Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 304 (14 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
right face
U
به راست راست
right turn
U
به راست راست
turnabout
U
به راست راست
turnabouts
U
به راست راست
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
offside
U
سمت راست اسب
truthfully
U
صادق راست
truthful
U
صادق راست
bolt
U
: راست بطورعمودی
bolted
U
: راست بطورعمودی
bolting
U
: راست بطورعمودی
bolts
U
: راست بطورعمودی
enhance
U
دریک IBM PC صفحه کلید یا ردیفی از کلیدها در بالای صفحه کلید به همراه مجموعه کلیدهای عدد جداگانه در سمت راست
enhanced
U
دریک IBM PC صفحه کلید یا ردیفی از کلیدها در بالای صفحه کلید به همراه مجموعه کلیدهای عدد جداگانه در سمت راست
enhances
U
دریک IBM PC صفحه کلید یا ردیفی از کلیدها در بالای صفحه کلید به همراه مجموعه کلیدهای عدد جداگانه در سمت راست
enhancing
U
دریک IBM PC صفحه کلید یا ردیفی از کلیدها در بالای صفحه کلید به همراه مجموعه کلیدهای عدد جداگانه در سمت راست
arithmetic
U
داده یا کلمهای که در ثبات یک بیت به چپ یا راست انتقال داده میشود و بیت انتها را از دست میدهد
counterclockwise
U
حرکت از راست به چپ
indent
U
شروع و یا حرکت دادن یک متن به اندازه تعدادی فاصله از لبه چپ یا راست ابتدای کاغذ
indenting
U
شروع و یا حرکت دادن یک متن به اندازه تعدادی فاصله از لبه چپ یا راست ابتدای کاغذ
indents
U
شروع و یا حرکت دادن یک متن به اندازه تعدادی فاصله از لبه چپ یا راست ابتدای کاغذ
off
U
خارج از محدوده مدافع خط مربوط به سمت راست زمین کریکت سمت راست اسب مسیر خیس و کندکننده سرعت
direct
U
مستقیم راست راهنمایی کردن
directed
U
مستقیم راست راهنمایی کردن
directs
U
مستقیم راست راهنمایی کردن
true
U
راست
truer
U
راست
truest
U
راست
washout
U
باقی گذاشتن میلههای 1 و 2و01 برای راست دست و 1 و3 و 7 برای چپ دست
washouts
U
باقی گذاشتن میلههای 1 و 2و01 برای راست دست و 1 و3 و 7 برای چپ دست
right hander
U
ادم راست دست
right-hander
U
ادم راست دست
right-handers
U
ادم راست دست
right-hand
U
واقع در دست راست
green light
U
چراغ سمت راست
right wing
U
جناح راست
right-wing
U
جناح راست
reef knot
U
گره راست
reef knots
U
گره راست
foolproof
U
ادم ساده لوح و رک و راست محفوظ از حماقت وکارهای احمقانه
shift
U
جابجایی ریاضی راست داده در کلمه
shift
U
دستور کامپیوتر برای جابجایی محتوای ثبات به چپ یا راست
shift
U
در یک ثبات کلمه یا داده که یک بیت به چپ یا راست منتقل میشود و بیت انتها از بین می رود
shift
U
جابجایی داده به چپ یا راست در یک کلمه , بیتهایی که از مرز کلمه خارج می شوند نادیده گرفته می شوند محلهای خالی با صفر پر می شوند
shift
U
جابجایی معین بیتهای کلمه به چپ یا راست .
shifted
U
جابجایی ریاضی راست داده در کلمه
shifted
U
دستور کامپیوتر برای جابجایی محتوای ثبات به چپ یا راست
shifted
U
در یک ثبات کلمه یا داده که یک بیت به چپ یا راست منتقل میشود و بیت انتها از بین می رود
shifted
U
جابجایی داده به چپ یا راست در یک کلمه , بیتهایی که از مرز کلمه خارج می شوند نادیده گرفته می شوند محلهای خالی با صفر پر می شوند
shifted
U
جابجایی معین بیتهای کلمه به چپ یا راست .
