English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
profit maximization U به حداکثر رسانیدن سود
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
maximization U به حداکثر رسانیدن
sale maximization U به حداکثر رسانیدن فروش ماکزیمم فروش
utility maximization U به حداکثر رسانیدن مطلوبیت
Other Matches
depleting U به ته رسانیدن
depletes U به ته رسانیدن
depleted U به ته رسانیدن
deplete U به ته رسانیدن
max min system U سیستم حداکثر و حداقل سیستم انبارداری که در ان حداقل و حداکثر موجودی تعیین میگردد
dont U بپایان رسانیدن
to do harm U زیان رسانیدن
to follow out U بپایان رسانیدن
remitted U پول رسانیدن
finish U بپایان رسانیدن
to put to death U بقتل رسانیدن
finishes U بپایان رسانیدن
remits U پول رسانیدن
minimization U به حداقل رسانیدن
d. of a message U رسانیدن پیغام
remit U پول رسانیدن
insolate U درافتاب رسانیدن
disserve U ازار رسانیدن
remitting U پول رسانیدن
to do somebody harm U به کسی زیان رسانیدن
to word up U کم کم درست کردن کم کم رسانیدن
give assent to U به توشیح ملوکانه رسانیدن
maximal oxygen consumption U حداکثر اکسیژن مصرفی بیشینه اکسیژن مصرفی حداکثر توان هوازی
maximal aerobic power U بیشینه اکسیژن مصرفی حداکثر اکسیژن مصرفی حداکثر توان توازی
maximal oxygen uptake U حداکثر اکسیژن مصرفی بیشینه اکسیژن مصرفی حداکثر توان هوازی
prove U استدلال کردن به اثبات رسانیدن
proves U استدلال کردن به اثبات رسانیدن
proved U استدلال کردن به اثبات رسانیدن
dost U بپایان رسانیدن تمام کردن
achieved U انجام دادن بانجام رسانیدن
achieves U انجام دادن بانجام رسانیدن
achieving U انجام دادن بانجام رسانیدن
achieve انجام دادن [بانجام رسانیدن]
capacity cost U هزینه تولید وقتی که واحدتولید کننده حداکثر فرفیت خودرا برای تولید به کار برد هزینه تولید با حداکثر فرفیت
not to have a prayer of achieving something U کمترین شانس هم برای بانجام رسانیدن چیزی رانداشتن
civilian supply U امور اماد غیرنظامی رسانیدن اماد به غیرنظامیان در منطقه
maximal U حداکثر
uttermost U حداکثر
peaking U حداکثر
outsides U حداکثر
outside U حداکثر
peak U حداکثر
maximum U حداکثر
peaks U حداکثر
endurance U حداکثر
maximum profit U حداکثر سود
intensity maximum U حداکثر شدت
maximum price U حداکثر بها
maximum frequency U فرکانس حداکثر
maximum prr ermissible U مجاز حداکثر
maximum slope U حداکثر شیب
flat out U حداکثر سرعت
flank speed U حداکثر سرعت
maximum of intensity U حداکثر شدت
maximum ratings U مقدار حداکثر
full bore U حداکثر تلاش
full speed U حداکثر سرعت
global maximum U حداکثر مطلق
maximum power demand U مصرف حداکثر
maximum limited stress U تنش حداکثر
maximum density U حداکثر تراکم
maximum moment U حداکثر لنگر
maximum demand U بار حداکثر
maximum deviation U انحراف حداکثر
maximum output U خروجی حداکثر
peak current U جریان حداکثر
maximum current U جریان حداکثر
maximum available powere U توان حداکثر
maximum gain U تقویت حداکثر
maximum detector U اشکارساز حداکثر
maximum performance U عملکرد حداکثر
maximal U وابسته به حداکثر
maximum load U بار حداکثر
maximum energy U انرژی حداکثر
maximum efficiency U راندمان حداکثر
maximum efficiency U حداکثر کارائی
maximum performance U کارایی حداکثر
maximum duration U زمان حداکثر
maximum amplitude U دامنه حداکثر
maximum capacity U فرفیت حداکثر
maximum value U مقدار حداکثر
maximum deflection U انحراف حداکثر
peak output U حداکثر تولید
peak speed U حداکثر سرعت
high tide U حداکثر مد دریا
peak voltage U ولتاژ حداکثر
price ceilings U حداکثر قیمت
high tides U حداکثر مد دریا
wage ceiling U حداکثر دستمزد
payload U حداکثر بار
submaximal U زیر حداکثر
supercharge U خرج حداکثر
peaks U حداکثر کاکل
peaking U حداکثر کاکل
payloads U حداکثر بار
peak U حداکثر کاکل
peak load U بار حداکثر
peak load U حداکثر بار
relative maximum U حداکثر نسبی
maximum thermometer U گرماسنج حداکثر
optimum height U حداکثر ارتفاع
peak demand U حداکثر تقاضا
maximum speed U حداکثر سرعت
maximum work U کار حداکثر
maximum landing weight U حداکثر وزن فرود
utmost good faith U حداکثر حسن نیت
maximum light transmission U انتقال نور حداکثر
maximum natality U حداکثر زاد و ولد
maximum liklihood method U روش حداکثر احتمال
maximum input frequency U فرکانس ورودی حداکثر
