English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
right out <idiom> U به شکلی که هیچ چیز پنهان نباشد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
cover one's tracks <idiom> U پنهان کردن یا نگفتن اینکه شخصی کجا بوده (پنهان کاری کردن)
hitting U داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hits U داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hit U داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
cache memory U مدار منط قی که زمان ذخیره سازی داده در حافظه پنهان و نیز زمان دستیابی به داده در خافظه پنهان و زمان دستیابی به رسانه کند تر را مشخص میکند
cache U مدار منط قی که زمان ذخیره سازی داده در حافظه پنهان و نیز زمان دستیابی به داده در خافظه پنهان و زمان دستیابی به رسانه کند تر را مشخص میکند
caches U مدار منط قی که زمان ذخیره سازی داده در حافظه پنهان و نیز زمان دستیابی به داده در خافظه پنهان و زمان دستیابی به رسانه کند تر را مشخص میکند
distortions U کج شکلی
informity U بی شکلی
monotropy U تک شکلی
conformity U هم شکلی
deformation U بد شکلی
triform U سه شکلی
dimorphism U دو شکلی
isodimorphism U هم دو شکلی
amorphism U بی شکلی
for love or money <idiom> U به هر شکلی
distortion U کج شکلی
formlessness U بی شکلی
unification U یک شکلی
trimorphous U سه شکلی
trimorphism U سه شکلی
trial on technicalities U رسیدگی شکلی
judgment on procedural matters U حکم شکلی
(the) size of it <idiom> U به شکلی که است
judgment on technicalities U حکم شکلی
procedural law U قانون شکلی
multiform U چند شکلی
trial on procedural matters U رسیدگی شکلی
trimorph U سه شکلی سه وجهی
isodimorphism U تقارن دو شکلی
allotropy U چند شکلی
figural aftereffect U رد حسی شکلی
deformation U دگر شکلی
figural openness U گشودگی شکلی
form utility U مطلوبیت شکلی
unification U یگانگی یک شکلی
allotriomorphism U چند شکلی
allotropism U چند شکلی
modal dispersion U شکلی از پراکندگی پالس ها
crystal allotropy U چند شکلی بلور
to be on the safe side U باقی نباشد
at least U هیچ نباشد
unrepresentative U کسیکهداراینظراتعمومیوعام نباشد
triskelion U شکلی مرکب از سه پره یا سه انشعاب
For all we know he may be living . U از کجامعلوم که زند ؟ نباشد
not too expensive U خیلی گران نباشد.
low priority work U کاری که مهم نباشد
inadmissibly U چنانکه روایاجایز نباشد
impasse U حالتی که از ان رهایی نباشد
baluster-side U [شکلی شبیه بالشتک پیچیده شده]
triskele U شکلی مرکب ازسه پره یا سه انشعاب
isodimorphism U تقارن و هم شکلی بین دو چیز دوشکل
figurine algebraic notation U ثبت جبری و شکلی حرکات شطرنج
guard cell U یکی از دو سلول لوبیایی شکلی که منافذ
to not give a toss about something [British E] U برایشان اصلا مهم نباشد.
The shell does not always contain a pearl. <proverb> U همیشه در صدف گوهر نباشد .
inexpressively U چنانکه زبان دار نباشد
indefensibly U چنانکه دفاع بردار نباشد
extraneously U چنانکه وابسته بموضوع نباشد
square peg in a round hole <idiom> U شخصی که مناسب کاری نباشد
unless otherwise agreed U اگر توافق دیگری نباشد
simple U آنچه پیچیده یا مشکل نباشد
simpler U آنچه پیچیده یا مشکل نباشد
simplest U آنچه پیچیده یا مشکل نباشد
to not give a hoot in hell for something U برایشان اصلا مهم نباشد.
to not give a stuff about something [British E] U برایشان اصلا مهم نباشد.