shifts
U
جابجایی ریاضی راست داده در کلمه
shifts
U
دستور کامپیوتر برای جابجایی محتوای ثبات به چپ یا راست
shifts
U
در یک ثبات کلمه یا داده که یک بیت به چپ یا راست منتقل میشود و بیت انتها از بین می رود
shifts
U
جابجایی داده به چپ یا راست در یک کلمه , بیتهایی که از مرز کلمه خارج می شوند نادیده گرفته می شوند محلهای خالی با صفر پر می شوند
shifts
U
جابجایی معین بیتهای کلمه به چپ یا راست .
directly
U
سر راست
zone
U
محل متن در سمت چپ حاشیه راست متن کلمه پرداز , اگر کلمهای به درستی در انتهای خط جا نشود , یک فضای خالی به صورت خودکار ایجاد میشود
zones
U
محل متن در سمت چپ حاشیه راست متن کلمه پرداز , اگر کلمهای به درستی در انتهای خط جا نشود , یک فضای خالی به صورت خودکار ایجاد میشود
right
U
راست
right
U
درسمت راست
right
U
شرح ما وقع نمایندگان جناح راست اصلاح کردن
right
U
جابجایی یک بخش از داده یک بیت به راست
right
U
ایجاد حاشیه سمت راست به طوری که متن به صورت صاف قرار گیرد
right
U
دکمه سمت راست از Mouse با دو یا سه کلید
right
U
منوی کوچک ای که وقتی فاهر میشود که دگمه سمت راست Mouse با دو کلید را انتخاب کنید
righted
U
راست
righted
U
درسمت راست
righted
U
شرح ما وقع نمایندگان جناح راست اصلاح کردن
righted
U
جابجایی یک بخش از داده یک بیت به راست
righted
U
ایجاد حاشیه سمت راست به طوری که متن به صورت صاف قرار گیرد
righted
U
دکمه سمت راست از Mouse با دو یا سه کلید
righted
U
منوی کوچک ای که وقتی فاهر میشود که دگمه سمت راست Mouse با دو کلید را انتخاب کنید
righting
U
راست
righting
U
درسمت راست
righting
U
شرح ما وقع نمایندگان جناح راست اصلاح کردن
righting
U
جابجایی یک بخش از داده یک بیت به راست
righting
U
ایجاد حاشیه سمت راست به طوری که متن به صورت صاف قرار گیرد
righting
U
دکمه سمت راست از Mouse با دو یا سه کلید
righting
U
منوی کوچک ای که وقتی فاهر میشود که دگمه سمت راست Mouse با دو کلید را انتخاب کنید
candid
U
راست
vertical
U
در زاویه راست نسبت به افق
dextrose
U
گلوکز راست گرد
borrow
U
ضربه زدن روی چمن نرم به سمت چپ یا راست یا مستقیم
borrowed
U
ضربه زدن روی چمن نرم به سمت چپ یا راست یا مستقیم
borrows
U
ضربه زدن روی چمن نرم به سمت چپ یا راست یا مستقیم
LSD
U
رقمی که محل سمت راست عدد را اشغال میکند و کمترین توان را دارد
grid
U
سیستم مربعهای شمارش شده که در رسم کمک میکند. ماتریس خط وط در زاویه راست که امکان مکان دهی ساده نقاط را فراهم میکند
grids
U
سیستم مربعهای شمارش شده که در رسم کمک میکند. ماتریس خط وط در زاویه راست که امکان مکان دهی ساده نقاط را فراهم میکند
square
U
راست حسینی
squared
U
راست حسینی
squares
U
راست حسینی
squaring
U
راست حسینی
immediate
U
دستور کامپیوتری که عملوند در دستور راست و نه آدرس محل عملوند
rectum
U
راست روده
rectums
U
راست روده
print
U
کلید مخصوص در سمت راست و بالای صفحه کلید که تحت DOS حروف صفحه نمایش را به چاپگر منتقل میکند
printed
U
کلید مخصوص در سمت راست و بالای صفحه کلید که تحت DOS حروف صفحه نمایش را به چاپگر منتقل میکند
prints
U
کلید مخصوص در سمت راست و بالای صفحه کلید که تحت DOS حروف صفحه نمایش را به چاپگر منتقل میکند
outspoken
U
رک و راست
text
U
متن ای که مرتب نشده است . متنی که درحاشیه راست دندانه دار باشد
texts
U
متن ای که مرتب نشده است . متنی که درحاشیه راست دندانه دار باشد
rectilinear
U
راست خطی
stand
U
راست شدن
rectangle
U
راست گوشه
rectangle
U
راست گوش
Other Matches
dexiotropic
U
واقع در طرف راست بکار برندهء دست راست راست دست
dexiotropous
U
واقع در طرف راست بکار برندهء دست راست راست دست
attention to port
U
احترام به سمت چپ یا راست کشتی افراد نظر به راست یاچپ ناو
The main road bears to the right.
