Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (24 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
table
U
به جدولی انتقال دادن
tabled
U
به جدولی انتقال دادن
tables
U
به جدولی انتقال دادن
tabling
U
به جدولی انتقال دادن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
transfer
U
انتقال دادن نقل کردن انتقال
transfers
U
انتقال دادن نقل کردن انتقال
transferring
U
انتقال دادن نقل کردن انتقال
shift
U
انتقال دادن اتش تغییرمکان دادن اتشها و یایکانها
conducts
U
هدایت کردن انتقال دادن انجام دادن رفتار
shifted
U
انتقال دادن اتش تغییرمکان دادن اتشها و یایکانها
shifts
U
انتقال دادن اتش تغییرمکان دادن اتشها و یایکانها
conducted
U
هدایت کردن انتقال دادن انجام دادن رفتار
conducting
U
هدایت کردن انتقال دادن انجام دادن رفتار
conduct
U
هدایت کردن انتقال دادن انجام دادن رفتار
shifting
U
انتقال دادن
to carry over
U
انتقال دادن
transport
U
انتقال دادن
alienating
U
انتقال دادن
transports
U
انتقال دادن
transporting
U
انتقال دادن
transported
U
انتقال دادن
carry
U
انتقال دادن
carries
U
انتقال دادن
carried
U
انتقال دادن
gear
U
انتقال دادن
demise
U
انتقال دادن
delivery
U
انتقال دادن
geared
U
انتقال دادن
deliveries
U
انتقال دادن
gears
U
انتقال دادن
detaching
U
انتقال دادن
transfer
U
انتقال دادن
detach
U
انتقال دادن
detaches
U
انتقال دادن
carrying
U
انتقال دادن
shift
U
انتقال دادن
evocate
U
انتقال دادن
shifted
U
انتقال دادن
alienate
U
انتقال دادن
transfers
U
انتقال دادن
alienates
U
انتقال دادن
transferring
U
انتقال دادن
shifts
U
انتقال دادن
carry over
U
انتقال دادن
redeploys
U
نقل و انتقال دادن
shifts
U
انتقال تیر دادن
shift fire
U
انتقال دادن اتش
shift fire
U
انتقال اتش دادن
demise
U
انتقال دادن مال
redeploying
U
نقل و انتقال دادن
redeployed
U
نقل و انتقال دادن
redeploy
U
نقل و انتقال دادن
shuttled
U
نقل و انتقال دادن
shuttle
U
نقل و انتقال دادن
shuttles
U
نقل و انتقال دادن
move
U
تغییردادن انتقال دادن
moved
U
تغییردادن انتقال دادن
switch fire
U
انتقال تیر دادن
moves
U
تغییردادن انتقال دادن
shift
U
انتقال تیر دادن
shifted
U
انتقال تیر دادن
tabular
U
جدولی
assigned
U
انتقال دادن وواگذار کردن
carry over
U
انتقال به صفحه بعد دادن
conduct
U
انتقال دادن رهبری کردن
conducted
U
انتقال دادن رهبری کردن
demise
U
انتقال دادن مال با وصیت
rub off
<idiom>
U
به شخص دیگری انتقال دادن
to make over
U
انتقال دادن دوباره ساختن
conducting
U
انتقال دادن رهبری کردن
make over
U
انتقال دادن دوباره ساختن
assignment
U
ماموریت دادن انتقال افهار
assigning
U
انتقال دادن وواگذار کردن
remise
U
انتقال دادن گذشت کردن
conducts
U
انتقال دادن رهبری کردن
assign
U
انتقال دادن وواگذار کردن
assignments
U
ماموریت دادن انتقال افهار
assigns
U
انتقال دادن وواگذار کردن
contango
U
از دفتری به دفتر دیگر انتقال دادن
negotiating
U
وارد معامله شدن انتقال دادن
negotiates
U
وارد معامله شدن انتقال دادن
negotiated
U
وارد معامله شدن انتقال دادن
negotiate
U
وارد معامله شدن انتقال دادن
table utility
U
برنامه کمکی جدولی