at full blast <adv.> U در حداکثر قدرت یا شدت
full blast <adv.> U در حداکثر قدرت یا شدت
maximum load U بار گذاری حداکثر
maximum modulating frequency U فرکانس حداکثر مدولاسیون
maximum wavelength U طول موج حداکثر
maximum operating voltage U ولتاژ کار حداکثر
maximum probility detection U تعیین احتمال حداکثر
maxvo U حداکثر توان هوازی
maxvo U حداکثر اکسیژن مصرفی
maximum ratings U مقدار نامی حداکثر
maximum reverse r.m.s. voltage U ولتاژ سد موثر حداکثر
maximum temperature U درجه حرارت حداکثر
maximum take off weight U حداکثر وزن برخاستن
maximum scattering angle U زاویه پراکندگی حداکثر
maximum power operation U کار با توان حداکثر
maximum power gain U تقویت توان حداکثر
maximum permissible voltage U ولتاژ مجاز حداکثر
ultimate bearing capacity U حداکثر فشار متحمل پی
maximum output voltage U ولتاژ خروجی حداکثر
traffic peak U حداکثر عبور و مرور
maximum sound pressure U فشار صوت حداکثر
pron to U با حداکثر سرعت ممکن
maximum permissible load U بار مجاز حداکثر
principle of miximum overlap U اصل حداکثر همپوشانی
peak strenght U حداکثر استعداد مجاز
maximum stock U حداکثر موجودی انبار
maximum in power gain U تقویت قدرت حداکثر
maximum control current U جریان کنترل حداکثر
maximum and minimum thermometer U گرماسنج حداقل و حداکثر
maximum allowable concentration U حداکثر غلظت مجاز
daily flood peak U حداکثر سیل روزانه
marginal U حداکثر نزدیک به انتها
sprint U با حداکثر سرعت دویدن
utmost U منتهای کوشش حداکثر
sprinted U با حداکثر سرعت دویدن
endurance time U سرعت حداکثر مداوم
breaking load U حداکثر تحمل بار
sprints U با حداکثر سرعت دویدن
high water U حداکثر ارتفاع اب مد دریا
closed height U حداکثر ارتفاع لیفتراک
extreme U حداکثر درمنتهی الیه
high run U حداکثر امتیاز در یک دوربیلیارد
maximum current rating U جریان نامی حداکثر
angle of repose U حداکثر شیب استقرار
low tide U حداکثر جذر دریا
maximum gate trigger voltage U ولتاژ احتراق حداکثر
flank speed U حداکثر سرعت قایق
maximum gate trigger current U جریان احتراق حداکثر
maximum flexibility U خمش پذیری حداکثر
ceiling price U حداکثر قیمت قانونی
ceiling prices U حداکثر قیمت قانونی
maximum demand meter U حداکثر مقدار سنج
maximum demand pointer U عقربه مصرف حداکثر
maximum direction finding U جهت یابی حداکثر
maximum surface temperature U درجه حرارت سطحی حداکثر
wall up U رسیدن موج به حداکثر اوج
maximum power point current U جریان در نقطه توان حداکثر
in the groove <idiom> U حداکثر کار را انجام دادن
payload U حداکثر قابلیت حمل بار
payloads U حداکثر قابلیت حمل بار
ultimate compressive strength U حداکثر مقاومت دربرابر فشار
plimsoll mark U خط شاخص حداکثر وزن بارکشتی
deadweight tonnage U حداکثر تناژ وسیله نقلیه
ramp weight U حداکثر وزن ممکن هواپیما
capacity load U حداکثر فرفیت بارگیری ناو
extremum U حداکثر یا حداقل تابع ریاضی
maximum scale value U مقدار درجه بندی حداکثر
powers U حداکثر تلاش در کمترین زمان
powering U حداکثر تلاش در کمترین زمان
powered U حداکثر تلاش در کمترین زمان
power U حداکثر تلاش در کمترین زمان
throughput U حداکثر فرفیت میزان محصول
maximum load rating U قابلیت بارگیری نامی حداکثر
maximum forward r.m.s. on state current U جریان رفت موثر حداکثر
maximum r.m.s. on state current U جریان رفت موثر حداکثر
maximum likelihood method U روش حداکثر درست نمایی
layer depth U که در ان سرعت صوت به حداکثر می رسد
maximum powerpoint voltage U ولتاژ در نقطه توان حداکثر
great tropic range U حداکثر اختلاف جذر و مداستوایی
maximum recording attachment U دستگاه ضبط کننده حداکثر
maximum safe temperature U درجه حرارت مجاز حداکثر
maximum range U حداکثر برد جنگ افزار
hard charge U بشدت و حداکثر سرعت راندن
to have [or bear] a maximum [minimum] load of something U حداکثر [حداقل] باری را پذیرفتن
hull speed U حداکثر سرعت نظری قایق
to be all gone U خالی شدن [به ته رسانیدن] [مصرف شدن ] [تمام شدن]
to put one's best foot formost <idiom> حداکثر تلاش خود را به کار بستن.
to rack rent U حداکثر اجاره رابر ملکی بستن
vertex height U قله مسیرگلوله حداکثر ارتفاع منحنی
road capacity U کشش جاده ازنظر حداکثر ترافیک
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com