U
این جاده اصلی به کمی راست
[مورب در سمت راست]
ادامه دارد.
bi directional
U
چاپگری که میتواند حروف را از چپ به راست و از راست به چپ با توجه به حرکت نوک به جلو و عقب روی صفحه چاپ کند.
one two
U
ضربههای چپ و راست ضربه چپ با هوک راست
plain dealing
U
معامله راست حسینی راست باز
To lead an idle life.
U
راست راست راه رفتن ( ول بیکار )
orthotropous
U
دارای تخمک راست راست اسه
half face
U
نیم به راست راست یانیم به چپ چپ
columnleft
U
فرمان ستون به چپ چپ یا به راست راست
underhook
U
گرفتن سر حریف با دست راست دست چپ زیر بازوی راست حریف قلاب و با حرکت قدرتی حریف را از بغل به روی تشک پرت کردن
right justify
U
هم تراز کردن از راست تنظیم کردن از راست
side step
U
فرمان یک قدم به چپ یا به راست برداشتن یک قدم به چپ یا به راست
guide left
U
فرمان نفر راهنما به راست یابه چپ فرمان نفر هادی به راست یا چپ
half left
U
فرمان نیم به چپ چپ یا نیم به راست راست
up front
U
رک و راست
pricks
U
راست
wrapover top
U
راست
plumply
U
سر راست
rectilineal
U
راست خط
wrapover skirt
U
راست
four-square
U
رک و راست
blankly
U
سر راست
erect
U
راست
wrapover dress
U
راست
uninhibited
U
رک و راست
pricking
U
راست
pricked
U
راست
right back
U
بک راست
straight
U
راست
straighter
U
راست
straightest
U
راست
straightforward
U
راست
straightforward
U
رک سر راست
straightish
U
سر راست
bolt upright
U
راست
bee line
U
خط راست
prick
U
راست
vertically
U
راست
apeak
U
راست
sheer
U
یک راست
right footed
U
راست پا
dextrogyrous
U
راست بر
erected
U
راست
forthrights
U
سر راست
vertical beam
U
راست رو
freehearted
U
رک و راست
upright
U
راست
wooden
U
راست
plain spoken
U
یر راست
on end
U
راست
plain dealing
U
راست
erects
U
راست
straightish
U
راست
beeline
U
خط راست
erecting
U
راست
dextrorotatory
U
راست بر
right turn
U
براست راست
orthodoxy
U
راست دینی
rightable
U
راست شدنی
right flank
U
جناح راست
right wing to ward
U
دست راست
roll
U
انحراف به چپ یا راست
rolled
U
انحراف به چپ یا راست
rolls
U
انحراف به چپ یا راست
verities
U
سخن راست
right wing toward
U
دست راست
right flank
U
سمت راست
right handedness
U
راست دستی
right handed
U
راست گرد
verity
U
سخن راست
right handed
U
در سمت راست
sincere
U
راست نما
orthodoxies
U
راست دینی
right handed rotation
U
گردش به راست
right incline
U
میل به راست
rectangular
U
راست گوشه
right-angled
U
راست گوشه
right oblique march
U
میل به راست رو
erective
U
راست کننده
right halfback
U
هافبک راست
right half back
U
نگهبان راست
right handed
U
راست دست
open heartedness
U
راست بازی
erectile
U
راست کردنی
erectile
U
راست شدنی
outside right
U
گوش راست
partially true
U
تا یک اندازه راست
partially true
U
فی الجمله راست
dextrosal
U
راست گرد
dextrorotatory
U
راست گردان
dextrogyrous
U
راست گردان
orthotropism
U
راست رویی
eton collan
U
یقه راست
eyes right
U
نظر به راست
orthognathous
U
راست ارواره
ingenuousness
U
راست بازی
in round numbers 00
U
سر راست 001تا
orthogonal
U
راست گوشه
orthoptera
U
راست بالان
grape sugar
U
گلوکز راست بر
orthopteran
U
راست بال
fastigiate
U
راست بالارونده