tab delimited file
U
فایل قالب جدولی
trasship
U
بکشتی یا وسیله نقلیه دیگری انتقال دادن
delivery
U
نقل و انتقال دادن پرتاب مهمات یا بار
deliveries
U
نقل و انتقال دادن پرتاب مهمات یا بار
bulleted list chart
U
لیست جدولی بولت دار
removes
U
بردن جابجا کردن انتقال دادن بیرون اوردن
acculturate
نقل و انتقال دادن فرهنگ یک جامعه به جامعهء دیگر
removing
U
بردن جابجا کردن انتقال دادن بیرون اوردن
remove
U
بردن جابجا کردن انتقال دادن بیرون اوردن
table oriented database management progr
U
برنامه مدیریت پایگاه دادههای جدولی
sector
U
جدولی که حاوی سکتورهای غیر قابل استفاده دیسک سخت باشد
sectors
U
جدولی که حاوی سکتورهای غیر قابل استفاده دیسک سخت باشد
cable rigging tension chart
U
جدولی که ارتباط بین تنش کابل کنترل و درجه حرارت رانشان میدهد
indeterminate change of station
U
انتقال اجباری و موقتی انتقال پیش بینی شده
decisions
U
جدولی که رابط ه بین متغیرهای مشخص و اعمالی که در شرایط مختلف رخ میدهند نشان میدهد
branch
U
جدولی که نشان میدهد در برنامه با توجه به نتیجه بررسی به کجا باید جهش کرد
branches
U
جدولی که نشان میدهد در برنامه با توجه به نتیجه بررسی به کجا باید جهش کرد
decision
U
جدولی که رابط ه بین متغیرهای مشخص و اعمالی که در شرایط مختلف رخ میدهند نشان میدهد
electronic funds transfer
U
انتقال الکترونیکی داده ها انتقال الکتریکی سرمایه ها
decisions
U
نمایش گرافیکی جدولی تصمیم گیری که مسیرها و اعمال مناسب در شراطی مختلف را نشان میدهد
decision
U
نمایش گرافیکی جدولی تصمیم گیری که مسیرها و اعمال مناسب در شراطی مختلف را نشان میدهد
liquidity perference
U
جدولی که میزان پولهایی را که مردم جهت استفاده از ربح انهاراکد گذاشته اند نشان میدهد
forward tell
U
انتقال دادن اطلاعات به ردههای بالاتر گزارش به مقام بالاتر
baseband transmission
U
روشی که برای بکارگیری انتقال سیگنالهای فرکانس پایین از میان کابل کواکسیال جهت انتقال داده در شبکه بامحلی با فاصله کوتاه
propagates
U
منتشر کردن قلمه کردن انتقال دادن
propagated
U
منتشر کردن قلمه کردن انتقال دادن
propagate
U
منتشر کردن قلمه کردن انتقال دادن
propagating
U
منتشر کردن قلمه کردن انتقال دادن
transfer processing
U
امور اداری نقل و انتقال وتسویه حساب با یکان اولیه برای انتقال به یکان دیگر
upload
U
انتقال یک کپی از یک برنامه انتقال داده از یک سیستم استفاده کننده به یک سیستم کامپیوتری راه دور
signalled
U
1-حالت موج تولید شده آنالوگ یا دیجیتال برای انتقال اطلاعات .2-پیام کوتاه برای انتقال کدهای کنترلی
xmodem
U
یک پروتکل انتقال فایل غیرهمزمان برای کامپیوترهای شخصی که انتقال سالم فایل ها را از طریق سیستم تلفن اسان تر می سازد
signal
U
1-حالت موج تولید شده آنالوگ یا دیجیتال برای انتقال اطلاعات .2-پیام کوتاه برای انتقال کدهای کنترلی
signaled
U
1-حالت موج تولید شده آنالوگ یا دیجیتال برای انتقال اطلاعات .2-پیام کوتاه برای انتقال کدهای کنترلی
transfer rate
U
نسبت انتقال سرعت انتقال
transfer ladle
U
کفچه انتقال چمچمه انتقال
negative acknowledgement
U
کاراکتر کنترلی که ترمینال گیرنده در انتقال اطلاعات برای ترمینال فرستنده صادرمیکند تا اعلام کند که یک اشتباه انتقال در اخرین بلوک اطلاعات ارسال شده وجوددارد