charted U شکلی که اطلاعات را به صورت خط وط و بلاکهاو... بیان میکند
quincunx U شکلی دارای پنج واحد یا نفش یکجور
charting U شکلی که اطلاعات را به صورت خط وط و بلاکهاو... بیان میکند
streamlining U دارای شکلی که مقاومت هوارا در مقابل ان کم کند
charts U شکلی که اطلاعات را به صورت خط وط و بلاکهاو... بیان میکند
streamlines U دارای شکلی که مقاومت هوارا در مقابل ان کم کند
streamline U دارای شکلی که مقاومت هوارا در مقابل ان کم کند
chart U شکلی که اطلاعات را به صورت خط وط و بلاکهاو... بیان میکند
What does he look like? U او [مرد] چه شکلی به نظر می آید؟ [شکل ظاهری]
foreshortening U نمایش خطوط واقعی شکلی بصورت کوچک تر
pleomorphic U چند شکلی دارای اشکال وصور مختلف
Just sign here and leave at that . U اینجا را امضاء کن ودیگر کارت نباشد
null U لیستی که حاوی هیچ چیز نباشد
other things being equal U اگر برای چیزهای دیگر نباشد
sinecure U هر شغلی که متضمن مسئولیت مهمی نباشد
sinecures U هر شغلی که متضمن مسئولیت مهمی نباشد
rigid U یک چیز محکم که قبل خم شدن نباشد
illegal U دستور برنامهای که در قواعد زیان نباشد
humeral veil U پارچه مستطیل شکلی که کشیشان بر روی شانه می اندازند
trommel U غربال سیمی استوانه شکلی مخصوص سنگ معدن
capital expenditure U هزینهای که فایده اش محدود به یک دوره مالی نباشد
poll degree U درجهای که از دانشگاه بگیرندولی با امتیازویژهای توام نباشد
i speak under correction U انچه می گویم ممکن است درست نباشد
relevantly U بطور مناسب یامربوط چنانکه بیربط نباشد
no man's land U سرزمین میان دو کشور که متعلق به هیچ یک از ان دو نباشد
factories U قیمتی که حاوی حمل و نقل ازکارخانه نباشد
If anything ,it is more expensive. U اگر گرانتر نباشد مسلما" ارزانتر نیست
factory U قیمتی که حاوی حمل و نقل ازکارخانه نباشد
to not give a shit about something U برای چیزی اصلا مهم نباشد. [اصطلاح رکیک]
figure آنچه کاملا درست نباشد ولی نزدیک باشد
figures U آنچه کاملاگ درست نباشد ولی نزدیک به آن باشد
figuring U آنچه کاملاگ درست نباشد ولی نزدیک به آن باشد
an insolvent estate U دارایی یا ملکی که برای پرداخت بدهی بسنده نباشد
machine address U مقدار یک عبارت که تحت تاثیر جابجایی در برنامه نباشد
gentelmen's agreement U کلیه توافقهایی که مستند به اسنادرسمی و امضا شده نباشد
She is forty if a day . U چهل سال راشیرین دارد ( اگر بیشتر نباشد )
to not give a smeg about something [British E] U برای چیزی اصلا مهم نباشد. [اصطلاح رکیک]
dentil-band U [بخش مستطیلی شکلی از لایه ی گچ بری شده در قسمتی از پیشانی سرستون]
chart U شکلی که نرخ ها در آن به صورت قط عاتی از دایره نشان داده شده اند
pausal form U دردستور عبری شکلی که کلمه هنگام ایست درجمله پیدا میکند
charting U شکلی که نرخ ها در آن به صورت قط عاتی از دایره نشان داده شده اند
charted U شکلی که نرخ ها در آن به صورت قط عاتی از دایره نشان داده شده اند
bravo, pattern U شکلی که حرارت سنج اب درعمق کمتر از 001 فاتوم نشان میدهد
charts U شکلی که نرخ ها در آن به صورت قط عاتی از دایره نشان داده شده اند
to not give a damn about something [somebody] U برای چیزی [کسی] اصلا مهم نباشد. [اصطلاح روزمره]
bracket U رویارویی در مسابقه حذفی حرکت برای ساختن شکلی بصورت پرانتز روی یخ
What You See Is All You Get U برنامهای که خروجی صفحه نمایش آن به صورت دیگر قابل چاپ نباشد.