dextrality
U
راست برتری
dextrad
U
راست سویه
dexter
U
در طرف راست
rectification
U
راست گردانی
as the crow files
U
بخط راست
antiform
U
شکل راست
rectus
U
ماهیچه راست
right angled
U
راست گوشه
right angled parallelogram
U
راست گوشه
ragged right
U
راست ناهموار
right arm
U
دست راست
starboard
U
سمت راست
backstitch
U
کوک چپ و راست
battery left
U
رگبار از راست یا از چپ
orthopterous
U
راست بال
deskew
U
راست کردن
deasil
U
طرف راست
point device
U
کاملا راست
prick eared
U
راست گوش
cross brace
U
بادبند چپ و راست
prink
U
راست کردن
ragged left alignment
U
هم ترازی راست
clockwise rotation
U
گردش به راست
right justification
U
هم ترازی راست
right hand
U
دست راست
righting lever
U
اهرم راست کن
to come to good
U
راست امدن
Is it true that. . . ?
U
راست است که ...؟
A straightforward answer.
U
جواب سر راست
come clean
<idiom>
U
راست گفتن
the parting on the right
U
فرق سر به راست
truthful
<adj.>
U
راست
[با حقیقت]
To become straight.
U
راست شدن
right atrium
U
آتریوم راست
to sit up
U
راست نشستن
to spoke the t.
U
راست گفتن
to tell the truth
U
راست گفتن
verisimilitude
U
راست نمایی
to turn left
[right]
U
به چپ
[راست]
پیچیدن
on the right
<adv.>
U
سمت راست
to the right
<adv.>
U
سمت راست
rotation in a clockwise direction
U
گردش به راست
hard shouder
U
شانه راست
right
<adv.>
U
سمت راست
to make a turn to the left
[right]
U
به چپ
[راست]
پیچیدن
it never rains but it pours
<idiom>
U
چپ و راست بد آوردن
set right
U
راست کردن
Z-twist
[Z-spun]
U
راست تاب
round unvarnished tale
U
راست حسینی
erecting
U
راست کردن
straight out
U
راست حسینی
straightening
U
راست کردن
straight bow
U
کمان راست
cross-brace
U
بادبند چپ و راست
erect
U
راست کردن
speak the trurh
U
راست گفتن
righty
U
راست دست
straightened
U
راست کردن
erected
U
راست کردن
round unvarnished tale
U
حرف سر راست
simon pure
U
راست حسینی
erects
U
راست کردن
unbend
U
راست کردن
unbends
U
راست کردن
straighten
U
راست کردن
unbent
U
راست کردن
straightens
U
راست کردن
sheer
U
راست تند
rightmost
U
راست ترین
upends
U
راست نشاندن
rectangles
U
راست گوش
rightmost
U
سمت راست
rightism
U
راست گرایی
sit up
U
راست نشستن
straight stairs
U
پلکان راست
rectangles
U
راست گوشه
upending
U
راست نشاندن
upended
U
راست نشاندن
upend
U
راست نشاندن
off drive
U
ضربه به سمت راست
right handedness
U
دست راست برتری
right triangle
U
مثلث راست گوشه
righting moment
U
گشتاور راست کننده
rightward shift
U
انتقال به طرف راست
right wing forward
U
پیشرو دست راست
right wing of army
U
پهلوی راست میمنه
right justified
U
هم تراز شده از راست
right justify
U
هم تراز کردن از راست
orthorhomobic system
U
دستگاه راست گوشه
rhombic system
U
دستگاه راست گوشه
No left
[right]
turn!
U
گردش به چپ
[راست]
ممنوع!
upstanding
U
سر راست خوش هیکل
rear takedown with inside singleleg & kn
U
زیریک خم اقل از راست
rectangular power
U
قدرت راست روی
rectangularly
U
بشکل راست گوشه
up end
U
راست نشاندن یا واداشتن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com