trans shipment
U
انتقال بکشتی دیگر انتقال بنقلیه دیگر
IrDA
U
روش استاندارد برای انتقال اطلاعات از طریق اشعه نوری . برای انتقال اطلاعات در کامپیوترهای قابل حمل یا PDA به یک چاپگر یا صفحه تصویر. برای این منظور کامپیوتر و چاپگر باید پورت IrDA داشته باشند
reduces
U
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reduce
U
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reducing
U
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
consents
U
اجازه دادن رضایت دادن و پذیرفتن در مورد کارانجام شده و یا رضایت دادن به اینکه کاری انجام بشود
consenting
U
اجازه دادن رضایت دادن و پذیرفتن در مورد کارانجام شده و یا رضایت دادن به اینکه کاری انجام بشود
consent
U
اجازه دادن رضایت دادن و پذیرفتن در مورد کارانجام شده و یا رضایت دادن به اینکه کاری انجام بشود
consented
U
اجازه دادن رضایت دادن و پذیرفتن در مورد کارانجام شده و یا رضایت دادن به اینکه کاری انجام بشود
transformation
U
انتقال
shift
U
انتقال
move
U
انتقال
transmissions
U
انتقال
transter
U
انتقال
downloading
U
انتقال
intuitions
U
انتقال
transfer check
U
انتقال
intuition
U
انتقال
conveyed
U
انتقال
transmission line
U
خط انتقال
transmission
U
انتقال
translation
U
انتقال
assignment
U
انتقال
conveyances
U
انتقال
assignments
U
انتقال
conveys
U
انتقال
conveyance
U
انتقال
transfer line
U
خط انتقال
transportation
U
انتقال
migration
U
انتقال
conduction
U
انتقال
translations
U
انتقال
convey
U
انتقال
conveying
U
انتقال
transitions
U
انتقال
negotiation
U
انتقال
negotiations
U
انتقال
transferring
U
انتقال
abaloenation
U
انتقال
shifted
U
انتقال
shifts
U
انتقال
mittimus
U
انتقال
marque
U
انتقال
transfer
U
انتقال
transition
U
انتقال
line shaft
U
انتقال
metabasis
U
انتقال
transference
U
انتقال
shift
U
انتقال
devolution
U
انتقال
displacement
U
انتقال
transfers
U
انتقال
turn over
U
انتقال
bail arm
U
انتقال
conductance
U
انتقال
bail
U
واگذاری انتقال
demographic transition
U
انتقال جمعیتی
demountable
U
قابل انتقال
conveyance
U
سند انتقال
transferor
U
انتقال دهنده
negotiator
U
انتقال دهنده
transmitter
U
انتقال دهنده
transferee
U
انتقال گیرنده
digital transmission
U
انتقال دیجیتالی
electron transition
U
انتقال الکترون
doppler shift
U
انتقال دوپلری
digital transmission
U
انتقال رقمی
transfer address
U
ادرس انتقال
transfer license plate
[American E]
U
پلاک انتقال
transfer number plate
[British E]
U
پلاک انتقال
transfer switch
U
کلید انتقال
transfer ladle
U
پاتیل انتقال
transfer machine
U
دستگاه انتقال
descendible
U
قابل انتقال
transfer medium
U
رسانه انتقال
transfer orbit
U
مدار انتقال
transfer of capital
U
انتقال سرمایه
transfer of learning
U
انتقال یادگیری
transfer of technology
U
انتقال تکنولوژی
transfer of training
U
انتقال اموزش
transfer interpreter
U
مفسر انتقال
transfer rate
U
نرخ انتقال
transfer function
U
تابع انتقال
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com