vertical diagraph U شکلی از سیستم رمز دو حرفی است که یک حرف بالا و یکی پایین نوشته میشود
purchase U هر نوع انتقال مال غیرمنقول که ناشی از ارث یاامر امر قانونی نباشد
unpriced U درباب چیزی گفته میشودکه بهای ان معلوم نشده یابصورت بهادران نباشد
lap U ترکیب رنگهای چاپ شده به طوری که هیچ فاصلهای بین آنها نباشد
lapped U ترکیب رنگهای چاپ شده به طوری که هیچ فاصلهای بین آنها نباشد
purchased U هر نوع انتقال مال غیرمنقول که ناشی از ارث یاامر امر قانونی نباشد
unformatted U 1-فایل متن که حاوی هیچ دستور فرمت , حاشیه یا نحوه نوشتن نباشد.2-
purchases U هر نوع انتقال مال غیرمنقول که ناشی از ارث یاامر امر قانونی نباشد
stratus U لایه یکنواخت و یک شکلی ازابرهای کم ارتفاع وخاکستری رنگ که از سطح زمین بخوبی دیده میشوند
phillips curve U شکلی غیرخطی بوده و در حقیقت نشان میدهد که یک رابطه جانشینی بین تورم و بیکاری وجود دارد
ideology U بحث و گفتگو در موردافکار و عقاید فکری که ابتدا"ابراز شده و نتیجه مسائل قبلی نباشد
ideologies U بحث و گفتگو در موردافکار و عقاید فکری که ابتدا"ابراز شده و نتیجه مسائل قبلی نباشد
abstruse U پنهان
hugger mugger U پنهان
hidden line U خط پنهان
perdu or due U پنهان
occult U پنهان
perdue U پنهان
perdu U پنهان
ram cache U RA پنهان
latent U پنهان
cryptical U پنهان
backdoor U پنهان
delitescent U پنهان
jackes U پنهان
veiled U پنهان
cryptically U پنهان
cryptic U پنهان
benined the curtain U پنهان
acrostolium U [قسمتی از دماغه کشتی در ناو جنگی باستان مه معمولا مدور، مارپیچ یا شکلی شبیه حیوانات داشته است.]
stacked U پیام خطا که وقتی نمایش داده میشود که حافظه خالی در کامپیوتر نباشد درصد نیاز برنامه
stack U پیام خطا که وقتی نمایش داده میشود که حافظه خالی در کامپیوتر نباشد درصد نیاز برنامه
stacks U پیام خطا که وقتی نمایش داده میشود که حافظه خالی در کامپیوتر نباشد درصد نیاز برنامه
to absent oneself U پنهان شدن
obreption U پنهان روی
concealable U پنهان کردنی
crypianalysis U پنهان کاری
memory cache U حافظه پنهان
to be in hiding U پنهان بودن
by end U قصد پنهان
hidden inflation U تورم پنهان
sweep under the rug <idiom> U پنهان کردن
lay low <idiom> U پنهان کردن
closeted U پنهان کردن
under cover <idiom> U پنهان شدن
cover up <idiom> U پنهان کاربدواشتباه
Just between you and me. . . U از شما چه پنهان …
to lie hid U پنهان ماندن
to keep dark U پنهان ماندن
to be in hiding U پنهان ماندن
cryptography U پنهان شناسی
inapparent U ناپیدا پنهان
i hid my self U را پنهان کردم
hideousness U پنهان بودن
hidden unemployment U بیکاری پنهان
hidden surface U سطح پنهان
hidden objects U اشیاء پنهان
hidden line removal U حذف خط پنهان
hidden file U فایل پنهان
hidden codes U کدهای پنهان
encrypt U پنهان کردن
latescent U پنهان شونده
disguised underemployment U کم کاری پنهان
insconce U پنهان شدن
disguised unemployment U بیکاری پنهان
eloign U پنهان کردن
hickok belt U پنهان شدن
dissimulating U پنهان کردن
conceals U پنهان کردن
booby-traps U پنهان تله
booby-trapping U پنهان تله
booby-trapped U پنهان تله
booby-trap U پنهان تله
booby trap U پنهان تله
shadow U پنهان کردن
fudge U پنهان شدن
fudged U پنهان شدن
closet U پنهان کردن
absconds U پنهان شدن
absconding U پنهان شدن
absconded U پنهان شدن
abscond U پنهان شدن
fudging U پنهان شدن
fudges U پنهان شدن
shadowed U پنهان کردن
secreting U پنهان کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com