connector
U
مین مسیر الکتریکی
contacts
U
اتصال الکتریکی برخورد
contacting
U
اتصال الکتریکی برخورد
contacted
U
اتصال الکتریکی برخورد
conservation of charge
U
بقای بار الکتریکی
contact
U
اتصال الکتریکی برخورد
contact potential
U
فشار الکتریکی تماسی
full-load adjustment screw
پیچ تنظیم الکتریکی
terminal
U
نقطه اتصال الکتریکی
dielectric power factor
U
ضریب قدرت دی الکتریکی
dielectric phase angle
U
زاویه فاز دی الکتریکی
specific electrical conductivity
U
هدایت الکتریکی مخصوص
dielectric loss factor
U
ضریب اتلاف دی الکتریکی
dielectric loss angle
U
زاویه اتلاف دی الکتریکی
voltage drop
U
افت فشار الکتریکی
voltage source
U
منبع فشار الکتریکی
voltage stability
U
ثبات فشار الکتریکی
voltage stabilization
U
تثبیت فشار الکتریکی
coupler plug
U
دوشاخه وسایل الکتریکی
brainwaves
U
موج الکتریکی مغز
terminals
U
نقطه اتصال الکتریکی
constant voltage
U
فشار الکتریکی ثابت
electromotive force
U
نیروی محرکه الکتریکی
lead
U
سیر هدایت الکتریکی
electric field strength
U
شدت میدان الکتریکی
galvano cautery
U
داغ کردن الکتریکی
electric flux density
U
چگالی شار الکتریکی
leads
U
سیر هدایت الکتریکی
ignition voltage
U
فشار الکتریکی احتراق
a dedicated wiring circuit
U
یک مدار الکتریکی اختصاصی
biases
U
سطح مرجع الکتریکی
bias
U
سطح مرجع الکتریکی
conduction
U
رسانش الکتریکی هدایت
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com